رابطه دنیا و آخرت

فارسی 3859 نمایش |

در میان موجوداتى که در پهنه گیتى زندگى مى کنند، ویژگى انسان آن است که به واسطه قدرتى که خداوند، در اختیار او قرار داده، مى تواند سایر موجودات را به استخدام خود درآورد و در جهت منافع خود، آن ها را به کار گیرد؛ «و سخر لکم ما فی السموات وما فی الارض جمیعا؛ او آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، همه را از سوى خودش مسخر شما ساخته است.» (جاثیه/ 13) حال، از این جهان هستى و مواهب و نعمت هاى آن به (دنیا) تعبیر مى شود.

دنیا، هدف یا وسیله
دنیا، براى انسان آفریده شده و انسان ها در برخورد با آن دو گونه اند: گروهى آن را هدف قرار داده، دست یابى به زندگى دنیا و مظاهر آن، سراسر فکر و ذهنشان را به خود مشغول ساخته و به هر قیمتى مى خواهند به آن برسند. گروهى نیز دنیا را وسیله اى براى رسیدن به زندگى بهتر در سراى آخرت مى دانند. به تعبیر امام على (ع): «الدنیا دار ممر لا دار مقر والناس فیها رجلان: رجل باع نفسه فاوبقها ورجل ابتاع نفسه فاعتقها؛ دنیا گذرگاه است نه قرارگاه و مردم در آن دو دسته اند: یکى آن که در دنیا خود را مى فروشد [و دنیا را هدف مطلوب خود مى داند] و خویش را به هلاکت مى افکند؛ و دیگرى آن که خویشتن را باز مى خرد و [از قید دنیاپرستى] آزاد مى کند.»
دنیا سراى ناپایدارى است که انسان براى اندوختن زاد و توشه و کسب کمال و معرفت، به آن گام نهاده است. به همین دلیل، خداوند انسان را با انواع آزمایش ها و تمرین هاى سخت از قبیل انجام کارهاى عبادى، پرهیز از خواسته هاى نفسانى، تحمل سختى ها و گرفتارى ها مى پروراند و براى زندگى ابدى سرشار از خیر و برکت آماده مى کند.
روزى پیامبر (ص)، در منزل خود بر روى حصیرى استراحت مى کرد، یکى از اصحاب وارد شد. حضرت برخاست در حالى که اثر حصیر بر پهلوى ایشان مانده بود، آن شخص متاءثر شد و عرض کرد: اى پیامبر خدا! فرش بهترى تهیه نمایید. حضرت فرمود: «ما لى وللدنیا ما مثلى ومثل الدنیا الا کراکب سار فى یوم صائف فاستظل تحت شجرة ساعة من نهار ثم راح وترکها؛ مرا با دنیا چکار! مثل من و دنیا، مثل سوارى است که در روز گرمى در زیر سایه درختى ساعتى بیاساید و شامگاه برود و آن را ترک کند.»
امام سجاد (ع)، به نقل از سخنان حضرت مسیح (ع) خطاب به حواریون، فرمود: «انما الدنیا قنطرة فاعبروها ولا تعمروها؛ دنیا، پلى است. پس، از آن عبور کنید و به آبادانى و تعمیر آن نپردازید.»
در تعبیرهاى دیگر، از دنیا به عنوان سراى گذر، تجارتخانه، دارالموعظه، مصلى و مانند آن یاد شده است. این تعابیر حکایت از آن دارد که نباید به دنیا به عنوان یک هدف نهایى نگریست، بلکه دنیا ابزارى جهت اندوختن سرمایه عمل صالح و تحصیل معارف الهى و بهره مندى از آن ها در سراى ابدى است.
امیر مؤمنان (ع)، در نامه اى به شریح قاضى، که خانه اى را به هشتاد دینار خریده بود، او را از دلبستگى و هدف قرار دادن دنیا برحذر داشته، فرمود: اگر وقت خرید خانه نزد من آمده بودى قباله اى این گونه مى نوشتم که رغبت نکنى آن خانه را به یک درهم معامله کنى:
خریدار: بنده اى خوار. فروشنده: بنده اى در آستانه کوچ. مورد معامله: خانه اى از خانه هاى فریب آباد در منطقه نیستان خطه تباهان. این خانه از چهارسو به چهار حد محدود است: حد اول، به زمینه انواع آفات منتهى مى شود. حد دوم، به کانون انگیزه هاى هر گونه مصیبت پایان مى یابد. حد سوم، به هوس هاى سقوط آفرین مى انجامد. حد چهارم، به شیطان اغواگر مى رسد و درب این خانه از حد چهارم باز مى شود.

ستایش یا نکوهش دنیا
در شمارى از روایات معصومین نوعى از تعریف و تمجید از دنیا به چشم مى خورد و در عده اى دیگر، از دنیا نکوهش شده و از بى اعتنایى به آن سخن به میان آمده است. به عنوان مثال درباره تمجید از دنیا آمده است:
دنیا، جایگاه صدق و راستى است.
دنیا، مسجد دوستان خدا و نمازگاه فرشتگان است.
دنیا، محل نزول وحى خدا و تجارتخانه اولیاى حق است.
و درباره تقبیح دنیا نیز فرموده اند:
دنیا، منزل سختى و فناست.
دنیا، فریبنده و خطرناک است.
دنیا، مانند مارى است که ظاهرى خوش خط و خال ولى باطنى کشنده دارد.
دنیا، سراى غرور، محله فانى شوندگان و کوى هالکان است.
آیا به راستى میان این دو گونه تعبیر، تناقض وجود دارد؟ و یا وجه جمعى بین این تعابیر به ظاهر متضاد مى توان یافت؟
پاسخ این است که دنیا در اصل و ذات خود، مذموم و ناپسند نیست، بلکه ناپسندى دنیا به دلبستگى انسان و نحوه استفاده اش از آن مربوط مى شود؛ اگر انسان دنیا را به خاطر دنیا و دست یابى به لذت هاى آن بخواهد و اموال و املاک، جاه و مقام، قدرت و مکنت در نظرش ‍ هدف شود و تا حد پرستش به دنیا علاقه و دلبستگى پیدا کند و از آخرت و مرگ و قیامت وحشت داشته باشد، چنین دنیایى مورد مذمت شدید است. اما اگر دنیا را بدان سبب بخواهد که از ثروت و اموال آن، حاجت نیازمندان را برطرف سازد و یا با جاه و مقام آن، حقى را به صاحبش برساند و در آن اعمال خداپسند انجام دهد، چنین دنیایى نه تنها مذموم نیست که مورد ستایش نیز قرار گرفته است. بنابراین نکوهیده یا پسندیده بودن دنیا، بستگى به چگونگى رویکرد و عملکرد انسان به دنیا دارد. این سخن امیرمؤ منان (ع) نیز به دو گونه نگرش به دنیا توجه مى دهد و یکى را مى ستاید و دیگرى را نکوهش مى کند: «وانما الدنیا منتهى بصر الاعمى لا یبصر مما وراءها شیئا والبصیر ینفذها بصره ویعلم ان الدار وراءها فالبصیر منها شاخص والاعمى الیها شاخص والبصیر منها متزود والاعمى لها متزود؛ دنیا، نگاه کوردلان را بن بستى است که فراسویش هیچ نمى بیند، ولى بینشمند [بصیر] با آگاهى از این اصل که سراى راستین او، جهانى دیگر است، فراسوى دنیا را در قلمرو نگاه خویش مى آورد. چنین است که بینشمند را نگاه از دنیا و کوردل را نگاه به دنیا است. بینشمند از دنیا و کوردل براى دنیا توشه مى گیرد.»

دنیا، کشتزار آخرت
آنان که از فرصت کوتاه عمر بهره مى گیرند و زاد و توشه اى براى آخرت خود فراهم مى سازند، کسانى هستند که دنیا را محل کشت و آخرت را محل برداشت مى دانند؛ چنان که رسول خدا (ص) فرمود: «الدنیا مزرعة الاخرة». اینان، آنچه را در توان دارند، از عمل صالح و کارهاى خیر، در طبق اخلاص مى گذارند و براى فرداى خویش پیش مى فرستند. با توجه به این روایت، آنچه در آخرت نصیب انسان مى شود، محصول و تکامل یافته همان بذرهاى اعمال نیک و بدى است که در این جا افشانده است. همان طور که محال است انسان جو بکارد و گندم برداشت کند، محال است در دنیا اندیشه ناصواب، خلق و خوى حیوانى و کردار ناشایست داشته باشد و در آخرت از بهشت و مواهب الهى بهره مند گردد.
بنابراین، انسان باید آماده وداع با این جهان و گام نهادن در سراى دیگر باشد و پیش از آن که فرصت از دست برود، با آینده نگرى به تهیه ساز و برگ مناسب و آنچه لازمه این سفر پر خوف و خطر است، بپردازد.
در تمثیلى زیبا آورده اند که مرد غریبى وارد شهرى شد، دید مردم گرد آمده اند و انجمنى برپاست، همین که وارد آن جمع شد به استقبال او آمدند و او را به پادشاهى خود برگزیدند. مدتى گذشت و آن مرد از این ماجرا در شگفت بود. روزى با یک نفر از اهل شهر که بیش از دیگران با او نشست و برخاست داشت، خلوت کرد و حقیقت پادشاهى و حکومت خود را از او سؤال کرد. آن مرد گفت: در این شهر، هر سال یک نفر غریبه را به پادشاهى برمى گزینند و چون سال پایان گرفت، او را برهنه کرده و بى زاد و توشه در بیابانى خشک رها مى سازند. پادشاه از شنیدن این سخن به خود آمد و مخفیانه دستور داد تا در بیابان حومه شهر، قصرى مجهز برایش بنا کنند و انبارهاى آذوقه در آن فراهم کنند و نیز خدمتکاران مورد اعتماد خود را به آن جا فرستاد. چون مدت یک سال، سپرى گردید، مردم شهر اجتماع کردند و او را برهنه و دست خالى در بیابان رها کردند. او به قصر آماده خود وارد شد و نتیجه مآل اندیشى و آینده نگرى خود را دریافت کرد.
زندگى ما در دنیا، همانند پادشاهى یک ساله آن مرد غریب است. پس از مردن، بازماندگان در اولین فرصت ما را از خود جدا مى سازند و حتى تاب تحمل جسدمان را براى مدت کوتاهى هم ندارند، آن را در پارچه هایى پیچیده، به دل خاک مى سپارند. حال اگر در چند روزه دنیا و فرصتى که در اختیار داریم، به فکر آخرت، قبر و عالم برزخ بوده و زاد و توشه فراهم کنیم در جهان دیگر متنعم خواهیم بود؛ چنان که حضرت على (ع) فرمود: هر کس در ایام امید [فرصت دنیا] و پیش از فرا رسیدن اجل، به عمل صالح پردازد، اعمالش به او سود مى بخشد و فرارسیدن مرگش، زیانى به او نمى رساند و کسى که در آن ایام، پیش از فرا رسیدن اجل، در عمل کوتاهى کند، گرفتار خسران شده و فرا رسیدن مرگش براى او زیان بخش خواهد بود.

منـابـع

گروه نویسندگان پژوهشکده تحقیقات اسلامی سپاه- معاد عرفانی- درس اول

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد