ویژگیها، مقامات و درجات حضرت داوود (ع) (1)

فارسی نسخه موبایل
خصوصیات و ویژگیهاى حضرت داوود (ع)
یکی از پیامبران بزرگی که علاوه بر قدرت معنوی و نبوت، دارای حکومت ظاهری وسیع نیز بود، حضرت داود ـ علیه السلام ـ است که نام مبارکش شانزده بار در قرآن آمده است. حضرت داود ـ علیه السلام ـ در سرزمینی بین مصر و شام دیده به جهان گشود، او از نواده‎های حضرت یعقوب است و به نه واسطه به یکی از فرزندان حضرت یعقوب می‎رسد، پدرش «ایشا» نام داشت. او صد سال عمر کرد، که چهل سال از آن را حکومت نمود. ماجرای شهرت داود ـ علیه السلام ـ آن هنگام شروع شد که به عنوان یکی از سربازان طالوت، به جنگ جالوت و لشکرش رفت و با سنگی که در فلاخن خود نهاده بود، جالوت جبار را کشت. «ایشا» ده پسر داشت، داود ـ علیه السلام ـ کوچکترین آنها بود. حضرت داود ـ علیه السلام ـ بسیار خوش صوت بود، به طوری که وقتی صدایش به مناجات بلند می‎شد، پرندگان به سوی او می‎آمدند و حیوانات وحشی گردن می‎کشیدند تا صدای دلنشین او را بشنوند، او کوتاه قد و کبود چشم و کم مود بود، در میان بنی اسرائیل و در پیشگاه طالوت فرمانده شجاع و با ایمان لشکر بنی اسرائیل، دارای موقعیت عظیم بود، پس از آن که طالوت از دنیا رفت، بنی اسرائیل حکومت و فرماندهی طالوت را، در اختیار داود ـ علیه السلام ـ گذاشتند، و همه ثروتهای طالوت را به او سپردند، وقتی که به حاکمیت رسید، خداوند او را به مقام پیامبری نیز رسانید.

ده خصلت عظیم داود ـ علیه السلام ـ در آیات سوره ص
در قرآن، در آیه 15 تا 20 سوره ص، خداوند داوود ـ علیه السلام ـ را با ده خصلت ارجمند می‎ستاید، حتی به پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ سفارش کرده که در برابر گزند مخالفان و بدخواهان همانند داوود ـ علیه السلام ـ صبر و مقاومت داشته باشد. در آیه نخست (آیه 17 ص) چنین آمده: «اصبر على ما یقولون و اذکر عبدنا داود ذا الأید إنه أواب» ترجمه: ای پیامبر! در برابر آن چه مخالفان می‎گویند شکیبا باش و به خاطر بیاور بنده ما داوود ـ علیه السلام ـ را که صاحب قدرت، و بسیار بازگشت کننده به خدا بود.»
خصال دهگانه ارجمند داوود ـ علیه السلام ـ عبارتند از:
1. صبر و مقاومت. 2. مقام عبودیت و بندگی. 3. قوت و قدرت معنوی و جسمی. 4. بازگشت و رجوع مداوم به خدا، و رابطه تنگاتنگ با خدا. 5. کوهها در تسخیر او بودند و با او صبح و شام تسبیح خدا می‎گفتند. 6. پرندگان در تسبیح خدا با او هم آواز می‎شدند. 7. آنها نه تنها در آغاز کار بلکه در همه احوال، با تسبیح او هماهنگ می‎شدند. 8. داشتن حکومت استوار و مقتدرانه. 9. علم و دانش سرشار که مایه برکات است. 10. منطقی گویا، و بیانی لطیف و شیوا. خداوند گاهی او را به عنوان «نعم العبد» «نیکوترین بنده» و زمانی او را به عنوان خلیفه خود (سوره ص، آیه 30 و 26)، و نیز به داشتن امتیاز و فضایل (سبأ، 26) علم و حکمت (نمل، 15) معرفی کرده، و نزول کتاب اخلاقی و مهم زبور را بر او، بر شمرده (اسراء، 55؛ نساء، 163) او را با عالیترین خصلت‎ها ستوده است.

به هر حال خصوصیات و ویژگیهای حضرت داوود را اینگونه می توان خلاصه نمود:
1 - سربازى دلاور و شجاع
خداوند می فرماید: «فهزموهم باذن الله و قتل داوود جالوت» (بقره/ 251) ترجمه: سپس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را به هزیمت واداشتند؛ و داوود (نوجوانان نیرومند و شجاعى که در لشگر «طالوت» بود)، جالوت را کشت. این آیه آخرین مرحله مبارزه بنى اسرائیل به فرماندهى و رهبرى طالوت با جالوت ستمگر و سپاه نیرومند او را بیان مى کند که سرانجام سپاه جالوت شکست خورده و فرار کردند. شکست سپاه جالوت به علت آن بود که جالوت بدست جوان کم سن و سال نیرومند و شجاعى که در لشگر طالوت بود، به شکل غیر منتظره اى کشته شد، بیان آیه شریفه بر این مطلب دلالت دارد که داوود جوان شجاع و بى باکى بوده، چون مقابله و رویارویى با جالوت کار بسیار دشوار و مرگ بارى بوده بطورى که در سپاه طالوت کسى جرأت رویارویى با او را نداشته است. بنابراین با استناد به مفهوم و سیاق آیه شریفه شجاعت و دلاورى براى داوود (ع) ثابت مى شود.

2 – جزو نیکوکاران
خداوند می فرماید: «و وهبنا له اسحاق و یعقوب کلا هدینا و نوحا هدینا من قبل و من ذریته. داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون و کذلک نجزى المحسنین» (انعام/ 84) ترجمه: و اسحاق و یعقوب را به او [= ابراهیم] بخشیدیم و هر دو را هدایت کردیم، و نوح را (نیز) پیش از آن هدایت نمودیم و از فرزندان او، داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را (هدایت کردیم) این گونه نیکوکاران را پاداش مى دهیم. در آیه شریفه با اشاره به نام نه نفر از انبیاء و برگزیدگان بزرگ الهى و بهره گیرى آنان از نعمت هدایت الهى (که بعضى از مفسرین هدایت را به معناى نبوت گرفته اند و مى گویند هدایت نمودیم یعنى نبوت را به آنها عطا کردیم و آنها را از توفیق خاص و الطاف ویژه برخوردار نمودیم) مى فرمایند آنان از نیکوکارانند و خداوند این چنین نیکوکاران را پاداش مى دهد. در خصوص نوع پاداش بعضى از مفسران بزرگ مى گویند: «ظاهر سیاق آیه چنین اقتضا مى کند که مراد از این «جزا» و پاداش همان هدایت الهى باشد که ذکر شد». در نتیجه با استناد به آیه شریفه مشخص مى شود که یکى از ویژگیهاى حضرت داوود (ع) نیکوکارى است، و این ویژگى سبب شده خداوند وى را نیز مانند سایر برگزیدگانش، گزینش و جزا و پاداش دهد که گفته شده مقصود از این پاداش همان هدایت و عنایت ویژه و خاص است که در نهایت منجر به برگزیده شدن به مقام نبوت گردیده است.

3 - صاحب قدرت و بسیار توبه کننده
خداوند می فرماید: «اصبر على ما یقولون و اذکر عبدنا داوود ذالاید انه اواب» (ص/ 17) ترجمه: در برابر آنچه مى گویند شکیبا باش، و به خاطر بیاور بنده ما داوود صاحب قدرت را که او بسیار توبه کننده بود. در آیه شریفه ضمن توصیه به ذکر یادى از حضرت داوود (ع) ایشان را به دو ویژگى مى ستاید که عبارت است از ذالأید، اواب. در مورد معناى این دو صفت مفسرین احتمالاتى ذکر کرده اند:
ذالأید، به معناى قوى، صاحب نیرو و قدرتمند آمده است که مصادیق و متعلقات قدرتمندى را مفسرین بزرگ عبارت دانسته اند از: قدرتمندى و قوى در عبادت بطورى که نیمى از شب را عبادت مى کرد و نیمى از عمرش را روزه بود یعنى یک روز در میان روزه بود. قوى و نیرومند در مقابله با دشمن بطورى که قوى ترین دشمنان در برابر سنگهاى مرگبار او تاب نمى آوردند (چنانکه بر سر جالوت فرود آمد و او را به هلاکت رساند)، سنگهاى او با سرعت، دقت و قدرت بالاى که خداوند به او عنایت کرده بود بدون استثنا مى توانست قوى ترین دشمنان رابه خاک بیافکند. صاحب قدرت عظیم و نعمتهاى بزرگ چنانکه خداوند حکومت گسترده و یا ثبات و نیز تسلط بر حیوانات، علم و حکمت، بطورى که زبان حیوانات و وحوش را مى دانست و نیز چیزهاى دیگرى را در اختیارش قرار داده بود. صاحب قوت در دین و تحمل اداى رسالت و نبوت اینها معانى بود که براى ویژگى اول آن جناب ذکر نموده اند، اما ویژگى و خصوصیت دوم.
در مورد معناى اواب در جمله «انه اواب» نیز احتمالاتى بدین شرح داده شده است:
اواب، از (آب - یؤب) به معناى رجع مى باشد، یعنى بسیار رجوع کننده از مکروهات و بازگردانده بود به مرضات الهى. او از رسولان برگزیده اى بود که پیوسته به سوى مرضات و خوشنودى پرودگار متوجه بود و رجوع مى کرد.
اواب به معناى مسبح یعنى پیوسته بذکر پروردگار اشتغال مى روزید و بسیار تسبیح کننده بود و هنگام تسبیح او سنگها و درختان و پرندگان با او تسبیح مى کردند.
اواب به معناى اطاعت کننده او پیوسته در اطاعت خدا تلاش و مجاهدت مى کرد.
و در کل آیه شریفه مى فرماید بیادآور مجاهدتهاى داود پیامبر را که با قدرت و نیرویى که داشت در مقام تسبیح و تنزیه پروردگار از نقص و هم چنین در ستیز با دشمن برمى آمد و پیوسته به سوى خوشنودى پروردگار متوجه و بسیار رجوع مى کرد و بذکر ساحت پروردگار پیوسته اشتغال مى ورزید.

4- دانشى عظیم، شکرگذارى، برترى بر مؤمنین
در سوره نمل آمده «و لقد، اتیناء داوود و سلیمان علما و قالا الحمدلله الذى فضلنا على کثیر من عباده المؤمنین» (نمل / 15) ترجمه: هر آینه به داوود و (پسرش) سلیمان علم و دانش (حکم کردن میان مردم) را دادیم، داوود و سلیمان (پس از آنکه خداى تعالى پیغمبرى و پادشاهى و علم و دانش و نرم گردانیدن آهن و تسخیر و رام نمودن جن و انس و شیاطین را به ایشان داد) گفتند: همه ستایشها از آن خدائى است که ما را بر بسیارى از بندگان با ایمان خودش تفضیل و برترى بخشد. شاید بتوان گفت که موضوع اول آیه شریفه این است که حضرت داوود و پسرش سلیمان (علیه السلام) از دانش و علم عظیم خداوندى برخوردار بودند، و نکته دوم اینکه. این علم سبب برترى آنان بر بسیارى از مؤمنین شده بود و نکته سوم این است که آن جناب بر نعمتها و مواهب و عطایاى الهى شاکر بوده اند.

بنابراین از آیه شریفه سه ویژگى براى آن حضرت استفاده مى شود:
1) علم عظیم 2) برترى بر مؤمنین 3) شاکر بر نعمتهاى الهى

بر دو نکته مفسرین قرآن کریم در این آیه شریفه بحث کرده اند:
الف) بر کلمه «علما» از جهت لفظى که چرا (نکره) آمده است. و از جهت معنا و مصداق که مقصود از علم چیست؟
اما در جهت اول دو نظر وجود دارد:
1- «علما» را نکره آورده تا اشاره باشد به عظمت و اهمیت امر آن علم. و نیز گفته اند به جهت تفخیم آن علم است یعنى (دانشى عظیم).
2- «علما» را نکره آورده اند به جهت بعضیت آن یعنى طائفه اى از جنس علم به او داده شده. به عبارت دیگر مى فرماید بخشى یا قسمتى از علم، شاخه هاى از علم به او داده شد.
اما در جهت دوم یعنى معنا و مصداق علم حضرت داوود (ع) گفته اند: دانش داوود (ع) داورى و قضاوت و دانستن زبان مرغان و جنبندگان و نرم شدن آهن و در دست او بدون نیاز به آتش و تسخیر کوهها و مرغان و جن و حیوانات وحشى و شیاطین جن و انس است و نیز گفته اند علم کیمیا است. و نیز گفته اند: علم ایشان علم به احکام شرایع و نیز گفته اند علم به صنعت زره بوده است.
ب) بر کلمه «فضلنا» نیز بحث کرده اند که مصداق برتر چیست؟
بعضى گفته اند برترى یا به علم است که چه سیاق آیه نیز آن را تایید مى کند یا برترى به همه مواهبى است که خداى تعالى به آن جناب اختصاص داده است. و بعض دیگر گفته اند: خداوند به وسیله علم و نبوت وى را برترى داده است. و نیز گفته اند: خداوند آنان را از میان مردم برگزید و پیامبر خود گردانید و به آنان معجزه و حکومت و دانش بخشید.

5- صنعتگرى استثنایى و زره بافی
قبل از آن عصر، جنگ جویان وقتی به جنگ می‎رفتند، لباسهای آهنی می‎پوشیدند که پوشیدن این لباسها به خاطر سنگینی و انعطاف ناپذیری، بسیار دشوار و خسته کننده بود. داوود ـ علیه السلام ـ که به مسأله جهاد و دفاع، اهمیت بسیار می‎داد، در این فکر بود که وسیله دفاعی رزمندگان در عین آن که آنها را حفظ می‎کند، نرم و استفاده از آن آسان باشد. همین مطلب را از خداوند خواست. خداوند آهن را مانند شمع و موم برای داوود ـ علیه السلام ـ نرم کرد، و او از این موهبت کمال استفاده را در زره سازی نمود.

زره بافی حضرت داوود (ع) در قرآن
خداوند در سوره سبأ به این موضوع اشاره می کند و می فرماید: «ان اعمل سابغات و قدر فى السرد و اعملو صالحا انى بما تعلمون بصیر» (سبأ/ 11) ترجمه: و به داوود گفتیم: رزه هاى فراخ دامن بساز (زره پوششى است آهنى مانند پیراهن، در جنگ براى حفظ بدن از شمشیر و نیزه مى پوشاند) و در بافتن (آن ها) اندازه نگهدار (حلقه هاى آن را منظم و یک نواخت در هم فکن) و تو و کسانت کارهاى نیکو بجا آورید، البته من به آنچه (اطاعت و فرمانبرى که) بجاى مى آورید بینا (آگاه) ام (شما را جزاء و پاداش مى دهم.) کلمه «سابغات» جمع، سابغة به معناى زره فراخ است. و " اسباغ نعمت" نیز به معنى فراخى نعمت است. کلمه «سرد» به معناى بافتن زره است و جمله «قدر فى السرد» به معناى این است که حلقه زره را اندازه گیرى کن و همه را به یک اندازه مناسب با هم بساز. در آیه شریفه دو نکته مهم وجود دارد نخست اینکه مى فرماید: براى امرار معاش باید به قوت بازو متکى بود، و از داوود پیامبر (ع) مى خواهد که بجاى ارتزاق از بیت المال به شغل زره سازى بپردازد و از زمینه هاى که خداوند در اختیارت قرار داده استفاده کن، بعلاوه علم و ابزار این کار را نیز در اختیارش مى گذارد. در واقع خداوند به داود دستورى مى دهد که باید سرمشقى براى همه صنعتگران و کارگران با ایمان جهان باشد، دستور محکم کارى و رعایت دقت در کیفیت و کمیت در مصنوعات، آن چنان که مصرف کنندگان به خوبى و راحتى بتوانند از آن استفاده کنند، و از استحکام کامل برخوردار باشد. به داود مى گوید: زره را گشاد و راحت درست کن، تا جنگجو به هنگام پوشیدن در زندان گرفتار نشود، نه حلقه ها را بیش از اندازه کوچک و باریک کن که حالت انعطاف خود را از دست بدهد، و نه زیاد درشت و بى قواره که گاه نوک شمشیر و خنجر و نیزه و تیر از آن بگذرد، همه چیزش باندازه و متناسب باشد.خلاصه اینکه: خداوند هم " ماده" اصلى را به مقتضاى " ألنا له الحدید" در اختیار داود گذاشت، و هم طرز صورت بخشیدن و ساختن زره را به او آموزش داد، تا محصولى کامل از این " ماده" و " صورت" فراهم گردد.
نکته دوم این است که مى فرماید: به شکرانه این نعمت ها (که خداوند علم، قدرت و توانایى بر انجام کار و ابزار کار) که در اختیارت گذارده است، خود و قومت عمل صالح انجام دهید که خداوند بر این اعمال نیز آگاه و بصیر است.
در سوره انبیاء نیز آمده «وعلمناه صنعة لبوس لکم لتحصنکم من بأسکم فهل انتم شاکرون» (انبیاء / 80) ترجمه: و ساختن زره را به خاطر شما به او تعلیم دادیم، تا شما را در جنگهایتان حفظ کند، آیا شکرگزار (این نعمتهاى خدا) هستید؟ «و علمناه صنعة لبوس لکم»: ما به داوود صنعت زره سازى آموختیم. قتاده گوید: اول کسى که رزه ساخت او بود. خدا صفحه هاى آهن را در دست او مثل خمیر نرم کرده بود. آهن را فتیله مى کرد و بصورت حلقه درمى آوردو بهم مى بافت. در نتیجه هم سبک بود و هم استحکام داشت. اما منظور از جمله «لتحصنکم من باسکم» این است که زره را به تن کنید تا در جنگها سلاح دشمن به بدن شما کارگر نیفتد. اما منظور از جمله «فهل انتم شاکرون» این است که آیا شما شکر نعمتهایى را که خدا به شما و انبیاء داده است بجا مى آورید؟ زیرا هر نعمتى را که خدا به انبیاء داده در واقع به مردم داه است. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند به حضرت داوود ـ علیه السلام ـ وحی کرد: «نعم العبد انت الا انک تأکل من بیت المال؛ تو نیکو بنده‎ای هستی، جز این که هزینه زندگی خود را از بیت المال تأمین می‎کنی.» حضرت داوود ـ علیه السلام ـ چهل روز گریه کرد، و از خداوند خواست که وسیله‎ای برای او فراهم سازد که از بیت المال مصرف نکند، خداوند آهن را بر او نرم کرد، او هر روز با آهن یک زره می‎ساخت و آن را می‎فروخت، به طوری که در سال 360 زره بافت، و از بیت المال بی‎نیاز گردید.» آری قبل از آن عصر، جنگ جویان وقتی به جنگ می‎رفتند، لباسهای آهنی می‎پوشیدند که پوشیدن این لباسها به خاطر سنگینی و انعطاف ناپذیری، بسیار دشوار و خسته کننده بود. داوود ـ علیه السلام ـ که به مسأله جهاد و دفاع، اهمیت بسیار می‎داد، در این فکر بود که وسیله دفاعی رزمندگان در عین آن که آنها را حفظ می‎کند، نرم و استفاده از آن آسان باشد. همین مطلب را از خداوند خواست. خداوند آهن را مانند شمع و موم برای داوود ـ علیه السلام ـ نرم کرد، و او از این موهبت کمال استفاده را در زره سازی نمود. روایت شده: روزی حضرت لقمان ـ علیه السلام ـ نزد داوود ـ علیه السلام ـ آمد، او مشغول درست کردن نخستین زره بود، لقمان سکوت کرد و چیزی نگفت، همچنان تماشا می‎کرد و می‎دید داوود ـ علیه السلام ـ از آهن مقداری می‎گیرد و با آن مفتولهای باریک می‎سازد، و آن مفتولها را داخل هم می‎گذارد... لقمان هم چنان منتظر بود ببیند که داوود ـ علیه السلام ـ چه می‎سازد؟! تا این که داوود ـ علیه السلام ـ یک زره را به طور کامل ساخت و سپس برخاست، آن را پوشید و گفت: «به راستی چه وسیله دفاعی خوبی برای جنگ است.» لقمان با صبر و تحمل بدون سخن گفتن دریافت که داوود ـ علیه السلام ـ چه چیزی می‎بافته است، گفت: «الصمت حکمه و قلیل فاعله؛ خاموشی حکمت است. ولی افراد خاموش اندکند».

زره بافی حضرت داوود (ع) در روایات
امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: خداوند به حضرت داوود ـ علیه السلام ـ وحی کرد: «نعم العبد انت الا انک تأکل من بیت المال؛ تو نیکو بنده‎ای هستی، جز این که هزینه زندگی خود را از بیت المال تأمین می‎کنی». حضرت داوود ـ علیه السلام ـ چهل روز گریه کرد، و از خداوند خواست که وسیله‎ای برای او فراهم سازد که از بیت المال مصرف نکند، خداوند آهن را بر او نرم کرد، او هر روز با آهن یک زره می‎ساخت و آن را می‎فروخت، به طوری که در سال 360 زره بافت، و از بیت المال بی‎نیاز گردید.» روایت شده: روزی حضرت لقمان ـ علیه السلام ـ نزد داوود ـ علیه السلام ـ آمد، او مشغول درست کردن نخستین زره بود، لقمان سکوت کرد و چیزی نگفت، همچنان تماشا می‎کرد و می‎دید داوود ـ علیه السلام ـ از آهن مقداری می‎گیرد و با آن مفتولهای باریک می‎سازد، و آن مفتولها را داخل هم می‎گذارد... لقمان هم چنان منتظر بود ببیند که داوود ـ علیه السلام ـ چه می‎سازد؟! تا این که داوود ـ علیه السلام ـ یک زره را به طور کامل ساخت و سپس برخاست، آن را پوشید و گفت: «به راستی چه وسیله دفاعی خوبی برای جنگ است.» لقمان با صبر و تحمل بدون سخن گفتن دریافت که داوود ـ علیه السلام ـ چه چیزی می‎بافته است، گفت: «الصمت حکمه و قلیل فاعله» ترجمه: خاموشی حکمت است. ولی افراد خاموش اندکند.
جلال الدین مولانا در کتاب مثنوی گوید: لقمان وقتی که دید داوود ـ علیه السلام ـ لباسی با حلقه‎های آهن می‎بافد تعجب کرد، می‎خواست بپرسد، با خود گفت: خاموشی و تحمل بهتر است انسان در پرتو تحمل زودتر به مقصود می‎رسد. سرانجام بافتن آن تمام شد و داوود ـ علیه السلام ـ آن را پوشید و به لقمان گفت: «این زره لباس نیکویی برای جنگ است.» لقمان گفت: «صبر نیز یار و پناه خوب، و برطرف کننده اندوه است»:
گفت لقمان صبر هم نیکو دمی است *** کو پناه و دافع هر جا غمی است
صد هزاران کیمیا حق آفرید *** کیمیایی هم چو صبر آدم ندید
صبر گنج است ای برادر صبر کن *** تا شفا یابی تو زین رنج کهن


6- حاکمى که از بیت المال ارتزاق نمى کرد
حضرت داوود (ع) اگرچه پیامبر است اما از نگاه دیگرى حاکم است و در واقع آیه مورد بحث الگوى یک حاکم الهى را در یک بعد بیان مى کند و آن الگو این است که حاکم هم در اتزاق شخصى خود متکى به اموال عمومى نباشد. آیه شریفه علامت سؤال ایجاد مى کند: به چه علتى حاکمى مانند آن حضرت که قطعا به اندازه ضرورت و نیاز از بیت المال مصرف مى کند را خداوند صنعت زره سازى یاد دهد؟ در این تعلیم چه رازى نهفته است؟ آیا خداوند مى خواست براى حاکمان جوامع بشرى الگوى اتکا به خود را ارائه نماید؟ و مصرف شخصى آنها از بیت المال را منع نماید؟ یا چیز دیگرى است؟ پاسخ این سوال را روایتى داده است: در کتاب کافى بسندى از امام صادق (ع) روایت شده که مى فرمود، امیرمؤمنان (ع) مى فرمود پروردگار وحى فرمود به داوود پیامبر (ع) که تو بسیار بنده خوبى هستى جز اینکه از بیت المال بینوایان ارتزاق نموده و هزینه خود را تأمین مى نمایى و با زحمت و رنج کار نمى نمایى. داوود در اثر این الهام چهل شبانه روز گریست، پروردگار آهن سخت را براى او نرم کرد، بدین جهت داوود پیامبر (ع) هر روز یک درع (زره آهنى) مى بافت و هزینه و مخارج خود را از قیمت آن تأمین مى نمود و از بیت المال بى نیاز گردید. از این روایت استفاده مى شود که حاکم نباید بیت المال و اموال عمومى را غنیمت خود به حساب بیاورد و در استفاده از آن خود را صاحب اختیار بداند بلکه اگر ممکن است از راه دیگرى که حاصل زحمت خودش باشد زندگى نماید.

(ادامه دارد...)

منـابـع

1- ترجمه مجمع البیان، علامه طبرسى، ج 18 ص 87 ج 16 ص 149 - 150، ج 21 ص 81 ج 8، ص 381، ج 7، ص 57

2- ترجمه المیزان، علامه طباطبایى، ج 7 ص 337، ج 15 ص 495، ج 16 ص 546، ج‏17، ص 289-290، ص 296، ج‏14، ص 441، ج‏16، ص 545، ج ‏15، ص 497

3- تفسیر نمونه، ج 2 ص 179، ج‏18، ص 27 ج 18 ص 27-30، ص: 30، ج‏13، ص 469، ج 19 ص 248

4- تفسیر منهج الصادقین، ملافتح الله کاشانى، ‏ ج 7 ص 10، ج 8 ص 40-42

5- تفسیر انوار درخشان، سید محمدحسینى همدانى‏، ج 14 ص 104، ج 11 ص 86

6- تفسیر روض‏الجنان و روح‏الجنان، حسین‏بن‏على بن احمد الخزاعى النیشابورى، ‏ ج 16 ص 261، ج 15 ص 12 و ص 17

7- سیمای الگویی پیامبران در قرآن کریم، نوشته عین الله ارشادی

8- سایت اندیشه قم، مقاله مشخصات داود (ع) و ویژگی های او و مقاله زهد و پارسایی داوود (ع)

9- تفسیر مجمع البیان، ج 8، ص 381- 382

10- فرهنگ قرآن، جلد 13، صفحه 335 و صفحه 328

11- مقاله داستان قضاوت حضرت داود و سلیمان (علیه السلام)، نوشته آیت الله محمدی گلپایگانی

12- تفسیر انوار درخشان، سید محمدحسینى همدانى‏، ج 14 ص 105-107

13- تفسیرموضوعی آیه الله جوادی ج7 ص243

14- تاریخ انبیاء، نویسنده: سید هاشم رسولى محلاتى

15- سایت اندیشه قم، مقاله حکومت داوود (ع) و برخورد او با مردم

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد