نامه اعمال (سجین)

فارسی 3015 نمایش |

نامه هائی در سجین
در روز واپسین تمام افراد ناس از آدم ابوالبشر تا آخرین فرد انسانى قیام می کنند و برپا می ایستند در پیشگاه عظمت پروردگار عالمین؛ گمان ندارند که روز قیامت که هنگام بررسى به اعمال مردم است حضور خواهند یافت و به پیشگاه پروردگار مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت چنانچه اینان معتقد به روز قیامت بودند و به بررسى به امور و داد و ستد خودشان مى شدند لامحاله از کم فروشى اجتناب خواهند نمود. ولى آن تبهکاران گمان نداشتند که ناگهان به آن خواهند رسید، و به همین سبب کتاب و نامه ایشان در زندانى چنان محفوظ است که امکان تغییر دادن آن وجود ندارد، و آن نامه اى است که هیچ ابهام و تزویرى در آن دیده نمى شود. خداوند در سوره ی مطففین اشار به نامه اعمال نیکان و بدان می کند، و جزئیات بیشتری از آن را فاش می سازد، نخست درباره نامه اعمال «بدان» می فرماید: «کلا إن کتاب الفجار لفى سجین* و ما أدرئک ما سجین* کتاب مرقوم؛ این چنین نیست که مى پندارند [در آن روز] یقینا پرونده بدکاران در سجین است و تو چه مى دانى که سجین چیست؟ قضا و سرنوشتى حتمى [براى خائنان] است.» (مطففین/ 7- 9)
در تفسیر این آیات عمدتا دو نظریه وجود دارد:
1) منظور از کتاب همان نامه اعمال انسانها است که هیچ کار کوچک و بزرگ و صغیره و کبیره اى نیست مگر اینکه آن را احصا کرده، و همه چیز بى کم و کاست در آن ثبت است. و منظور از "سجین" کتاب جامعى است که نامه اعمال همه انسانها به طور مجموعى در آن گرد آورى شده، و به تعبیر ساده مانند دفتر کلى است که حساب هر یک از بستانکاران و بدهکاران را در صفحه مستقلى در آن ثبت مى کنند، منتها از این آیات و آیات بعد استفاده مى شود که اعمال همه بدکاران در یک کتاب به نام "سجین" و اعمال همه نیکوکاران و ابرار در یک کتاب دیگر به نام "علیین" جمع آورى مى شود. "سجین" از ماده ی "سجن" به معنى "زندان و حبس" گرفته شده، و معانى مختلفى دارد: زندان سخت و شدید، هر موجود صلب و محکم، وادى بسیار هولناکى در قعر جهنم، محلى که نامه هاى اعمال بدکاران در آنجا گذارده مى شود و آتش دوزخ. "طریحى" در "مجمع البحرین" در ماده "سجن" مى گوید: «و فى التفسیر هو کتاب جامع دیوان الشر دون الله فیه اعمال الکفرة و الفسقة من الجن و الانس؛ در تفسیر آمده است که سجین کتابى است جامع دیوان بدیها که خداوند اعمال کافران و فاسقان جن و انس را در آن تدوین کرده است.» (طریحى روشن نساخته که منظور از این تفسیر کدام تفسیر است، از معصوم است یا از غیر او). قرائنى که این معنى را تایید مى کند عبارت است از:
1- تعبیر به "کتاب" در قرآن مجید در اینگونه موارد غالبا به معنى نامه اعمال است.
2- آیه اخیر که به صورت تفسیر براى سجین ذکر شده مى فرماید آن کتابى است رقم زده شده، و اینکه بعضى آیه را تفسیر سجین نگرفته اند مسلما بر خلاف ظاهر است.
3- بعضى گفته اند که "سجین" و "سجیل" یک معنى دارد، و مى دانیم سجل (به کسر سین و جیم و تشدید لام) به معنى کتاب بزرگ است.
4- از آیات دیگر قرآن استفاده مى شود که اعمال انسان در چند کتاب ثبت و ضبط مى شود، تا به هنگام حساب هیچگونه عذر و بهانه اى براى هیچکس باقى نماند. نخست نامه اعمال شخصى است که در قیامت به دست صاحبان آنها داده مى شود، نیکوکاران به دست راستشان، و بدکاران به دست چپشان، و در آیات قرآن بسیار به آن اشاره شده است. دوم کتابى است که مى توان آن را نامه اعمال امتها نام گذارد که در آیه 28 سوره جاثیه به آن اشاره شده: «کل أمة تدعى إلى کتابها؛ روز قیامت هر امتى به نامه اعمالش فرا خوانده مى شود.»
سوم نامه اعمال عمومى همه بدکاران و نیکوکاران است که در آیات مورد بحث و آیات آینده به عنوان "سجین" و "علیین" از آن نام برده شده. خلاصه طبق این تفسیر "سجین" همان دیوان کل است که نامه اعمال همه بدان در آن جمع مى باشد، و تعبیر از آن به عنوان "سجین" شاید به خاطر این باشد که محتویات این دیوان سبب زندانى شدن آنها در جهنم است، یا خود این دیوان در قعر جهنم جاى دارد، به عکس کتاب ابرار و نیکان که در اعلى علیین بهشت است.
2) تفسیر دوم این است که "سجین" به همان معنى مشهور و معروف یعنى "دوزخ" است که زندان عظیمى است براى همه بدکاران، و یا محل سختى از دوزخ مى باشد، و منظور از "کتاب فجار" همان سرنوشتى است که براى آنها رقم زده شده. بنابراین معنى آیه چنین است: "سرنوشت مقرر و مسلم بدکاران در جهنم است" و استعمال کلمه ی "کتاب" در این معنى در قرآن کم نیست، مانند آیه 24 سوره نساء بعد از آنکه مى فرماید: زنان شوهردار بر شما حرام است، مى افزاید: «کتاب الله علیکم؛ این حکم (و احکام قبل از آن) احکامى است که خداوند بر شما مقرر داشته است.» در آیه 75 انفال مى خوانیم: «و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فی کتاب الله؛ خویشاوندان نسبت به یکدیگر در احکامى که خداوند مقرر داشته (از دیگران) سزاوارترند.» مطلبى که این تفسیر را تایید مى کند این است که "سجین" به همان معنى معروفش که در اخبار و آثار اسلامى از آن یاد شده یعنى "جهنم" تفسیر گردیده. در تفسیر على بن ابراهیم نیز آمده است که معنى "إن کتاب الفجار لفی سجین" آن است که آنچه براى آنها از عذاب مقرر داشته شده در سجین (دوزخ) است.
در حدیثى از امام باقر (ع) نیز مى خوانیم: «السجین الارض السابعة و علیون السماء السابعة؛ "سجین" زمین هفتم و "علیین" آسمان هفتم است.» (اشاره به پائین ترین و برترین مکان است). از روایات متعددى نیز استفاده مى شود که اعمالى که لایق قرب خدا نیست سقوط مى کند، و در سجین قرار مى گیرد، چنان که در حدیثى از پیغمبر اکرم (ص) آمده است: «ان الملک لیصعد بعمل العبد مبتهجا فاذا صعد بحسناته یقول الله عز و جل اجعلوها فى سجین، انه لیس ایاى اراد فیها؛ گاه مى شود که فرشته عمل بنده اى را با خوشحالى و سرور به آسمان بالا مى برد هنگامى که حسنات او را بالا برد خداوند عز و جل مى فرماید: آن را در سجین قرار دهید که او هدفش جلب رضاى من نبوده!»
از مجموع این روایات بر مى آید که "سجین" مکانى است بسیار پست در دوزخ که اعمال یا نامه اعمال بدکاران را در آن مى نهند یا سرنوشت آنها گرفتار شدن در آن زندان است. مطابق این تفسیر جمله کتاب مرقوم تاکیدى است بر جمله ی "إن کتاب الفجار لفی سجین" (نه اینکه تفسیرى براى سجین باشد) یعنى این مجازاتى است براى آنها رقم زده شده و قطعى و حتمى. مرقوم از ماده ی "رقم" (بر وزن زخم) به معنى خط درشت است، و از آنجا که خطوط درشت و روشن خالى از ابهام است ممکن است این تعبیر اشاره به قطعى بودن و خالى از ابهام بودن باشد، چیزى که نه هرگز محو مى شود و نه فراموش مى گردد. جمع میان این دو تفسیر نیز مانعى ندارد، چرا که سجین در تفسیر اول به معنى دیوان کل اعمال بدکاران است، و در تفسیر دوم به معنى دوزخ یا قعر زمین است و معلوم است که اینها علت و معلول یکدیگرند، یعنى هنگامى که نامه عمل انسان در دیوان کل اعمال بدکاران قرار گرفت همان سبب مى شود که او را به پست ترین مقام و قعر دوزخ بکشاند.
این دو کلمه کتاب مرقوم، تعریف و توصیف کوتاهى است، براى اهل نظر و اندیشمندان تا رابطه عمل و ثبات آن را با نهایت بروز آن دریابند و از دریچه این آیه و از دور به چگونگى سجین نظر کنند. سجین، کتاب است، چون صورت ثبت شده اعمالى است که در جهت محدود و اقشار طبیعت و هبوط گاه غرائز حیوانى، و در خلاف جهت تعالى انسان می باشد. مرقوم است، زیرا تا اعمال سخت و بارز و محکم نشود و از هر سو انسان را فرا نگیرد، با تحول و توبه راه گریز از آن باز است. همین که اعمال به صورت عادات سپس ملکات و خوى هاى بارز و ثابت درآمد و بندها و دیوارهاى آن محکم شد راه گریز از آن دشوار یا محال می شود و از هر سو و هر جهت دیدگاه بینش را مى پوشاند و روح آزاد و بلند پرواز آدمى را دربند می گیرد و منافذ ادراک را جز در مسیر سجین و به سوى جهنم مى بندد.
تبهکاران سرکش و ستم پیشه که با طوفان شهوات و خودخواهیشان بندهاى اخلاقى و وجدانى و قانونى را پاره می کنند و می کوشند تا از هر قید و بندى آزاد شوند چنان در همین جهان رفتار و خوهایشان مکتوب و مرقوم می گردد و به بندهاى عادات و در میان دیوارهاى گناه و سرکشى «سجین» خود گرفتار و زندانى می شوند که دیگر هیچگونه خیر و صلاح خود و دیگران را نمى بینند و در آن نمى اندیشند و چنان گرفتار انعکاس اعمال و تضاد و کشمکش درونى و وحشت زدگى ناشى از آنها می گردند که از سایه خود مى هراسند و از لذات عقلى و بهره مندى از جمال هستى یکسره محروم می شوند و تنها راه آسایش و خوشى را در تحذیر احساس و اغفال عقل خود مى یابند و چنان از قلوب و عواطف خلق و رحمت خالق رانده می گردند که با همه به دشمنى برمى خیزند و با نظر بد و کینه توزى می نگرند، اینها در میان بوستان و محافظین خود محروم و زندانى می شوند و این زندان پیوسته تنگتر و دشوارتر می گردد تا سراسر جهان و هستى براى چنین زندانى بندى به صورت زندانى و وحشت زا و پر از شکنجه می نماید.

منـابـع

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد ‏26 صفحه 254

سيد محمدحسين‏ حسينى همدانى- انوار درخشان- جلد 18 صفحه 42

سیدمحمود طالقانی- پرتوى از قرآن- جلد 3 صفحه 243

محمدتقی مدرسی- تفسیر هدایت- جلد ‏17 صفحه 413

عبدالحسين طیب- أطیب البیان- جلد ‏14 صفحه 36

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد