نامهای قیامت؛ روز کبیر و روز عقیم

فارسی 5145 نمایش |


1- کبیر
یوم کبیر به عنوان یکی از نامهای روز قیامت یک بار در قرآن آمده است؛ مانند: «و أن استغفروا ربکم ثم توبوا إلیه یمتعکم متاعا حسنا إلى أجل مسمى و یؤت کل ذى فضل فضله و إن تولوا فإنى أخاف علیکم عذاب یوم کبیر؛ و دیگر این که از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او روى کنید تا شما را از بهره اى نیکو تا مدتى معین بهره مند سازد و به هر صاحب فضیلتى فضل او را [به تناسب کمالش] عطا کند. و اگر رویگردان شوید، من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناکم» (هود/ 3). خداوند به هر کس مطابق برترى او از نظر مال و سخن و سایر اعمال دست و پا، پاداش آن را میدهد. و معناى دیگر آن است که به هر کس هر چه کار کند پاداش عمل او را باندازه عملش میدهد، زیرا هر کس اعمال نیک او در دنیا بیشتر باشد درجات او در بهشت بیشتر خواهد بود، و روى این معنى بهتر آن است که ضمیر در «فضله» را بخداى تعالى بازگردانیم. «و إن تولوا» و اگر آنان از دستورات خدا روى بگردانند. و یا اگر شما روى بگردانید، «فإنی أخاف علیکم عذاب یوم کبیر» من از عذاب روز بزرگ یعنى روز قیامت بر شما بیمناکم، و معناى بیمناکى بمعناى شک و تردید نیست بلکه بمعناى یقین است؛ یعنى اى محمد به اینها بگو در اینصورت من میدانم که عذاب بزرگى در پیش دارید، و اینکه آن روز را به بزرگى توصیف فرموده بخاطر شدائد و سختیهاى آن روز است.

«إلى الله مرجعکم و هو على کل شی ء قدیر؛ بازگشت ‏شما به سوى خداست و او بر هر چيزى تواناست» (هود/ 4). این جمله در مقام تعلیل مطلبى است که جمله «و إن تولوا فإنی أخاف علیکم عذاب یوم کبیر» آن را افاده مى کرد، و آن مطلب مساله معاد بود، مى فرمود: اگر اعراض کنید من بر شما بیم دارم که گرفتار عذاب روزى بزرگ شوید، زیرا بازگشت شما به سوى خداست، و این جمله در عین اینکه تعلیل است، ذیلش شبهه اى را که ممکن است در دل کفار خلجان کند و فکر کنند چگونه ممکن است که ما بعد از مردن دوباره زنده شویم، دفع نموده مى فرماید: خدا بر هر کارى توانا است. و معناى مجموع آیه چنین است که: اگر از بت پرستى دست برنداشتید و حاضر نشدید که خدا را به خلوص بپرستید، من بر شما مى ترسم از عذاب روزى بزرگ، روزى که در پیش روى شما است، و بزودى با آن مواجه مى شوید، و آن، روز قیامت است، روزى است که بعد از مردن دوباره زنده مى شوید، چون بازگشت همه شما به سوى خدا است، و خدا قادر است بر هر کارى و بر اینکه شما را دوباره زنده کند، و از این کار عاجز نیست، پس بر شما باد که از استبعاد و تردید در این مساله دورى کنید. بنابراین، آیه شریفه خود قرینه اى است بر اینکه منظور از «یوم کبیر» همان روز قیامت است. قمى در تفسیر خود بدون ذکر نام امام (ع) روایت کرده که امام فرموده: منظور از عذاب یوم کبیر عذاب دود و صیحه است.

تذکر: بین عظیم و کبیر فرق است چیزی که به مثابه ی عظم و استخوان، محکم باشد اولا، و عنصر محوری چیز دیگری را تشکیل دهد ثانیا، از آن به عنوان عظیم یاد می شود. عنوان کبیر گرچه دارای ویژگی خود است ولی خصوصیت های یاد شده در مفهوم آن مأخوذ نیست.


2- عــقــیــم
«و لا یزال الذین کفروا فی مریة منه حتی تأتیهم الساعة بغتة أو یأتیهم عذاب یوم عقیم؛ کافران همواره در نزول قرآن شک دارند، تا وقتی ساعت مرگ یا قیامت فرا رسد، یا عذاب روزی (بدفرجام) که شادمانی در آن نیست به آنان برسد» (حج/ 55). کلمه «ساعة» گرچه بعضى احتمال داده اند به معنى لحظه مرگ و مانند آن بوده باشد، ولى آیات بعد نشان مى دهد که منظور از آن پایان جهان و قرار گرفتن در آستانه قیامت است که با کلمه ی «بغتة» (ناگهانى) مخصوصا همراه است. و معناى عقیم بودن روز این است که طورى باشد که دیگر فردایى از آن متولد نشود و آنها روز دیگرى پشت سر ندارند تا بتوانند به جبران گذشته برخیزند و در سرنوشت خود تغییرى ایجاد کنند. و آن، روز هلاکت و مجازات و یا روز قیامت است، و مراد در آیه به طورى که سیاق آیه سوم مى رساند روز قیامت مى باشد. و معناى آیه این است که کسانى که کافر شدند همواره در شک نسبت به قرآن خواهند ماند تا روز قیامت به سراغشان آید -و یا عذاب روز قیامت که روزى است ناگهانى مى رسد- و کسى را مهلت چاره جویى نمى دهد، و فردایى از آن متولد نمى شود تا جبران مافات را کنند.

و اگر میان روز قیامت و روز عذاب قیامت تردید انداخته براى این است که هر دو در اثر یکسانند، چه روز قیامت برسد و چه عذاب آن، آن وقت اعتراف به حق مى کنند و دیگر شک و تردید ایشان از بین مى رود، هم چنان که درباره روز قیامت فرمود: «قالوا یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا هذا ما وعد الرحمن و صدق المرسلون؛ گفتند واى بر ما، چه کسى ما را از قبرمان بیرون کرد، این همان وعده رحمان است، راستى پیغمبران راست مى گفتند» (یس/ 52). و درباره رفع شک و تردید هنگام مشاهده عذاب قیامت مى فرماید: «و یوم یعرض الذین کفروا على النار أ لیس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا؛ روزى که کفار عرضه بر آتش مى شوند از ایشان سؤال مى شود آیا این هنوز هم حق نیست، مى گویند چرا به خدا سوگند» (احقاف/ 34). از آنچه گذشت این نکته نیز روشن گردید که چرا در یک آیه روز قیامت را یک بار به قید ناگهانى بودن مقید کرد، و بارى دیگر به قید نازا بودن، چون مى خواست دو چیز را بفهماند، یکى اینکه در آن روز هیچ چاره اى یافت نمى شود، و دیگر اینکه فردایى ندارد که جبران مافات را کنند. سپس به حاکمیت مطلقه پروردگار در روز رستاخیز اشاره کرده مى گوید: «الملک یومئذ لله؛ حکومت و فرمانروایى در آن روز مخصوص خدا است» (حج/ 56).

البته این اختصاص به روز قیامت ندارد، امروز و همیشه حاکم و مالک مطلق خدا است، منتهى چون در این دنیا مالکان و حاکمان دیگرى نیز وجود دارند، هر چند قلمرو حکومتشان بسیار محدود و ضعیف است و جنبه صورى و ظاهرى دارد، اما همین امر ممکن است موجب تداعى این فکر شود که حاکم و مالک دیگرى غیر از خداوند وجود دارد اما در صحنه قیامت که همه این مسائل برچیده مى شود بیش از هر زمان این حقیقت آشکار مى گردد که حاکم و مالک تنها او است. به تعبیر دیگر دو رقم حاکمیت و مالکیت وجود دارد: حاکمیت حقیقى که حاکمیت خالق بر مخلوق است و حاکمیت اعتبارى و قرار دادى که میان مردم معمول است، در دنیا این هر دو وجود دارد اما در سراى آخرت حکومتهاى قرار دادى و اعتبارى همه برچیده مى شود تنها حکومت حقیقى خالق جهان باقى مى ماند. به هر حال چون مالک حقیقى او است، حاکم حقیقى هم او خواهد بود، لذا او در میان همه انسانها -اعم از مؤمن و کافر- حکومت و داورى مى کند.

ترجمه هایی که از لفظ عقیم شده است عبارتند از:
روز بى شادمانى
روز غم انگیز
روز بى حاصل
روز بدون خیر و برکت
روزى که شب و روزى در عقب ندارد
روزی که شب آسایش و خیر و سعادت در پى ندارد
روزى که شب نداشته باشد و بسیار دراز باشد
روز عقیم و سترون که خوشى از پس آن نیست
روز قیامت که هیچ چیز در آن قابل جبران نیست
روزى نهایت نحس

عده ای گفته اند مقصود از این کلمه روز (جنگ) بدر است و براى آن چند وجه ذکر کرده اند:
1- چون در آن روز فرزندان کشته شدند، گویى زنان در اصل نزاییده و عقیم بودند.
2- جنگجویان را فرزند جنگ مى گویند. پس روزى که کشته شوند به طور مجاز روز عقیم گفته مى شود.
3- چون در آن روز ملائکه در جنگ وارد شدند اهمیت فوق العاده اى یافت و از این جهت «یوم عقیم» نامیده شده چنان که شاعر گفته است:
عقم النساء فما یلدن شبیهه *** ان النساء بمثله لعقیم
ترجمه: زنها عقیم شدند و مانند او را نخواهند زایید *** آرى زنان از زاییدن شخصى مثل او عقیمند.

منـابـع

سید محمدحسین طباطبائی- ترجمه المیزان- ج‏ 10 صفحه 214 و 37 و ج‏ 14 صفحه 557 و ج‏ 15 صفحه 423 و ج‏ 20 صفحه 257

جوادی آملی- تفسیر موضوعی- ج 4 صفحه 333 و 359

شیخ طبرسی- ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن- ج‏ 12 صفحه 7

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- ج‏ 14 صفحه 148 و ج‏ 26 صفحه 7

شیخ طبرسی- ترجمه جوامع الجامع- ج‏ 4 صفحه 222

ترجمه های موجود قرآن

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد