رابطه ایمان و دین شناسی تاریخی

فارسی 2510 نمایش |

در طول قرن های گذشته این تصور بر ذهن ما حاکم بوده است که ایمان چیزی بیش از اعتقاد به خدا و نبوت نیست. از ذهن و حافظه ما بیرون رفته که ایمان -که در شرایط تاریخی معینی حادث شده است- واقعه ای تاریخی بود و مانند هر واقعه تاریخی دیگر اگر بخواهیم آن را بشناسیم باید دست به تلاشی مجدد بزنیم. ایمان از مهمترین مفاهیم و مقولات دینی است که در بطن و کانون حیات دینداران، نقشی یگانه برعهده دارد. این مفهوم، گو اینکه از شأن و اعتباری بنیادین برخوردار است اما در فرآیند دین ورزی آدمیان، گاه به محاق غفلت فرو می رود و غلبه تفکر کلامی و فقهی، جا را بر وجود آن تنگ می کند. مطلب حاضر بر آن است تا ضمن تذکر به اهمیت و محوریت ایمان در تفکر دینی، نسبت آن را با مقوله تاریخ دین و دین شناسی تاریخی بازکاود.

آیا میان ایمان و دین شناسی تاریخی رابطه ای هست؟ آیا بدون دین شناسی تاریخی می توان درباره ایمان صحبت کرد؟ آیا ما برای تعیین معنای ایمان حتما نیازمند دین شناسی تاریخی هستیم؟ پاسخ من به این پرسش ها مثبت است. دین شناسی تاریخی سخت در میان ما مهجور است. در حوزه های علمیه متأسفانه به آن توجه نمی شود در حالی که در عصر حاضر، حوزه های علمیه نمی توانند بدون توجه به دین شناسی تاریخی و آگاهی کافی از این رشته دانش، درباره ایمان -که مسأله محوری ادیان وحیانی است- نظریه پردازی کنند و کلام اسلامی متناسب با عصر حاضر را سامان دهند.

نکته اول این است که در ادیان وحیانی (یهودیت، مسیحیت و اسلام)، محور الهیات، ایمان است نه خداوند. تصور خداوند و توضیح و توصیف و جستجوی او در میان ادیان بزرگ دنیا (به استثنای دین بودیسم) مشترک است. گرچه پاره ای از دین شناسان کوشش کرده اند در بودیسم نیز گونه ای تصویر از خداوند را نشان دهند. به هر حال در جستجوی خداوند بودن و از خداوند سخن گفتن، مخصوص ادیان وحیانی نیست و در ادیان بزرگ دیگر نیز هست. آنچه مسأله محوری ادیان وحیانی را تشکیل می دهد، ایمان است. این موضوع محوری را در ادیان غیروحیانی نمی یابیم.

نکته دوم این است که منظور از ایمان در ادیان وحیانی، ایمان فطری یا طبیعی یا عقلی استدلالی به خداوند نیست، بلکه در این ادیان -آنطور که واقعیت ظهور و گسترش این ادیان نشان می دهد- ایمان یک واقعیت تاریخی است؛ به این معنی که بنیانگذاران این دین های سه گانه در تاریخ معینی از دوره های بشری با دعوی نبوت (به استثنای عیسی که مسیحیان او را فوق نبی می دانند) به گونه ای خاص از تنظیم رابطه انسان و خدا دعوت کرده اند. مسأله محوری این رابطه، شنیدن پیام و خطاب خداوند است. آنچه بنیانگذاران این ادیان به آن دعوت کرده اند این است که خداوند از طریق ما با شما سخن می گوید؛ این سخن را بشنوید و بپذیرید و زندگی تان را با این سخن تنظیم کنید و خداوند را به یاد آورید و او را پرستش و ستایش کنید.

با این توصیف، معلوم می شود آنچه ادیان بزرگ الهی از پیروان خود می طلبند، همانا ایمان است. تردیدی در این نیست که پیش از پیامبر اسلام (ص) و اعلام نبوت و رسالت، از ایمان در این مضمون و محتوا خبری نبود. با آمدن او ایمان به معنای اعتقاد به سخن و خطاب او و شنیدن پیام خدا به وسیله او مطرح شده است. به همین جهت است که محوری ترین مسأله ای که متألهان مسلمان را در برابر متألهان دیگر ادیان در قرن سوم تا پنجم هجری -که قرن اوج پیشرفت کلام اسلامی است- قرار می داد، مسأله نبوت بود نه مسأله توحید. آنچه مسلمانان و یهودیان و مسیحیان بر سر آن با یکدیگر اختلاف داشتند، اصل مسأله عقیده به خداوند نبود، بلکه نزاع بر سر این بود که آیا پیامبر اسلام (ص) که دعوی نبوت کرده، نبی بود یا نبود؟ به این معنی است که لازم بود پیام خداوند ابلاغ و شنیده شود تا آنگاه بتوان از ایمان سخن گفت؟ این فرآیند، حادثه ای تاریخی بود؛ یعنی حادثه ای بود که در شرایط زمانی و مکانی معینی اتفاق افتاد.

در قرن سوم و چهارم هجری، عده زیادی از متکلمان مسلمان پس از ظهور ایده های مرجئه در پی پاسخ به این پرسش بودند که ایمان و کفر چیست. در کتابهای کلامی میان متکلمان مسلمان، مباحث فراوانی درباره چیستی ایمان وجود دارد. همچنین درباره ایمان و کفر رساله های بسیاری نوشته شده است. پاره ای از این رساله ها را عالمان شیعه نوشته اند.

این عالمان چنین نمی اندیشیدند که ایمان؛ یعنی فقط اعتقاد به خدا و پیامبر. اگر فقط چنین برداشتی از ایمان داشتند، این بحث های دامنه دار به وجود نمی آمد. مراجعه به کتابها و رساله ها معلوم می کند که جستجوی معنی ایمان مطرح بوده است. گویی این پرسش پیش آمد که ماهیت آنچه با ظهور پیامبر اسلام (ص) اتفاق افتاد (خطاب خداوند و طلب شنیدن) چه بود؟ پیدایش بحث های مفصل درباره ماهیت کفر و ایمان در حالی بود که قرآن مجید و روایات میان مسلمانان بود. امروز چرا ما در جستجوی یافتن معنی ایمان نیستیم؟ حداقل در حوزه کلام کسی در این جستجو نیست. در محفل های اخلاقی ممکن است معلمان اخلاق بحث ایمان و ایمان واقعی را مطرح کنند، اما این بحث در صحنه بحث های کلامی ما گم شده است.

ما باید برای شناخت ماهیت ایمان باید در معنای ایمانی که پیامبر (ص) به آن دعوت می کرد، جستجو کنیم. سخن در این است که حقیقت آنچه به نام ایمان که از دو عنصر «حدوث پیام خداوند» و «شنیدن پیام خداوند» تشکیل می یافت، چه بود؟ این مسأله ای است که باید آن را دنبال کنیم؛ زیرا میان ما و آن حادثه، ۱۴۰۰ سال فاصله است. همچنین ما بسیاری از حالات و خصوصیات پیامبر اسلام (ص) را نمی دانیم. اگر بخواهیم ایشان را بیشتر بشناسیم، باید ببینیم داده های تاریخی به ما چه می گویند و چگونه می توانیم در این زمینه به نظریه ای برسیم. مسأله مهم این است که تمام بحث ها در یک فرهنگ شفاهی اتفاق افتاده و این فرهنگ شفاهی بعدا مبدل به یک فرهنگ مکتوب شده است. به دلیل گسستی که بین این فرهنگ شفاهی و فرهنگ مکتوب به وجود آمده، کار تحقیق ما در این زمینه بسیار مشکل و پیچیده شده است.

پس نتیجه اول این است که بپذیریم باید درباره مفهوم ایمانی که پیامبر (ص) ما را به آن دعوت کرده است، جستجو شود؛ درباره مسأله ای که همه بحث ها بر مدار آن دور می زند: ثواب ها و عقاب ها، حب ها و بغض ها، سعادت و شقاوت، هدایت و ضلالت و بسیاری از مفهوم های دینی دیگر. پرسش این است که چگونه می توانیم به جستجو بپردازیم و دریابیم که پیامبر (ص) چه می گفت و به چه چیز دعوت می کرد و ایمان چه بود. این جاست که باید به دین شناسی تاریخی روی بیاوریم. تعریف خیلی مختصری از دین شناسی تاریخی ارائه می دهم.

دین شناسی تاریخی به اجمال این است که مثلا اگر قرار است دین شناسی تاریخی درباره اسلام انجام بشود، کلیه پدیده های دینی شکل گرفته پیرامون آنچه که اسلام نامیده می شود، را یک مجموعه معنایی تلقی کنیم و آن گاه از این مجموعه معنایی -که به صورت تاریخی شکل گرفته و سیستمی را تشکیل داده است- گره گشایی و رمزگشایی کنیم. توجه کنیم که ما امروزه با مجموعه پدیده هایی دور هم تنیده و شکل گرفته به نام اسلام مواجه هستیم. این مجموعه شامل پدیده های تاریخی بسیاری است: متون دینی موجود بین مسلمانها، کلام اسلامی، عرفان اسلامی، شعائر، آداب و تجربه هایی که مسلمانها هزار و چهارصد سال با آنها زیسته اند. چنین مجموعه ای را اگر در عالم مسیحیت و یهودیت تصور کنیم، مجموعه معنایی دینی یهودیت و مسیحیت را تشکیل داده ایم، یعنی سیستمی که به شکل تاریخی پدید آمده است. اگر این مجموعه را با توجه به این نکته که یک فرآیند شکل گرفته تاریخی است، تحلیل تاریخی کنیم، دست به مطالعه دین شناسی تاریخی زده ایم.

منـابـع

محمد مجتهد شبستری- مقاله ايمان و دين شناسی تاريخی

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد