درخواستهای موسی علیه السلام از خداوند بعد از مأموریت به رسالت

فارسی 6301 نمایش |

موسی از عظمت مأموریت خود آگاه شد و برای تحقق بخشیدن به آن از خدا مطالبی را درخواست نمود:. یازده آیه است که متن درخواست موسی از پروردگارش را نقل می کند: «قال رب اشرح لی صدری* و یسر لی أمری* و احلل عقدة من لسانی* یفقهوا قولی* و اجعل لی وزیرا من أهلی* هارون أخی* اشدد به أزری* و أشرکه فی أمری* کی نسبحک کثیرا* و نذکرک کثیرا* إنک کنت بنا بصیرا؛ گفت: پروردگارا! سینه ام را وسعت بخش. و کارم را برایم آسان ساز و گره از زبانم بگشای. تا سخنم را دریابند. و برای من دستیاری از کسانم قرار ده، هارون برادرم را. پشت من را بدو محکم کن و او را در کارم شریک ساز. تا تو را فراوان تسبیح گوییم و تو را بسیار یاد کنیم. بی تردید تو بر حال ما ناظر بوده ای.» (طه/ 25- 35) به هر حال در خواست های موسی عبارتند از:

سینه فراخ به او بدهد

خداوند می فرماید: «قال رب اشرح لی صدری» (طه/ 25) و از آنجا که نخستین وسیله پیروزی روح بزرگ، فکر بلند و عقل توانا و به عبارت دیگر گشادگی سینه است عرض کرد پروردگار من! سینه مرا گشاده بدار (قال رب اشرح لی صدری). آری نخستین سرمایه برای یک رهبر انقلابی، سینه گشاده، حوصله فراوان استقامت و شهامت و تحمل بار مشکلات است، و به همین دلیل در حدیثی از امیر مؤمنان علی (ع) می خوانیم: «آلة الریاسة سعة الصدر؛ وسیله رهبری و ریاست سینه گشاده است.» این آیه اولین آیه از آیاتی است که متن درخواست موسی از پروردگارش را نقل می کند، که بعد از مسجل شدن رسالتش چه چیزهایی از پروردگارش درخواست نمود، و از ظاهر آن پیدا است که آنچه درخواست کرده وسائلی بوده که در امر رسالتش بدان محتاج بوده نه در امر نبوت، آری رساندن رسالت خدا به فرعون و درباریانش و نجات دادن بنی اسرائیل، و اداره امور ایشان، آن وسائل را لازم داشته، نه مساله نبوتش. مؤید این احتمال این است که این درخواست ها را بعد از تمامیت نبوتش، بلکه بعد از فرمان رسالتش، یعنی آیه "اذهب إلی فرعون إنه طغی" آورد. بله آیات چهارگانه اول که از آیه "رب اشرح لی صدری" شروع می شود بی ارتباط به امر نبوت نیست، چون امر نبوت عبارت است از تلقی و گرفتن عقاید دین و احکام عملی آن از ساحت مقدس ربوبی، که آن نیز به داشتن شرح صدر و آن سه تای دیگر نیازمند است.
پس جمله "رب اشرح لی صدری" از باب استعاره تخییلیه و استعاره به کنایه است، چون "شرح" به معنای گشاد کردن و باز کردن است، گویا سینه انسان را که قلب در آن جای دارد ظرفی فرض کرده که آنچه از طریق مشاهده و ادراک در آن وارد می شود جای می گیرد، و در آن انباشته می شود، و اگر آنچه وارد می شود امری عظیم یا ما فوق طاقت بشری باشد سینه نمی تواند در خود جایش دهد، ناگزیر محتاج می شود به اینکه آن را شرح دهند و باز کنند، تا گنجایشش بیشتر گردد. و موسی (ع) رسالتی را که خدا بر او مسجل کرد بزرگ شمرد، چون از شوکت و قوت قبطیان آگاه بود، مخصوصا از این جهت که فرعون طاغی در رأس آنان قرار داشت، فرعونی که با خدا بر سر ربوبیت منازعه نموده به بانک بلند می گفت «أنا ربکم الأعلی؛ گفت پروردگار بزرگتر شما منم.» (