باورهای مذهبی مردم آفریقا (آیین های مربوط به کودک)

فارسی 4132 نمایش |

تولد و کودکى
در جوامع آفریقایى، تولد کودک جریانى است که بسیار قبل از آمدن کودک به این دنیا شروع و تا بسیار بعد از آن ادامه مى یابد. این صرفا حادثه ساده اى نیست که بتوان آن را در تاریخى خاص ثبت کرد. طبیعت کودک را به دنیا مى آورد، اما اجتماع کودک را در وجود اجتماعى یعنى فردى با گرایش به حیات جمعى خلق مى کند. زیرا این جامعه است که باید از کودک حمایت کند، غذا دهد، بزرگ کند، تربیت نمایدو به شیوه هاى بسیار دیگر او را با جامعه گسترده تر یکى نماید. کودکان جوانه هاى جامعه اند، و هنگام رویش حیات و پیشرفت جامعه هر تولدى رسیدن «بهار» است. از این رو تولد کودک نه تنها دغدغه خاطر پدر و مادر بلکه بسیارى از بستگان چه زنده و چه مرده است. خویشاوندى نقش مهمى در اینجا ایفا مى کند، لذا کودک نمى تواند به طور انحصارى «فرزند من» باشد بلکه «فرزند ما» است.

الف ـ باردارى
این اولین نشانه است که عضو جدید جامعه در راه است. از این رو زن باردار شخص خاصى مى شود و از مراقبت ویژه اى از جانب همسایگان و خویشاوندان خود برخوردار مى گردد. این مراقبت ویژه از قبل از باردارى شروع و بعد از تولد نوزاد ادامه مى یابد. در برخى جوامع آفریقایى، ازدواج مادامى که زن نزاید کاملا به رسمیت شناخته نمى شود یا جا نمى افتد. از این رو، اولین باردارى مهرنهایى ازدواج و علامت عضویت کامل زن در خانواده و حلقه خویشاوندى همسرش است. بدبخت زنى که على رغم دارا بودن شایستگى هاى دیگر، نازا باشد، و ناتوانى او در باردارى بدتر از گناه کشتار دسته جمعى است: او نه تنها براى خودش بلکه براى سلسله انساب پایان کل حیات انسانى است. زمانى که او مى میرد کسى از تبار او براى یادآورى او وجود نخواهد داشت تا او را در وضع جاودانگى شخصى نگاه دارد: او به سادگى «فراموش خواهد شد». شاید این گناه خود او نباشد، اما این او را در چشمهاى جامعه «تبرئه نمى کند». امکان دارد شوهر با بزرگ کردن فرزندانى از همسر دیگر وضع را کمى بهتر کند، اما زن بى فرزند داغى را به جاى مى گذارد که هیچ چیز نمى تواند آن را محو کند. او از این مساله رنج خواهد برد، خویشانش از این رنج خواهند برد؛ حقارت جبران ناپذیرى که براى آن در زندگى سنتى هیچ مایه تسلى وجود ندارد. در بسیارى از جوامع آفریقایى، زن باردار باید دستورات و تابوهاى ویژه اى را رعایت کند، تا حدى به این دلیل که باردارى در واقع او را از لحاظ آیین «ناپاک» مى کند و خصوصا براى حفاظت از او و فرزند است.

رابطه جنسى در طول باردارى
یکى از عامترین قوانین به رابطه جنسى در طول باردارى مربوط است. در بعضى از جوامع به محض آنکه زن متوجه حاملگى خود مى شود او و شوهرش تا بعد از تولد بچه کاملا روابط جنسى را متوقف مى کنند. در جوامع دیگرى تا دو سه ماه پس از تولد بچه این رابطه متوقف مى شود. این ممنوعیت توسط زن بعد از تولد کودک از چند روز تا حتى دو یا سه سال رعایت مى شود. شوهر ملزم به رعایت آن در چنین دوره طولانى نیست، زیرا مى تواند همسران دیگرى داشته باشد. بطور میانگین، زنان از عمل مقاربت تا زمان از شیرگرفتن بچه هایشان خوددارى مى کنند؛ اما این رسم از جامعه اى به جامعه دیگر تفاوت دارد.

قوانین مربوط به غذا در طول دوره بارداری
قاعده دیگر مربوط به غذا است: مادران باردار از خوردن برخى از غذاها از بیم این که این غذا به سلامتى مادر و فرزند صدمه بزنند و یا سبب بدبختى هر یک از دو پس از تولد باشند، بازداشته مى شوند. براى مثال، در میان قبیله آکامبا مادر باردار در طى سه ماهه آخر باردارى از خوردن چربى، لوبیا و یا گوشت حیواناتى که با تیرهاى زهرآگین کشته مى شوند منع مى شود. علاوه بر غذاهاى دیگر، او نوع خاصى از خاک که بر روى تپه هاى مورچه ها یا درخت ها وجود دارد مى خورد. این خاک، اول بار توسط گونه خاصى مورچه جویده و سپس روى درختها و علفها ریخته مى شود و یا به شکل تپه (تپه مورچه)، انباشته مى گردند. طعم این خاک حتى براى افراد غیر باردار نامطبوع نیست. مردم باور دارند که چنین خاکى بدن کودک را قوى مى کند. بدون شک حقیقت علمى در این باورها درباره غذاها وجود دارد. و این باورها در نتیجه تجربه هاى مردم شکل گرفته است. به طورمثال احتمال دارد خوردن گوشت حیواناتى که با تیرسمى کشته شده اند سبب تولدهاى پیش از موقع بشوند؛ و خاک مورچه ها موادى معدنى در خود دارد که در واقع بدن جنین داخل رحم را تقویت مى کند.
در میان قبیله اینگاسانا، زن باردار هنگام نزدیک شدن زایمان به خانه پدر و مادر خود باز مى گردد. همین رسم در میان برخى اقوام و قبایل دیگر وجود دارد. شاید این رسم نمایش نمادین «آوردن» نوزاد از دنیاى دیگر «نامرئى» است. همچنین شاید نماد بازگشت زندگى به خانه اى باشد که زن از آن ریشه مى گیرد. شاید هم از معنا و اهمیت اجتماعى برخوردار باشد و به منسوبین نشان مى دهد که زن بارور و در شرف زاییدن است.

کار و استفاده از ابزار در دوران بارداری
تابوى دیگرى که عموما رعایت مى شود در ارتباط با کار و استفاده از ابزار است. بطور مثال، در میان مردم آکامبا و گیکویو، تمام سلاحها و تمام وسایل آهنى از خانه مادر باردار قبل از زایمان بیرون برده مى شود. مردم معتقدند ابزار آهنى رعد و برق را جذب مى کند. در میان قوم اینگاسانا، هم مادر باردار و هم شوهرش قبل از تولد نوزاد از حمل آتش منع مى شوند. این ممنوعیت و ممنوعیت هاى مشابه بیانگر توجه و مراقبتى است که هم مادر و هم بچه باید دریافت کنند. همچنین قوانین و مقررات اجتماعى نیز وجود دارد. براى مثال در میان مردم مائو، زمانى که زن باردار است مستقیما با همسرش صحبت نمى کند. زوجین از طریق واسطه با یکدیگر ارتباط مى گیرند. این که دقیقا این رسم به چه معنى است من مطمئن نیستم. چندین امکان وجود دارد. شاید باردارى او را شرعا ناپاک مى کند و لذا شوهرش باید از آن حفظ شود. همچنین ممکن است راهى باشد براى سهیم نمودن شوهر در کمک به تخفیف بار باردارى. این رسم وسیله اى براى حفاظت از مادر باردار از هر گونه صدمه آیینى، بدنى و روانى است، که ممکن است در غیر این صورت از ارتباط مستقیم با شوهرش در رنج باشد. جوامعى هستند که در آنها براى مادر و نوزاد بدرگاه خداوند، جهت اطمینان از سلامتى آنان دعا مى شود. مردم قبیله ناندى براى حمایت از زنان باردارشان دعا مى کنند؛ هنگامى که زن بامبوتى متوجه باردارى خود مى شود، غذایى مى پزد وقسمتى ازآن را به جنگل مى برد ودرآنجا با دعاى شکر آن را به خداوند هدیه مى کند. همچنین ممکن است آیینهاى مناسبى برگزار شود، و بعضى از مادران باردار سلاهاى محافظ با خود حمل کنند.

ب ـ تولد واقعى
اعمال و عقاید مرتبط با تولد واقعى بطور قابل ملاحظه اى فرق دارند. معمولا تولد در خانه مادر باردار و یا خانه پدر و مادرش که این آیین در آن برگزار مى شود اتفاق مى افتد. اگرچه، در موارد معدودى در خانه مخصوصى که به این منظور در داخل یا خارج دهکده ساخته شده صورت مى گیرد.

رسم مردم قبیله ادهوک
براى مثال، رسم مردم قبیله ادهوک آن است که وقتى زنى در شرف فارغ شدن است، او به تنهایى به بیشه زار مى رود تا در آنجا زایمان کند. با وجود این، او ممکن است از یکى از منسوبان درخواست کند تا او را همراهى کند. پس از زایمان در بیابان او با فرزندش به خانه باز مى گردد. به نظر مى آید که این رسم برخاسته از رسم دیگرى است که در آن زنى که دوقلو مى زاید همراه آندو کشته مى شود. با پنهان داشتن این زایمان از مردم، هیچکس نمى فهمید که او دوقلو زاییده است که در این صورت او مى باید یکى از قلوها را کشته و با دیگرى به خانه بازگردد. این رسمى است خشن که در جامعه هاى دیگر گزارش نمى شود. در بسیارى از مناطق تقریبا هر زن مسنى تحت شرایط طبیعى مى تواند به عنوان قابله عمل کند، اگر چه این کار معمولا توسط متخصصین انجام مى شود. همچنین على القاعده مردان از حضور در خانه اى که در آن زایمان انجام مى شود منع مى گردند.

اقدامات جهت کمک به زائو
در میان بعضى جوامع اقداماتى جهت کمک به زائو در دردهاى آخر زایمان او صورت مى گیرد. براى مثال، زنان قبیله ولف در بالا و پایین راه مى روند و یا حبوبات را در هاون مى کوبند. جوامع دیگر ممکن است براى همان منظور از علف استفاده کنند. در طول زایمان، عموما زنان چمباتمه مى زنند. وقتى زن گیکویو زایمان مى کند، اگر نوزاد پسر باشد پنج بار و اگر دختر باشد چهار بار جیغ مى زند.

بند ناف و جفت از نظر مردم آفریقا
بند ناف و جفت نمادهاى وابستگى طفل به مادر، به زنان، و به حالت عدم فعالیت است. از این رو آنها موضوع درمان ویژه در بیشتر جوامع آفریقایى مى باشند. به طور مثال مردم گیکویو جفت را در زمین غیر مزروع گذاشته و روى آن را با حبوبات و علف مى پوشانند که اینها نماد بارورى هستند. زمینه کشت نشده نماد حاصلخیزى، قدرت و خرمى است، و استفاده از آن به منزله نیایش آرامى است که رحم مادر باید براى تولد فرزندان بیشتر بارور وقوى باقى بماند. در میان قوم دى دینگا آویزان مى کنند؛ در میان قوم ولف، جفت در حیاط پشتى دفن مى شود، اما گاهى از بند ناف طلسمى درست مى کنند که به گردن بچه مى اندازند. از لحاظ بدنى جفت و بند ناف نمایانگر جدایى کودک از مادر است، اما از آنجا که هنوز آندو نزدیک یکدیگر هستند این جدایى نهایى نسبت. ولى بچه اکنون با تعلق داشتن به دایره وسیعتر جامعه حیات خود را آغاز مى کند. به آن دلیل، جفت در نزدیکى خانه با کدو قلیایى نگه داشته مى شود تا هر کس آن را ببیند. به هر حال کودک سفر خود را براى حضور جسمانى در جامعه آغاز کرده است. لذا جدایى میان مادر و کودک با افزایش ائتلاف کودک با جامعه بیشتر مى شود. این نشانه هاى وابستگى میان مادر و کودک با دفن و یا نگهدارى آنها نزدیک خانه یا محل تولد کودک از میان برداشته مى شوند. در میان بعضى از جوامع، مانند، ندبل، بند ناف و جفت درست زیر کف خانه جایى که تولد رخ دهد دفن مى گردد. بنابراین، شگفت این است که کودک نزدیک مادر قرار دارد و با وجود این دور شدن از مادر را آغاز مى کند و به شان و منزلت «من هستم زیرا ما هستیم و چون ما هستیم پس من نیز هستم» رشد مى کند. روشهاى دیگر خلاصى از بند ناف و جفت را می توان دید. قوم یانسى آنها را در رودخانه پرت مى کنند. این نیز معناى نمادى دارد، کودک هم اکنون در ملک عمومى است، به کل جامعه تعلق دارد و دیگر متعلق به یک شخص نیست، و هر گونه پیوندى با یک شخص و یا یک خانواده بطور نمادین در فعل پرتاب جفت و بند ناف در رودخانه نابود و زایل مى گردد. دیگر چنین پیوندهایى به یاد آورده نمى شوند. هر روشى که براى خلاصى از بند ناف و جفت مورد استفاده قرار گیرد، خلاصى از آنها به این نکته اشاره دارد که کودک نسبت به مرتبه باردارى مرده و اکنون در مرتبه دیگر هستى زنده است. کودک مرتبه تنها بودن در رحم مادر را به پایان رسانده اما اکنون زندگى تازه جزیى از جامعه انسانى بودن را آغاز کرده است.

مراسم پس از تولد کودک
جزئیات این که بلافاصله پس از تولد کودک چه پیش مى آید بسیار فرق مى کند. در بعضى از جوامع تا قبل از اجرا مراسم طهارت شیر مادر را به کودک نمى دهند. در جوامع دیگر مادر و کودک هر دو ممکن است براى چندین روز یا چند هفته از انظار عموم دور نگهداشته شوند. معمولا تولد با جشن و شادمانى فراوان در میان منسوبان و همسایگان پدر و مادر برگزار مى شود. در میان مردم آکامبا، زمانى که طفلى دنیا آمده است، پدر و مادر بز، یا گاوى را در روز سوم ذبح مى کنند. بسیارى از مردم همراه خانواده مربوطه شادمانى مى کنند، و زنان دور هم جمع شده تا نامى را به کودک بدهند. این رسم به عنوان «نام نگیما» وقتى این دوره به پایان مى رسد، اسمى به کودک داده مى شود. این مراسم براى حفاظت از مادر و کودک است که پر از معناى نمادین هستند. آتش همیشه فروزان نماد تداوم حیات است، چاقو نماد حفظ و دفاع در مقابل قدرتهاى شیطانى است، و آیه قرآنى براى دور نگه داشتن ارواح بدخواه است. عزلت نماد مرگ و جدایى از جامعه است و زمانى که این جدایى بپایان مى رسد، آنگاه کودک و مادر دوباره زنده مى شوند، به جامعه مى پیوندند، و کودک نامش را دریافت مى کند که نماد شخصیت اوست. در قبیله گیکویو پس از تولد کودک اگر فرزند دختر باشد، پدر چهار ساقه نى شکر و اگر پسر باشد پنج ساقه را مى برد. شیره این نیشکرها به مادر و فرزند داده مى شود، و خرده هاى بى مصرف نیشکر در صورت پسر بودن نوزاد در طرف راست و در صورت دختر بودن او در طرف چپ خانه قرار مى گیرد. راست نماد مرد و چپ نماد زن است. سپس کودک شسته و روغن اندود مى شود. اگر زایمان مشکل بوده باشد، پدر بزى را قربانى مى کند و از جادوگر پزشک براى تطهیر خانه دعوت مى شود. مادر و فرزند در صورتى که فرزند دختر باشد چهار روز و اگر پسر باشد پنج روز در انزوا نگه داشته مى شوند. در طول دوران انزوا فقط منسوبان مونث نزدیک مى توانند از آنها و همراهان و خانه عیادت کنند. وقتى این دوره تمام مى شود، موى سر زن را اصلاح مى کنند و شوهر گوسفندى را قربانى کرده و بدرگاه خدا و مردگان زنده شکر مى گزارد. در طول مدت انزوا هیچیک از اعضاء خانواده اجازه ندارند خود را در رودخانه بشویند، هیچ خانه اى در دهکده تمیز نمى شود، و هیچ آتشى از خانه اى به خانه دیگر برده نمى شود. زمانى که دوره انزوا به پایان مى رسد مادر بازدید نمادین از مزارع بعمل مى آورد و سیب زمینى هاى شیرین جمع آورى مى کند. از آن به بعد هر کس در دهکده زندگى عادى خود را از سر مى گیرد. این شعایر و مراسم قوم گیکویو مفهوم و اهمیت خاص خود را دارند. انزوا، مفهوم مرگ و رستاخیز را نمادینه مى کند مرگ براى یک مرحله زندگى، و رستاخیز براى مرحله کاملترى از زیستن. گویى مادر و فرزند مى میرند و دوباره به نیابت از هر کس دیگرى در خانواده «برمى خیزند»، (ادامه دارد...).

منـابـع

جان اس. مبیتی- ادیان و فلسفه آفریقایی- مترجم مرضیه شنکایی- نشر ادیان- تاریخ نشر 1383

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد