تاریخ ولادت حضرت زهرا (س)

فارسی 4105 نمایش |

در تاریخ میلاد حضرت زهرا (س) اختلاف بسیاری میان تاریخ نگاران دیده می شود. در برخی از منابع تاریخی مانند سیره مغلطای، مقاتل الطالبین و در حدیثی منقول از امام باقر (ع)، تاریخ ولادت آن حضرت پیش از بعثت دانسته شده، برخی پنج سال برخی هفت سال و برخی دوازده سال پیش از بعثت را زمان این تولد فرخنده دانسته اند.
در مقابل؛ عده ای دیگر میلاد آن حضرت را پس از بعثت دانسته اما این عده نیز در سال آن اختلاف کرده اند. گروهی سال بعثت، عده ای یک سال پس از بعثت و گروهی دیگر که اکثریت شیعه و برخی از اهل سنت را تشکیل می دهد قائل اند زمان این حادثه بزرگ پنج سال پس از بعثت بوده. ما نیز همین نظر را قبول داشته و برای اثبات آن دلایلی اقامه می کنیم:
دلائلی که بر میلاد آن حضرت پس از بعثت دلالت دارند از قرار زیر می باشند:
1- روایات متعدد تاریخی دلالت بر آن دارند که تمام فرزندان پیامبر (ص) بجز پسر ارشد آن حضرت همگی پس از بعثت به دنیا آمده اند.
2- احادیث متعددی در کتب شیعه و غیر آن آمده و دلالت بر میلاد آن حضرت بعد از بعثت دارد و نحوه ی دلالت آنها از این قرار است که در آنها آمده است: نطفه زهرا (س) از خوردن میوه ای که جبرئیل در معراج به پیامبر (ص) تقدیم کرد شکل گرفته است و همه می دانیم اسراء و معارج پنج سال پس از بعثت رخ داده بنابراین مولد حضرت زهرا (س) پنج سال یا بیشتر پس از بعثت بوده. از منابع شیعه که به مطلب فوق تصریح کرده اند می توان بحارالانوار ج 43 ص 4 و 5 و 6 و امالی شیخ صدوق و عیون اخبارالرضا (ع) و علل الشرایع و... را نام برد. از منابع اهل سنت نیز می توان استدرک علی الصحیحین ج 3 ص 156، درالمنثور ج 4، ص 153، تاریخ بغداد ج 5 ص 87 و... را نام برد.

روز ولادت:
در مورد روز ولادت آن حضرت مشهور میان شیعه روز بیستم جمادی الآخر از سال پنجم بعثت است. طبری در حدیثی از امام صادق (ع) در کتاب دلائل الامامه آورده است: ولدت فاطمه فی جمادی الآخره، الیوم العشرین منها، سنه خمس و اربعین من مولد النبی (ص)، ترجمه: فاطمه (س) در ماه جمادی لآخر در روز بیستم بدنیا آمد در سالی که چهل و پنج سال از میلاد پیامبر می گذشت.

نطفه فاطمه (س):
نقل شده است روزی نبی اکرم، (ص) در ابطح نشسته بود، ناگاه جبرئیل با صورت اصلی خود نازل شده و بالهای خود را گشود تا مشرق و مغرب را پر کرد و ندا کرد: «ای محمد! خداوند علی اعلی تو را سلام می رساند و امر می نماید چهل شبانه روز از خدیجه دوری کن». نبی اکرم (ص) با وجود علاقه و احترامی که به خدیجه (س) داشت چهل روز به خانه  خدیجه نرفت. روزها روزه می گرفت و شبها تا صبح عبادت می نمود روزی عمار را به سوی خدیجه فرستاد و فرمود به او بگو: «ای خدیجه نیامدن من به سوی تو از روی کراهت و دشمنی نیست، بلکه پروردگار من چنین امر کرده است که تقدیرات خود را جاری سازد و گمان نبر در حق خود جز به نیکی و درستی، چرا که حق تعالی هر روز چند مرتبه با ملائکه خود به تو مباهات می کند و باید هر شب در خانه خود را ببندی و در رختخواب خود بخوابی و من در خانه فاطمه بنت اسد می باشم، تا مدت وعده ی الهی منقضی گردد».

علاقه پیامبر به خدیجه (س):
به جاست که در اینجا بنویسیم پیامبر اکرم (ص) علاقه و احترام خاصی برای خدیجه (س) قائل بود. بطوریکه در کتب سیره آمده است: «کان رسول الله یحترمها و یشاورها فی اموره کلها و کانت و زیر صدق و هی اول امراه آمنت به ولم تیزوج فی حیاتها و اخذه غیرها» ترجمه: «رسول اکرم همواره خدیجه را احترام می نمود و در تمام کارهایش با او مشورت می کرد و او مشاور صادقی بود و او اول زنی بود که به پیامبر ایمان آورد و پیامبر مادام که خدیجه در قید حیات بود با غیر او ازدواج نکرد». در روایتی از قول عایشه آمده است که گفت: «هر گاه پیامبر خدیجه را یاد می کرد او را ثنا می نمود و برایش استغفار می کرد».
ادامه ماجرا: در مقابل، خدیجه نیز علاقه وافری به نبی اکرم (ص) یافته بود و در این چهل روز هر روز چندین نوبت از مفارقت آن حضرت، می گریست. وقتی چهل روز تمام شد، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و عرض کرد: «ای محمد! خداوند علی اعلی تو را سلام می رساند و می فرماید: مهیا شو برای تحفه و کرامت من» ناگهان میکائیل نازل شد و طبقی آورد که دستمالی از سندس بهشت بر روی آن پوشیده بودند، طبق را پیش آن حضرت گذاشت و عرض کرد: «پروردگار تو می فرماید امشب بر این طعام افطار کن» آن حضرت طبق را گشود، در میان طبق یک خوشه خرما و یک خوشه انگور بود و جامی از آب بهشت. از آن میوه ها تناول فرمود تا سیر شد و از آن آب آشامید تا سیراب شد، جبرئیل از ابریق بهشت آب بر دست آن حضرت می ریخت و میکائیل دست آن حضرت را می شست و اسرافیل نیز با دستمالی بهشتی دست آن حضرت را پاک می کرد، طعام باقیمانده در طبق به آسمان بالا رفت. حضرت برخاست که مشغول نافله شود، جبرئیل عرض کرد: «در این وقت نماز برای تو جایز نیست، باید هم اکنون به منزل خدیجه بروی و با او مضاجعت کنی چرا که خداوند اراده فرموده در این شب از نسل تو ذریه ی طیبه ای خلق نماید» این شد که آن حضرت راه منزل خدیجه را پیش گرفت، به خانه ی او رسید و همینکه داخل شد، دست خدیجه را گرفته و به رختخواب برد. چون از مضاجعت برخاست خدیجه نور فاطمه (س) را در خود یافت.
پیش از این گذشت که نطفه فاطمه (س) از میوه ای که در معراج، جبرئیل به نبی اکرم (ص) تقدیم نمود بوجود آمده و به این مطلب در بسیاری از احادیث شیعه و سنت اشاره شده است. همچنان که ملاحظه می شود بین آن احادیث و این نقل تاریخی تناقض وجود دارد، در حل این تناقض باید گفت ممکن است آنچه در معراج رخ داده حقیقت معنوی ای بوده باشد که صورت دنیوی آن همین ماجرای فوق است. چرا که در نقل ماجرای فوق آمده است: میوه هایی از بهشت برای پیغمبر آوردند و او خورد و از آب بهشت نوشید و سپس به منزل خدیجه رفت و با او مضاجعت نمود. توجیه دیگر در جمع این دو نقل این می باشد که ممکن است نطفه آن بانوی عالمیان با خوردن آن میوه ی بهشتی در معراج شکل گرفته و در وجود نبی اکرم (ص) همچون دری در صدف نگهداری شده و در جریان ماجرای فوق به خدیجه (س) منتقل شده باشد. نهایت الامر اگر هیچ یک از توجیهات فوق را نپذیریم مجبوریم نقل اخیر را مردود و احادیثی که دلالت بر تشکیل نطفه آن حضرت در معراج می کند را بپذیریم چرا که تعداد آن احادیث و طرق مختلف نقل آنها از شیعه و سنی موجب تقویت آنها شده ولی در مقابل؛ نقل اخیر از چنین قوتی برخوردار نیست.

منـابـع

محمدهادی یوسفی غروی- موسوعه‌التارخی الاسلامی- جلد 1

علامه جعفر مرتضی عاملی- الصحیح من سیره‌النبی- جلد 2

شیخ عباس قمی- منتهی‌الآمال

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد