انواع قربانی در تورات

فارسی 5851 نمایش |

رسوم دینی یهود

یکی از آداب و رسوم دینى در دین یهود، سنت قربانى می باشد. این سنت نزد قوم عبرى یکى از عبادات مهم به شمار مى رفت. آداب و رسوم قربانى در کتب مذهبى یهود، در فصل قداشیم (مقدسات) مطرح است; زیرا قربانى براى یهود در شمار مقدس ترین خدمات به شمار مى رفته، پیروان یهود طى مناسکى ویژه، براى توبه و اعتراف و تقدیس و کفاره و شکر، به انجام قربانى هاى خونى و غیر خونى، در مذبح هاى خصوصى یا در معبدهاى کوچک بالاى تپه ها مبادرت مى ورزیدند.

قربانی در تورات

از واقعیت ذبیحه و قربانی در بین یهود اولیه به دلیل تحریف هایی که بر تورات رفته است، اطلاعی در دست نیست و آنچه هم اکنون از این مراسم در اختیار می باشد، از منابع فعلی یهود است. در باب 32 سفر خروج می خوانیم که: «جناب هارون گوساله ساخت و مذبحی برای او بنا کرد و فریاد زده گفت: فردا عید است. برای خداوند گوساله را عبادت کرد و بنی اسرائیل را هم امر به عبادت او نمود. پس ایشان به امر هارون ذبایح برای گوساله ذبح نمودند و قربانی ها برای تقرب کردند.» در آیه 3 از باب 5 سفر خروج می خوانیم: «به صحرا برویم و نزد یهوه خدای خود قربانی بگذاریم مبادا ما را به وبا یا شمشیر مبتلا سازد.»
از آنچه که در کتاب مقدس آمده می توان نتیجه گرفت که ذبح قربانی یکی از اجزاء دین یهود است. در شریعت حضرت موسی برای ذبایح نظم و ترتیبی وضع شده بود در حالی که قبل از شریعت وی با توجه به نوع و تعداد ذبایح و شرایط ذبح، ذبایح اختیاری بودند هر کاهن با دست خودش ذبح می کرد. کهنه (کاهنان) در بین یهود آنانی بودند که به درجه کهونت رسیده و اجازه داشتند خودشان قربانی و ذبایح را ذبح کنند. آنها تنها کسانی بودند که وظیفه انجام شعائر دینی را به عهده داشتند. قبل از آنکه حضرت موسی به کوه طور خوانده شود و الواح مقدس را دریافت کند، ذبایح در بین بنی اسرائیل اختیاری بود، وضعیت ثابت و مرتبی نداشت و با توجه به نوع حیوان مذبوح و ذبایح تعداد آنها و شرایط متفاوت بود. ولی پس از آن در ذبح و قربانی ها ترتیب و انسجامی پدید آمد و بعدها تقدیم ذبایح در خانواده هارون انحصاری گشت.

انواع قربانى در دین یهود تقسیم بندی جیمز هاکس

در آیین یهود، قربانى را به اعتبارات گوناگون تقسیم کرده اند. جیمز هاکس، مؤلف و مترجم امریکایى قاموس کتاب مقدس، قربانى هاى دین یهود را عبارت دانسته است از:
1- قربانى هاى سوزاندنى: این قربانى ها براى کفاره گناهان بود که مى بایست نرینه بى عیب گاو و یا گوسفندان را در نهایت رغبت و میل قربانى کنند. یهودیان به این نوع قربانى «اولاه» به معناى آنچه بالا مى رود گویند; زیرا با سوختن آن، دودش به مشام یهوه مى رسد. آن ها به دود قربانى «رئاح نیخوآخ» یا «رایحه آرامش بخش» مى گویند.
2- پیش کشى ها: پیش کشى ها، شامل آرد و روغن و زیتون و کندر بود که قدرى از آرد و روغن و تمام کندر را بر قربان گاه گذارده، مى افروختند.
3- جنباندنى ها: جنباندنى ها نوبر محصولات زمینى بود که در عید «فصح» تقدیم یهوه مى شد.
4- هدیه افراشتن که از محصولات بعد از درو بود.
5- قربانى سلامتى: این قربانی براى تقدیس خداوند بود که مى بایست از حیوانات و محصولات کشاورزى تقدیم مى شد.
6- قربانى هاى خطا و گناه: این قربانی براى کفاره به عمل مى آمد و به جا آوردن آن براى زدودن گناه شخصى یا غیر عمدى، به عهده کاهن بود; شخص خطاکارى دست خود را بر سر بزى مى گذارد، به گناه خود اعتراف مى نمود، آن گاه حیوان را به دست کسى داده، آن را در دشت برده، قربانى مى کرد.

پیش کش هاى گیاهى، جانورى و انسانى در دین یهود
همان گونه که از این تقسیم بندى بر مى آید، مى توان دریافت که قوم یهود نیز همچون بسیارى از اقوام و ادیان دیگر به پیش کش هاى گیاهى، جانورى و انسانى به درگاه یهوه عقیده داشتند. یکی از آنها عبارت است از قربانى گاو سرخ.
از قربانى هاى مهم نزد یهود قربانى گاو به درگاه یهوه بود. در سفر اعداد، مشخصاتى براى گاو مورد نظر ذکر گشته. در آن جا آمده است: «به بنى اسرائیل بگو که گاو سرخ پاک، که در آن عیب نباشد و یوغ بر گردنش نیامده باشد، نزد تو بیاورند.» مراسم قربانى این حیوان از این قرار است که پس از ذبح گاو در محلى بیرون از معبد، کاهن انگشت خود را در خون قربانى فرو مى کرد و آن را هفت مرتبه به سوى پیشگاه خیمه اجتماع مى پاشید. پس از این مرحله، پوست و گوشت و خون گاو با سرگین او سوزانده مى شد و خاکستر آن توسط شخصى طاهر جمع آورى و با آب مخلوط مى گردد و در جاى پاک نگه دارى مى شد تا جماعت بنى اسرائیل از آن به عنوان آب تنزیه براى تطهیر استفاده کنند. این نوع قربانى زمانى صورت مى پذیرفت که کسى در خیمه گاه یا بیرون از آن مى مرد. در این مواقع، هر که مرده آدمى را لمس کرده بود، به مدت هفت روز نجس مى شد و براى تطهیر، لازم بود خود را با آب تنزیه بشوید.
در تاریخ قوم بنى اسرائیل، علاوه بر قربانى هاى حیوانى و محصولات زمینى، از قربانى انسانى نیز نشان هایى در دست است. در این باره، برخى از محققان یهودشناس بر آن شدند تا با توجیهاتى، اصل مسأله قربانى انسانى در دین یهود را منتفى بدانند.

دیدگاه مارتین بوبر و ایسفلدت در مورد قربانى انسانى در یهود

پروفسور مارتین بوبر (MARTIN BUBER ;1878 -1968)، یکى از یهودیان سرشناس در این باره، معتقد است: «مقصود از هدیه فرزند اول، نذر کردن براى خدمت به یهوه بوده است، نه قربانى آن.» ایسفلدت (ESSFELDET) و دینگ گرین (Ding Greene) از دیگر یهودشناسانى هستند که بر خلاف نظریه بوبر، معتقدند که قربانى نخست از فرزندان، خود از شعایر دین یهود بوده است. ایسفلدت توضیح دیگرى را نیز بر مطلب مزبور مى افزاید. او مى گوید: «قربانى نخست زاده وظیفه یهوه پرستان پیش از تبعید به بابل بوده است و پس از تبعید، در دین یهود، این شعایر ممنوع گردیده است.» علاوه بر قربانى نخست زادگان، ایسفلدت روایات دیگرى را نیز یادآور مى شود که بیانگر رواج قربانى انسانى در میان قوم بنى اسرائیل است.

روایت حضرت ابراهیم (ع) و فرمان قربانى اسحاق
روایت حضرت ابراهیم (ع) و فرمان قربانى اسحاق، آن دسته از محققان را که به رواج رسم قربانى انسانى میان قوم بنى اسرائیل قایلند، یارى مى رساند تا بر ادعاى خویش شاهدى آورده باشند. داستان ذبح اسحاق از آیین یهود، داستانى آشناست. داستان از این قرار است که خداوند، حضرت ابراهیم (ع) را فرمان داد تا فرزندش اسحاق را قربانى کند. حضرت ابراهیم نیز على رغم علاقه وافر به پسر، به فرمان خداوند سر تسلیم فرود آورد و آماده قربانى شد. در آخرین لحظات و به هنگام شروغ ذبح، گوسفندى نزد ابراهیم حاضر شد تا جانشین قربانى اسحاق گردد. با توجه به روایت مزبور، برخى بر آن شدند که رسم قربانى انسانى میان اجداد بنى اسرائیل، رسمى شایع و متداول بوده و بعید نیست که این رسم در نسل هاى بعد نیز از جمله نزد قوم یهود، هم چنان متداول و رایج باشد.

روایت یفتاح

روایت دیگرى هست که مؤید رواج رسم قربانى در میان قوم یهود به حساب مى آید. روایت از این قرار است که یفتاح از قضات بنى اسرائیل و رئیس قوم یهود بود. وى در جنگى که میان اسرائیلیان با طایفه بنى عمون رخ داد، براى پیروزى بر دشمن، نذرى کرد که اگر بر دشمن فایق آیند، هنگام بازگشت، اولین کسى را که از خانه به استقبال او آید، قربانى یهوه سازد و در آتش بسوزاند. پس از پیروزى بر دشمن و بازگشت به خانه، نخستین مستقبل وى، یگانه دخترش بود که با دف و رقص بیرون آمد. یفتاح پس از آن که به دخترش دو ماه فرصت داد تا به بیرون شهر رفته و با حزن و اندوه به اتفاق دوستانش به سر برد، به وفاى نذر خویش پرداخت.
از آن به بعد، دختران اسرائیل سالى چهار روز از براى یفتاح ماتم مى گیرند. درباره روایت یفتاح، مفسران عهد عتیق تفاسیر متعدد ذکر کرده اند; از آن جمله است که برخى گفته اند مقصود یفتاح از جمله «هرچه به استقبال من از در خانه ام بیرون آید، از آن خداوند خواهد بود و آن را براى قربانى سوختنى خواهم گذرانید» آن است که «هر که از براى ملاقات وى بیرون آید، وقف خدمت خداوند خواهد بود و اگر از حیوانات باشد، آن را قربانى سوختنى خواهد نمود.»
ایرادى که محققان بر توجیه مزبور گرفته اند آن است در تمامى نسخه ها، حرف عطف «واو» آمده و در هیچ یک از آن ها، حرف «با» نیامده است و این بدین معناست که هرچه و هر که اول بار به استقبال من آید، آن را قربانى سوختنى خواهم کرد. عده اى بر آنند که قربانى سوختنى را باید به معناى روحانى تفسیر کرد. در پاسخ، این گونه تفاسیر را مخالف تفسیر لغوى آن دانسته اند. عده اى دیگر برآنند که یفتاح نذر نمود دخترش همواره بکر بماند. مفسران یهودى این تفسیر را نیز ناپسند مى دانند; زیرا به قول آنها اولا، نذر عدم تزویج از جمله عادات عبرانیان نبوده و این امر در نظر ایشان فخر نبوده است. علاوه بر این، عدم تزویج در عهد عتیق، همچون مصیبتى براى دوشیزگان تلقى شده است. ثانیا، یفتاح در زمان خود، شخصى نبود که مقتداى قوم واقع گردد. ثالثا، اندوه یفتاح دلالت بر صحت تفسیر و صحت مطلب مى نماید. رابعا، دختر یفتاح پیش از نذر، دوشیزه بود، اگر فرض مزبور را بپذیریم، حزن دوماهه او را کفایت نمى کرد، بلکه گفته مى شد که تمام عمر از براى بدبختى مغموم بود. خامسا واضح است که پس از آن دو ماه، دیگر ذکرى از دختر یفتاح شنیده نشده و دختران اسرائیل از آن به بعد، سالى چهار روز از براى وى مى گریند.

دیدگاه ویل دورانت درباره قربانى کردن کودکان

ویل دورانت، درباره قربانى کردن کودکان مى نویسد: «پیشینیان یهود را همانند پاره اى از اقوام عادت بر این بوده که کودکى را قربانى کنند. این کار را دوست مى داشتند تا بدینوسیله خشم آسمان را فرو نشانند! به مرور زمان ترجیح دادند این قربانى را از میان کودکان مجرم که به اعدام محکوم مى شدند، برگزینند. بابلى ها به این قربانى جامه پادشاهى مى پوشاندند تا به فرزند پادشاه شباهت پیدا کند سپس به دار مى آویختند و این کار در "رودس" و عید "کرونس" بود. گمان مى رود که قربانى کردن گوسفند یا بزغاله در عید فصح در حقیقت تخفیف حکم قربانى بوده که با پیشرفت تمدن از قربانى انسان به قربانى حیوان تحول یافته است.» چنین به نظر مى رسد که یهودیان در حال حاضر بره یا بزغاله اى را در حج بیت المقدس قربانى مى کنند.

تقسیم قربانى ها به قربانى خونى و غیر خونى
از دیگر تقسیم بندى هایى که برخى از محققان، از قربانى یهودى نموده اند، تقسیم قربانى ها به قربانى خونى و غیر خونى است که اصطلاحا بدان «مینهاه» (Minhah) مى گفتند. این اصطلاح از زمان حزقیل (HEZKIEL) یعنى قرن ششم ق. م صرفا به هدایاى حبوبات اطلاق گردید. طبق این تقسیم بندى، قربانى خونى شامل حیوانات اهلى مانند گاو و گوسفند و کبوتر مى شد و قربانى غیر خونى از نوبر میوه هاى فصل و شراب و زیتون و آرد تشکیل مى گردید. نزد کنعانیان نیز قربانى انواع گوناگونى داشت. از آن جا که برخى از اسباط یهود، که به زندگانى کشاورزى و فلاحتى پرداخته بودند، متأثر از قربانى هاى کنعانى گشتند. نزد کنعانیان، دو نوع قربانى متداول بود: یکى عبارت بود از اهداى هدایا مانند نوبر گله ها و نوبر میوه ها; و دیگرى مراسم «عشاء ربانى».

انواع ذبایح خونین
ذبایح خونین خود سه دسته بودند:
1- قربانی و ذبایح سوختنی: رسم چنین بود که آنها را به گونه ای می سوزاندند که غیر از پوست حیوان چیزی باقی نمی ماند که البته آن پوست نیز سهم کاهن بود.
2- قربانی ها و ذبایح تکفیری و خطایی: چنانکه از اسم آن برمی آید به جهت تکفیر گناهان و یا تجاوز از شریعت ده گانه موسی انجام می یافته و پاکی فرد خاطی هدف آن بوده است. البته در این نوع ذبایح تمام ذبیحه سوزانده نمی شد بلکه تنها دنبه های آن سوزانده می شد و آنچه از ذبیحه باقی می ماند به کهنه می رسید. در این مراسم اگر دسترسی به قربانی بزرگ نداشتند یک جفت کبوتر قربانی می کردند.
3- قربانیها و ذبایح سلامت: این نوع قربانی جزو ذبایح واجب محسوب نمی شد.
علاوه بر اینها ذبح دو گنجشک برای تطهیر و شفا یافتن از برص انجام می گرفت. اوامر دهگانه خداوند امر می کرد ذبایح از عیوب مبرا و از سلامتی برخودار باشند و نیز امر می کرد که تعداد ذبایح تقدیمی بایستی متناسب با قدرت و توان تقدیم کننده باشد. کیفیت تقدیم ذبایح چنین بود که فقط شحم (پیه) و کلیه های آنها را می سوزاندند و باقی مانده به مصرف کاهن و تقدیم کننده می رسید. به اینصورت که گوشت سینه و کتف ها به کاهن و باقی را به صاحب ذبیحه می دادند.

منـابـع

آدین اشتاین سالتز- سیری در تلمود- مترجم باقر طالبی دارابی- مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب- 1383

یونس حمامی لاله زار- مقاله قوانین ذبح در آیین یهود- انجمن کلیمیان ایران

حسن فراهانى- مقاله قربانى در ادیان- ماهنامه معرفت- شماره 51

سایت باشگاه اندیشه- مقاله حج در آیین یهود

حسین لسان- مقاله قربانى از روزگر کهن تا امروز- صفحه 15- 14- مجله هنر و مردم- سال 14- ش 167ـ 169

جیمز هاکس- قاموس کتاب مقدس- صفحه 691، 958، 778 و 788

على اصغر مصطفوى- اسطوره قربانى- صفحه 115- 121- تهران- بامداد- 1369

جان بی ناس- تاریخ جامع ادیان- ترجمه على اصغر حکمت- صفحه 335

محمدجواد مشکور- خلاصه ادیان در تاریخ دین هاى بزرگ- جلد 2 صفحه 128- 130

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد