زندگی افراد قبل از ازدواج در مسیحیت و اسلام (مسیحیت)

فارسی 3769 نمایش |

زندگی عمومی و خصوصی افراد قبل از ازدواج در مسیحیت

رفتارها و صفات شخصی فرد مسیحی
پولس رسول در رساله ای به غلاطیان نوشت: «ثمره روح محبت و خوشی و سلامتی و حلم و مهربانی و نیکویی و ایمان و تواضع و پرهیزگاری است.» دشوار بتوان فهرست بهتری از صفات شخصی یافت که مورد توجه مسیحیان قرار گیرد. همه این صفات مثبت است. محبت والاترین فضیلت مسیحی است. در این فهرست، خوشی بعد از محبت قرار می گیرد، که تذکاری است به مسیحیانی که با چهره ای عبوس و منفی با زندگی روبرو می شوند. مسیحیت هفت فضیلت را می شناسد، که به ثمره روح بسیار نزدیک است؛ سه فضیلت لاهوتی: ایمان، امید، محبت؛ و چهار فضیلت اصلی: تدبیر، عدالت، اعتدال و ثبات. فضایل اصلی با فضایل فرهنگ کلاسیک یونان و روم تداخل دارد. مسیحیان معتقدند که این صفات موهبت الهی (و نه ثمره تلاش انسان) است، و بنابراین، داشتن این صفات بهانه ای برای تفاخر نیست. با این وجود، باید این صفات را تشویق و ترویج نمود؛ داستانهای بسیاری از قدیسان مسیحی که نمونه های عالی تلاش مسیحیان برای نیل به صفات عالی، چون محبت هستند، نقل شده است.

دوستی و برابری در اندیشه دینی مسیحیان
دوستی یک فضیلت مشخصا" مسیحی نیست؛ مسیحیان می گویند اگرچه وفاداری و محبت به دوست، مستحسن است، ولی با آرمان مسیحی محبت به همه، از جمله دشمن، توسیع یافته است و گاهی گفته می شود که ما دوستانمان را انتخاب می کنیم ولی به خانواده مان ملصق هستیم. در نگاه اول ممکن است این نظر درست باشد، اما دوستی واقعی باید تکالیف و حمایت های موجود در زندگی خانوادگی را به همراه داشته باشد. هنگامی که عیسی می گوید «هیچکس محبت بزرگتر از این ندارد که جان خود را برای دوستان خود بدهد» در واقع از تکالیف عظیم دوستی سخن به میان می آورد. عیسی معیار دوستی مطلوب در مسیحیت را تعیین می کند. دوستی، از نوعی که عیسی توصیف نمود، از نظر بعض مسیحیان به قدری مهم است، که خود را "انجمن دوستان" می خوانند. از این گروه بیشتر به عنوان کوئکرها یاد می شود؛ اما عنوان کامل تر آنها، یعنی "انجمن دوستان" بر خوشی، ایمان و حمایت متقابلی که در دوستی با مسیح و با یکدیگر می یابند، تأکید دارد. در مسیحیت از پیوندهای دوستی اغلب با کلمات مربوط به خانواده سخن گفته می شود. از نخستین ایام، مسیحیان اغلب یکدیگر را "برادر" و "خواهر" خطاب می کردند. اعضای ارشد جامعه مسیحی "پدر" و "مادر" نامیده می شدند. این کلمات هنوز هم در جوامع راهب ها و راهبه ها به کار می رود، و بسیاری از مسیحیان کشیشان را "پدر" می خوانند. در زندگی غیر دینی، کلمه "خواهر" هنوز در بیمارستانها باقی است، زیرا در ابتدا پرستاری در بیمارستانها به عهده راهبه ها بود.

روابط جنسی قبل از ازدواج در نظام دینی مسیحیان

پنجاه سال پیش هیچ کس علنا" از موضوعات جنسی سخن نمی گفت، اما امروزه از آن گریزی نیست. سکس وسیله فروش همه چیز، از روزنامه تا اتوموبیل است. کتابها، مجلات و فیلم ها به خاطر محتوای سکسی شان محبوبیت (و منفعت) کسب می کنند. شاید مهمترین دلیل این تلقی جدید از موضوعات جنسی، سهل الوصول بودن وسایل جلوگیری از بارداری باشد، که فعالیت های جنسی را نسبتا" بی خطر ساخته و مردم را از وحشت بارداری و عفونت رها ساخته است. یک عامل دیگر تأکید بر فردیت است، یعنی این اندیشه که مردم نباید با دیدگاهها و ارزشهای قدیمی محدود شوند، بلکه باید آزاد باشند تا "کارخودشان را بکنند". نظر مسیحیان آن است که سکس موهبتی است خداداد، که باید از آن استفاده و لذت برد. اما سکس، همانند دیگر موهبت های الهی، اگر مورد سوء استفاده قرار گیرد، دیگر موجب خوشی و سعادت نخواهد بود. اعتقاد سنتی مسیحیان آن بود که فعالیت جنسی تنها در چهارچوب ازدواج می تواند نقش وحدت بخش و تناسلی خود را صحیحا" ایفاء نماید.
این بدان معنی است که مضاجعت باید موجب بروز و تعمیق محبت زوجین نسبت به یکدیگر شود. به علاوه، مسیحیان بار یافتن و پرورش فرزند را ممد محبت میان زوجین، و نتیجه مطلوب فعالیت جنسی تلقی می کنند. این تعلیم در مذاهب ارتودکس و کاتولیک، بیش از مذهب پروتستان، مورد تأکید قرار گرفته است. از عبارت "رابطه جنسی پیش از ازدواج" دو گونه برداشت می توان کرد. این عبارت می تواند به معنی فعالیت های جنسی بی بندو بار پیش از ازدواج و انتخاب همسر، و یا ابراز محبت جنسی میان دونفر که قصد ازدواج دارند، باشد. دیدگاه مسیحیان آن است که انسانیت از طریق اجتماع مذکر و مونثی (که هر کدام جداگانه ناقصند) به طور کامل تحقق می یابد. عیسی گفت که زن و مرد با اجتماع خود، یکدیگر را تکمیل می کند، و "یک تن" می شوند. پولس رسول نیز همین نکته را تعلیم می دهد. تعدد اتفاقی طرفهای رابطه جنسی، از این نظر به شخص لطمه زده، موجب تخفیف عمل جنسی می گردد. علاوه بر اعتراض مسیحیت به بند و باری جنسی، عواقب عملی آن، مانند بیماریهای مقاربتی (که گونه های جدید آن به سادگی قابل درمان نیست) و البته ایدز، موجب تقویت استدلالات علیه رابطه جنسی اتقافی گردیده است.
با این وجود، بسیاری از جوانان در امر ازدواج با احتیاط عمل می کنند. شاید از نرخ بالای طلاق نگرانند؛ شاید خود فرزندان ازدواجهای ناموفقند؛ و یا شاید خود ازدواج ناموفقی داشته اند. برخی ترجیح می دهند که بدون ازدواج، اما در چهارچوب رابطه ای محبت آمیز و با ثبات، با هم زندگی کنند. بعض دیگر، به ازدواج آزمایشی عمل می کنند، یعنی قبل از انجام تشریفات رسمی و قانونی ازدواج، با هم زندگی می کنند. محکوم ساختن رابطه ای جنسی که دو نفر را متحد ساخته، موجد عشق و تعمیق آن می گردد، و به زاد و ولد فرزندانی می انجامد که در خانه ای پر مهر و محبت و دائمی پرورش می یابند، برای بعض مسیحیان دشوار است. مضایق و فشارهای ازدواج به علت تعهدات آن نیست، بلکه به دلیل مشکلات ناشی از زندگی نزدیک با فردی دیگر است. مشکلات با حذف ازدواج از میان نمی رود، در واقع، پذیرش رسمی تعهدات قانونی در مقابل خانواده و دوستان می تواند موجد انگیزه و دلگرمی دو طرف دیگر باشد. در ازدواج مسیحیان، حمایت جامعه مسیحی و فضل خداوند نیز موجود است.

هم جنس گرایی در آیین مسیح

درک تمایز میان تمایلات هم جنس گرایانه وفعل هم جنس گرایی مهم است. وجود تمایلات هم جنس گرایانه بدان معنی است که یک نفر "مرد یا زن" از نظر جنسی جذب اشخاصی از جنس خود گردد. دلایل دقیق این پدیده ناشناخته است؛ این دلایل ممکن است اجتماعی یا ژنتیک بوده و یا به هورمون ها ارتباط داشته باشد، اما شناسایی وجود آن همین اواخر انجام شده است. در نتیجه، قوانین کتاب مقدس و نوشته های غیر دینی در قبال تمایلات هم جنس گرایانه به فعل هم جنس گرایی می پردازند، که معمولا" لواط خوانده می شود. زیرا گمان می شد که مردم به انتخاب خود بدین نحو احساس و عمل می کردند. عهد عتیق فعل هم جنس گرایی را محکوم می کند: "با ذکور، مثل زن، جماع مکن، زیرا که این فجور است." و در ادامه، دربارهء مجازات آن اضافه می کند: "البته هردوی ایشان کشته شوند." در عهد جدید، عیسی مستقیما" سخنی از هم جنس گرایی به میان نمی آورد؛ اما درباره تأهل صحبت می کند، که در آن مرد و زن، "یک تن" می شوند و این خواست خداست.
اما پولس رسول با لحنی شدید از فسادی که در جامعه می بیند، سخن می گوید: «زنانشان نیز عمل طبیعی را به آنچه خلاف طبیعت است، تبدیل کردند. و همچنین مردان نیز استعمال طبیعی زنان را ترک گفتند، و در آتش شهوت به یکدیگر سوختند. مرد با مرد مرتکب عمل شنیع شد.» یک بار دیگر، پولس رسول با صراحت لهجه سخن می گوید، اما توجه کنید که در اینجا، تنها هم جنس گرایان محکوم نمی شوند. «فریب مخورید، زیرا فاسقان، بت پرستان، زانیان، لواطان، دزدان، میگساران، فحاشان و طمعکاران وارث ملکوت خدا نخواهند شد.» این گونه محکومیت های صریح، در طول قرون گذشته، نه تنها بر افکار مردم، که بر تدوین قوانین جوامع غربی، تأثیر داشته است. در نتیجه، تا همین اواخر، اغلب مسیحیان (و دیگران) به صرف خیرخواهی هم جنس گرایان را محکوم کرده اند. از نظر اغلب مردم، نفس این حالت، غیر قابل تصور، و فعل آن اشمئزازآور و غیر طبیعی بود.
وجود این نگرش در افکار عمومی، باعث شد که همجنس گرایان احساس گناه و آلودگی کنند؛ در نتیجه، به پنهان کاری و فریب کشانده شده، هدف باج گیران و فریبکاران قرار گرفتند. در دهه 1950، این طرز تلقی تغییر کرد. انتشار گزارش ولفندن در بریتانیا باعث شد که پارلمان بریتانیا مجازات سخت رفتارهای همجنس گرایانه را کنار بگذارد. انجام فعل همجنس گرایی به طور خصوصی در میان بزرگسالان در سن رضایت، قانونی شد. از زمان انتشار این گزارش، دقت زیادی مبذول شد تا از کسانی که در معرض خطرند، به خصوص کودکان، محافظت شود. همجنس گرایان از خفا خارج شدند، و (به رغم نگرانی بعض مردم) خود را "گی" نامیدند. و برای پذیرش وسیع تر شیوه زندگی خود به تبلیغ پرداختند. همانند اکثر تبلیغات، این فعالیت گروهی، واکنش هایی را باعث گردید. مثلا"، کتابهایی در بعض مدارس توزیع می شد که در آنها روابط و شراکت در زندگی هم جنس گرایانه و پرورش فرزند در آن، امر عادی تلقی گردیده بود. در نتیجه، در دسامبر 1987، پارلمان بریتانیا رأی داد که این گونه کتابها مجاز نیست.
مسیحیان باید چند حقیقت مهم را در خاطر داشته باشند. اول، محکوم ساختن یک نفر به خاطر همجنس گرا بودن بی معنی است، زیرا این وضعیتی نیست که فرد به انتخاب خود حاصل کرده باشد. از نظر اخلاقی، همجنس گرا از کور مجرم تر نیست. دوم، اگر این اعتقاد وجود دارد که خدا مذکر و مونث را متکامل خلق کرد، پس اعمال جنسی میان افراد همجنس، عادی و آرمانی نیست. بعض مذاهب مسیحی معتقدند که هم جنس گرایان نباید به تمایلات خود فعلیت بدهند؛ اما برخی مذاهب دیگر، در این زمینه متحمل ترند. از همه مهمتر آنکه همجنس گرا (اعم از مرد یا زن، و اینکه فعل همجنس گرایی انجام بدهد یا خیر) فردی است که که خدا او را دوست دارد، و مسیح برای او مرد. بنابراین مسیحی نباید هم جنس گرایان را محکوم کند، بلکه باید به او شفقت و کمک نماید.

زندگی عمومی و خصوصی افراد قبل از ازدواج در آئین اسلام

رفتارها و صفات شخصی فرد مسلمان
اسلام میان مسلمان (کسی که در برابر قوانین خدا و هدایت خدا تسلیم است) یعنی ایمان دارد، و مومن (کسی که حتمیت درونی عمیقی از ایمان دارد) یعنی کسی که همین ایمان را داشته و به آن عمل می کند، تمایز قایل است. ایمان یا اعتقاد برای مومن چیزی بیش از صرف اعتقاد به وجود خداست. ایمان یعنی تشخیص مبتنی بر تجربه شخصی این مطلب که خدا حاکم مطلق عالم، از جمله انسانهاست، و هر یک از ما، همانند بقیه مخلوقات خدا، کاملا به خدا وابسته هستیم و برای پاسخگویی به سوی او باز می گردیم. مسلمان با این اعتقاد، و از طریق اقامه نماز، روزه، زکات و حج، به سوی عمل سوق داده می شود. هر یک از این عبادات موجب قرب بییشتر مسمان به خدا می شود، تا در نهایت تقوی شکل گیرد. تقوی صفتی است که برای شخصیت مسلمان ضروری است. تقوی سجیه ای است اساسی که، مثلا، در قلب کودک مسلمان، ضمن آنکه درباره خدا، وجود و حضور همیشگی او در همه جا، کرم و محبت او، و مسئولیت شخصی هر کس و پاسخگو بودن او در برابر خدا، می آموزد، بتدریج شکل می گیرد.
مسلمانان با کسب تقوی (خداآگاهی)، آن را در آداب روزمره زندگی خود منعکس می سازند. مثلا، هر کاری را با نام خدا و استعانت از او، یعنی با عبارت بسم الله الرحمن الرحیم، آغاز می کنند. هنگام ملاقات با خویشاوندان و دوستان درودی صلح آمیز تقدیم می دارند: السلام علیکم و رحمه الله. مسلمانان برای تقویت احساسی عمیقی که در اثر «سلام» ایجاد می شود، معمولا با یکدیگر دست می دهند، همدیگر را در آغوش می گیرند و می بوسند. و بالاخره، به خاطر موفقیت خود یا دیگران در هر کاری، سپاس خود را ابراز می دارند: الحمدالله رب العالمین. ابراز مسرت و سپاس نسبت به اشخاص از طریق دست زدن در میان مسمانان مرسوم نیست. مسلمانان با خدا آگاه شدن از خصایلی که موجب خیر معنوی می شود (مانند محبت، رحمت، شفقت، تواضع، عفو، صدق، اخلاص، درستکاری و عدل) آگاه می گردند. به عقیده مسلمانان، چنین انسانی هرگز هدف غایی را، که کسب رحمت و رضای خداست، از نظر دور نمی دارد. به منظور نیل به این هدف، از جمله، لام است مسمانان در جهان فعال باشند، مسئولیت های خود را جدی بگیرند، با منتهای توان خود برای انجام آنها بکوشند، و همواره از وظیفه ای که در قبال جامعه دارند، آگاه باشند.
اما باید خاطرنشان گردد که ایمان و تقوی ثابت نیستند و در یک سطح باقی نمی مانند، و در نزد هیچ دو مسلمانی به یک نحو نیستند. این امر به خصوص هنگامی مصداق می یابد که می بینیم مسلمانان، همچون امت هر دین دیگری، ممکن است مجبور باشند با باورها و ارزشهای غیر دینی که بر زندگی آنها تحمیل می شود، به مقابله برخیزند. بنابراین، مشاهده گوناگونی هایی در صفات شخصی در ایمان مسلمانان، و در میان مسلمانان مناطق مختلف جهان، تعجب آور نخواهد بود.

منـابـع

مرتضی مطهری- اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب- صفحه 14-12، 64-63

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد 9 ص 198-195، جلد 15 ص 321 - 320، جلد 16 ص 258

کیت وارد- مقاله مسیحیت و اخلاق- ترجمه حسن قنبرى- فصلنامه هفت آسمان- شماره 16

ترور شانون- اخلاق در شش دین جهان، بخش مسیحیت- ترجمه محمدحسین وقار- انتشارات اطلاعات- صفحه 327 به بعد

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن- جلد 4 صفحه 73-71 و 94 و 95

مرتضی مطهری- مسئله حجاب- صفحه 92-83 و 219-201

مرتضی مطهری- نظام حقوق زن در اسلام- صفحه 170-168

محمدرضا زیبایی‌نژاد- مسیحیت ‌شناسی مقایسه‌ای- تهران- انتشارات سروش- 1382

هاروی کاکس- مسیحیت- ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی- مرکز مطالعات ادیان و مذاهب- 1378

اینار مولند- جهان مسیحیت- ترجمه محمدباقر انصاری و مسیح مهاجری- تهران- انتشارات امیرکبیر- 1381

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد