احکام طهارت و نجاست شرعی یهود در تلمود

فارسی نسخه موبایل

طهارت و نجاست شرعى
بخش کاملى از میشنا به احکام طهارت و نجاست شرعى اختصاص دارد و حتى بیش از احکام قربانى، واحد مستقلى را تشکیل مى دهد که شاید پیچیده ترین بخش تلمود باشد. با آن که این ~هلاخا~ها در بخش هاى مختلف تلمود بابلى و فلسطینى مطرح شده اند، تقریبا یقینى است که به استثناى ~رساله نیدا~ که نیاز عملى زیادى به آن احساس مى شد، هیچ تفسیر کاملى بر آنها نوشته نشده است. یکى از دلایل این غفلت آشکار، این است که تقریبا تمامى این احکام به سرزمین فلسطین و دوره هایى که معبد بر پا بود اختصاص داشت. در نبود معبد و قربانى ها، رعایت احکام مربوط به طهارت شرعى، توجیه ضعیفى داشت و زمانى که دیگر، قربانى اى تقدیم نمى شد، رعایت تمامى جوانب این هلاخاها غیرممکن بود.

احکام طهارت در تلمود
احکام طهارت، به لحاظ محتوا، شبکه اى پیچیده و به هم پیوسته از احکام هستند که در یک ساختار منطقى خاص، با یکدیگر مربوطند. با آن که بخش قابل ملاحظه اى از تورات به این احکام اختصاص یافته، هیچ توضیحى درباره آنها بیان نشده است. چنین گفته اند که در دوره ~میشنا~یى ~ربان یوحانان بن زکاى~ با پاسخ هاى خردمندانه اش موفق شد که فردى غیریهودى را به ارزش و اعتبار این احکام متقاعد سازد. اما شاگردانش به او گفتند: «تو او را با یک پاسخ مبهم گول زدى، اما براى ما چه دارى که بگویى؟» ربان یوحانان پاسخ داد که این موضوع ها از ملاحظات عقلانى ناشى نشده اند و به یکى از حوزه هایى تعلق دارند که آن یگانه مقدس، که حمد و سپاسش باد، درباره آنها گفته است: «من احکامى وضع و فرمان هایى صادر کردم و شما مجاز نیستید که در آنها تأمل کنید. » در واقع، این تشریع بى نهایت پیچیده است و انبوهى از جزئیات را دربر دارد که به نظر مى آید تعیین آنها به صورت آنى بوده است.
با این همه، ساختار عمومى این هلاخاها را مى توان به کمک چندین اصل بنیادین درک کرد. اولا، باید یادآور شد که پاکى و ناپاکى مفاهیمى نیستند که مربوط به حوزه نظافت یا بهداشت باشند. به کار بستن احکام طهارت ممکن است از بعضى جهات به بهداشت کمک کند، اما این امر نه نشان دهنده حکمت این احکام است و نه بیانگر تعلیل موضوع آنها. ظاهرا در این جا با توجه به جهان بینى اصلى، مى توان از دو حوزه اصلى سخن گفت: زندگى، که کامل ترین تعبیر درباره آن هر چیز مربوط به قداست است (که به عنوان منبع اولیه زندگى محسوب مى شود)؛ و مرگ و نیستى، که به نظر مى رسد نقطه مقابل زندگى و قداست باشند.

نجاسات شرعی در تلمود
به طور کلى مى توان گفت که هر آنچه مى زید و سالم است، فاقد هر گونه نجاستى است و هر اندازه که شى ء به مرگ نزدیک مى شود، نجاست آن فزونى مى یابد. بر این اساس، مطابق اصطلاح شناسى تلمود، ناپاک ترین شى ء (اوى اوت هطومئا) «بزرگ ترین سبب نجاست»، جسد است و در مرحله بعد از آن، جذامى، زاو (فردى که بى اختیار از آلت او مایعى مانند منى جارى باشد) و لاشه حیوانات و خزندگان قرار دارد. معمولا شى ء ناپاک، نه تنها خود ناپاک است، بلکه در تماس با دیگر اشیاء، ناپاکى خود را به آنها انتقال مى دهد. هر اندازه که درجه ناپاکى چیزى بیشتر باشد، امکان آلوده کردن اشیاء دیگر توسط آن، به شیوه هاى گوناگون، بیشتر خواهد بود. به عنوان مثال، جسد هرچه را که با آن تماس پیدا کند، ناپاک مى سازد و گاهى این [سرایت ] نجاست به حدى زیاد است که شى ء متنجس نیز خود به یک منبع مستقل نجاست و آلودگى مبدل مى شود. آلودگى معمولا از طریق تماس با شى ء ناپاک منتقل مى گردد؛ اما گاهى اوقات با گرد آمدن با شى ء ناپاک در زیر یک سقف، یا به واسطه حمل آن شى ء نجس، حتى بدون تماس با آن، نیز نجاست منتقل مى شود. هر چیزى قابلیت نجس شدن ندارد. هر اندازه که حساسیت فرد یا شیئى که با منشأ آلودگى تماس مى یابد، بیشتر باشد، راحت تر آلوده مى شود. بعضى از غذاها و نوشیدنى ها خیلى آسان نجس مى شوند. اشیاء چوبى و پارچه اى، کمتر تأثیر مى پذیرند. اشیاء فلزى نسبت به بعضى از انواع نجاست ها حساس ترند، ولى آدمى تنها با میزان معینى از نجاست آلوده مى گردد. حیوانات زنده، گیاهان در حال رشد، و اشیاى ناتمام، در صورت تماس با آلودگى، نجس نمى شوند. طبق هلاخایى که مصوبات بعدى، تغییرى جزئى در آن ایجاد کرد، احکام ناپاکى تنها براى یهودیان، مهم و با معناست. غیریهودیان نه نسبت به ناپاکى حساس هستند و نه مى توانند ناقل نجاست باشند. پاک شدن از آلودگى همیشه به یک شکل نیست و به طبیعت عامل نجس کننده و نیز به شى ء نجس شونده بستگى دارد. به عنوان مثال، ظرف سفالى طهارت پذیر نیست و باید آن را شکست؛ در عین حال، بیشتر ظروف دیگر را به همان شکلى که آدمى پاک مى شود، مى توان پاک کرد. تمامى انواع طهارت در یک عامل مشترکند و آن فرو بردن در آب - است.

غسل و مسائل آن در تلمود
بنابه گفته تورات، ~غسل ارتماسى~ در چشمه یا منبع دیگرى از آب (میقوه مییم) انجام مى گیرد. بعدها این اصطلاح به ~میقوه~ تلخیص شد و به معناى مکانى که آب کافى براى تأمین مقاصد طهارت، در آن جا جمع شده است، استعمال گردید. فرد نجس داخل میقوه مى شود و خود را در آن فرو مى برد و بدین سان، خود را تا حدى، از نجاست پاک مى سازد. غسل کردن در میقوه ضرورتا، مستلزم پاکیزگى نیست؛ چرا که منبع طهارت تنها یک مکان طبیعى جمع شدن آب است. در زمان هاى گذشته لازم بود که از آب هاى راکد در غارها، که همیشه هم بهداشتى و پاکیزه نبود، استفاده شود. از دوره میشنایى به این طرف، ساختمان هاى خاصى براى این منظور ساخته شد و امکانات مناسب ترى براى غسل کنندگان فراهم آمد. حتى زمانى که بیشتر احکام مربوط به طهارت عملا رعایت نمى شد، میقوه اهمیت خود را حفظ کرده بود. زنان از میقوه براى طهارت از نجاست حیض یا نفاس، و مردان از آن براى طهارت پیش از مطالعه و نماز استفاده مى کردند. در عصر تلمودى، مردان دیگر مکلف نبودند که غسل کنند. اگرچه فرمان انام غسل ارتماسى را به عزرا نسبت داده اند، عمل به آن واقعا منسوخ شده بود. در زمان هاى بعدى و اساسا در نتیجه قوت گرفتن گرایش هاى قبالایى در یهودیت، غسل ارتماسى به عنوان وسیله اى براى تطهیر معنوى، اهمیت تازه اى یافت و تاکنون نیز به صورت گسترده، در میان حسیدیم به آن عمل مى شود.

مراسمات ویژه اى براى پاکی از انواع خاص نجاست
علاوه بر انجام غسل ارتماسى در آب، که مؤلفه اصلى تمامى مناسک طهارت است، مراسم ویژه اى براى انواع خاصى از نجاست وجود دارد. زاو، یعنى مرد جریان دار، و زن پس از وضع حمل، کاملا پاک نمى شدند مگر آن که یک قربانى ویژه، نه براى کفاره، که به خاطر طهارت، تقدیم کنند. غلبه بر نجاست ناشى از اموات (شدیدترین و یکى از رایج ترین انواع آلودگى) تنها از طریق پاشیدن آب مخلوط با خاکستر یک ماده گاو قرمز، امکان پذیر بود. در تورات مراسم طهارت با تفصیل قابل ملاحظه اى بیان شده است، اما از آن جا که این مراسم خیلى مهم بود و یافتن ماده گاو قرمز نیز آسان نبود، بنا به گفته میشنا، مراسم سوزندان لاشه گاو ماده تاکنون تنها هشت بار در طول تاریخ یهود انجام گرفته است. در طى قرن ها، با وضع محدودیت ها و شرایط، که به منظور تأکید بر اهمیت حیاتى این مراسم انجام گرفته بود، این مراسم بسیار محدود شد. در دوره معبد، لاشه گوساله ماده بر بالاى کوه زیتون، روبه روى معبد سوزانده مى شد و یکى از دلایل تقدس این مکان، همین امر است. براى این که مبادا شایبه نجاست و آلودگى در طول مسیر پیدا شود، پل مخصوصى میان کوه معبد و کوه زیتون ساختند. خاکستر گوساله قرمز (یا خاکستر همه گاوهاى قبلى؛ زیرا طبق آنچه در سنت آمده، مقدارى از قدیمى ترین خاکسترها در پایان دوره معبد دوم هنوز باقى بود) با دقت هرچه تمام تر، محافظت و نگهدارى مى شد ودر تطهیر اشیائى که بر اثر تماس با اموات نجس مى شدند، به کار مى رفت. تا چندین نسل پس از انهدام معبد - به عقیده بعضى از عالمان تا سیصد سال بعد - این خاکسترها باقى بود و براى این مراسم مصرف مى شد. وقتى که خاکسترها تمام شد، تطهیر شى ء نجس شده دیگر ممکن نبود و از این روى، عمل به این احکام طهارت هیچ توجیه منطقى نداشت. از قرون وسطى به این سو، فرض بر این بود که به طور مستقیم یا غیرمستقیم «همه ما به واسطه مرده ها آلوده شده ایم»؛ بنابراین عمل به این احکام دیگر امکان پذیر نیست.

رابطه احکام طهارت شرعى با قربانى ها و اشیاء مقدس
به طور کلى، احکام طهارت شرعى تنها در تماس مستقیم با قربانى ها و اشیاء مقدس اعمال مى شود. شریعت کسى را غیر از کوهن ها (نسل ~حضرت هارون=حضرت هارون علیه السلام=11264~) که از لمس کردن اجساد منع شده بودند، به پاک بودن مکلف نمى کرد. این ممنوعیت هم چنان باقى است و جانشینان تبار کاهنى هنوز هم از دست زدن بر جسد منع مى شوند مگر این که - بنا به گفته تورات - آن جسد متعلق به یکى از اعضاى نزدیک خانواده یا جسد ~مت میصوا~ (فردى که جسد او بر سر راه افتاده باشد و کسى براى تدفین او یافت نشود) باشد. هیچ فرد ناپاکى مجاز نبود که وارد محدوده معبد شود یا در عبادت شرکت کند؛ سرپیچى از این حکم مجازات شدیدى را به دنبال داشت و کاهن اگر در حالت ناپاکى به سر مى برد، از مصرف هرگونه هدایاى کاهنى ممنوع بود. بنابراین، روشن است که چرا در عصر معبد هر کسى که قربانى به معبد مى آورد یا در موقع زیارت وارد معبد مى شد، مکلف بود که خود را پاک سازد. کاهنان و اعضاى خانواده آنان نیز مکلف بودند خود را پاک سازند تا مجاز باشند که از هدایا بخورند. ساعتى که کاهنان پس از انجام غسل ارتماسى و کسب طهارت، به خوردن اعانات خودشان مشغول مى شدند، چنان منظم بود که به عنوان معیارى براى تنظیم وقت به کار مى آمد!

نهضت دینى - اجتماعى حاورها (رفیق ها)
به رغم این واقعیت که اکثر اعضاى جماعت مکلف نبودند که در همه حال با طهارت باشند، کسانى وجود داشتند که به شوق رسیدن به یک زندگى کامل تر، احکام تطهیر شرعى را مراعات مى کردند؛ چرا که طهارت را کمال مى دانستند. شمارى از این افراد در مراعات این احکام چنان افراطى و سخت گیر بودند که تنها از غذاهایى مى خوردند که پاکى آنها مانند پاکى مورد نیاز براى غذاى کاهنان بود، اما بیشترشان «کسانى بودند که از ~حولین~ (غذاهاى رایج)، مطابق با مقررات و احکام طهارت، استفاده مى کردند. اینان در ظاهر، بسیار فراوان بودند و نهضت دینى - اجتماعى خاص خودشان را که به حاورها (رفیق ها) معروف بود، ایجاد کردند. این نهضت از افرادى تشکیل شده بود که تنها غذاهاى پاک را مى خوردند و احکام عشریه را با جدیت مراعات مى کردند. گروه هاى حاور که درگیر در مراسم ابتدایى ویژه اى بودند، ترکیب هاى مختلفى داشتند و ظاهرا بیشتر شاگردان حکیمان، زمانى از اعضاى آن بودند؛ گرچه تنها رؤساى مدارس علمیه، بدون نیاز به مراسم خاص صلاحیت عضویت در آن را داشتند. عضویت زنان نیز پذیرفته مى شد و فتوایى صادر شده بود مبنى بر این که « همسر حاور، خود یک حاور است» فرقه هاى گوناگون اسنى در ظاهر، روابط نزدیکى با حاورها داشتند؛ اما آنها به ترک دنیا گرایش داشتند، در حالى که بیشتر حاورها چنین نبودند. پس از تمام شدن خاکستر گاو قرمز، احکام شرعى طهارت دیگر به طور کامل رعایت نمى شد و حکم آن براى تمامى اهداف عملى، لغو گردید.

احکام ناپاکى زن به واسطه نیدا
با وجود این، دو نوع حکم، قابل اعمال باقى ماند؛ احکامى که به ناپاکى زن به واسطه ~نیدا~ (حیض و وضع حمل) مربوط مى شد، و احکام آلودگى و پاکى کاهنان. ناپاکى نیدا کاربردهایى در روابط زناشویى دارد؛ چون روابط جنسى تا زمانى که زن ناپاک است، ممنوع است. بیشتر میقوه ها، از دوره میشنایى به بعد و نیز احتمالا در پایان خود این دوره، به این نوع طهارت اختصاص یافته اند. اما تعجب آور نیست که نیدا، تنها رساله در بخش طهارت است که هم ~تلمود بابلى~ و هم ~تلمود فلسطینى~، در باب آن توضیحاتى ارائه کرده اند.

احکام آلودگى و پاکى کاهنان
حرمت آلودگى کاهنى ناشى از تماس با اموات نیز باقى ماند. در این جا نیز باقى ماندن این ممنوعیت خاص، دلیل ویژه اى داشت. در زمان هاى جدید، کوهن ها مانند همه بنى اسرائیل به وسیله تماس با اموات، چه تماس مستقیم و چه از طریق دیگران، آلوده مى شوند. اما ممنوعیت تورات معطوف به جایگاه کاهن نیست، بلکه به اعمال او توجه دارد؛ از این رو، رعایت این احکام، حتى پس از آن که احکام طهارت عملا از اعتبار افتاد، ادامه یافت.

منـابـع

سیری در تلمود، نویسنده: آدین اشتاین سالتز، مترجم: باقر طالبی دارابی، ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، تاریخ نشر: 1383

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد