توبه از کفر

فارسی 2911 نمایش |

در قرآن کریم چه اینکه بنده خدا با ایمان آوردنش از کفر و شرک توبه کند و به سوی خداوند برگردد، و چه بعد از ایمان آوردنش به وسیله اطاعت از معصیت توبه کند، هر دو قسم برگشتن توبه نامیده شده است. از جمله شواهد بر این مطلب، آیه زیر است:
«انما التوبة على الله للذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب فأولئک یتوب الله علیهم و کان الله علیما حکیما؛ توبه تنها براى کسانى است که کار بدى را از روى جهالت انجام مى دهند و سپس به زودى توبه مى کنند، خداوند توبه چنین اشخاصى را مى پذیرد و خدا دانا و حکیم است.» (نساء/ 17)
از ظاهر این آیه شریفه بر مى آید که آیه شریفه در مقام بیان توبه به طور عموم است، چه اینکه بنده خدا با ایمان آوردنش از کفر و شرک توبه کند، و چه بعد از ایمان آوردنش به وسیله اطاعت از معصیت توبه کند. یکی دیگر از دلایل بر اینکه مراد از توبه در قرآن کریم توبه به معناى أعم است (أعم از اینکه برگشت از شرک و کفر باشد، یا برگشت از معصیت) تعمیمى است که در آیه بعد، به چشم مى خورد: «و لیست التوبة للذین یعملون السیئات حتى إذا حضر أحدهم الموت قال إنی تبت الآن و لا الذین یموتون و هم کفار أولئک أعتدنا لهم عذابا ألیما؛ براى کسانى که کارهاى بد را انجام مى دهند، و هنگامى که مرگ یکى از آنها فرا مى رسد مى گوید: الان توبه کردم! توبه نیست و نه براى کسانى که در حال کفر از دنیا مى روند اینها کسانى هستند که عذاب دردناکى برایشان فراهم کرده ایم.» (نساء/ 18)
چون در این آیه هم متعرض حال کفار شده و هم حال مؤمنین، و بنابراین مراد از جمله: "یعملون السوء بجهالة؛ کار بدى را از روى جهالت انجام می دهند." در آیه اول، معنایى است عمومى که هم شامل حال کافر و هم مؤمن می شود. پس کافر هم، در کفر ناشى از جهلش مانند مؤمن فاسق مصداق کسى است که به جهالتش عمل سوء می کند، یا از این بابت که منظور از عمل اعم از عمل قلب و عمل بدنى است، و کفر هم عمل قلب است، و یا از این بابت که کفر باعث اعمال سوء بدنى مى شود، پس مراد از جمله "للذین یعملون السوء" هم کافر است و هم فاسق، البته در صورتى که کفر و فسقشان از جهالت باشد نه از عناد و طغیان.
در مورد برگشتن و توبه به معناى دوم (یعنی توبه از گناهان و نافرمانی های عملی) آیات متعددی در قرآن کریم وجود دارد. از جمله آنها، مى توان به آیه زیر اشاره کرد:
«و على الثلاثة الذین خلفوا حتى إذا ضاقت علیهم الأرض بما رحبت و ضاقت علیهم أنفسهم و ظنوا أن لا ملجأ من الله إلا إلیه ثم تاب علیهم لیتوبوا إن الله هو التواب الرحیم؛ و نیز آن سه تن را که بازماندند، تا وقتى که زمین با همه فراخى بر آنان تنگ شد، و از خویش به تنگ آمدند و بدانستند که از خدا جز به سوى او پناهى نیست ببخشید و به آنها توفیق توبه بداد تا توبه کنند که خدا توبه پذیر و رحیم است.» (توبه/ 118) این آیه شریفه درباره آن سه نفر مسلمان نازل شد، که از شرکت در امر جهاد تخلف کرده بودند و می فرماید خداوند با رحمت خویش بر آنها توبه کرد تا آنها نیز توفیق توبه را پیدا کنند.
همچنین در مورد برگشتن به معناى اول (یعنی بازگشت از کفر) چندین آیه وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم. «الذین یحملون العرش و من حوله یسبحون بحمد ربهم و یؤمنون به و یستغفرون للذین آمنوا ربنا وسعت کل شی ء رحمة و علما فاغفر للذین تابوا و اتبعوا سبیلک؛ آنان که عرش و اطرافیان آن را حمل مى کنند پروردگار خود را حمد و تسبیح گفته، به وى ایمان مى آورند، دائما به مراحل کاملترى از ایمان مى رسند و براى کفارى که ایمان آوردند طلب مغفرت نموده، عرضه مى دارند پروردگارا رحمت و علمت همه چیز را فرا گرفته پس مردمى که از کفر توبه کرده ایمان آورده و راه تو را پیروى مى کنند بیامرز.» (مؤمن/ 7)
«ألا تعبدوا إلا الله إننى لکم منه نذیر و بشیر* و أن استغفروا ربکم ثم توبوا إلیه یمتعکم متاعا حسنا إلى أجل مسمى و یؤت کل ذی فضل فضله و إن تولوا فإنی أخاف علیکم عذاب یوم کبیر؛ (دعوت من این است) که جز الله را نپرستید! من از سوى او براى شما بیم دهنده و بشارت دهنده ام! و اینکه از پروردگار خویش آمرزش بطلبید سپس به سوى او بازگردید تا شما را تا مدت معینى، (از مواهب زندگى این جهان،) به خوبى بهره مند سازد و به هر صاحب فضیلتى، به مقدار فضیلتش ببخشد! و اگر (از این فرمان) روى گردان شوید، من بر شما از عذاب روز بزرگى بیمناکم.» (هود/ 2- 3)
این آیات شریفه، مفسر آیاتى است که خبر از احکام و تفصیل آیات مى دهد، و از این راه تفسیر مى کند آنچه را که مردم از دعوت رسول و از خواندن کتاب خدا بر آنان مى فهمند، (و مى گوید اینکه ما خبر از احکام و تفصیل آیات دادیم معنا و تفسیرش اینست که شما از آیاتى که او برایتان مى خواند هم، به طور اجمال مى فهمید که جز خدا را نباید بپرستید و اینکه او بشیر و نذیر است، و هم به طور تفصیل، که تفصیل آن عبارت است از همه قرآن و همه جزئیات و فروعى که در قرآن آمده)
بنابراین تفسیر، جمله "ألا تعبدوا إلا الله؛ که جز الله را نپرستید!" دعوت بشر است به توحید در عبادت، یعنى نپرستیدن غیر خدا و آن بتهایى که مشرکین آنها را شریک خدا مى پنداشتند، و دعوت به این است که بشر عبادت را منحصر در خداى تعالى کند و جمله "و أن استغفروا ربکم ثم توبوا إلیه؛ و اینکه از پروردگار خویش آمرزش بطلبید سپس به سوى او بازگردید." امر به طلب آمرزش از همین خداى تعالى است، که به خاطر او عبادت غیر او را ترک گفتند، و سپس دستور مى دهد به اینکه توبه کنند، یعنى با اعمال صالح به سوى او برگردند.
از همه این دستورات یک چیز به دست مى آید، و آن این است که انسانها در زندگى خود راه طبیعى را پیش بگیرند که اگر چنین کنند به قرب درگاه الهى منتهى مى شوند، و راه طبیعى براى زندگى بشر این است که آلهه و خدایان ساختگى را رها نموده از خداى تعالى که معبود واقعى است طلب مغفرت کنند، و جان و دل خود را براى حضور در پیشگاه او پاک ساخته، سپس با اعمال صالح به سوى او بازگشت کنند.
ظاهرا منظور از توبه در این آیه شریفه، ایمان است و بنابراین، پاسخ از اینکه با ذکر استغفار ذکر توبه چه معنا دارد روشن مى شود و همچنین پاسخ از اینکه چرا جمله "توبوا إلیه" با حرف "ثم" عطف به جمله "و أن استغفروا ربکم" گردید معلوم شد، زیرا بنا به تفسیرى که ما براى آیه کردیم معناى آیه چنین مى شود: بعد از این دیگر پرستش بتها را ترک بگویید، و از پروردگارتان نسبت به نافرمانى هایى که تا کنون داشتید آمرزش بخواهید، آن گاه به پروردگارتان ایمان بیاورید.
«فاستقم کما أمرت، و من تاب معک؛ آن طور که مامور شده اى استقامت بورز، هم خودت و هم هر کس که با تو توبه کرده.» (هود/ 112) مقصود از کسانى که با رسول خدا (ص) توبه کردند آن دسته از مؤمنینند که با ایمان به خدا به سوى خدا بازگشت نمودند. و اگر اصل ایمان آوردن را توبه و رجوع به خدا نامیده براى این است که در حقیقت بازگشت از شرک است.

توبه مقدم بر ایمان
در داستان حضرت آدم (ع) می خوانیم: «فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه إنه هو التواب الرحیم؛ سپس آدم از پروردگارش کلماتى دریافت داشت (و با آنها توبه کرد) و خداوند توبه او را پذیرفت چرا که خداوند توبه پذیر و مهربان است.» (بقره/ 37)
کلمه «تلقى»، به معناى تلقن است، و تلقن به معناى گرفتن کلام است، اما با فهم و علم، و این تلقى درباره آدم، طریقه اى بوده که توبه را براى آدم آسان مى کرده. باید دانست، که آدم (ع) هر چه که به خود ستم کرد، و خود را در پرتگاه هلاکت، و دو راهى سعادت و شقاوت، که همان زندگى دنیا است، افکند، به طورى که اگر در همان مهبط خود، یعنى دنیا باقى می ماند، هلاک می شد، و اگر به سعادت اولى خود برمى گشت تازه خود را به تعب و سختی افکنده بود، پس در هر حال به خود ستم کرد، ولی با همین عمل، خود را در مسیر سعادت، و در طریق منزلى از کمال قرار داد، که اگر این عمل را نمى کرد، و به زمین نازل نمی شد، و یا بدون خطا نازل می شد، به آن سعادت و کمال نمى رسید.
آرى اگر پدر و مادر بشر، به زمین نمى آمدند، کى می توانستند متوجه فقر، و ذلت، و مسکنت، و حاجت، و قصور، خود شوند؟ و چگونه بدون برخورد با تعب و زحمت و رنج زندگى، به روح و راحت در جوار رب العالمین مى رسیدند؟ و براى جلوه کردن اسماء حسناى خدا، از عفو، و مغفرت، و رأفت، و توبه، و ستر، و فضل، و رأفت، و رحمت، موردى یافت نمی شد چون مورد این اسماء حسناى خدا، گنه کارانند، و خدا را در ایام دهر (روزهای زندگانی) نسیم هاى رحمتى است، که از آن بهره مند نمی شوند، مگر گنه کارانى که خود را در معرض آن قرار دهند.
پس این توبه همان است که به خاطر آن راه هدایت را به روى انسان گشودند، تا آن را مسیر خود قرار دهند، و نظافت منزلى است، که باید در آنجا سکونت کنند، و به دنبال همان راه و آن هدایت بود، که در هر عصرى دینى، و ملتى براى بشر تشریع شد.
دلیل این معنا کلام خدا است، که مى بینیم مکرر سخن از توبه آورده، و آن را بر ایمان مقدم ذکر کرده است. مثلا فرموده: «و إنی لغفار لمن تاب و آمن؛ من آمرزنده ام براى هر کس که توبه کند، و ایمان آورد.» (طه/ 82)
معناى آیه این است که من بر هر انسانى که توبه کند و ایمان آورد چه اینکه از شرک توبه کند و چه از معصیت و چه اینکه به من ایمان آورد و چه به آیات من از پیغمبرانم و احکامى که مى آورند، و از آنچه تا کنون کرده پشیمان گشته عمل صالح کند، و مخالفت و تمرد را در گناهانى که کرده مبدل به اطاعت در آن نماید، من نسبت به او بسیار آمرزنده ام.

منـابـع

‏سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد ‏1 ص 204- 206؛ جلد ‏4 ص 377-378؛ جلد ‏10 ص 208-209؛ جلد ‏11 ص 65؛ جلد ‏14 ص 262

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد