هابیل

فارسی 3615 نمایش |

«هابیل» به نقل از تورات، دومین پسر حضرت آدم و حواء بود. بعضی منابع نوشته اند که اسم هابیل به معنای نفس و بخار است که دلالت بر کوتاهی عمر هابیل دارد، و بعضی نوشته اند که چون حواء دید قابیل آن نسل موعود نیست، این مطلب داعی بر این شد که با خود فکر کند که زندگی چندان اهمیتی ندارد و به همین دلیل، پسر دوم خود را هابیل نامید.
داستان دو برادر
هابیل گوسفنددار بود و بهترین و بزرگترین گوسفندانش را در راه خدا قربانی کرد و قربانی اش مورد قبول حضرت حق شد. اما برادرش قابیل (یا قائین) که کشاورز بود، بدترین نوع محصول کشت خود را برای قربانی آورد و از او پذیرفته نشد. از این رو قابیل بر برادرش، هابیل، حسد برد و سر انجام او را به قتل رساند.
قصه آنان، آنگونه که در قرآن آمده، چنین است: «خبر دو پسر آدم را براى مردم گزارش کن، آن هنگام که هر یک قربانی اى تقدیم داشت، از یکى پذیرفته شد و از آن دیگرى مقبول نیفتاد. آن که قربانیش مردود شد، گفت: تو را مى کشم. (هابیل) گفت: جز این نیست که خداوند کار نیک را از مردمان پارسا مى پذیرد. و اگر تو دست بر من بلند کنى تا مرا به قتل رسانى، من دست به قتل تو نخواهم آلود، که من از خداوند جهانیان خوف دارم. من مى خواهم آثار گناه قتل من و سرکشى و نافرمانى تو از خدا، دامنگیرت شود و از دوزخیان باشى و این است کیفر ستمکاران. (قابیل) به پیروى هواى نفس، او (هابیل) را کشت، پس خاسر و زیانکار شد. خداوند کلاغى فرستاد که زمین مى کاوید تا به (قابیل) نشان دهد که چگونه جسد برادر را در زیر خاک پنهان کند،(قابیل) گفت: وای بر من! آیا من از آن عاجزترم که مانند این کلاغ باشم تا جسد برادر را زیر خاک پنهان کنم؟ پس سخت پشیمان شد.» (مائده/ 27- 31)
اولین انسانی که از دنیا وفات کرد، هابیل بود که قابیل او را کشت و در کوه های حدود سراندیب، هابیل را در زیر خاک دفن کرد.

غار خون
غار خون یا مغارةالدم، جایى است که می گویند قابیل پس از قتل برادرش، جسد او را کشان کشان به آنجا برده است. یاقوت حموی مى نویسد: «من در کوه قاسیون سنگى دیدم مانند خون لخته شده و مردم مى پندارند آن، همان سنگى است که قابیل بر سر هابیل کوبیده و به وسیله آن، او را کشته است و این، اثر خون اوست. و در مقابل آن سنگ سرخ، غارى است به نام "غار خون" و مردم به زیارت آن می روند و من هم در این کوه، آن غار را زیارت کردم.»
زکریا قزوینى مى نویسد: «در باب الساعات دمشق، قطعه سنگ بزرگى است که قربانی ها، روى آن گذاشته مى شد. قربانى مقبول، با رسیدن آتشى مى سوخت ولى قربانى مردود همچنان بر حال خود باقى مى ماند. قابیل، هابیل را بر قاسیون که بر دروازه دمشق است کشت و آنجا صخره دیگری است که قتل به وسیله آن، اتفاق افتاده و کنار آن صخره غارى است معروف به "غار خون".»

منـابـع

قرآن کریم

دائرةالمعارف بزرگ اسلامی

علی اکبر دهخدا- لغتنامه دهخدا

سيدمصطفى حسينى دشتى- معارف و معاریف

محمدباقر مجلسى- بحارالانوار- جلد 11 و 49

ابوعلی فضل بن الحسن الطبرسی- مجمع البیان

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها