شبهه کافر بودن پدر ابراهیم علیه السلام (نظر مفسرین)

فارسی 3594 نمایش |

خطاب مکرر ابراهیم به آزر

خطاب ابراهیم (ع) به آزر در این آیات: «یـأبت أبت إنی قد جاءنی من العلم ما لم یأتک فاتبعنی أهدک صراطا سویا* یا أبت لا تعبد الشیطان إن الشیطان کان للرحمن عصیا* یا أبت إنی أخاف أن یمسک عذاب من الرحمن فتکون للشیطان ولیا؛ ای پدر به راستی مرا از دانش [وحی حقايقی به دست] آمده كه تو را نيامده است پس از من پيروی كن تا تو را به راهی راست هدايت نمايم. پدر جان شيطان را مپرست كه شيطان [خدای] رحمان را عصيانگر است. پدر جان من می‏ ترسم از جانب [خدای] رحمان عذابی به تو رسد و تو يار شيطان باشی.» (مریم/ 43- 45) نشان می دهد که برای او حق پدری قائل بوده است؛ از همین رو در برابر وی همواره برخوردی توأم با ادب مدارا، دلسوزی و خویشتن داری داشت؛ به گونه ای که از او با عنوان اواه و حلیم ستایش شده است: «إن إبرهیم لاو ه حلیم؛ به راستی ابراهیم بسی نیایشگر و بردبار بود.» (توبه/ 114)
نکاتی که در رفتار ابراهیم (ع) در برابر آزر قابل دقت است، عبارتند از:
1. هنگام گفتگو با آزر، از درشت گویی پرهیز می کرده، با به کار بردن جمله «یا أبت» که جز برای اظهار مهرورزی کامل به کار نمی رود، می کوشیده تا ضمن برانگیختن عواطف وی، سخن خویش را به حالت درخواست ادا کند؛ افزون بر آن که از صدا زدن او با نام پرهیز می کرده که خود نوعی احترام به شمار می آید.
2. پیش از مخالفت با مرام آزر، علت گرایش او به بت ها و پرستش آن ها را به گونه ای که دلیل بطلان بت پرستی را همراه داشته باشد، جویا شد؛ شاید از آن رو که آزر متنبه و تا حد امکان، از منازعه با او جلوگیری شود: «یـأبت لم تعبد ما لایسمع و لایبصر و لایغنی عنک شیئا؛ هنگامی که به پدرش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می پرستی که نمی شنود و نمی بیند و از تو نیازی را برطرف نمی سازد؟» (مریم/ 42)
3. او می بایست نادانی آزر و نیز نبوت خود و لزوم پیروی آزر از وی را به آزر ابلاغ می کرد؛ اما نه او را جاهل خواند و نه خود را عالم؛ بلکه به گونه ای که تحقیر آزر را در بر نداشته باشد، به او گفت: از علم، مقداری به من رسیده که به تو نرسیده است: «قد جاءنی من العلم ما لم یأتک؛ ای پدر! به راستی مرا از دانش [وحی، حقایقی] به دست آمده که تو را نیامده است.» (مریم/ 43) آن گاه به دلیل همان علم، از آزر خواست تا از او پیروی کند و انگیزه این درخواست را هدایت آزر دانست: «فاتبعنی أهدک صرطا سویا؛ پس از من پیروی کن تا تو را به راهی راست هدایت نمایم.» (مریم/ 43)
4. تهدید آزر به عذاب الهی را در قالب جمله ای حاکی از دلواپسی و علاقه قلبی خود به سرنوشت او بیان کرد: «یأبت إنی أخاف أن یمسک عذاب من الرحمن فتکون للشیطـن ولیا؛ ای پدر! من از آن می ترسم که از جانب خدای رحمان عذابی به تو رسد و تو یار شیطان گروی.» (مریم/ 45) تا حق او را که مستلزم احسان به او است، ادا کرده باشد.
5. در محاجه با آزر به اقتضای وظیفه نبوت، گمراهی او را با صراحت به وی گوشزد کرد: «إنی أرک و قومک فی ضلـل مبین؛ و آن گاه که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بتان را به خدایی می گیری؟ حقیقت این است که من، تو و قومت را در گمراهی آشکار می بینم.» (انعام/ 74) و از جمله هایی نظیر «أفلا تعقلون» که متضمن نکوهش از موضع برتر است، پرهیز کرد؛ ولی این تعبیر را در محاجه با قوم به کار برد. (انبیاء/ 67)
6. با آن که آزر در برابر عطوفت و ادب ابراهیم (ع) او را به رجم (کشتن با نهایت خواری و مجازات ویژه مطرودان) تهدید کرد: «لئن لم تنته لارجمنک؛ اگر دست بر نداری تو را سنگسار خواهم کرد، و مدت زیادی از من دور شو.» (مریم/ 46) و به این وسیله، طرد ابراهیم از خود را اعلام نمود، ابراهیم ضمن پافشاری بر وظیفه نبوت، در رعایت حق آزر کوتاهی نکرده، به نشان تواضع و رعایت حق او، تهدید وی را با سلام پاسخ گفت: «قال سلـم علیک؛ ابراهیم گفت: سلام بر تو.» (مریم/ 47) که متضمن احسان و بیان گر آن بود که هیچ سخن یا امر ناخوشایندی از سوی وی، آزر را تهدید نخواهد کرد و با ارائه سخن نیکو کوشید جدایی از آزر، به دور از عقوق تحقق یابد. به نظر بعضی، سلام ابراهیم (ع) سلام بزرگواران در برابر نادانان یا دعا برای سلامت او به منظور مایل ساختن او به حق یا سلام خداحافظی و وداع به جهت اطاعت از گفته آزر: «واهجرنی ملیا؛ و مدت زیادی از من دور شو.» (مریم/ 46) است؛ ولی احتمال اخیر با توجه به آن که هجرت ابراهیم پس از مدتی نه چندان کوتاه صورت گرفته، رد شده است. شاید بتوان گفت: معنای دیگر برای سلام، دعا برای سلامت معنوی، یعنی دوری از مرض شرک بوده است.
7. پس از این که آزر وی را به کشتن تهدید و او را از خود طرد کرد، به آزر وعده داد که برایش از خداوند آمرزش بخواهد: «سأستغفر لک ربی؛ ابراهیم زودی من از خدایم برای تو آمرزش می طلبم.» (مریم/ 47)
8. در پی وعده استغفار به آزر، خداوند را درباره خود «حفی» دانسته: «إنه کان بی حفیا؛ او با من بسیار مهربان است.» (مریم/47) «حفی» به معنای نیکوکار مهربانی است که دقیق ترین خواسته ها را مد نظر داشته، همه آن ها را به نیکویی بر می آورد. ابراهیم با این سخن خویش که نشان دهنده پذیرش خواسته وی از سوی خداوند است، به آزر فهماند که به آمرزش وی امیدوار است. به گفته دیگر به آزر توجه داد که آمرزش او را از سعادت خود می داند؛ زیرا صاحب این گفته بر آن است که «حفی» بودن برای شخص، به معنای فرام ساختن هر چیزی برای سعادت اوست.
9. فرمان آزر را که گفت از من دور شو: «و اهجرنی ملیا؛ نادیده نگرفت و اعلام کرد که آنان را ترک خواهد گفت.» (مریم/ 46) «و أعتزلکم و ما تدعون من دون الله؛ و از شما و از آن چیزها که به جای خدا می خوانید کناره می گیرم.» (مریم/ 48)
10. در گفتگو با آزر خود را سعادت مند و او را شقاوت مند نخواند؛ بلکه با این جمله که شاید من با عبادت خداوند دچار شقاوت نباشم: «عسی ألا أکون بدعاء ربی شقیا؛ امیدوارم که در خواندن پروردگارم بی پاسخ نمانم.» (مریم/ 48) ضمن بیان مطلب، ادب را نیز رعایت کرد. در منابع معتبر، پس از این، جز هنگام پرتاب ابراهیم در آتش، اثری از برخورد ابراهیم با آزر نمی بینیم.

اختلاف مفسرین شیعه و سنی در این مورد

مفسرین در مورد کلمه آزر در آیه: «و إذ قال إبراهیم لأبیه آزر؛ و به یاد آور وقتی را که ابراهیم به پدرش آزر گفت.» (انعام/ 74) اختلاف کرده اند که آیا این کلمه اسم پدرش بوده و یا آنکه لقب وی بوده؟ و منشأ این اختلاف روایاتی است که می گوید: اسم پدر ابراهیم (تارج) یا (تارخ) بوده و اتفاقا تاریخ و همچنین تورات هم این معنا را تایید می کند. و نیز اختلاف کرده اند در اینکه آیا مراد از کلمه "ابیه" پدر او است یا عمویش یا جد مادریش، یا آنکه مراد، رئیس و بزرگ فامیل است. منشا این اختلاف نیز از اختلاف روایاتی است که در این باره وارد شده، چون بعضی از اخبار دارد که مراد از "أبیه" پدر او است، و ابراهیم (ع) در قیامت از او شفاعت خواهد کرد، و خداوند هم شفاعتش را نپذیرفته و پدرش را به صورت گفتاری گندیده، مسخ نموده و خود ابراهیم نیز از او بیزاری می جوید.
بعضی دیگر دارد که او پدر ابراهیم نبوده چون پدرش مردی موحد بوده و هرگز شرک نورزیده است. و در اخبار دیگری هم دارد که اجداد پیغمبر اسلام همگی موحد بوده اند. و همچنین روایات دیگری که در این باره وارد شده است و همین روایات در سایر جزئیات داستان ابراهیم نیز اختلاف فاحشی دارند، حتی بعضی از آنها مشتمل بر مطالبی است که بیشتر به نسبت هایی شباهت دارد که عهد عتیق به ابراهیم داده، سخنانی که به هیچ وجه با مقام خلیل اللهی و نبوت و رسالت ابراهیم نمی سازد. جمعی از مفسران سنی آزر را پدر واقعی ابراهیم می دانند، در حالی که تمام مفسران و دانشمندان شیعه معتقدند آذر پدر ابراهیم نبود، بعضی او را پدر مادر و بسیاری او را عموی ابراهیم دانسته اند.

قرائنی تأیید نظر دانشمندان شیعه

قرائنی که نظر دانشمندان شیعه را تایید می کند چند چیز است:
1- در هیچ یک از منابع تاریخی اسم پدر ابراهیم، "آزر" شمرده نشده است، بلکه همه "تارخ" نوشته اند، در کتب عهدین نیز همین نام آمده است، جالب اینکه افرادی که اصرار دارند پدر ابراهیم آزر بوده در اینجا به توجیهاتی دست زده اند که به هیچ وجه قابل قبول نیست از جمله اینکه اسم پدر ابراهیم تارخ، و لقبش آزر بوده! در حالی که این لقب نیز در منابع تاریخی ذکر نشده است. و یا اینکه آزر بتی بوده که پدر ابراهیم او را پرستش می کرده است در حالی که این احتمال با ظاهر آیه فوق که می گوید پدرش آزر بود به هیچ وجه سازگار نیست، مگر اینکه جمله یا کلمه ای در تقدیر بگیریم که آن هم بر خلاف ظاهر است.
2- قرآن مجید می گوید مسلمانان حق ندارند برای مشرکان استغفار کنند اگرچه بستگان و نزدیکان آنها بوده باشند، سپس برای اینکه کسی استغفار ابراهیم را درباره آزر دستاویز قرار ندهد چنین می گوید: «و ما کان استغفار إبراهیم لأبیه إلا عن موعده وعدها إیاه فلما تبین له أنه عدو لله تبرأ منه؛ طلب آمرزش ابراهيم براى پدرش جز براى وعده‏ اى كه به او داده بود نبود و[لى] هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست از او بيزارى جست.» (توبه/ 114) استغفار ابراهیم برای پدرش (آزر) فقط به خاطر وعده ای بود که به او داده بود آنجا که گفت «سأستغفر لک ربی؛ به زودی برای تو استغفار خواهم کرد.» (مریم/ 47) به امید اینکه با این وعده دلگرم شود و از بت پرستی برگردد، اما هنگامی که او را در راه بت پرستی مصمم و لجوج دید دست از استغفار درباره او برداشت. از این آیه به خوبی استفاده می شود که ابراهیم بعد از مایوس شدن از آزر دیگر هیچگاه برای او طلب آمرزش نکرد و شایسته هم نبود چنین کند، و تمام قرائن نشان می دهد این جریان در دوران جوانی ابراهیم و زمانی بود که در شهر بابل می زیست و با بت پرستان مبارزه داشت.
ولی آیات دیگر قرآن نشان می دهد که ابراهیم در اواخر عمر خود و پس از پایان بنای کعبه برای پدرش از خداوند طلب آمرزش کرد (البته در این آیات چنان که خواهد آمد از پدر تعبیر به "اب" نشده بلکه تعبیر به والد که صریحا مفهوم پدر را می رساند، شده است). آنجا که می فرماید: «الحمد لله الذی وهب لی علی الکبر إسماعیل و إسحاق إن ربی لسمیع الدعاء... ربنا اغفر لی و لوالدی و للمؤمنین یوم یقوم الحساب؛ حمد و سپاس برای خدایی است که در پیری به من اسماعیل و اسحاق را بخشیده پروردگار من دعا را اجابت می کند، پروردگارا! من و پدر و مادرم و مؤمنین را در روز رستاخیز بیامرز.» (ابراهیم/ 39- 41)
از انضمام این آیه به آیه سوره توبه که مسلمانان را از استغفار برای مشرکان بر حذر می دارد و ابراهیم را از انجام چنین کاری جز برای یک مدت محدود آن هم برای یک هدف مقدس، برکنار می شمرد، به خوبی استفاده می شود که منظور از "اب" در آیه مورد بحث، پدر نیست، بلکه عمو یا پدر مادر و یا مانند آن است و به تعبیر دیگر "والد" در بیان معنی پدر صراحت دارد، در حالی که "اب" صراحت ندارد. در آیات قرآن کلمه "اب" نیز در مورد عمو به کار رفته است مانند آیه 133 سوره بقره «قالوا نعبد إلهک و إله آبائک إبراهیم و إسماعیل و إسحاق إلها واحدا؛ فرزندان یعقوب به او گفتند ما خداوند تو و خداوند پدران تو ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یگانه را می پرستیم.» و این را می دانیم که اسماعیل عموی یعقوب بود نه پدر او.
3- از روایات مختلف اسلامی نیز می توان این موضوع را استفاده کرد زیرا در حدیث معروفی از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده است: «لم یزل ینقلنی الله من اصلاب الطاهرین الی ارحام المطهرات حتی اخرجنی فی عالمکم هذا لم یدنسنی بدنس الجاهلیه؛ همواره خداوند مرا از صلب پدران پاک به رحم مادران پاک منتقل می ساخت، و هرگز مرا به آلودگیهای دوران جاهلیت آلوده نساخت.»
شک نیست که روشنترین آلودگی دوران جاهلیت شرک و بت پرستی است، و کسانی که آن را منحصر به آلودگی زنا دانسته اند، هیچ دلیلی بر گفته خود ندارند، به خصوص اینکه قرآن می گوید «إنما المشرکون نجس؛ مشرکان آلوده و ناپاکند.» (توبه/ 28) طبری که از دانشمندان اهل سنت است در تفسیر خود "جامع البیان" از مفسر معروف "مجاهد" نقل می کند که او صریحا می گوید: «آزر پدر ابراهیم نبود.» آلوسی مفسر دیگر اهل تسنن در تفسیر روح المعانی در ذیل همین آیه می گوید: «آنها که می گویند اعتقاد به اینکه آزر پدر ابراهیم نبود مخصوص شیعه هست از کم اطلاعی آنها است زیرا بسیاری از دانشمندان معتقدند که آزر اسم عموی ابراهیم بود.»
"سیوطی" دانشمند معروف سنی در کتاب مسالک الحنفاء از فخر رازی در کتاب اسرار التنزیل نقل می کند که پدر و مادر و اجداد پیامبر اسلام (ص) هیچگاه مشرک نبودند و به حدیثی که در بالا از پیامبر (ص) نقل کردیم استدلال نموده است، سپس خود سیوطی اضافه می کند که ما می توانیم این حقیقت را با توجه به دو دسته از روایات اسلامی اثبات کنیم نخست روایاتی که می گوید پدران و اجداد پیامبر تا آدم هر کدام بهترین فرد زمان خود بوده اند (این احادیث را از صحیح بخاری و دلائل النبوه بیهقی و مانند آن نقل نموده است). و روایاتی که می گوید در هر عصر و زمانی افراد موحد و خداپرست وجود داشته است با ضمیمه کردن این دو دسته روایات ثابت می شود اجداد پیامبر (ص) از جمله (پدر ابراهیم) حتما موحد بوده اند.

دیدگاه علامه طباطبایی

علامه می فرماید آن چیزی که از خود آیات مربوط به داستان ابراهیم (ع) استفاده می شود این است که وی در اولین برخورد با قوم خود، ابتدا با مردی روبرو شده که قرآن آن مرد را "آزر" و پدر او نامیده است، و ابراهیم بسیار پافشاری کرده که شاید او را وادار سازد تا دست از بت ها برداشته و از دین توحید پیروی کند، مرد نامبرده در عوض، ابراهیم را از خود طرد نموده و به او گفته که باید برای همیشه از او دور شود. این مطالبی است که از دقت در آیه 46 سوره مریم به دست می آید که می فرماید در کتاب به یاد آور ابراهیم را، به درستی که او راستگو و پیغمبر بود، به یاد آر آن زمانی را که به پدر خود گفت: «پدرجان چرا چیزی را می پرستی که نه می شنود و نه می بیند و نه تو را در حاجتی بی نیاز می کند؟ پدرجان به درستی که علمی به من رسیده که بر تو نرسیده است، پس مرا پیروی کن تا به راه راست راهنماییت کنم» تا آنجا که می فرماید- «گفت ای ابراهیم آیا تو از خدایان من روی گردانی؟ بدان که اگر دست از این اعراض خود برنداری سنگسارت می کنم، دور شو از من و دیگر تو را نبینم.»
علامه با توجه به این آیه می فرماید آزر، پدر صلبی و حقیقی ابراهیم (ع) نبوده است. و شاهد بر مدعای ما است، این است که در آیه مزبور از پدر و مادر خود به کلمه "والدی" که جز بر پدر و مادر صلبی اطلاق نمی شود، تعبیر کرده و در آیه مورد بحث کلمه "أب" را به کار برده است، که به غیر پدر هم اطلاق می شود، و همچنین در سایر آیاتی که اسم آزر برده شده از او به "أب" تعبیر کرده است، و این کلمه به غیر پدر از قبیل جد و عمو و کسانی دیگر نیز اطلاق می شود، از آن جمله در خود قرآن از ابراهیم که جد یعقوب است و همچنین از اسماعیل که عموی او است به پدر تعبیر کرده و می فرماید: «أم کنتم شهداء إذ حضر یعقوب الموت إذ قال لبنیه ما تعبدون من بعدی قالوا نعبد إلهک و إله آبائک إبراهیم و إسماعیل و إسحاق إلها واحدا و نحن له مسلمون؛ بلکه آیا حاضر بودید وقتی که مردن یعقوب فرا رسید وقتی که به پسران خود گفت: پس از من چه چیز را می پرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را می پرستیم در حالی که خدایی یگانه است و ما به وی تسلیم شده ایم.» (بقره/ 133) و نیز آنجا که کلام یوسف را حکایت می کند چنین می فرماید: «و اتبعت مله آبائی إبراهیم و إسحاق و یعقوب؛ و از آیین پدرانم ابراهیم خلیل و اسحاق و یعقوب پیروی کردم.» (یوسف/ 38) با اینکه اسحاق جد یوسف، و ابراهیم جد پدر او است.
بنابراین آزر پدر حقیقی ابراهیم نبوده و ناچار در او عنوانی بوده است که به خاطر آن عنوان او را پدر خطاب کرده است، چون در لغت، بعضی از اوصاف و عناوین وجود دارد که مصحح اطلاق پدر بردارنده آن است، از آن جمله جد، عمو، پدرزن و هر کسی است که زمام امور آدمی را در دست دارد و هر کسی که بزرگ و فرمانروای قوم است. و این گونه اطلاقات مجازی منحصر در لغت عرب نیست، بلکه سایر زبانها نیز نمونه آن را داشته و چه بسیار اطلاقات مجازی که در کلمات مادر، عمو، برادر، خواهر، سر، چشم، دهن، دست، بازو، انگشت و امثال آن، از کنایه و مجازاتی که ساخته و پرداخته ذوق لطیف و تفنن در بیان است، دارند. بنابراین پدر حقیقی ابراهیم (ع) شخص دیگری غیر از آزر بوده، ولیکن قرآن از او اسم نبرده بلکه روایات ما اسم او را "تارخ" معرفی کرده و تورات نیز آن را تایید نموده است.

نتیجه

بنابراین از دو طریق استفاده می شود که پدر ابراهیم (ع) کافر نبوده، طریق اول روایات اسلامی و اعتقادی شیعه که اجداد پیامبر را موحد معرفی می کند که هیچ گاه بت پرستی نکرده و منکر خداوند نبوده اند. طریق دوم از خود قرآن استفاده می کنیم که آزر پدر واقعی ابراهیم نبوده بلکه پدر واقعی ابراهیم همان کسی است که در حق او به طور جدی بعد از اتمام ساختمان کعبه دعا نموده است که دعای مستجاب می باشد چون خداوند از دعا درباره مشرکین نفی کرده است زیرا خداوند دعا در حق مشرکین و کفار را قبول نمی فرماید ولو دعا کننده پیامبر باشد چنان که در قرآن این حقیقت وجود دارد. طبق آیه 114 سوره توبه که خداوند از دعا درباره مشرکین ولو پدر و مادر باشد نفی کرده است، و از این آیه معلوم می شود که حضرت ابراهیم با آزر قطع رابطه نمود به خاطر مشرک بودنش لذا دعای اتمام ساختمان کعبه او را شامل نمی شود بلکه پدر اصلی ابراهیم را شامل می شود. علاوه بر این نام پدر ابراهیم تارخ می باشد چنان که در تورات نیز آمده است.
دلیل دیگری کلامی است در این باره که انبیای الهی همگی معصوم هستند مخصوصا در عقاید شیعه و هیچ گاه معصوم پدری مشرک و کافر نخواهد داشت و اصولا تمام پیامبران از پدران موحد و خداپرست به وجود آمده اند.

منـابـع

سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد ‏7 ص 231-235 و ‌169، ‌158؛ جلد 14 ص ‌57‌- 61؛ جلد 9 ص ‌398

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد 5 صفحه 304-307

سایت اندیشه قم- بخش پرسش و پاسخ

ابوعلی فضل بن الحسن الطبرسی- مجمع البیان- جلد 6 صفحه 798

جعفر سبحانی- منشور جاوید- جلد 11 صفحه ‌217- 218

محمد صالحی منش- دائره المعارف قرآن کریم- جلد 1

سیدهاشم رسولی محلاتی- تاریخ انبیاء

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد