مقایسه قوانین در متون دینی بودایی و اسلام (مجازات)

فارسی 2908 نمایش |

ب: گناه و جرم در متون دینی اسلام
هر چقدر انسان منزه و صالح باشد باز هم در معرض وسوسه قرار دارد. گناه اساسا ظلمی است به نفس خود علیه خدا، و نیز، احتمالا، علیه جامعه. در اسلام هیچ معادلی برای گناه جبلی وجود ندارد. اما می توان آن را انحرافی از فطرت طبیعی اساسی انسان دانست. انسان منزه آفریده شده و به خوبی متمایل است؛ بنابراین، تمایل به بدی برخلاف فطرت اصیل انسان است. معاصی درجه یک، یعنی کسی یا چیزی را که به ناچار پست تر است با خدا در ذات، صفات، قدرت یا حقوق الهی آن شریک قرار دهند. این عمل شرک نام دارد، و کسی که شرک ورزد، مشرک خوانده می شود. معاصی درجه دو، مانند قتل، سرقت، خودکشی، روابط نامشروع جنسی، و افتراء. این اعمال ظلم خوانده می شود، یعنی نقض حقوق خود یا دیگران از طریق عدم اجرای قوانین اسلام. معاصی درجه سه، از جمله دروغ گویی، دشنام دادن، غیبت و حسد. همه این گناهان، در صورتی که بدون محدودیت انتشار و گسترش یابد موجب فساد در زمین خواهد شد. این گناهان مظاهر کبر، طمع، انتقام جویی، هوس بازی و انانیت انسان است. عبادت وسیله ای است برای کنترل این صفات در انسان، تا فضایل امکان شکوفایی یابد.

ج: مجازات ها در متون دینی اسلام
هنگامی که انحرافی از فطرت طبیعی انسان روی دهد، خدا و جامعه باید به نحوی از آن ممانعت کنند؛ این هدف از طریق مجازات تحقق می یابد. در اسلام، مجازات مفهوم کفاره یا پاک کردن گناه ندارد. تنها خدا می تواند ببخشاید، و چون خدا رحمان و رحیم است، هنگامی که بنده ای توبه و استغفار کنان، از سر صدق به سوی او باز گردد، او را عفو می کند. بنابراین، میان انسان و خدا، تاکید کاملی بر توبه و استغفار وجود دارد. امام هر جرمی در عین حال عملی است علیه نظم اجتماعی، و در این چهارچوب صرف توبه نمی تواند جانشین مجازات، که وسیله ای برای محافظت و تقویت جامعه است، باشد. مجازات همواره جزو لاینفکی از مفهوم عدل بوده است؛ اما درک این نکته نیز حائز اهمیت است که در طرح اسلام، تصور مجازاتی دقیق و صحیح متناسب با جرم وجود ندارد. اجرای عدالتی مطلقا و واقعا متناسب با جرم مستلزم ارزیابی دقیق عوامل پیچیده ای مانند نیت، انگیزه، اوضاع و احوال، علل و تاثیرات محیطی است، که همه اینها را فقط خدا می داند. قضات باید این عوامل را بررسی کنند، اما ارزیابی کامل برای آنها ممکن نیست. بنابراین، مجازات های اسلامی را نباید بر مقیاس کیفر کامل و متناسب مورد داوری قرار داد. در عین حال، دریافت و اجرای موفقیت آمیز و موجه مجازاتهای اسلامی در انزوا ممکن نیست. در چهارچوب کلی اجرای دین، ایمان و تقوی، و نه قانون یعنی آن صفات ذاتی و جبلی که باعث می شود انسان از آنچه موجب ناخشنودی خداست خودداری ورزیده، در جهت رضای او قدم بردارد محل اصلی است. به علاوه، عدل ابزاری نهادی شده برای تحمیل مجازات نیست، بلکه آرمانی مثبت است که در کل جامعه نفوذ کرده، بر آن حاکم می گردد. پس، محیط کاملی مورد نیاز است که در آن عمل خیر تشویق و تسهیل شده و آسان باشد، و عمل خطا منع و تحریم شده، و دشوار باشد. حدود در اسلام ماهیتی وظیفی تر برای تنسیق مردم و بازداشتن آنان از تجاوز بر مرزهای خوبی و عدالت دارد. بنابراین، این نکته حائز اهمیت است که این کیفرها بدان دلیل در اسلام حدود به معنی مرزها و نه مجازات، خوانده می شوند که آنها مسئولیت هایی هستند که در نتیجه تجاوز به حدودی که خدا معین ساخته ایجاد، و به منظور زنده نگهداشتن احساس عدل در جامعه، با انکار عمومی این گونه تجاوزات، با دقت تعریف می شوند. بنابراین، بدیهی است که حدود تنها کیفر جرایم مذکور در قرآن و سنت را در بر می گیرد، مانند قتل که قرآن می فرماید: «من قتل نفسا بغیر نفس أو فساد فى الأرض فکأنما قتل الناس جمیعا و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعا»؛ «هر کس نفسی را بدون حق قصاص و یا بی آنکه فتنه ای در زمین کند، به قتل برساند مثل آن است که همه مردم را کشته، و هر که نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده باشد»، (مائده/ 32). اما تمایز میان قتل و گرفتن جان انسان، که به منظور اقامه عدل باشد، مهم است چنانکه خداوند می فرماید: «و نفسی را که خدا حرام کرده جز به حکم حق مکشید». کیفر زنا به تفصیل بیان گردیده است: «الزانیة و الزانى فاجلدوا کل واحد منهما مائة جلدة و لا تأخذکم بهما رأفة فى دین الله إن کنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر و لیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین»؛ «زن و مرد زنا کار را هر یک صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید درباره آنان در دین خدا رافت روا مدارید، و باید جمعی از مومنان شاهد مجازات شدن آنها باشند»، (نور/ 2). زنا به معنا مضاجعت مرد و زنی است که باهم ازدواج نکرده اند. تجرد یا تاهل یکی از دو طرف یا هر دوی آنها تاثیری بر مجازات ندارد. این کلمه در مورد فسوق هم به کار می رود. لواط، شکلی دیگری از فسوق و کاملا محکوم است. خداوند می فرماید: «ولوطا إذ قال لقومه أ تأتون الفاحشة ما سبقکم بها من أحد من العلمین إنکم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء بل أنتم قوم مسرفون»؛ «و لوط را فرستادیم که به قوم خود گفت: آیا عمل زشتی را که پیش از شما هیچ کس بدان مبادرت نکرده، انجام می دهید؟ شما زنان را ترک گفته و با مردان شهوت می رانید؟ آری شما قومی مفسد و متجاوزید»، (اعراف/ 80-81). لواط عملی برخلاف فطرت طبیعی انسان محسوب می شود. همه حقوقدانان مسلمان متفق القولند که لواط یک جرم جنسی است، اما در مورد مجازات مقتضی آن اختلاف نظر دارند. همچنین، درباره وطی حیوانات نیز نظرهای متفاوتی وجود دارد. برخی با معنای تحت اللفظی این حدیث موافق اند که حیوان و کسی را که با آن وطی نمود بکشید. بعضی با آن موافق نیستند. بعض دیگر معتقدند که تنها انسان باید مجازات شود، زیرا برای حیوان ذهنیت گناه وجود ندارد. قذف (بد نام ساختن، نسبت ناروا دادن) باید شدیدا مجازات شود. قرآن می فرماید: «و الذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة و لا تقبلوا لهم شهادة أبدا و أولئک هم الفاسقون»؛ «آنان که به زنان با عفت نسبت زنا دهند، و آنگاه چهار شاهد بر دعوی خود نیاورند، آنان را به هشتاد تازیانه کیفر دهید و دیگر هرگز شهادت آنان را نپذیرند، که مردمی فاسقند»، (نور/ 4). آبرو، حیثیت و نبالت انسان مقدس است، زیرا بخشی از فطرت الهی او تلقی می گردد، بنابراین قذف جرم سنگینی به حساب می آید، زیرا فطرت الهی را مشوه می سازد. سرقت، یعنی گرفتن چیزی از کسی که بحق متعلق به اوست، نیز جرم به حساب می آید. خداوند می فرماید: «و السارق و السارقة فاقطعوا أیدیهما جزاء بما کسبا نکالا من الله و الله عزیز حکیم»؛ «دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر سرقت ببرید؛ این عقوبتی است که خدا بر آنان مقرر داشته، و خدا مقتدر و داناست. مجازات قطع دست تنها در صورتی اجرا می شود که فرد مشعر و بزرگسال بوده، و در زمان سرقت گرسنه، و نیز مجبور به انجام این کار نبوده باشد»، (مائده/ 38). علاوه بر حدود، قرآن قصاص را نیز مقرر داشته است. هنگامی که کسی موجب آسیب جسمی یا صدمه ای به هم نوع خود گردد، اسلام او را محق به اعمال مکافاتی در همان حد می داند. در این صورت، این حق به فرد یا خانواده آسیب دیده و نه جامعه یا دولت تعلق دارد. در قرآن آمده: «یأیها الذین ءامنوا کتب علیکم القصاص فى القتلى الحر بالحر و العبد بالعبد و الأنثى بالأنثى فمن عفى له من أخیه شىء فاتباع بالمعروف و أداء إلیه بإحسان ذالک تخفیف من ربکم و رحمة فمن اعتدى بعد ذالک فله عذاب ألیم»؛ «ای اهل ایمان، حکم قصاص قتل برای شما این گونه معین شد: مرد آزاد در مقابل مرد آزاد، بنده در مقابل بنده و زن در مقابل زن. و چون کسی بخواهد با دیه یا بدون آن از برادر دینی خود درگذرد، قاتل دیه را با خشنودی تادیه کند، که این حکم، تخفیف و رحمتی است از سوی خدا. پس از این دستور، هر که از آن سرپیچی کند، او را عذابی سخت خواهد بود»، (بقره/ 178). شخص یا خانواده مصدوم می توانند با بخشیدن طرف مقابل، از حق قصاص چشم پوشی کنند، یا در عوض، با پذیرش یک مجازات نمادین توافق نمایند. بخشش در قرآن بسیار توصیه شده است. بدین ترتیب، در قصاص مجازات وجود دارد، اما بار ترحم بر مجرم را از دوش قوه مجریه یا قوه قضاییه بر می دارد. بعضی بر این باورند که اصل قصاص حتی امکان اجتناب از اعدام را نیز فراهم می آورد. چرا اسلام می خواهد مجازات و نه اصلاح کند؟ زیرا هر نهادی در امت بر ارزشهایی مبتنی است و مسئولیت رشد اخلاقی افراد را بر عهده دارد؛ و در اینجا تاکید بر جلوگیری از وقوع جرم است. در طرح اسلامی تلاش در جهت آن است که اسباب ارتکاب جرم در حداقل باشد. پس از آنکه جرم واقع شد، بهترین محل برای اصلاح مجرم، خانواده و جامعه ای است که مجرم پس از تحمل مجازات باید در آن زندگی کند، و نه زندان، که در آن هر هم بند، خود یک مجرم است، مگر آنکه جامعه خود را برای اصلاح مجرم، از زندان فاسدتر و نالایق تر بیابد. مسلمانان می دانند که قوانین بسیاری از کشورهای محل اقامت آنان بر اصولی کاملا متفاوت از این اصول مبتنی است و ابراز موضع شریعت در موارد مختلف، مثلا در مورد هم جنس گرایان، بسیار اختلاف برانگیز است.

د: ظالم و مظلوم در متون دینی اسلام
در قرآن، سه کلمه برای نامیدن کسانی که مرتکب خلاف می شوند، به کار رفته است: ظالم (غاصب حقوق)، فاسق (متجاوز) و مشرک (بت پرست). کلمه مجرم در تداول اسلامی جایی ندارد. مادام که فرد از حد خود تعدی نماید، در یکی از این سه طبقه قرار می گیرد. به مجرد آنکه انسان مجازات را می پذیرد، و در نزد خدا و کسانی که از او آسیب دیده اند، توبه و استغفار می کند، بلافاصله به فطرت خود باز می گردد، و دیگر نباید گناه دیگری را تحمل کرده یا داغ ننگ بر پیشانی او بگذارند. توبه و استغفار در اینجا و امروز انجام می شود؛ مظلوم نباید نسبت به ظلم احساس بیزاری کند؛ زندگی باید تداوم یابد.

منـابـع

پکی مورگان- اخلاق در شش دین جهان، بخش بودائیسم

معشوق ابن علی- ترجمه محمد حسین وقار- انتشارات اطلاعات- صفحه 178- 185 و صفحه 444- 450

حسین ابراهیم پور لیالستانی- ماهنامه معرفت- شماره 106- مقاله اهداف مجازات در دو رویکرد حقوق جزا و آموزه های دینی

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد