عوامل ورود در جهنم (جاذبه دنیا)

فارسی 2160 نمایش |

جاذبه زینتهاى دنیا

خداوند در وجود انسان غریزه ها و میلهایى قرار داده که بقاى نوع انسانى و ادامه ی زندگى بشر به آنها وابسته است در قرآن به تعدادى از این میلها و شهوتها اشاره مى کند که عبارتند از میل جنسى و رغبت به زنان و انس گرفتن با آنان، محبت به اولاد به خصوص فرزندان ذکور، میل به زراندوزى و جمع آورى طلا و نقره و ثروت، محبت مرکبهاى علامت دار، دوست داشتن دامها مانند شتر و گاو و گوسفند و بز، دوست داشتن زراعت: «زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطرة من الذهب و الفضة و الخیل المسومة و الأنعم و الحرث ذالک متع الحیوة الدنیا و الله عنده حسن الماب؛ دوست داشتن خواستنى ها از زنان و اولاد و اموال فراوان از زر و سیم و اسبان نشاندار و دام ها و کشتزاران در چشم مردم آراسته شده است، ولى اینها متاع زود گذر زندگانى دنیاست و سر انجام نیکو [و زندگى عالى تر] نزد خداست.» (آل عمران/ 14)
اصل این شش نوع میل و محبت از جانب خداوند در وجود انسان قرار داده شده و انسان در طبیعت و سرشت خود این اشیاء را دوست دارد و همین هاست که باعث ادامه زندگى بشر شده و بى وجود آنها یا بشر امید به زندگى را از دست مى داد و یا نمى توانست تولید مثل کند و یا نمى توانست غذاى خود را فراهم سازد. مطلب مهمى که باید به آن توجه داشت این است که هر چند اصل این میلها از خداست ولى گاهى شیطان با سوء استفاده از این زمینه ها، انسان را وادار مى سازد که در اعمال آنها راه افراط پیش گیرد و این میلها را که وسیله اى براى ادامه زندگى است به صورت هدف قرار بدهد و انسان در شهوات خود طغیانگرى کند.

اموال و لذائذ دنیا مقدمه نیل به لذائذ اخروی

این آیه به منزله بیان و شرح حقیقت حال مطلب قبلى است، که مى فرمود: «إن الذین کفروا لن تغنى عنهم أموالهم و لا أولادهم من الله شیا و أولئک هم وقود النار؛ کسانى که کافر شدند، اموال و فرزندانشان به هیچ روى آنها را از [عذاب] خدا باز ندارد و آنان خود هیمه دوزخند.» (آل عمران/ 10) چون از این آیه بر مى آید کفار معتقد بوده اند که مى توانند با اموال و اولاد، از خدا بى نیاز شوند، و آیه شریفه بیان مى کند که علت این پندار فریب خوردن آنان در برابر تمایلات و لذائذ مادى است، علت این است که از امور آخرت منقطع شده، و رو به دنیا آوردند، از امور بسیار مهم بریده به امور مجازى پرداختند، امر بر آنان مشتبه شد و نفهمیدند که لذائذ مادى، همه وسیله و متاع زندگى موقت در دنیا، و زندگى است، که خود مقدمه است، براى رسیدن به آنچه نزد خدا است و آن عبارت است از حسن ماب و عاقبت نیکو.
نه تنها این کفار در علاقمندى به دنیا مبتکر و اولین علاقمند به آن نیستند، بلکه این شیفتگى از ناحیه دیگرى ناشى شده است، و این خدا است که دلهاى ایشان را تسخیر کرده، و علاقه به این امور مادى را غریزه آن نموده، تا زندگى دنیایى و زمینى آنان تامین شود، چون اگر غریزه حب دنیا در انسان، گذارده نشده بود، زندگى او در این کره خاکى دوام نمى یافت، کسى به دنبال تولید مثل نمى رفت، و نسل بشر قطع مى شد، و حال آنکه خداى سبحان مقدر کرده که بشر تا مدتى معین در زمین زندگى کند، چون در روز اول خلقت بشر به پدر بشر یعنى حضرت آدم فرمود: «و لکم فی الأرض مستقر و متاع إلى حین؛ و براى شما در زمین، تا وقتى معین قرارگاه و معیشتى خواهد بود.» (بقره/ 36)
اگر چنین مقدر کرده که علاقمند و دوستدار دنیا باشند براى این بوده که دنیا را وسیله زندگى آخرت خود کنند، و از متاع این زندگى چیزهایى را که به درد آن زندگیشان مى خورد برگیرند. و خلاصه مطلب اینکه تقدیر کرد تا به عنوان وسیله بدان بنگرند، نه به نظر استقلالى، و به عبارت دیگر زندگى دنیا را وسیله زندگى آخرت قرار دهند، نه اینکه آن را هدف پنداشته و ما وراى آن را فراموش کنند، و یا راه را مقصد گرفته، در عین اینکه مشغول رفتن به سوى پروردگار خویشند رفتن را مقصد بپندارند، هم چنان که قرآن کریم فرموده: «إنا جعلنا ما على الأرض زینة لها لنبلوهم أیهم أحسن عملا* و إنا لجاعلون ما علیها صعیدا جرزا؛ همانا ما آنچه را که بر زمین است زینتى براى آن قرار دادیم تا امتحانشان کنیم که کدام یک از ایشان بهتر عمل مى کنند. و ما [سر انجام] آنچه را که بر روى زمین است قطعا بیابانى خشک و بایر خواهیم کرد.» (کهف/ 8)
چیزى که هست این بى خبران غفلت زده، این وسائل ظاهرى الهى را که مقدمات و وسائلى براى به دست آوردن رضوان الله هستند، امورى مستقل پنداشتند، و محبوب بالذات شمرده، خیال کردند که این امور مادى مى تواند ایشان را از خداى سبحان بى نیاز سازد، و به همین جهت دنیایى که خلق شده تا نعمت و وسیله تقرب و پاداش اخروى آنان باشد، بر ایشان نقمت و عذاب شد، هم چنان که قرآن کریم فرمود: «إنما مثل الحیاة الدنیا کماء أنزلناه من السماء، فاختلط به نبات الأرض، مما یأکل الناس و الأنعام، حتى إذا أخذت الأرض زخرفها، و ازینت، و ظن أهلها أنهم قادرون علیها، أتاها أمرنا لیلا أو نهارا، فجعلناها حصیدا، کأن لم تغن بالأمس و یوم نحشرهم جمیعا، ثم نقول للذین أشرکوا مکانکم، أنتم و شرکاؤکم، فزیلنا بینهم و ردوا إلى الله مولاهم الحق و ضل عنهم ما کانوا یفترون؛ مثل زندگى دنیا مثل آبى است که ما آن را از آسمان نازل کردیم، و جزء گیاهان زمین شد، گیاهانى که مردم و حیوانات آن را مى خورند، و نتیجه نزول آن آب، سرسبزى و خرمى زمین شد، و اهل زمین پنداشتند که این خودشانند که زمین را مى آرایند، در این هنگام است که عذاب ما یا در شب و یا در روز مى رسد، و گیاهان را درو مى کند، گویا دیروز اصلا نبوده، و روزى که ما همه آنان را محشور مى کنیم، و سپس به مشرکین، مى گوئیم تکان نخورید، شما و شرکائتان بر جاى باشید، آن گاه بین آنان و شرکایشان جدایى افکنیم، به سوى خدا مولاى حقیقیشان برگردانیده مى شوند، و شرکایى را که براى خدا تراشیده بودند و به خدا نسبت مى دادند نمى یابند.» (یونس/ 30)
این آیات به مساله ی حیات دنیا اشاره نموده و مى فرماید امر حیات و زینت زندگى به دست خداى تعالى است، و به جز او هیچ ولى اى ندارد، ولیکن آدمیزاد به خاطر فریب زندگى ظاهرى از باطن آن که همان آخرت است غافل مانده و مى پندارد که امر زندگى به دست خود او است، و او مى تواند امر زندگى را تدبیر و تنظیم نماید، به همین خاطر براى خود شرکائى از قبیل اصنام، و بتهایى نظیر مال و اولاد و امثال آن اتخاذ مى کند، و خداى تعالى او را بر اشتباه و خطایش واقف مى سازد.
روزى که این زینت ظاهرى دنیا از بین مى رود، و روابطى که بین او و اصنام بود قطع مى گردد، در آن روز آدمى آنچه را شریک خدا مى پنداشت گم مى کند و آنچه را در زندگى خود مؤثر خیال مى کرد بى اثر مى یابد، و معنا و حقیقت علم و عملش را برایش روشن مى سازد، این است معناى اینکه فرمود "به سوى خدا، (مولاى حقیقیشان) برمى گردند."

فریب شیطان

حال باید دید که چرا خود خداى تعالى، دنیا و آنچه در آن است را در نظر انسان زینت مى دهد؟ و آیا او است که انسانها را با این گول زنک، گول مى زند؟ حاشا بر ساحت مقدس او که انسان را به خلاف واقع بیفکند، و به او چنین وانمود کند که عوامل دنیایى مستقل در تاثیرند، و زینت دنیا هدف غایى بشر است.
آرى ساحت رب علیم و حکیم والاتر از آن است که امور خلق خود را به گونه اى اداره کند که منتهى به غایتى صالح و شایسته نگردد، چگونه چنین چیزى امکان دارد؟ با اینکه خودش فرمود: «إن الله بالغ أمره؛ خدا همه تدابیر خود راى به نتیجه مى رساند.» (طلاق/ 3) و نیز فرموده: «و الله غالب على أمره؛ و خدا بر فرمان هاى خود مسلط است.» (یوسف/ 21) بلکه اگر بنا باشد این گول و فریب را مستند به کسى بدانیم، باید بگوئیم که مستند به شیطان است، هم چنان که خود خداى تعالى فرمود: «و زین لهم الشیطان ما کانوا یعملون؛ و شیطان کارهایى را که مى کردند در نظرشان بیاراست؟» (انعام/ 43)
نیز فرمود: «و إذ زین لهم الشیطان أعمالهم؛ و [یاد کن] هنگامى را که شیطان اعمال آنها را برایشان بیاراست.» (انفال/ 48) که هر دو آیه این فریبکاریها را به شیطان نسبت مى دهد. بله این مقدار را مى توان مستند به خدا کرد که خدا اجازه چنین فتنه گریهایى را به شیطان داده، تا (هم خود او به کمال شقاوت خود برسد) و هم مساله آزمایش بندگان تکمیل گردد، و زمینه تربیت بشر فراهم شود، هم چنان که فرمود: «أ حسب الناس أن یترکوا أن یقولوا آمنا و هم لا یفتنون؟ و لقد فتنا الذین من قبلهم، فلیعلمن الله الذین صدقوا، و لیعلمن الکاذبین، أم حسب الذین یعملون السیئات أن یسبقونا، ساء ما یحکمون؛ آیا مردم مى پندارند به صرف اینکه بگویند ایمان آوردیم دست از آنان بر مى داریم، و آزمایش نمى شوند، با اینکه ما امتهایى راى که قبل از ایشان بودند آزمودیم، آرى باید خدا معلوم کند چه کسانى راست مى گویند، و چه کسانى دروغگویند، و یا بدکاران مى پندارند ما راى شکست مى دهند؟! چه زشت پندارى کردند.» (عنکبوت/ 4)
آیه شریفه ی «کذلک زینا لکل أمة عملهم؛ بدین سان براى هر امتى عملشان را بیاراستیم.» (انعام/ 108) را هم مى توان بر همین اذن حمل نمود، هر چند ممکن هم هست به معنایى که ما در سابق در ذیل آیه: «إنا جعلنا ما على الأرض زینة لها لنبلوهم أیهم أحسن عملا؛ همانا ما آنچه را که بر زمین است زینتى براى آن قرار دادیم تا امتحانشان کنیم که کدام یک از ایشان بهتر عمل مى کنند.» (کهف/ 7) بیان کردیم حمل نمود.

انواع جلوه گری دنیا

به هر حال تزیین و جلوه گرى دنیا در نظر مردم دو جور تصور مى شود، یکى براى اینکه بنده خدا به این وسیله یعنى به وسیله دنیا به آخرت برسد، و خشنودى خداى را در مواقف مختلف زندگى و با اعمالى گوناگون و به کار بردن مال و جاه و اولاد و جان به دست آورد. و این خود سلوکى است الهى و پسندیده، که خداى تعالى این گونه مشاطه گریها را به خودش نسبت داده است. و نیز در آیه می فرماید: «قل من حرم زینة الله التی أخرج لعباده و الطیبات من الرزق؛ بگو چه کسى زینت دنیایى را که خدا براى بندگانش درست کرده و نیز رزق پاکیزه را حرام نموده است؟» (اعراف/ 32)
قسم دیگر جلوه گرى دنیا در نظر خلق زینت گرى دنیا است به این منظور که دلها شیفته دنیا شده، و متوجه آن و غافل از ماوراى آن شود، و از ذکر خدا بى خبر گردد، این قسم جلوه گرى تصرفى است شیطانى و مذموم که خداى سبحان آن را به شیطان نسبت داده، و بندگان خود را از آن بر حذر داشته، و هم چنان که گذشت فرموده: «و زین لهم الشیطان ما کانوا یعملون؛ و شيطان آنچه را انجام مى‏ دادند برايشان آراسته است.» (انعام/ 43) و نیز از قول شیطان حکایت فرموده که عرضه داشت: «رب بما أغویتنی لأزینن لهم فی الأرض، و لأغوینهم أجمعین؛ پروردگارا به خاطر اینکه مرا اغوا کردى من هم همه بندگان تو را در زمین از راه زینت دادن زندگى گمراه خواهم کرد.» (حجر/ 39)
نیز فرموده: «زین لهم سوء أعمالهم؛ اعمال زشتشان در نظرشان جلوه داده شده.» (توبه/ 37) و آیاتى دیگر نظیر اینها. این قسم جلوه گرى هم گاهى و از جهتى به خدا نسبت داده مى شود، البته در طول نسبتى که به شیطان دارد. و این بدان جهت است که شیطان و هر سببى از اسباب خیر و یا شر آنچه عمل مى کند و هر دخل و تصرفى که در ملک خدا دارد به اذن خود او است، تا اراده خدا و مشیت او نافذ شود، و با نفوذ امر او، امر صنع و ایجاد منتظم گردد، و در نتیجه رستگاران با اراده و اختیار خود رستگار شوند، و مجرمین هم با سوء اختیار خود از رستگاران، ممتاز و جدا گردند.
با بیانى که گذشت روشن شد که مراد از فاعل جلوه گرى که در آیه: «زین للناس حب الشهوات» نامش برده نشده، خداى سبحان نیست. براى اینکه هر چند علاقه به شهوات نسبتى به خدا دارد اما با این تفاوت که علاقه صحیح و صالح به طور استقلال، و علاقه مذموم و غافل کننده به طور اذن به او مربوط مى شود الا اینکه در آیه شریفه به خاطر اشتمالش بر علاقه هایى که یقینا منسوب به خدا نیست و بیانش مى آید، ناگزیر رعایت ادب قرآن اقتضا مى کند که این جلوه گرى را به غیر خدا (چون شیطان و یا نفس) نسبت دهیم. درستى سخن بعضى از مفسرین که فاعل جلوه گرى را شیطان دانسته اند از اینجا روشن مى شود، براى اینکه حب شهوات امر مذمومى و ناپسندى است و خدا آن را در نظرها زینت نمى دهد، و همچنین حب کثرت مال که آن نیز امرى است مذموم آنچه مستند به خدا است همان حسن المآب و جنات است، که در آخر این آیه و آیه بعدیش به خدا نسبت داده شده است.

منـابـع

يعقوب جعفرى- تفسیر کوثر- جلد 2 صفحه 82

سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد ‏3 صفحه 148

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد