اهداف مجازات در آموزه های دینی اسلام (کفاره)

فارسی 3626 نمایش |

اهداف مجازات در آموزه های دینی اسلام

در چشم اندازی کلی، راهکار ویژه اسلام در راهیابی به مصلحت های جامعه و افراد، مخاطب سازی درون انسان، فراخوانی به پالایش آن و سرانجام، سفارش به ترس از خشم الهی است. بدین سان، در این رویکرد، جرم، افزون بر به هم ریزی آرایش جامعه، برای حقیقت وجود آدمی نیز آسیب زا و ویرانگر است. شاید این آیه شریفه که می فرماید: «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسکم و إن أسأتم فلها؛ اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده اید و اگر بدی کنید به خود بد نموده اید.» (اسراء/ 7) بر ادعای مزبور گواه باشد؛ زیرا بازگشت بدی و جرم را به جان های آدمیان پیوند می زند. افزون بر جرم، مجازات نیز در این نگاه، از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد؛ جایگاهی که نه تنها بازستاندن حق قربانی جرم یا دفاع از ایمنی و آسودگی جامعه می باشد (آنچنان که مکاتب کیفری می گویند) بلکه پوشش دهی به تاریکی پدید آمده در وجود فرد به دنبال انجام گناه را نیز در نظر می گیرد. به دیگر سخن، کیفر در این رویکرد، کفاره ای است که امکان اصلاح فرد خاطی را در بعد وجودی وی فراهم می آورد. با چنین رهیافتی از مجازات، اهدافی چند را می توان بر شمرد.

1. پاسداشت حریم الهی
حریم الهی مناطق ممنوعه ای می باشد که حد و مرزهای آن با امر و نهی های خداوند تعیین شده است. این ویژگی، از تعریف واژه هایی همچون «حرام» و «واجب» نیز دست یافتنی است. برای نمونه، درباره «حرام» گفته شده است: طلب ترک فعلی که انجامش موجب عقاب شود. قرآن کریم نیز ما را به پاسداشت حریم الهی فرا می خواند: «و من یعظم حرمات الله فهو خیر له؛ هر کس مقررات خدا را بزرگ دارد، آن برای او نزد پروردگارش نیکوتر است.» (حج/ 30) «حرمت» در آیه شریفه که مفرد واژه «حرمات» می باشد، هر آن چیزی است که نادیده انگاری آن روا نیست، بلکه پایبندی بدان بایسته است.
بزرگ شماری حرام های الهی نیز یعنی فرو نگذاشتن جایگاه آنها و بی اعتنایی نکردن به آنها. در آیه سی و دوم همین سوره نیز ما را به بزرگداشت شعایر الهی سفارش می کند و آن را نشانه پاکی دلها بر می شمارد: «و من یعظم شعائرالله فإنها من تقوی القلوب؛ هر کس شعایر خدا را بزرگ دارد در حقیقت، آن حاکی از پاکی دل هاست.» شعایر الهی نشانه هایی می باشند که خداوند آنها را برای بندگی خود تعیین کرده است. تقوا نیز که به معنای خویشتن داری از حرامهای خداوند و دوری گزینی از خشم او می باشد، امری معنوی و برخاسته از باطن و جان انسان هاست، نه پیوسته به ظاهر و پوسته رفتار. از نگاه قرآن، دستیابی به این مهم در سایه بزرگداشت شعایر الهی شدنی می باشد. افزون بر سفارش تشویق گونه به بزرگداشت حرام های الهی و پایمال نکردن آنها که رویکرد آیه های یاد شده را تشکیل می داد، آیاتی دیگر به گونه ای جدی تر به انجام این مهم فراخوانده و حتی در برخی از آنها برای حریم شکنان، کیفر جاودانی دوزخ وعده داده شده است: «و من یعص الله و رسوله و یتعد حدوده یدخله نارا خالدا فیها وله عذاب مهین؛ و هر کس از خدا و پیامبر او نافرمانی کند و از حدود مقررات او تجاوز نماید، وی را در آتشی درآورد که همواره در آن خواهد بود و برای او عذابی خفت آور است.» (نساء/ 14)

2. پوشش اثر گناه و بازدارندگی از آن
کفاره در آموزه های دینی از جمله واژه های برجسته ای می باشد که بدین هدف از مجازات اشاره دارد؛ زیرا در مفهوم شناسی این کلمه گفته شده است که از واژه «کفر» به معنای پرده و پوشش، گرفته شده و در اصطلاح، عملی می باشد که به وسیله آن، زشتی گناه پوشانده می شود. پایه وضع کیفر در این رویکرد، آنچنان که در آغاز این مبحث بدان اشاره شد، بر این اصل استوار می باشد که جرم، ضمیر و باطن انسان را می آلاید و آشفته می سازد، آنگاه برای پالایش آن باید چاره ای اندیشید. کیفر در آموزه های دینی گامی است در همین زمینه؛ رویکردی که تا اندازه زیادی آن را از جرم شناسان جدا می کند.
موافق تعریف معمول و مقبول جرم شناسان، کیفر می تواند اثری ترمیم گر و جبران کننده برای اجتماع داشته باشد، ولی با این تعریف، کیفر هرگز واجد ارزش عفو و کفاره در معنای اسلامی آن نیست؛ مجرم بی ایمان ممکن است تحمل کیفر نماید، اما هرگز پس از تحمل مجازات مانند یک فرد با ایمان خود را فارغ و بخشیده، حس نخواهد نمود. می توان گفت که پس از تحمل مجازات، انسان نظم روانی و آرامش درونی خویش را، که وجود آن برای حفظ تعادل روح ضروری است، باز خواهد یافت. آنچه را که از کیفر در این نگرش فهم پذیر می باشد دادن دورنمایی است برتر از زاویه دید یک حقوق دان به آن؛ اندیشمند حقوق کیفری هیچ گاه به بازگشت روح بزهکار به چگونگی پیش از رخداد جرم نمی اندیشد، بلکه همه تلاش او در باز گرداندن آرامش از هم گسیخته جامعه به آن یا دست یابی قربانی جرم به حق از دست رفته اش خلاصه می شود. او اساسا پرداختن به روح و بررسی راهکارهای تاریکی زدایی از آن یا بازیابی آشفتگی پدید آمده در آن را از قلمرو مطالعات حقوقی بیرون می داند. این در حالی است که دین، به عنوان متولی روح، خود را در برابر بالندگی آن مسئول می بیند، به گونه ای که حتی در برگرفتن سیاست های جنایی، اقتصادی، مدیریتی، سیاسی و در همه عرصه ها، در گام نخست و به عنوان آغازین اولویت، دغدغه خاطر آن را دارد.

کفاره در آیات قرآن کریم

در آیاتی از قرآن کریم از کفاره یاد شده است؛ برای نمونه، در یکی از آنها پس از بیان حکم قصاص در جنایت، گفته شده که چنانچه قربانی جرم یا اولیای او از حکم چشم پوشی نمایند و بزهکار را ببخشند، این کارکرد، کفاره گناهانشان قرار می گیرد: «فمن تصدق به فهو کفارة له؛ و هر که از آن قصاص در گذرد، پس آن کفاره گناهان او خواهد بود.» (مائده/ 45) نیز در آیه ای دیگر، پس از بیان مجازات شکستن قسم، آن را کفاره مخالفت با سوگند برمی شمارد: «لا یؤاخذکم الله باللغو فی أیمانکم ولـکن یؤاخذکم بما عقدتم الأیمان فکفارته إطعام عشرة مساکین من أوسط ما تطعمون أهلیکم أو کسوتهم أو تحریر رقبة فمن لم یجد فصیام ثلاثة أیام ذلک کفارة أیمانکم إذا حلفتم واحفظوا أیمانکم کذلک یبین الله لکم آیاته لعلکم تشکرون؛ خدا شما را به سوگندهاى بیهوده تان بازخواست نمى کند، ولى به سوگندى که با قصد مى خورید [و مى شکنید] مؤاخذه مى کند. پس کفاره ى آن اطعام ده مسکین است، از غذاهاى متوسطى که به کسان خود مى خورانید، یا پوشاندن آنها، یا آزاد کردن بنده اى و هر که [اینها را] نیابد، روزه داشتن سه روز. این کفاره ى سوگندهاى شماست وقتى که قسم مى خورید [و مى شکنید]. و سوگندهاى خود را نگاه دارید. خداوند بدین گونه آیات خود را براى شما روشن مى سازد، باشد که سپاس دارید.» (مائده/ 89)

جنبه پوشانندگی اثر گناه در سخنان معصومان (ع)

به جنبه پوشانندگی اثر گناه در سخنان معصومان (ع) نیز اشاره شده است؛ برای نمونه امام علی (ع) در این باره می فرمایند: «خداوند هیچ بنده مؤمنی را در این دنیا به کیفر نرساند، مگر آنکه نیکو و سزاوارتر آن بود که او را در قیامت نیز مجازات کند و نیز هیچ بنده مؤمنی را مورد گذشت قرار نداد، مگر آنکه چنین گذشتی در روز قیامت نیز به جا بود.» آنگاه فرمود: «گاهی خداوند مؤمن را در بدن، دارایی، فرزند یا خانواده اش آزمایش می کند.» و این آیه را خواند: «ما أصابکم من مصیبة فبما کسبت أیدیکم و یعفو عن کثیر؛ هر رویداد ناخوشایندی که با آن برخورد می کنید، پیامد رفتارهایی می باشد که خود انجام داده اید و خداوند از بسیاری از آنها گذشت می کند.» (شوری/ 30) امام سپس سه بار دستان خود را بر هم نهاد و فرمود: «از بسیاری از آنها می گذرد.» پیوستگی این سخن امام به موضوع مورد بحث، یعنی پوشش اثر گناه، بیشتر در بخش نخست آن می باشد؛ چرا که در آن به جایگزینی کیفر دنیوی از مجازات آخرتی اشاره شده است؛ یعنی خداوند به جای عذاب در آخرت، مؤمن را در همین دنیا به کیفر می رساند تا به دلیل پاک شدن و از میان رفتن اثر گناه، برای مجازات رساندن آخرتی او دلیلی بر جای نمانده باشد.
پیامبر (ص) نیز درباره اثر گناه زدایی کیفر حد می فرماید: «کسی که گناهی انجام دهد، آنگاه حد آن بر وی جاری می شود، این حد، کفاره آن گناه خواهد بود.» گفتنی است از نشانه های اینکه کیفر در این دنیا پوشش اثر گناه را به دنبال دارد، رحمانیت خداوند است؛ چرا که این ویژگی، مانع از آن می باشد که بنده ای را برای یک گناه دوبار به مجازات برساند؛ از این رو، با مجازات در این دنیا، دیگر برای کیفر آخرتی او جایی باقی نخواهد ماند. برخی بر این باورند که مجازات الهی همواره جنبه ایجابی ندارد، بلکه گاه ویژگی سلبی به خود می گیرد. برای نمونه، محرومیت از نعمت که خود جنبه ای سلبی می باشد نیز در پاکسازی اثر گناه مؤثر است.

پیامد ایمان زایی و پنددهی کفاره

افزون بر پوشش اثر گناه، کفاره دارای پیامد ایمان زایی و پنددهی نیز می باشد که شاید بتوان آن را با رویکرد اثر بازدارندگی یا به سازی مجازات در حقوق جزا همسو دانست. قرآن کریم در یکی از آیات، پس از بیان کفاره جرم ظهار، یعنی آزاد کردن یک بنده یا شصت روز روزه پیاپی و یا خوراک دادن شصت بینوا در صورت ناتونی در انجام کفاره نخست یا دومی، می فرماید: «لتؤمنوا بالله و رسوله؛ این (حکم) برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید.» (فتح/ 9) پندپذیری نیز از آثار دیگری می باشد که در آیه سوم همین سوره درباره کفاره بدان اشاره شده است. رویکرد اثر بازدارندگی و تربیتی کفارات در سخنان اندیشمندان و بزرگان دینی نیز دیده می شود. آیة الله مکارم شیرازی در این باره می فرماید: «تمام کفارات جنبه بازدارندگی و تربیتی دارند و چه بسا کفاره هایی که جنبه مالی دارند از اغلب تعزیرات که جنبه بدنی دارند، تأثیرشان بیشتر است.»

فساد زدایی
چالش های برخاسته از اراده سیری ناپذیر انسان در بهره گیری هرچه فزون تر از داده های طبیعی به سود خود و واداشتن دیگران به رهروی در راستای خواسته های شخصیش که گاه حتی به جنگ های خونین نیز می انجامد از جمله دلایلی می باشد که به عنوان فسادزدایی پای مجازات را به میان می کشد. در حقیقت، این بهره وری افسار گسیخته از حقوق و آزادی های دیگران مانعی می باشد در قلمرو زندگی دوری ناپذیر گروهی انسان ها که فضای آرام حاکم بر آن را در هم می ریزد و از مسیر عادی خود بیرون می کند. فساد و از هم پاشیدگی نیز یعنی همین نابسامانی و در هم ریختگی جامعه انسانی.
آنگاه مجازات، راهکاری می باشد برای مانع زدایی یاد شده و بازگرداندن این نابسامانی و درهم ریختگی به چگونگی آغازین خود. گفتنی است این واکنش به منظور مانع زدایی و دستیابی کسان به حقوق قانونی خود، رهیافتی می باشد طبیعی و برخاسته از سرشت انسان؛ زیرا پیوند از هم گسیخته جامعه را بر جای می دارد و زنجیره پاره شده آن را بار دیگر در همزیستی معقولی کنار یکدیگر می نهد. به دیگر سخن، از آنجا که نیاز انسان به این همزیستی معقول، نیازی است فطری و سرشتی، بازگرداندن وضعیت از میان رفته آن به چگونگی نخستین خود نیز چنین ویژگی را خواهد داشت. مجازات بر آن است تا این سد را از میان بردارد.

دیدگاه قرآن کریم

قرآن کریم در این باره می فرماید: «و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الأرض و لـکن الله ذو فضل علی العالمین؛ و اگر خداوند برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی کرد قطعا زمین تباه می گردید، ولی او نسبت به جهانیان تفضل دارد.» (بقره/ 251) فسادزادیی در این آیه شریف نیز به معنای بازگرداندن تعادل از میان رفته جامعه در نتیجه تحمیل برخی از اراده ها بر بعضی دیگر و ملزم کردن گروه تحمیل کننده به اموری می باشد که نیک بختی همگان در آن است. به دیگر سخن، مراد از فسادزدایی در آن دست یابی به مصالح ماندگار برای جامعه می باشد، نه صلاح خاصی که در کوتاه مدت بهره آن می شود. هر چند عبارت "و لکن الله ذو فضل علی العالمین" حکایت از آن دارد که هدف یاد شده، یعنی بازگشت تعادل به جامعه در نتیجه برخورد اراده ها با یکدیگر و دفع بعضی، برخی دیگر را به دست می آید و این فرایند اندک اندک و به خودی خود سپری می گردد، ولی با این وجود، برای دستیابی به این هدف به کیفر نیازمندیم، به ویژه آنکه در آیات دیگر از «کتاب» به عنوان وسیله اختلاف زدایی در میان مردم نام برده شده است.
درنگ در معنای کتاب، همسویی آن را با مجازات گواهی می دهد؛ زیرا کتاب به معنای نوشته می باشد که معمولا با قلم نگارش می یابد و چون برای محفوظ ماندن عهدنامه ها و فرمان های لازم الاجرا، آنها را به کتابت می رسانند، از این رو، به هر حکم واجب و بیان نقض نشدنی کتابت گفته می شود. بدین سان، مجازات نیز که گونه ای حکم واجب و نقض نشدنی می باشد با کتاب همسو می شود. البته این بدان معنا نیست که هر جا واژه «کتاب» در قرآن کریم به کار رفته باشد مفهوم مجازات را می رساند، بلکه تنها با توجه به تعریفی که مفسر گرانقدر علامه طباطبائی از کتاب به دست داده است ـ آن هم نه به طور کامل، بلکه حد اقل تا اندازه ای می تواند با مفهوم مجازات همسو باشد؛ همان کتابی که در آیه 213 سوره مبارکه بقره، وسیله اختلاف زدایی میان امت ها و مردم برشمرده شده است.
بایستگی بهره گیری از کتاب یا قانون و مجازات برای اختلاف زدایی نیز از آن رو می باشد که انسان که خود عامل پیدایش اختلاف است نمی تواند وسیله از میان بردن آن نیز قرار گیرد، بلکه در این باره به ابزاری دیگر نیازمندیم؛ این ابزار همان قانون یا مجازات می باشد. نشانه آنکه در موضوع یاد شده (اختلاف زدایی برخاسته از برخورد اراده ها) چاره کار از انسان و راهکارهای برآمده از ویژگی سودجویی شخصی او ساخته نمی باشد آن است که حتی در عصر دانش و تمدن بشری نیز این چالش را گواهیم، آن هم در قلمروی گسترده تر و شدیدتر. اینجاست که به فریادرسی جز بشر و اندیشه های او نیازمندیم تا این مشکل را چاره اندیشی کند و آن چیزی جز کیفر سرچشمه گرفته از آموزه های دینی نیست.

 

منـابـع

حسین ابراهیم پور لیالستانی- مقاله اهداف مجازات در دو رویکرد حقوق جزا و آموزه های دینی- ماهنامه معرفت- شماره 106

رضا فیض- مقاله «مفهوم کیفر در عرفان ابن عربى»- مجله الهیات و حقوق- دانشگاه علوم اسلامى رضوى- سال سوّم- شماره نهم و دهم (پاییز و زمستان 1382)

سید محمدحسین طباطبائى- ترجمه تفسیر المیزان- جلد 2 ص 297، جلد 14 ص 372 - 375، جلد 4 ص 112، جلد 6 ص 110و 143، جلد 7 ص 260، جلد 17 ص 38

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد 2 ص 621، جلد 5 ص 91، جلد 26 ص 399

مرتضى مطهرى- آشنایى با قرآن- جلد 8 صفحه 44

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد