مشاهیر فرقه ماتریدیه (قرون ششم و هفتم هجری)

فارسی 13115 نمایش |

مشاهیر

مکتب ماتریدیه بسیار گسترده است و دانشمندان بى شمارى از آن پیروى کرده اند. به ناچار در این نوشتار دست به گزینش زده و از قرن چهارم هجرى، که عصر ظهور و تأسیس مکتب ماتریدیه است، تا قرن چهاردهم هجرى، در هر قرن به تعداد انگشت شماری از اندیشمندان این نحله را، آن اشاره می کنیم. در این قسمت به مشاهیر فرقه ماتریدیه در قرون 6 و 7 هجری اشاره می شود.

مشاهیر قرن ششم

اواخر قرن پنجم و تمام قرن ششم براى مکتب ماتریدى اهمیت ویژه اى دارد: پیش از این به همت شخصیت هایى چون بزدوى ها و ابومعین نسفى، اندیشه هاى ماتریدى در سراسر ماوراء النهر و شرق خراسان معرفى و تثبیت شده و از این پس نوبت آن بود که این مکتب به نواحى غربى تر جهان اسلام صادر گردد. این سیر به تدریج از اواخر قرن پنجم آغاز شده بود. در این میان دو عامل مهم، در گسترش مکتب ماتریدى به سوى نواحى غربى جهان اسلام نقش ویژه اى داشت؛ نخست، پیشروى ترکان سلجوقى به این نواحى؛ و دیگرى، هجرت برخى عالمان و دانش آموختگان حوزه ماوراء النهر به این مناطق. ترکان سلجوقى از همان آغاز اسلام آوردن، به مکتب حنفى علاقه اى خاص داشتند، و از این روى، پیوسته در تعامل و به نحوى در خدمت اهداف علماى حنفى ماتریدى بودند و با دست یافتن به هر منطقه اى، به ترویج آیین حنفى و ماتریدى مى پرداختند. از دیگر سوى، از قرن ششم به این سوى، عالمان حنفى پرشمارى را سراغ داریم که در حوزه سمرقند یا بخارا تحصیل کرده و در نواحى مختلف جهان اسلام، همچون اصفهان، بغداد و دمشق پراکنده شده اند، و از این روى، مى توان قرن ششم را قرن ورود اندیشه ماتریدیه به غرب جهان اسلام دانست. در این قرن عالمان بسیارى بر مکتب حنفى اهل سنت و جماعت، یعنى بر مسلک ماتریدى بوده اند که به اجمال به چند تن از مهم ترین ایشان اشاره مى کنیم:

ابوثناء محمود بن زید لامشى
او از عالمان ماتریدى حوزه سمرقند است که از حیات و تاریخ تولد و درگذشتش دقیقا چیزى نمى دانیم. ابوثناء، میان ماتریدیانى که در این قرن نام مى بریم، شهرت زیادى ندارد و حتى تذکره نویسان حنفى نیز یا از اساس به زندگى وى نپرداخته یا تنها به ثبت نام او بسنده کرده اند. دلیل ثبت نام او در این فهرست، کتاب بسیار مهم او با عنوان التمهید لقواعد التوحید در علم کلام است که با تحقیق عبدالمجید ترکى و به همت دارالغرب الاسلامى به سال 1995 میلادى منتشر شده و محقق کتاب اطلاعات تخمینى جالبى از نویسنده در مقدمه کتاب آورده است. لامشى جز کتاب فوق، کتاب دیگرى نیز در اصول فقه دارد که دکتر عبدالمجید ترکى قول انتشار آن را نیز داده است. به گزارش عبدالمجید ترکى، در پایان کتاب اصول فقه، تاریخ کتابت آن سال 539 درج شده و ظاهرا نویسنده تا آن تاریخ در قید حیات بوده است؛ زیرا کتاب با این جمله آغاز مى شود: «قال الشیخ الامام الأجل الزاهد الاستاذ صدرالدین حسام النظر محمود بن الزید اللامشى اطال الله بقاءه». به گفته ترکى، این جمله با کلمه «اطال الله» که در انتهاى سطر قرار گرفته است، پایان مى گیرد و خود عبدالمجید ترکى، کلمه «بقاءه» را میان دو قلاب نهاده و بر آن افزوده است و عقیده دارد که ناسخ آن را از یاد برده یا اینکه چون سطر آن به پایان رسیده و فضاى کافى براى آن باقى نمانده بوده، ناسخ، به عمد، آن را به تقدیر گرفته است. ترکى معتقد است لامشى از شاگردان ابومعین نسفى بوده، بر این مطلب تأییدى نیز از خود کتاب لامشى ارائه مى دهد. این ادعا با توجه به تأییداتى که ترکى آورده است، صائب به نظر مى رسد. همان گونه که ترکى نیز خاطرنشان ساخته است، لامشى در کتاب خود از کتاب تبصرة الادلة نسفى مطالبى نقل مى کند و به وى ترحیم مى فرستد، و این مطلب حاکى از این است که لامشى پس از نسفى مى زیسته است. از سوى دیگر، کتاب التمهید لقواعد التوحید لامشى با تبصرة الادلة نسفى از جهاتى قابل مقایسه است، ساختار دو کتاب مشابهت فراوانى دارند، در اشخاص و فرقه هایى که نسفى در تبصرة الادله و لامشى در التمهید از آنها نقل قول مى کنند، توافقات فراوانى وجود دارد، و به طور کلى دو کتاب از فضایى واحد و نزدیک به هم حکایت دارند. اما ترکى هیچ یک از این امور را دلیلى بر تحصیل لامشى نزد نسفى نمى داند، بلکه دلیل او امرى دیگر است و آن اینکه نسفى در تبصرة الادلة مى گوید: «برخى متأخران از اهل دیار ما که در اصول الفقه سخن رانده است، از قول من یادآور شده است که من مى گویم: "امر به شىء مقتضى کراهت ضد آن شىء است نه مقتضى نهى از آن" و بنابر گزارش ترکى، این مطلب عینا همان چیزى است که لامشى در اصول الفقه ف 175 نقل کرده است: «... و برخى از مشایخ ما گفته است: امر به فعل مقتضى کراهت ضد فعل است». ترکى این سخن را تأییدى مى شمارد بر اینکه لامشى از شاگردان نسفى است. به هر روى، هرچند لامشى شخصیت نسبتا ناشناخته اى است، کتاب او بسیار ارزشمند است و با تحقیق در خور عبدالمجید ترکى چاپ شده است و یک دوره مختصر کلام ماتریدى را در بردارد.

نجم الدین عمر نسفى (462ـ537)
ابوحفص نجم الدین عمر بن محمد بن احمد بن اسماعیل از مشهورترین دانشمندان ماتریدى است که در میان اصحاب خود مقبولیتى عام داشته و همگان وى را ستوده اند و القابى چون «امام»، «فاضل»، «نجم الدین» و «مفتى الثقلین» به وى نسبت داده اند. لکنوى در شرح حال او مى نویسد: «او امامى فاضل، اصولى، متکلم، مفسر، محدث، فقیه، حافظ، نحوى و یکى از ائمه مشهور به حفظ فراوان و مورد پذیرش تام نزد خواص و عوام است. فقه را از صدرالاسلام ابوالیسر بزدوى... فرا گرفته و تصنیفات ارزشمندى در تفسیر و فقه دارد...».
نجم الدین نسفى به سال 462 در نخشب (نسف) متولد شد و نزد استادان بزرگى چون ابوالیسر بزدوى و ابومعین نسفى درس آموخت. حیات علمى او سرشار از افتخارات است. او از بزرگان بسیارى که بنابر پاره اى منابع شمارشان به پانصد نفر مى رسد، درس آموخت. ظاهرا نسفى علاقه فراوانى به ملاقات با شخصیت هاى مختلف داشته و براى این کار رنج هاى فراوانى را بر خود هموار مى ساخته است؛ چنان که کتابى با عنوان تطویل الاسفار لتحصیل الاخیار نگاشته است. نمونه اى از این علاقه، تمایل و اقدام وى براى ملاقات با زمخشرى است که در جوار حرم الهى در مکه ساکن بوده و نسفى براى ملاقات با او از ماوراءالنهر تا مکه راه سپرده است؛ اما هنگامى که در مکه از زمخشرى اجازه ملاقات خواست، او از پذیرفتن وى خوددارى ورزید. نسفى در تدریس و تدوین یدى طولا داشت و حدود صد جلد تألیف به وى نسبت داده اند که عناوین برخى تألیفات وى از این قرار است: الاجازات الترجمة بالحروف المعجم، الاشعار، الاکمل الاطول فى تفسیر القرآن، بعث الرغائب لبحث الغرائب، تاریخ بخارى، تطویل الاسفار لتحصیل الاخیار، تعداد شیوخ عمر، التیسیر فى علم القرآن، الجمل الماثورة، الخصائل فى المسائل، الخصائل فى الفروع، دعوات المستغفرین، عجالة الحسبى، العقائد، القند فى ذکر علماء سمرقند (در بیست جلد)، مجمع العلوم، المختار من الاشعار (در بیست جلد)، المعتقد (منظومه اى در باب خلافیات) منهاج الدرایة فى الفروع، النجاح فى شرح اخبار الصحاح که شرحى بر اخبار صحاح از مسلم و بخارى بوده است، نظم الجامع الصغیرللشیبانى فى الفروع، یاقوتة فى الاحادیث، یواقیت المواقیت فى فضائل الشهور و الایام، بیان اعتقادات اهل سنت و جماعت.
از مجموع آثار فوق، چهار اثر را در اختیار است که عبارت اند از: العقائد، تفسیر النسفى (ترجمه اى منظوم از قرآن کریم با تصحیح دکتر عزیز الله جوینى که به همت انتشارات سروش در سال 1376 شمسى در تهران چاپ شده است)، القند فى ذکر علماء سمرقند که تنها جلد نخست آن در دست است، و اعتقادنامه کوچک بیان اعتقادات اهل سنت و جماعت که در جلد چهارم مجله فرهنگ ایران زمین درج شده است. شاید بتوان بیشترین اهمیت نسفى را در نگارش اعتقادنامه العقائد دانست، و در موضوع تاریخ و عقاید ماتریدیه قطعا بیشترین اهمیت او به سبب همین تألیف بسیار مختصر، اما به غایت پرنفوذ است. این اعتقادنامه لب اللباب عقاید ماتریدیان است و از همان آغاز تألیف همواره مورد اهتمام ماتریدیان بوده و تا امروز در مدارس و محافل علمى آنان تدریس مى شود. حواشى و شروح پرشمارى بر این کتاب نگاشته شده و از جمله این شرح ها، شرح سعدالدین مسعود بن عمر تفتازاتى بر این کتاب است که شهرت عظیمى دارد. نسفى توانست با این اعتقادنامه باورهاى کلامى و تخصصى ماتریدیان را به شایستگى خلاصه کند و در اذهان عموم پیروان مکتب حنفى ماتریدى راسخ سازد. نام نجم الدین عمر نسفى با این عقیده نامه گره خورده و او به خاطر این عقیده نامه شهرت چشمگیرى یافته است. نسفى پس از 65 سال تلاش علمى فراوان، به سال 537 در سمرقند وفات کرد و در قبرستان جاکردیزه در محوطه اختصاصى مفتیان به خاک سپرده شد.

نورالدین صابونى (ف. 580)
ابوبکر احمدبن محمود بن ابى بکر صابونى بخارى از عالمان پرنفوذ ماتریدى درقرن ششم است. با این حال، منابع شرح حال نویس، اطلاعات بسیارناچیزى درباره او دراختیار مى نهند. بنابر گزارش هاى موجود، صابونى سه اثر در باب علم کلام داشته است که عبارت اند از: المغنى فى الکلام، الکفایة فى الهدایة فى اصول الدین، والبدایة من الکفایة فى الهدایة فى اصول الدین، که اثر سوم درحقیقت تلخیصى از اثر دوم است. منابع، تنها یکى از شاگردان او به نام «شمس الائمه کردرى» را یاد مى کنند وازدیگر شاگردان او اطلاعى در دست نیست. بیشترین اطلاعاتى که از نورالدین صابونى در دست است، از طریق فخر رازى است که در سفر به بخارا با صابونى مناظره کرده است. از مجموع گزارش هاى فخر رازى چنین بر مى آید که اولا، صابونى تبصرة الادلة ابومعین نسفى را خوانده است؛ زیرا در یکى از مناظرات خود، به فخر رازى مى گوید: «اى مرد، من کتاب تبصرة الادلة ابومعین نسفى را خوانده ام و بر این باورم که در تحقیق و تدقیق بیش از این کتاب چیزى یافت نمى شود». برخى نیز از این سخن صابونى چنین استنباط کرده اند که وى از شاگردان ابومعین نسفى است. ثانیا، به تعبیر فخررازى، صابونى گمان مى کرده که متکلم واصولى حنفیان ماوراءالنهر بوده است؛ ثالثا، رازى در تمام مناظرات خود در ماوراء النهر، که شمار آنها به چهار مى رسیده است، در سه مناظره با صابونى شرکت داشته و همواره از وى نام مى برد، واین امرمى رساند که صابونى در علم کلام جایگاهى عظیم داشته و از مشاهیر عالمان عصر خود در ماوراءالنهر بوده است. درباره البدایة من الکفایة فى الهدایة فى اصول الدین باید اعتراف داد که این کتاب بسیار خوش فهم و متین است، و به اعتبار استدلال ها متقن تر، روشن تر و عقلانى تر از کتب پیشین و تا حد زیادى از تبصرة الادلة نسفى متأثر است. گویى تمام کتب و آثار ماتریدیان بعدى، از وى الهام گرفته و تحت تأثیر اویند. صابونى در شانزدهم صفر سال 580 درگذشت و او را در مقبره قضات سبعه به خاک سپردند.

جمال الدین احمد بن محمود غزنوى (ف. 539)
جمال الدین احمد بن محمود بن سعید بن نوح غزنوى از فقها و متکلمان مشهور ماتریدى حنفى است. تذکره نویسان درباره زمان و مکان ولادت و نیز حوادث زندگى او مطلب قابل ملاحظه اى ننوشته اند، جز اینکه او از برجسته ترین شاگردان و معید درس امام ابوبکر مسعود بن احمد کاشانى صاحب البدائع بوده است. معید درس، رتبه اى همچون کمک مربى داشته و کار او این بوده که درس استاد را به همراه شاگردان گوش مى داده وپس از تدریس استاد، شاگردان براى فهم بهتر درس وحل مشکلات درسى خود، به او مراجعه مى کرده اند. غزنوى افزون بر کاشانى، از محضر احمد بن یوسف علوى نیز بهره برده است؛ اما از دیگر استادان او چیزى نمى دانیم، همان گونه که از شاگردان او از کسى جز ابونصر احمد بن یوسف حسنى نامى در میان نیست.
جمال الدین غزنوى در علوم مختلف از جمله فقه، اصول و کلام متبحر بود و آثارى در این زمینه ها پدید آورد که از آن جمله مى توان به این موارد اشاره کرد: روضه اختلاف العلماء، کتاب فى اصول الفقه، المقدمة در فقه که به مقدمة الغزنویة مشهور است و از کتب مهم فقهى حنفیان است. این کتاب را انتشارات دارالفکر بیروت با تحقیق شیخ خلیل محیى الدین الملیس، مفتى بقاع لبنان، و مدیر ازهر لبنان، به سال 1404 چاپ کرده است، روضة المتکلمین فى اصول الدین که با تحقیق و حاشیه دکتر عمر وفیق الداعوق با نام کتاب اصول الدین در سال 1419 به همت انتشارات دارالبشائر الاسلامیه در بیروت چاپ شده و نگارنده در این تحقیق آن را در اختیار داشته است؛ المنتقى من روضة المتکلمین، الحاوى القدسى فى الفروع، عقائد الغزنوى و کتاب النتف فى الفتاوى. غزنوى به سال 593 در حلب وفات کرد و در گورستان حنفیان در نزدیکى مقام ابراهیم (ع) به خاک سپرده شد.

مشاهیر قرن هفتم

شمس الائمه کردرى (559 ـ 642)
شمس الائمه، ابوالوجد محمد بن عبدالستار بن محمد عمادى کردرى از بزرگان ائمه ماتریدى است. عبدالقادر قرشى وى را «استاد على الاطلاق پیشوایان و موفود الیه از آفاق» مى داند. وى به سال 559 در روستاى براقین شهر کرد در نزدیکى جرجانیه خوارزم به جهان دیده گشود و در خوارزم نزد شیخ برهان الدین ناصر بن ابى المکارم مطرزى علم آموخت. سپس براى ادامه تحصیل به سمرقند رفت و نزد برهان الدین على مرغینانى صاحب الهدایة و شیخ مجدالدین سمرقندى مشهور به «امام زاده» فقه و حدیث فراگرفت؛ اما بیشترین تحصیلات او در بخارا و نزد عالمان این حوزه بود. او در این حوزه بسیار مهم نزد عالمان بزرگى چون نورالدین صابونى، بدرالدین ورسکى، شرف الدین عمر عقیلى و قاضى عمادالدین زرنجرى علوم مختلفى چون فقه، تفسیر، حدیث، مذاهب و کلام را آموخت و در بسیارى از این علوم استاد شد. کردرى بیشترین تلاش خود را مصروف اصول فقه کرد و قرشى وى را احیاگر این رشته در عصر خویش مى داند. همچنین افراد پر شمارى، از جمله ابوالبرکات نسفى، بدرالدین محمد کردرى معروف به «خواهرزاده» که خواهرزاده شمس الدین کردرى بوده است، و سیف الدین سعید بن مطهر باخرزى، نزد وى شاگردى کرده اند. کردرى در نهم محرم 642 در بخارا درگذشت.

برهان الدین نسفى (600ـ686)
ابوالفضل محمد بن محمد بن محمد نسفى در حدود سال 600 هجرى در نخشب (نسف) به دنیا آمد. او از بزرگان و زاهدان ماتریدیه در عصر خود بود، و بر علوم مختلف از جمله کلام، فلسفه، تفسیر، اصول و حدیث احاطه داشت. لکنوى در الفوائد البهیة در معرفى برهان الدین نسفى مى نویسد: «او امام عالم فاضل و مفسر و محدث و اصولى و متکلم بود. او مقدمه اى مشهور دارد و در علم کلام نیز تصنیف داشته است...». برهان الدین در باب اطلاع از مسائل اختلافى میان فقها، یگانه دوران بوده است. با این وجود، از زندگى شخصى و نیز اساتید و شاگردان او اطلاعات قابل توجهى در دست نیست، و شرح حال نویسان، تنها یکى از شاگردان وى به نام ابومحمد قاسم برزالى را نام برده اند که برهان الدین نسفى به سال 684 در بغداد به او اجازه روایت داده است. به وى آثار فراوانى نسبت داده اند که از آن جمله مى توان به رسالة فى الدور و التسلسل، شرح اسماء الله الحسنى، شرح الاشارات و التنبیهات لابن سینا، شرح الرسالة القدسیة، الفصول البرهانیة فى الجدل، مطلع السعادة، منشأ النظر فى علم الخلاف، شرح المنشأ، الواضح فى مختصر مفاتیح الغیب لفخر الرازى، و مقدمة فى الخلاف اشاره کرد. برخى نیز به اشتباه عقائد النسفیة را که تفتازانى بر آن شرح دارد و نوشته نجم الدین عمر نسفى است، به برهان الدین نسفى نسبت داده اند. برهان الدین نسفى به سال 686 یا 687 در بغداد درگذشت و در خیزرانیه در کنار مرقد ابوحنیفه به خاک سپرده شد.

نجم الدین ناصرى (ف. 652)
ابوشجاع نجم الدین بکربس بن یلنقلیج ترکى ناصرى، از دانشمندان بزرگ ماتریدى در قرن هفتم است. گفته اند وى در عین حال که عالمى برجسته بود، عبد و بنده الناصر لدین الله نیز بوده و تا پایان عمر نیز آزاد نشده است. او عادت داشته که همواره لباس نظامى بر تن مى کرده و از پوشیدن عمامه و لباس علما خوددارى مى ورزیده و حتى زمانى که خلیفه مقام قاضى القضات بغداد و پوشیدن لباس علما را به وى پیشنهاد مى کند، او نمى پذیرد. به هر روى، از دیگر امور زندگى و نیز استادان و شاگردان او چیزى نمى دانیم و عبدالقادر قرشى تنها نام حافظ عبدالمؤمن دمیاطى، یکى از شاگردان او را ثبت کرده است. وى کتابى در فقه داشته و کتاب النور اللامع و البرهان الساطع وى که شرحى بر العقیدة الطحاویة است، از مهم ترین میراث ماتریدیان به شمار مى آید. ناصرى به سال 652 در بغداد درگذشت و او را نزدیک قبر ابوحنیفه به خاک سپردند.

شهاب الدین توربشتى (661 یا 666)
شهاب الدین ابوعبدالله فضل الله بن حسن توربشتى حنفى از بزرگان ماتریدى است که به «فقیه حنفى» شهرت دارد. به گفته برخى منابع وى اهل شیراز بوده و سال 661 یا 666 چشم از جهان فرو بسته است. توربشتى تألیفات فراوانى دارد که از آن جمله مى توان از تحفة السالکین به زبان فارسى و در باب عرفان و تصوف، تحفة المرشدین فى اختصار تحفة السالکین، مطلب الناسک فى علم المناسک، المعتمد فى المعتقد، المیسر فى شرح مصابیح السنة للبغوى نام برد. تاج الدین سبکى در طبقات الشافعیة وى را در زمره شافعیان دانسته و بر این گمان است که وى شافعى است. اما به تصریح دیگر منابع شرح حال او، وى از حنفیان و ماتریدیان بوده و با شافعیان ارتباطى ندارد.
ادامه دارد ...
(در قسمت سوم به مشاهیر فرقه ماتریدیه در قرون 8 و 9 هجری اشاره خواهد شد.)

منـابـع

سیدلطف الله جلالی- تاریخ و عقاید ماتریدیه- ناشر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب- 1386ش

غلامحسین ابراهیمى دینانى- کلام ماتریدى- مجله کیهان فرهنگى- شماره 130ـ131.

علی ایوب على- ماتریدیه- ترجمه غلامرضا اعوانى- در م. م. شریف- تاریخ فلسفه در اسلام جلد 1- ترجمه نصرالله پورجوادى- تهران- مرکز نشر دانشگاهى.

ویلفرد مادلونگ- مکتب ها و فرقه هاى اسلامى در سده هاى میانه- ترجمه جواد قاسمى- آستان قدس مشهد- 1375 ش.

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد