وسعت دامنه پذیرش توبه

English فارسی 3017 نمایش |

احساس گناه

از مشکلات مهمى که بر سر راه مسائل تربیتى وجود دارد احساس گناهکارى بر اثر اعمال بد پیشین است، مخصوصا زمانى که این گناهان سنگین باشد که این فکر دائما در نظر انسان مجسم مى شود که اگر بخواهد مسیر خود را به سوى پاکى و تقوا تغییر دهد، و به راه خدا باز گردد چگونه مى تواند از مسئولیت سنگین گذشته خود را برهاند، این فکر مانند کابوسى وحشتناک بر روح او سایه مى افکند، و چه بسا او را از تغییر برنامه زندگى و گرایش به پاکى باز مى دارد به او مى گوید توبه کردن چه سود؟! زنجیر اعمال گذشته ات همچون یک طوق لعنت بر دست و پاى تو است، اصلا تو رنگ گناه پیدا کرده اى، رنگى ثابت و تغییرناپذیر! کسانى که با مسائل تربیتى و گنهکاران توبه کار سر و کار دارند آنچه را گفتیم به خوبى آزموده اند، آنها مى دانند که این چه مشکل بزرگى است؟
در فرهنگ اسلامى که از قرآن مجید گرفته شده این مشکل حل شده، و توبه و انابه را هر گاه با شرائط همراه باشد وسیله قاطعى براى جدا شدن از گذشته، و آغاز یک زندگى جدید، و حتى "تولد ثانوى" مى داند کرارا در روایات درباره بعضى از گنهکاران مى خوانیم «کمن ولدته امه؛ او همانند کسى است که از مادر متولد شده.» به این ترتیب قرآن درهاى لطف الهى را به روى هر انسانى در هر شرائطى و با هرگونه بار مسئولیتى باز مى گذارد و نمونه زنده اش آیات فوق است که با انواع لطائف بیان مجرمان و گناهکاران را به سوى خدا دعوت مى کند و به آنها قول مى دهد که مى توانند خود را از زندگى گذشته به کلى جدا کنند. «توبه» مخصوص به گناه یا گناهان خاصى نیست، و شخص و اشخاص معینى را شامل نمى شود، و زمان محدودى ندارد، و سن و سال و عصر و زمان خاصى در آن مطرح نیست.
بنابراین، توبه از تمام گناهان است و نسبت به همه اشخاص و در هر زمان و هر مکان مى باشد، همان گونه که اگر شرایط در آن جمع باشد به قبول درگاه الهى خواهد بود.
ابوحامد غزالى در کتاب احیاء چنین مى گوید: «اگر معنى قبول را فهمیده باشى شک نخواهى داشت که هر توبه صحیحى پذیرفته و مقبول است. کسانى که به نور بصیرت مى بینند، و از انوار قرآن مدد مى گیرند، مى دانند که هر قلب سلیمى مقبول خدا و در آخرت در جوار او بهره مند از نعمت اوست، و آمادگى دارد که با چشم خود به وجه الله بنگرد. و مى دانند که قلب در اصل، سلیم آفریده شده است زیرا هر نوزادى با فطرت خدا پرستى آفریده مى شود اما آن سلامت توسط کدورتى که گرد و غبار گناهان بر آن ایجاد مى کنند از دست مى رود. و مى دانند که آتش ندامت این کدورت و غبار را از بین مى برد و نور حسنه ظلمت سیئة را از چهره قلب مى زداید، که ظلمت معاصى طاقت مقابله با نور حسنات را ندارد، همچنان که ظلمت شب در مقابل نور روز، و همچنانکه کدورت چرک در مقابل سفیدى صابون. همانطور که شاهان لباس کثیف را براى پوشیدن نمى پذیرند، خداى تعالى قلب ظلمانى را براى همسایگى نمى پذیرد. و همانطور که اگر انسان با لباسى که در تن دارد دست به کارهاى پست بزند لباسش کثیف مى شود، و چون آن را با آب گرم و صابون بشوید پاکیزه مى شود، به کار بردن قلب در شهوات، آن را کثیف مى کند و چون آن را با آب اشک و آتش ندامت بشوید پاکیزه و طاهر خواهد شد، و هر قلبى پاکیزه و طاهر شد مقبول است. وظیفه انسان تزکیه و تطهیر و لطف خدا قبول و پذیرش است.
مگر آن که چرک، چنان در طول زمان متراکم شود که در متن لباس نفوذ کند. که در این صورت صابون قادر به دفع و ازاله آن نیست. گناهان نیز این چنینند که چون بر قلب متراکم شوند، و لایه اى از پلیدى تشکیل دهند، دیگر راه بازگشت و توبه وجود ندارد.
گاهى انسان با زبان مى گوید توبه کردم ولى به لباسشویى مى ماند که با زبان بگوید لباس را شستم و وارد عمل نشود، همانطور که این کلام لباس را تمیز نمى کند و نمى تواند صفت موجود در آن را عوض کند، مگر ضد آن صفت را در آن ایجاد نماید، آن کلام هم باعث سفیدى قلب نمى شود.»

استثنای قبول توبه

تنها استثنایى که در قبول توبه وجود دارد و در قرآن مجید به آن اشاره شده این است که اگر انسان زمانى به سراغ توبه رود که در آستانه برزخ قرار گرفته و مقدمات انتقال او از دنیا فراهم شده است و یا عذاب الهى فرا رسد (مانند توبه فرعون هنگامى که عذاب الهى فرا رسید و در میان امواج نیل در حال غرق شدن بود) پذیرفته نمى شود، و در آن زمان درهاى توبه بسته خواهد شد، زیرا اگر کسى در آن حال توبه کند، توبه او اضطرارى است نه اختیارى و توأم با میل و رغبت؛ قرآن مى گوید: «و لیست التوبة للذین یعملون السیئات حتى اذا حضر احدهم الموت قال انى تبت الآن و لا الذین یموتون و هم کفار اولـئک اعتدنا لهم عذابا الیما؛ توبه کسانى که کارهاى بدى انجام مى دهند و هنگامى که مرگ یکى از آنها فرا رسد مى گوید: الان توبه کردم، پذیرفته نیست و نه توبه کسانى که در حال کفر از دنیا مى روند (و در عالم برزخ توبه مى کنند) اینها کسانى هستند که عذاب دردناکى برایشان فراهم شده است.» (نساء/ 18)
در داستان فرعون مى خوانیم: هنگامى که فرعون و لشکریانش وارد مسیر خشکى داخل دریا شدند و ناگهان آبها فرو ریختند و فرعون در حال غرق شدن بود گفت: «امنت انه لااله الا الذى امنت به بنواسرائیل و انا من المسلمین؛ من ایمان آوردم که هیچ معبودى جز آن کسى که بنى اسرائیل به او ایمان آورده اند نیست، و من از مسلمین هستم.» (یونس/ 90) ولى بلافاصله جواب شنید: «آلئن و قد عصیت قبل و کنت من المفسدین؛ الان ایمان مى آورى؟! در حالى که قبلا عصیان کردى و از مفسدان بودى (توبه ات در این حال پذیرفته نیست)!» (یونس/ 91)
درباره بعضى از قوام گذشته نیز مى خوانیم: «فلما رأوا بأسنا قالوا آمنا بالله وحده و کفرنا بما کنا به مشرکین؛ هنگامى که عذاب (شدید) ما را دیدند گفتند هم اکنون به خداوند یگانه ایمان آوردیم و به معبودهایى که همتاى او مى شمردیم کافر شدیم!» (غافر/ 84) قرآن در پاسخ آنها مى گوید: «فلم یک ینفعهم ایمانهم لما رأوا بأسنا سنة الله التى قد خلت فى عباده و خسر هنالک الکافرون؛ اما هنگامى که عذاب ما را مشاهده کردند، ایمانشان براى آنها سودى نداشت، این سنت خداوند است که همواره در میان بندگانش اجرا شده و آنجا کافران زیانکار شدند.» (غافر/ 85)
به همین دلیل، در مورد حدود اسلامى هنگامى که شخص مجرم بعد از دستگیر شدن و گرفتارى در چنگال عدالت و کیفر و مجازات، توبه کند، توبه اش پذیرفته نیست؛ چرا که این گونه توبه ها معمولا جنبه اضطرارى دارد، و هیچ گونه دلالتى بر تغییر موضع مجرم ندارد. بنابراین توبه تنها در یک مورد پذیرفته نیست و آن جائى است که مسأله از شکل اختیارى بودن بیرون رود و شکل اضطرارى و اجبارى به خود بگیرد.
بعضى چنین پنداشته اند که توبه در سه مورد دیگر نیز پذیرفته نیست: اول در مورد شرک و بت پرستى زیرا قرآن مجید مى فرماید: «ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر مادون ذلک لمن یشاء؛ خداوند (هرگز) شرک را نمى بخشد و پایین تر از آن را براى هر کس بخواهد و شایسته بداند مى بخشد.» (نساء/ 48) ولى این سخن صحیح نیست؛ زیرا در این آیه گفتگو از توبه نیست، بلکه سخن از «عفو بدون توبه» است، به یقین تمام کسانى که در آغاز اسلام از شرک توبه کردند و مسلمان شدند توبه آنها پذیرفته شد، و همچنین تمام مشرکانى که امروز نیز توبه کنند و رو به اسلام آورند به اتفاق همه علماى اسلام توبه آنها پذیرفته مى شود، ولى اگر مشرک توبه نکند و با حال شرک از دنیا برود مشمول غفران و عفو الهى نخواهد شد، در حالى که اگر با ایمان و توحید از دنیا بروند، ولى مرتکب گناهانى شده باشند، ممکن است مشمول عفو الهى بشوند، و مفهوم آیه فوق همین است. کوتاه سخن این که، عفو الهى شامل مشرکان نخواهد نشد ولى شامل مؤمنان مى شود، اما توبه سبب آمرزش همه گناهان حتى شرک خواهد شد.
دوم و سوم این که، توبه باید در فاصله کمى بعد از گناه باشد نه فاصله هاى دور، و نیز باید از گناهانى باشد که از روى جهالت انجام گرفته است نه از روى عناد و لجاجت، به دلیل این که هر دو مطلب در آیه 17 سوره نساء آمده است: «انما التوبة على الله للذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب فاولئک یتوب الله علیهم و کان الله علیما حکیما؛ توبه تنها براى کسانى است که کار بدى را از روى جهالت انجام مى دهند سپس به زودى توبه مى کنند، خداوند توبه چنین اشخاص را مى پذیرد و خدا دانا و حکیم است.»
ولى این نکته قابل توجه است که بسیارى از مفسران این آیه را بر توبه کامل حمل کرده اند زیرا مسلم است که اگر افرادى از روى عناد و لجاج مرتکب گناهانى شوند سپس از مرکب لجاجت و غرور پایین آیند و رو به درگاه خدا آورند، توبه آنان پذیرفته مى شود، و در تاریخ اسلام نمونه هاى فراوانى براى این گونه افراد است که نخست در صف دشمنان لجوج و عنود بودند و سپس باز گشتند و از دوستان مخلص شدند. همچنین مسلم است که اگر انسان سالیان دراز گناه کند و بعد پشیمان شود و حقیقتا توبه و جبران کند، توبه او پذیرفته خواهد شد.
در حدیث معروفى از پیامبر خدا (ص) مى خوانیم که فرمود: «هر کس یکسال قبل از مرگش توبه کند خدا توبه او را مى پذیرد، سپس فرمود یک سال زیاد است، کسى که یک ماه قبل از مرگش توبه کند خدا توبه او را مى پذیرد سپس افزود یک ماه نیز زیاد است، کسى که یک جمعه (یک هفته) قبل از مرگش توبه کند توبه او مورد قبول خداوند واقع مى شود، باز افزود یک جمعه زیاد است کسى که یک روز قبل از مرگش توبه کند خداوند توبه اش را پذیرا مى شود، باز فرمود یک روز نیز زیاد است! کسى که یک ساعت قبل از مرگش توبه کند خداوند توبه او را مى پذیرد، سپس افزود یک ساعت هم زیاد
است! کسى که قبل از آن که جانش به گلو رسد (در آخرین لحظه حیات و در حال اختیار) توبه کند، خداوند توبه او را مى پذیرد!»
البته منظور این است که توبه با تمام شرایطش انجام گردد؛ مثلا، اگر حقوق افرادى ضایع شده در همان لحظه به افراد مطمئن توصیه کند که حقوق آنها را بپردازند و سپس توبه کند.

آیات دلالت کننده بر عمومیت قبول توبه

آیات فراوانى از قرآن نیز دلیل بر عمومیت توبه و شمول آن نسبت به جمیع گناهان است؛ از جمله:
1ـ در آیه 53 سوره زمر مى خوانیم: «قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم؛ بگو اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.»
این آیه با صراحت بیان مى دارد که راه توبه به روى همه کس باز است. تا آنجا که نقل شده «وحشى» قاتل حضرت حمزه (ع) با شنیدن این آیه به حضور پیامبر (ص) آمد و اظهار توبه کرد. پیامبر اکرم (ص) توبه او را پذیرفت ولی فقط به او فرمود: از چشم من غایب شو، چرا که من نمى توانم به تو نگاه کنم.
2ـ در آیه 39 سوره مائده مى خوانیم: «فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله یتوب علیه ان الله غفور رحیم؛ اما آن کسى که پس از ستم کردن توبه کند و جبران نماید خداوند توبه او را مى پذیرد، خداوند آمرزنده و مهربان است.» درست است که این آیه بعد از بیان حد سارق آمده است ولى داراى مفهوم عام و گسترده اى که شامل همه گناهان مى شود.
3ـ در آیه 54 سوره انعام آمده: «انه من عمل منکم سوء بجهالة ثم تاب من بعده و اصلح فأنـه غفور رحیم؛ هرکس از شما کار بدى از روى نادانى کند سپس توبه و اصلاح نماید، مشمول رحمت خدا مى شود، چرا که خداوند غفور و رحیم است.» در این آیه هرگونه عمل سوء که تمام گناهان را فرا مى گیرد، قابل توبه و بازگشت ذکر شده است.
4ـ در آیه 135 سوره آل عمران چنین آمده است: «و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکرو االله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله و لم یصروا على ما فعلوا و هم یعلمون؛ و آنها که وقتى مرتکب عمل زشتى شوند یا به خود ستم کنند، به یاد خدا مى افتند، و بر گناه اصرار نمى ورزند با این که مى دانند.»
در این جا نیز با توجه به این که ظلم و ستم، هرگونه گناهى را شامل مى شود، چرا که بعضى از گناهان ستم بر دیگران است و بعضى ظلم به خویشتن، و در این آیه نسبت به همه آنها وعده پذیرش توبه داده شده است، عمومیت توبه نسبت به تمام گناهان اثبات مى شود.
5ـ در آیه 31 سوره نور همه مؤمنان را مخاطب قرار داده مى فرماید: «و توبوا الى الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحون؛ اى مؤمنان همگى به سوى خدا باز گردید تا رستگار شوید.» واژه جمیعا دلیل بر این است که هر گناهکارى دعوت به توبه شده است، و اگر توبه داراى شمول و عموم نباشد، چنین دعوتى صحیح نیست.
این نکته قابل دقت است که در آیات بالا در بعضى از موارد روى مسأله اسراف تکیه شده و در مورد دیگر ظلم، و در مورد دیگر عمل سوء، و وعده آمرزش همه این عناوین به طور گسترده در صورت توبه داده شده است؛ بنابراین، هر عمل سوء و هر ظلم و ستم و هر اسرافى بر خویشتن از انسان سر بزند و توبه کند، خداوند توبه او را مى پذیرد.

روایات دلالت کننده بر عمومیت قبول توبه

در این باره روایات زیادى در کتب شیعه و اهل سنت نقل شده که درهاى توبه تا آخرین لحظات عمر، مادام که انسان مرگ را با چشم خود نبیند باز است و شاید بتوان گفت این حدیث از احادیث متواتر است به عنوان نمونه به روایات زیر توجه فرمائید.
پیامبر خدا (ص) فرمودند: «إن الله غافر إلا من شرد على الله شراد البعیر على أهله؛ خداوند آمرزنده است مگر کسى را که از طاعت او، همچنان که شتر از صاحب خود مى رمد و مى گریزد، بگریزد.» همچنین فرمودند: «ان الله -تعالى- یبسط یده بالتوبة لمسی ء اللیل إلى النهار و لمسی ء النهار إلى اللیل حتى تطلع الشمس من مغربها؛ خداى تعالى دست خود را به نشانه قبول توبه براى بدکار شب تا روز و براى بدکار روز تا شب مى گشاید تا آفتاب از مغرب خود برآید.» (یعنى تا قیامت) و فرمود: «لو عملتم الخطایا حتى تبلغ السماء ثم ندمتم، لتاب الله علیکم؛ اگر چندان گناه کنید که به آسمان رسد آنگاه پشیمان شوید خداوند توبه شما را مى پذیرد.» و فرمود: «بنده گناه مى کند و به بهشت مى رود.» عرض کردند: «این چگونه ممکن است اى رسول خدا؟» فرمود: «گناهى کند و از آن پشیمان شود و آن در پیش چشم وى باشد تا به بهشت رسد.»
امام صادق (ع) در تفسیر آیه «إن الله لا یغفر أن یشرک به و یغفر مـا دون ذلک لمن یشـاء؛ خداوند شرک ورزیدن به خود را نمى آمرزد و کمتر از آن را از هر که بخواهد مى آمرزد.» (نساء/ 48) فرمود: «منظور گناهان کبیره و غیر کبیره است.» یعنی خداوند گناهان کبیره را نیز می آمرزد.
امام على (ع) فرمودند: «من اعطی التوبة لم یحرم القبول، و من اعطی الاستغفار لم یحرم المغفرة؛ به هر کس [توفیق] توبه داده شود از قبول آن محروم نمى شود و به هر کس (توفیق) استغفار عطا گردد از آمرزش محروم نمى ماند.»
امام باقر (ع) به محمد بن مسلم فرمود: «گناهان مؤمن هر گاه توبه کند آمرزیده است، پس بعد از توبه و آمرزش عمل [نیک] را از سر گیرد، و آگاه باشید به خدا قسم این نیست مگر براى اهل ایمان.» محمد بن مسلم عرض کرد: «اگر بعد از توبه و استغفار از گناهان به گناه باز گردد و باز توبه کند حال او چگونه است؟» فرمود: «اى محمد بن مسلم آیا چنان مى بینى که بنده مؤمن از گناه پشیمان شود و از خدا آمرزش بخواهد و توبه کند و خدا توبه او را نپذیرد؟» گفت: «[اگر] چند بار چنین کند، گناه کند و سپس توبه و استغفار کند.» فرمود: «هر گاه مؤمن به استغفار و توبه برگردد خدا به آمرزش باز مى گردد، خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است توبه را مى پذیرد و از سیئات در مى گذرد، مبادا مؤمنى را از رحمت خدا ناامید نکنى.»
وسعت و دامنه پذیرش توبه تا آنجاست که روایت شده: شخصى در محضر حضرت رضا (ع) گفت: «خدا لعنت کند کسى که با على (ع) جنگید.» امام رضا (ع) به او فرمود: «قل الا من تاب و اصلح؛ بگو مگر کسى که توبه کرد و خود را اصلاح نمود.»
این بیانگر لطف الهى نسبت به گنهکاران است اصولا اسلام راه بازگشت به سوى خدا را به روى هیچ کس نمى بندد، حتى در مورد عذاب سخت شکنجه گران مى فرماید: «ان الذین فتنوا المؤمنین و المؤمنات ثم لم یتوبوا فلهم عذاب جهنم؛ براى آنان که زنان و مردان با ایمان را شکنجه دادند، ولى توبه ننمودند عذاب دوزخ است.» (بروج/ 10) جمله "ثم لم یتوبوا" حاکى از پذیرش توبه شکنجه گران است.

منـابـع

ناصر مکارم شیرازی- اخلاق در قرآن- جلد 2 صفحه 223-227

محمد محمدی ری شهری- میزان الحکمة- جلد 2 باب التوبة

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد ‏19 صفحه 504- 505

سید عبدالله شبّر- ترجمه ‏الاخلاق- صفحه 338-339

محسن قرائتی- گناه شناسی

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد