زندگی و الوهیت عیسی مسیح در کلام مسیحی (ویژگیهای مسیح)

فارسی 4380 نمایش |

خدا و خداوند

در اناجیل موارد متعددی وجود دارد که از عیسی مسیح با عنوان خدا و خداوند نام برده شده است. پولس در نامه به رومیان (رومیان 9:10) می نویسد عیسی خداوند است. الیستر مگ گراث می نویسد چنین به نظر می رسد اصطلاح خداوند یونانی kyrios و آرامی mar دلالت های قوی داشت زیرا معرف چهار حرف عبری YHWH بود که چون یهودیان از بردن ان امتناع میکردند در ترجمه سبعینی به جان آن واژه kyrios گذاشته بود. ریمند براون عقیده دارد که عیسی در سه جا خدا خوانده شد:
-ابتدای انجیل یوحنا
-اعتراف توما وی مسیح قیام کرده را (خداوند من و خدای من) خطاب می کند.
-در آغاز رساله عبرانیان عیسی خدا یاد شده (عبرانیان 1:8). ولی آیا این عبارات می تواند نشان از الوهیت مسیح داشته باشد.

بررسی و نقد

آیا گفتن این موارد با تعلیمات کتاب مقدس، که می گوید تنها یک خدا وجود دارد، تناقض دارد؟ خیر، زیرا گاهی کتاب مقدس از این اصطلاح برای اشاره به مخلوقات توانا استفاده می کند. که در در مزمور 5:8 آمده، او انسان را از فرشتگان شبه خدایان (به عبری الوهیم) اندکی کمتر ساختی. عیسی در دفاع از خود علیه اتهام یهودیان، مبنی بر ادعای خدا بودن او، به این نکته اشاره کرد که آیا در تورات شما نوشته نشده است که من گفتم شما خدایان هستید. آنانی را که کلام خدا بدیشان نازل شد خدایان خواند، یعنی داوران انسانی را. (یوحنا 10:3؛ 35؛ مزمور 82: 1:6) حتی شیطان هم در قرنتیان 4:4 خدای این جهان خوانده می شود. و در قرنتیان آمده که پولس رسول می نویسد: پس درباره خوردن قربانی های بتها می دانیم که بت در جهان چیزی نیست و اینکه خدایی دیگر جز یکی نیست. زیرا هرچند هستند که به خدایان خوانده می شوند چه در آسمان و چه در زمین چنانکه خدایان بسیار و سروران بسیار می باشند لکن ما را یک خداست یعنی پدر که همه چیز از اوست و ما برای او هستیم و یک سرور یعنی عیسی مسیح که همه چیز به واسطه اوست و ما بواسطه او هستیم. (اول قرنتیان 8: 4:6). و خود عیسی مسیح توضیح می دهد واژگان خدا در کتاب مقدس می تواند چه مفهومی داشته باشد هنگامی که یهود به عیسی مسیح اعتراض کردند که ما به این دلیل تو را سنگ می زتیم که خود را خدا میخوانی عیسی مسیح پاسخ می دهد: عیسی در جواب ایشان گفت: "آیا در تورات شما نوشته نشده است که من گفتم شما خدایان هستید؟ پس اگر آنانی را که کلام خدا بدیشان نازل شد خدایان خواند و ممکن نیست که کتاب محو گردد. آیا کسی را که پدر تقدیس کرده به جهان فرستاد بدو می گویید کفر میگویی از آن سبب که گفتم پسر خدا هستم؟ (انجیل یوحنا 10: 34) در سفر خروج نیز می نویسد که موسی خدای فرعون بوده است. و یهوه به موسی گفت: "ببین تو را بر فرعون خدا ساخته ام و برادرت هارون نبی تو خواهد بود (خروج 1:7). عیسی مقامی بسیار والاتر از فرشتگان، از انسانهای ناکامل، یا از شیطان دارد. از آنجایی که اینان خدایان، یعنی قدرتمندان، خوانده می شوند، بدون شک عیسی نیز می تواند خدایی باشد و هست. و یا چنانچه مک گراث بیان کرده بود، عیسی خدای قدیر است: زیرا که برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و آقا سلامتی خوانده خواهد شد (اشعیا 6:9). آیا کلمات خدای قدیر که در انگلیسی با حروف بزرگ نوشته می شود، نشان دهنده آن است که عیسی به طریقی با یهوه خدا برابر است؟ به هیچ وجه. اشعیا صرفا نبوت کرد که این توصیف یکی از چهار نامی خواهد بود که عیسی به آنها نامیده خواهد شد، و در زبان انگلیسی چنین اسامیی با حروف بزرگ نوشته می شوند. با وجود این، اگر چه عیسی قدیر خوانده شد، اما فقط یک نفر قادر مطلق است. یهوه را قادر مطلق خواندن تنها در صورتی معنا دارد که کسان دیگری نیز وجود داشته باشند که خدایان خوانده شوند اما در مقام پایین تر و کهتر. بولتن کتابخانه جان ریلندز در انگلستان می نویسد که طبق نظر عالم الهیات کاتولیک کارل رانز می نویسد: اگر نویسندگان عهد جدید معتقد می بودند که این امر حیاتی است که ایمانداران اعتراف کنند، عیسی (خدا) قادر مطلق است، آیا این که تقریبا هیچ اثری از چنین اعترافی در عهد جدید وجود ندارد، قابل توضیح می بود؟ اما درباره تومای رسول چه می توان گفت، که در یوحنا 20:28 به عیسی گفت ای خداوند من و ای خدای من؟ برای توما، عیسی مانند (خدایی) بود، بخصوص در وضعیت معجزه آسایی که او را برانگیخت تا چنین اظهار تعجب کند. بعضی از علمای دین پیشنهاد می کنند که ممکن است توما فقط از فرط تعجب احساسات خود را به عیسی ابراز کرده باشد، اما خطاب او به خدا بوده است. در هر صورت، توما عیسی را خدای قادر مطلق نمی دانست، زیرا او و رسولان دیگر می دانستند که عیسی هرگز ادعا نکرد که خداست، بلکه تعلیم داده بود که فقط یهوه تنها خدای حقیقی است (یوحنا 3:17). بار دیگر، آیات جانبی ما را یاری می کنند تا این مطلب را دریابیم. چند روز قبل از آن عیسای رستاخیز یافته به مریم مجدلیه گفته بود تا به شاگردان بگوید: نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما می روم. (یوحنا 17:20) اگر چه عیسی در آن زمان بصورت روحی قدرتمند رستاخیز یافته بود، اما هنوز یهوه خدای او بود. عیسی حتی در آخرین کتاب از کتاب مقدس، پس از این که جلال یافت، همچنان به خدا به همین شکل اشاره می کند (مکاشفه 1:2:3:4:13). درست سه آیه پس از اظهار شگفتی توما در یوحنا 20:31، کتاب مقدس موضوع را با بیان این مطلب روشن تر می کند این قدر نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی مسیح و پسر خدا است، نه این که او خدای قادر مطلق است. و منظور از پسر معنای تحت اللفظی آن است، مانند پدر و پسر عادی، و نه جزئی اسرار آمیز از ذاتی الهی تثلیثی.

علم بی نهایت مسیح

یکی دیگر از استدلال هایی که مسیحیان بر خداوندی مسیح می آوردند این است که او علم بی نهایت دارد و به همه چیز آگاه است و این صفتی است که مخصوص خداست. هیچ آفریده ای، هر اندازه هم به درجات والای کمال رسیده باشد، نمی تواند چنین علم مطلقی را داشته باشد. اما عهد جدید مسیح را برای ما به گونه ای به تصویر می کشد که علم مطلق دارد. یعنی به همه چیز داناست از گذشته و حال آن گرفته تا آینده. در انجیل یوحنا از قول یکی از شاگردان مسیح نقل می کندکه مسیح: «همه چیز را می دانست». (یوحنا2: 25:2). شاگردان مسیح نیز به این ویژگی او گواهی داده اند، آنجا که می گویند: الآن دانستیم که همه چیز را می دانی (یوحنا30:16). همچنین مسیح از قبل می دانست که چه کسی در آینده به او خیانت خواهد کرد. (یوحنا6:46). دانشمندان مسیحی استدلال می کنند که مسیح نیز مانند خداوند به همه چیز آگاه است. بنا براین او نیز صفات خداوندی را داراست، لذا سرشت الهی دارد.

پاسخ
آیاتی که مسیحیان به آن برای علم مطلق مسیح استدلال کردند آیاتی نیست که خود مسیح درباره خود گفته باشد بلکه آیاتی است که دیگران درباره مسیح گفتند ولی خود مسیح به صراحت و بدون هیچ تردیدی در انجیل در باره خود اذعان می کند که نمی داند؛ از جمله:
الف) در انجیل مرقس به نقل از مسیح آمده است ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم (مرقس 13/33). گر چه مسیحیان پاسخ می دهند علم مطلق مسیح مربوط به شخصیت الوهی مسیح است مسیح در این موارد که حاکی از بی اطلاعی اوست به عنوان یک انسان صحبت می کرده و شخصیت انسانی او بوده که بی اطلاع بوده است. ولی باید دقت کرد که حضرت مسیح در حالتی که خود را پسر خوانده و با وصف پسر بودن اظهار بی اطلاعی کرده است. همین سخن در انجیل متی (متی 24/36) نیز آمده است. اگر مسیح پروردگاری می بود که از غیب آگاه می بود، علم به روز قیامت و رستاخیز را از خود نفی نمی کرد.
ب) و در انجیل بار ها آمده است که مسیح نیاز به آموزش داشت و از پدر چیز های زیادی می اموخت در انجیل یوحنا به نقل از مسیح آمده است زیرا که پدرپسر را دوست می دارد و هر آنچه خود می کند بدو می نماید و اعمال بزرگتر از این بدو نشان خواهد داد تا شما تعجب نمایید (یوحنا 5/20). بر اساس این آیه مسیح به برخی از کارها علم ندارد و خداوند آن کارها را به او می آموزاند. و مسیح اذعان می کرد که از نزد خود هیچ ندارد بلکه هر چه دارد از آن چیزی است که شنیده و به وی آموختند: «من از خود هیچ نمی توانم کرد بلکه به آنچه شنیده ام داوری خواهم کرد و داوری من عادل است زیرا من طالب اراده خود نیستم بلکه اراده پدریکه من را فرستاده است» (یوحنا5/30). آیا این صحیح است که بگوییم خدایی هست که از نزد خود هیچ اختیاری ندارد و به آنچه شنیده است سخن می گوید. افزون بر این بسیاری از انبیا در کتب عهد قدیم نیز مانند مسیح به غیب آگاه بودند ولی نشنیدیم که کسی قائل به خدا بودن آنها شود یا بگوید که انها سرشتی الهی دارند. انبیای زیادی مانند یعقوب، موسی، سموئیل، ایلیا و الیشع از نمونه های آنند آیا باز هم می توان گفت مسیح علم بی نهایت دارد؟

کارها و ویژگی های مسیح

مسیحیان به برخی از افعال و کارهای مسیح استدلال می کنند که چون برخی از کارهای خدا گونه از وی سر زده پس وی می تواند خدا باشد که برخی از آنها عبارتند از:

معجزات مسیح
مسیحیان عقیده دارند، پیامبران بسیاری از پیامبران معجزه دارند و آنها این اعجاز را با نیروی خود انجام نمی دهند بلکه با قدرتی که خداوند به آنها داده انجام می دهند. اما این مسأله نسبت به مسیح فرق می کند. مسیح معجزات را با نیروی خدایی و قدرت الهی خودش به انجام می رساند. این معجزه ها روشن ترین دلیل بر الوهیت مسیح است. زیرا کسی که آن را به نیروی ذاتی خودش انجام می دهد، معلوم است قدرت الهی دارد. موسی و سایر پیامبران هم معجزه داشتند اما این معجزه ها با نیروی ذاتی خودشان نبود؛ حتی فراتر از این عمل می کرد و نیروی خود را به فرستاده ها و شاگردانش نیز می بخشید. نورمن گایسلر می نویسد: عیسی مسیح با گفتن هم چنانکه پدر مردگان را بر میخیزاند و زنده می کند همچنین پسر نیز هر که را می خواهد زنده می کند (یوحنا 5:21) تمام شک و تردید ها را در مورد خود بر طرف میکند اما عهد عتیق به روشنی تعلیم میدهد که تنها خدا می تواند زندگی ببخشد (اول سموئیل 2:6).

نمونه معجزات عیسی مسیح:
الف: زنده کردن مردگان
ایلعازر برادر مریم و مارتا بود که از دنیا رفت و به مدت چهار روز دفن شده بود. خواهر ایلعازر نزد مسیح آمد و گفت: آقای من، اگر من اینجا می بودم، برادرم نمی مرد. وقتی مسیح وضعیت او را دید، گریست و گفت: او را کجا نهادید؟ گفتند: آقا، بیایید اینجا و نگاه کنید. مسیح به کنار قبر آمد و گفت: سنگ را بردارید. مارتا خواهر ایلعازر گفت: اکنون چهار روز گذشته. حتما پیکرش بونیاک شده است. پس سنگ را برداشتند مسیح بلند فریاد زد و گفت: ای ایلعازر بیرون بیادر حال آن مرده دست و پای به کفن بسته بیرون آمد (یوحنا 11:17). مسیحیان عقیده دارند، قصه زنده کردن ایلعازر، رساترین دلیل بر الوهیت مسیح علیه السلام است.

شفا دادن بیماران
این از معجزات مشهور مسیح است. خبرهای آن را اناجیل پیوسته نقل کرده اند. از جمله گفته اند: مسیح می توانست بیماری های بدون درمان، مانند کوری، را شفا بخشد. انجیل یوحنا در این باره می گوید: و وقتی که می رفت کوری مادرزاد دید و شاگردانش از او سؤال کرده گفتند ای استاد گناه که کرد این شخص یا والدین او که کور زائیده شد عیسی جواب داد که گناه نه این شخص کرد و نه پدر و مادرش بلکه تا اعمال خدا در وی ظاهر شود. این را گفت و آب دهان بر زمین انداخته از آب گل ساخت و گل را به چشمان کور مالید و بدو گفت برو در حوض سیلوحا غسل کن. پس رفت و غسل کرد و بینا شد. (یوحنا  7:9). این دلیلی بر خداوند بودن مسیح است. مسیح خود با جمله ای کوتاه سخن گفته و خداوندگاری و قدرت خویش را اعلام نموده است. بلکه بالاتر این قدرت را به شاگردان و رسولان هم اعطا کرد این وجه تمایز میان مسیح و سائر انبیائی است که معجزه ارائه دادند چه اینکه آنها این معجزات را با قدرت شخصی خود انجام ندادند بلکه با قدرت خدا اینکارها را کردند.

بررسی و نقد
الف) در مراجعه به کتاب مقدس می بینیم که مسیح از خود هیچ گونه قدرتی ندارد و همه اعمال و معجزاتی را که انجام می داده با قدرت خدا بوده است پطرس با صراحت اعلام می کند. ای پسر اسرائیل این کلام را بشنو عیسی ناصری مردی بود که خدا او را بوسیله معجزات و عجائب و علاماتی که بر دستان او در میان شما جاری ساخت و شما آنها را می دانید، تایید کرد اعمال (رسولان 2:20). و به روشنی مشخص می کند معجزات عیسی مسیح همه از جانب خدا به وی اعطا شده همچنانکه خدا به دیگران نیز چنین قدرتی را عطا می کرد و در حالی که کتاب مقدس می نویسد کسی به خدا چیزی نداده و اگر عیسی مسیح خدا بود و معجزاتش نشانی از الوهیت وی پس نباید قدرت این معجزات را کسی به وی داده باشد چه کسی تا کنون چیزی به خدا بخشیده که بخواهد از او عوض بگیرد؟» زیرا همه چیز از او، و به واسطه ی او، و برای اوست. او را تا ابد جلال باد. آمین. (رومیان 11:36). ولی یوحنا در انجیلش می نویسد که مسیح فرمود: اعمالی را که انجام می دهم بنام پدرم است و او شاهد من است. (یوحنا 10:25). و مسیح با صراحت می گوید کارهایی را که او انجام می دهد و آنرا انجام می دهد بنام پدرش است. همچنین مسیح فرمود: من تو (خدا) را بر روی زمین تمجید می نمایم، عملی را که به من عطا فرمودی تا انجام دهم را کامل می نمایم. (یوحنا 4:17). مسیح اعتراف می کند که نمی تواند کاری را از پیش خودش انجام دهد: براستی براستی به شما می گویم که پسر هیچکاری را نمی تواند از پیش خودش انجام دهد بلکه می بیند هر چه که پدر کرد او هم همان کار را می کند. (یوحنا 5:191) و تمامی آن از نزد کسی است که مسیح را فرستاده .حکم می کنم و حکم من هم به عدل است چرا که من برای تحقق اراده خودم سعی نمی کنم بلکه برای تحقق اراده آنکه مرا فرستاده است تلاش می نمایم. (یوحنا 5:30).
ب) انجام این معجزات انحصاری به مسیح ندارد بلکه هر ایمانداری نیز میتواند چنین معجزاتی انجام دهد مسیح فرمود: براستی براستی می گویم که هر که به من ایمان بیاورد می تواند کارهایی را انجام دهد که من انجام می دهم بلکه بزرگتر از کارهائی که من می کنم. (یوحنا 12:14). پس اگر مسیح مساوی با خدا باشد به این دلیل که معجزات و عجائبی را انجام می دهد؛ مومن هم می تواند از مسیح هم با خدا مساوی تر باشد چرا که کارهائی را میتواند انجام دهد که از کارهای مسیح هم بزرگتر است.
خود عیسی مسیح به حواریون فرمود شما هم می توانید این اعجاز را انجام دهید.پطرس بخاطر آورده وی را گفت: ای استاد! اینک درخت انجیری که نفرینش کردی خشک شده! عیسی در جواب ایشان گفت: به خدا ایمان آورید زیرا که هر آینه به شما می گویم هرکه بدین کوه گوید منتقل شده به دریا افکنده شو و در دل خود شک نداشته باشد بلکه یقین دارد که آنچه گوید می شود هر آینه هر آنچه گوید بدو عطا شود. بنابراین به شما می گویم آنچه در عبادت سؤال می کنید یقین بدانید که آن را یافته اید و به شما عطا خواهد شد. و وقتی که به دعا بایستید هرگاه کسی به شما خطا کرده باشد او را ببخشید تا آنکه پدر شما نیز که در آسمان است خطایای شما را معاف دارد (مرقس 11:21. 25). دیگر پیامبران هم اعجازهای فراوانی انجام می دادند و عهد عتیق مملو از معجزاتی است که انبیا پیشین انجام می دادند و هیچ وقت این اعجازها دلیلی بر خدا بودن آنها محسوب نشد.

پذیرش عبادت
یکی دیگر از استدلالاتی که مسیحیان بر خداوندی مسیح می آورند این است که اجازه می داد مورد پرستش قرار بگیرد و از طرفی پر واضح است که عبادت مخصوص خداست پس معلوم است که مسیح خداست که این اجازه را به دیگران می داد موضوع عبادت، یکی از موضوعات مهم در کتاب مقدس است که کاملا روشن می باشد. لذا این که انسان ها یا فرشتگان عبادت شوند، صحیح نیست. چه، امکان ندارد که خداوند، مجد خود را به دیگری ببخشد. کتاب مقدس واژه «عبادت» را به صورت اصلی آن یعنی واژه یونانی «prosekunhsen» می آورد. این واژه را مسیح در گفتگوی خود با ابلیس به کار برد: آنجا که مسیح برای ابلیس توضیح می دهد واجب است فقط خداوند عبادت شود. غیر از این مورد، عهد جدید این واژه را در موارد متعددی برای توصیف عبادت خداوند به کار برده است. در عهد جدید دیده می شود که مسیح دیگران را از این که او را عبادت کنند، منع نمی کرد؛ بنابراین اگر مسیح انسان می بود، قبل از این که بر او سجده شود، گمراه ترین موجود روی زمین می شد. چراکه خدای بیگانه می گردید و خداوند تبارک و تعالی از سجده کردن به هر خدای بیگانه ای نهی کرده است؛ عهد جدید عبادت کردن مسیح (خدا) را در موارد بسیاری آورده است. در حالی که شاگردان و رسولان او و حتی فرشتگان از پذیرش عبادت دیگران سرباز می زدند. ولی مسیح سجده شاگردانش را منع نکرد. می بینیم که در انجیل متی مسیح پابرهنه و در میان یک گردباد توفنده بر روی آب راه می رود و به پطرس دستور می دهد با او همراه شود. و چون به کشتی سوار شدند باد ساکن گردید پس اهل کشتی آمده روی بر زمین نهاده گفتند فی الحقیقة تو پسر خدا هستی. (انجیل متی 14:33) که این نمونه های دیگری نیز دارد. بنابراین اگر مسیح دیگران را از کرنش و پرستش خود منع نمی کرد، پس خداست. چرا که نوشته شده است: «تنها برای پروردگار، خدایت سجده کن و تنها او را عبادت نما». الستر مک کراث می گوید: در چهار چوب فرهنگ یهودی که مسیحیان اولیه تحت آن فعالیت می کردند فقط و فقط خدا شایسته پرستش بود. با این حال میبینیم کلیسای اولیه مسیح را به عنوان خدا می پرستند مسئله ای که حتی در عهد جدید نیز به وضوح بدان برمی خوریم برای مثال در اول قرنتیان 1:2 از مسیحیان به عنوان کسانی یاد شده که نام خداوند ما عیسی مسیح را می خواند، عبارتی که یاد آور دستور العمل های عهد عتیق است برای پرستش و تکریم خدا (نظیر پیدایش 4:26 و 4:13 مزمور 1:105 ارمیا 10:25 یوئیل 2:32) بدین ترتیب می بینیم که برای عیسی نیز آشکارا عملکردی همانند خدا قائل بودند زیرا او را نیز همچون خدا می پرستیدند.

بررسی و نقد
الف) واژه (prosekunhsen) در فرهنگ عهد کتاب مقدس یک مشترک معنوی بین تعظیم کردن و پرستش است و طبیعی است که اگر به معنای اول باشد نمی توان استفاده الوهیتی از آن کرد در عهد عتیق هم در چند مورد از همین فعل استفاده شده است و هیچ کدام به معنای پرستش از نوع الوهیت نیست:
«پس ابراهیم برخاست و نزد اهل آن زمین یعنی بنی حت تعظیم نمود (prosekunhsen).» (پیدایش 7:23) «و پادشاه را خبر داده گفتند که اینک ناتان نبی است. و او به حضور پادشاه درآمده رو به زمین خم شده پادشاه را تعظیم نمود (prosekunhsen).» (اول پادشاهان 1:23): و در این موارد درست از همان لفظی استفاده شده که در مورد مسیح استفاده شده است مشخص است که ابراهیم و ناتان نبی آن افراد را پرستش نکردند بلکه فقط از روی احترام آن طور که در فرهنگ شرقی رایج است تعظیم کردند. و باید گفت که در سه موردی که ذکر شد هیچ کدام نشان از پرستش به عنوان خدایی ندارد بلکه در همه موارد نشان از کرنش در مقابل شخصیت و عظمت مسیح است جالب است که مترجمین مسیحی این واژه را در این موارد به تعظیم و کرنش ترجمه کرده اند اما در مواردی که مربوط به حضرت مسیح است به پرستش ترجمه نموده اند.
(ادامه دارد...).

 

منـابـع

آلیستر مک گراث- آموزشکده مجازی اسلام و مسیحیت- در آمدی بر الاهیات مسیحی- ترجمه عیسی دیباج

جورج برانتل- آیین کاتولیک- فصل پنجم- صفحه 147

آلیستر مک گراث- درسنامه الهیات مسیحی- مترجم بهروز حدادی- ناشر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب- تاریخ نشر 1384

ویلیام هوردرن- راهنمای الهیات پروتستان- ترجمه طاطهوس میکائیلیان- انتشارات علمی فرهنگی

امام محمد غزالی- الرد الجمیل لالوهیه العیسی بصریح الانجیل

توماس میشل- کلام مسیحی- مترجم حسین توفیقی- ناشر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب- تاریخ نشر 1377.

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد