حسان بن ثابت (آیات)

فارسی 4659 نمایش |

آیاتی درباره امیرالمؤمنین

آیاتی که درباره حضرت علی (ع) نازل شده است:
آیه نخست: «أ فمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لا یستوون؛ با این حال آیا کسانی که مؤمنند مانند کسانی هستند که فاسقند؟ [نه هرگز این دو گروه] مساوی و یکسان نیستند.» (سجده/ 18)
آیه دوم: «هو الذی أیدک بنصره و بالمؤمنین؛ اوست کسی که تو را با یاری خود و به وسیله مؤمنان نیرومند ساخت.» (انفال/ 62) حافظ ابن عساکر در تاریخش به سند صحیح گوید که: خبر داد ما را ابوالحسن علی بن مسلم شافعی از ابوالقاسم بن العلا و ابوبکر محمد بن عمر بن سلیمان عرینی نصیبی، از ابوبکر احمد بن یوسف بن خلاد، از ابوعبدالله حسین بن اسماعیل مهری، از عباس بن بکار، از خالد بن ابی عمر اسدی، از کلبی، از صالح، از ابی هریره که گفت: بر عرش نوشته شده: «لا اله الا الله وحدی لا شریک لی و محمد عبدی و رسولی ایدته بعلی و ذلک قوله عز و جل فی کتابه الکریم، هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین علی وحده؛ کسی جز من شایسته پرستش نیست خدای یکتائی که بی شریکم، بنده ام محمد را پیامبر خود قرار دادم و به وسیله علی او را تأیید کردم و دلیل آن سخن خدا است چنانکه گوید: او کسی است که تو را با یاری خود و مؤمنین تایید فرمود، (و مراد از مؤمنین علی به تنهائی است).» این حدیث را گنجی شافعی در (کفایة) ص 110 به اسناد خود روایت کرده و سپس تصریح می نماید که این حدیث را ابن جریر در تفسیرش و ابن عساکر در تاریخ خود در شرح حال علی (ع) ذکر نموده و حافظ جلال الدین سیوطی در ج 3 ص 199 (الدرالمنثور) از ابن عساکر نقل کرده و قندوزی در ص 94 (ینابیع المودة) از حافظ ابی نعیم به اسنادش از ابوهریره و همچنین از طریق ابی صالح از ابن عباس روایت نموده است.
ابتدای حدیث را جمعی از حفاظ که مورد اطمینانند نقل کرده اند از جمله: خطیب بغدادی در ج 1 ص 173 تاریخش به اسناد خود از انس بن مالک روایت کرده و گوید: رسول خدا (ص) فرمود: پس از آنکه به معراج برده شدم دیدم بر عرش نوشته شده: «لا اله الا الله محمد رسول الله ایدته بعلی نصرته بعلی». و محب الدین طبری در ج 2 ص 172 (الریاض) از ابی الحمراء از طریق ملا در سیره اش و در ص 69 (ذخایرالعقبی)، و خوارزمی در ص 254 (مناقب) خود و حمویی در باب 46 (فراید) خود از دو طریق به یک لفظ چنین روایت کرده اند که حضرت رسول (ص) فرمود: چون در عوالم بالا سیر داده شدم دیدم بر عرش نوشته شده: «لا اله الا الله محمد رسول الله صفوتی من خلقی ایدته بعلی نصرته به».
به اسناد دیگر از أبی الحمراء، خدمتکار پیامبر (ص) به این لفظ نقل کرده که: شبی که سیر داده شدم، در طرف راست عرش دیدم نوشته است: «انا الله وحدی لا اله غیری غرست جنة عدن بیدی لمحمد صفوتی، ایدته بعلی؛ من تنها خدای یگانه ام معبودی جز من نیست، بهشت عدن را به دست خود برای محمد، برگزیده ام، غرس نمودم و او را به علی یاریش کردم.» و به همین لفظ حافظ سیوطی چنانکه در ج 6 ص 158 (کنزالعمال) نقل کرده از چند طریق از أبی الحمراء روایت نموده و از طریق دیگر از جابر از پیامبر روایت نموده که: «مکتوب فی باب الجنة قبل ان یخلق الله السموات و الارض بالفی سنة: لا اله الا الله محمد رسول الله ایدته بعلی؛ بر در بهشت دو هزار سال پیش از آنکه آسمانها و زمین به وجود آید نوشته شده که: معبودی جز خدا نیست محمد فرستاده خداست یاری نمودم او را به علی.»
حافظ هیثمی در ج 9 ص 121 (المجمع) از طریق طبرانی، از أبی الحمراء و سیوطی در ج 1 ص 7 (الخصایص الکبری) از طریق انس از ابن عدی و ابن عساکر این حدیث را نقل نموده اند. سید همدانی در دوستی هشتم از کتاب (مودة القربی) از حضرت علی نقل کند که فرماید: رسول خدا (ص) (خطاب به حضرت امیر) فرمود: اسم تو را در چهار جا مقرون به اسم خودم دیدم: هنگامی که آهنگ معراج داشتم و به بیت المقدس رسیدم دیدم بر صخره نوشته شده است: «لا اله الا الله محمد رسول الله ایدته بعلی وزیره». و چون به سدرة المنتهی رسیدم بر آن نوشته بود: «انی انا الله لا اله الا انا وحدی محمد صفوتی من خلقی ایدته بعلی وزیره و نصرته به». چون به عرش پروردگار عالمیان رسیدم بر پایه های عرش نوشته شده بود: «انی انا الله لا اله الا انا محمد حبیبی من خلقی، ایدته بعلی وزیره و نصرته به». و چون به بهشت رسیدم بر در آن نوشته بودند: «لا اله الا انا، و محمد حبیبی من خلقی ایدته بعلی وزیره و نصرته به».

وصف علی (ع)

آیه سوم: «یا أیها النبی حسبک الله و من اتبعک من المؤمنین؛ ای پیغمبر! خداوند، و مؤمنینی که از تو پیروی می کنند تو را کافی است.» (انفال/ 64) حافظ أبونعیم در (فضائل الصحابه) به اسنادش به سند صحیح آورده که: این آیه در وصف علی (ع) نازل گشته و مراد از مؤمنین در آیه علی (ع) است.
آیه چهارم: «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا؛ از گروه مؤمنان، مردانی هستند که به عهد خود با خدا وفا می کنند پس بعضی از ایشان را مرگ در کام خود فرو برده و عده ای دیگر هم به انتظار مرگ نشسته اند و هیچگونه تبدیل و تغییری در این مرام نداده اند.» (احزاب/ 23) خطیب خوارزمی در کتاب «المناقب» ص 188 و صدرالحفاظ گنجی در «الکفایة» ص 122 از ابن جریر وعده ای دیگر از مفسران نقل کرده است که این جمله از آیه مبارکه "فمنهم من قضی نحبه" درباره حمزه و یاران او نازل شده آنان با خداوند پیمان بسته بودند که از میدان نبرد پشت نکرده و از دشمن روی نگردانند در نتیجه در روبروی دشمن ایستاده و تا آخرین قطره خون خود جنگیدند تا کشته شدند.
جمله دیگر آیه "و منهم من ینتظر" درباره علی بن أبیطالب است که در مسیر جهاد خود حرکت کرد و از مسیر منحرف نشد و تغییر جهت نداد و قدم جای قدم گذشتگان خود نهاد. ابن حجر در ص 80، الصواعق گوید: هنگامی که علی بن ابیطالب در مسجد کوفه بر روی منبر داشت سخن می گفت شخصی از او درباره این آیه سئوال کرد «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه» حضرت فرمود «خداوندا بخشش تو را خواهانم، این آیه درباره من و عمویم حمزه و پسرعمویم عبیدة بن حرث بن عبدالمطلب نازل شده است، اما عبیدة در جنگ بدر شهید شد و حمزه در روز احد دست از جان شست و در راه خدا شهید گردید، و اما من، در انتظار بدبخت ترین افراد امت هستم که این محاسنم را از خون سرم رنگین نماید، این پیمانی است که دوست من أبوالقاسم محمد بن عبدالله (ص) با من بسته است و برایم پیش بینی نموده.»

زکات در نماز

آیه پنجم: «إنما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون؛ همانا ولی شما خداوند است و فرستاده او و کسانی که ایمان آورده و نماز را به پا داشته و زکوة خویش را در حال رکوع می پردازند.» (مائده/ 55) أبواسحق ثعلبی در تفسیرش به اسنادش از أبی ذر غفاری روایت نموده است که گوید: «روزی نماز ظهر را با پیامبر اکرم خواندم، سائلی از مردم درخواست حاجتی کرد و کسی او را پاسخی نداد و به وی توجهی ننمود، سائل دستهای خود را به سوی آسمان بلند کرده و گفت: خداوندا شاهد باش من در مسجد پیغمبر تو محمد از مردم چیزی خواستم و کسی به من توجهی نکرد در این هنگام علی (ع) نماز می خواند و در حال رکوع بود با آخرین انگشت دست راست خویش که انگشتری گرانبها در آن بود سوی سائل اشاره فرمود و او هم به نزدیک علی آمد و انگشتر را از انگشت او بیرون آورد و رسول اکرم شاهد این منظره بود. در این هنگام پیامبر اکرم چشم خود را به سوی آسمان گشود و عرض کرد: خداوندا! برادرم موسی از تو درخواست کرد و گفت: "رب اشرح لی صدری* و یسر لی أمری* و احلل عقدة من لسانی* یفقهوا قولی* و اجعل لی وزیرا من أهلی* هارون أخی* اشدد به أزری* و أشرکه فی أمری؛ پروردگارا سینه ام را گشاده فرما، کار مرا برایم آسان گردان، گره از زبانم بگشای تا سخنم را بفهمند، و برای من برادرم هارون را که از خاندان من است وزیرم گردان، پشت مرا با او محکم ساز و او را در کار من شریک گردان." (طه/ 25- 32) خدایا تو در جواب موسی حاجتش را بر آورده و به او فرمودی: "سنشد عضدک بأخیک و نجعل لکما سلطانا فلا یصلون إلیکما؛ به زودی بازویت را به سبب برادرت محکم می سازیم و قرار می دهیم برای شما دو نفر برتری و تسلط را، در نتیجه دسترسی به شما پیدا نخواهند کرد". (قصص/ 35) اللهم! و انی محمد نبیک و صفیک اللهم! و اشرح لی صدری و یسر لی امری و اجعل لی وزیرا من اهلی علیا اشدد به ظهری؛ خداوندا و همانا من محمد پیامبر و برگزیده تو هستم پروردگارا سینه مرا نیز گشاده فرما و کارم را آسانی بخش و پشتیبانی از افراد خانواده من برای من انتخاب فرما، علی را برای این کار قرار بده و بسبب او پشت مرا محکم ساز.»
أبوذر رضی الله عنه گوید هنوز دعای آن حضرت پایان نیافته بود که جبرئیل از جانب پروردگار نازل شد و عرض کرد: ای محمد، بخوان این آیه را: "إنما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا..." تا آخر آیه.

راویان شأن نزول آیات

این روایت و این شان نزول را درباره أمیرالمؤمنین علی (ع) عده بسیاری از پیشوایان تفسیر و حدیث در نوشته های خود با دقت و مواظبت در اسنادش ذکر کرده اند از آن جمله عبارتند از:
1- طبری در تفسیرش ج 2 ص 165 از طریق ابن عباس، و عتبة بن ابی حکیم، و مجاهد.
2- واحدی در اسباب النزول ص 147 از دو طریق و به دو سند.
3- فخررازی در تفسیر کبیر جلد سوم ص 431 از عطاء از عبدالله بن سلام و ابن عباس و حدیثی که از ابوذر ذکر کردیم.
4- الخازن در تفسیرش ج 1 ص 496.
5- ابوالبرکات در تفسیرش جلد یکم صفحه 496.
6- نیشابوری در تفسیرش ج 3 ص 461.
7- ابن صباغ مالکی در «فصول المهمه» ص 123 حدیث ثعلبی را ذکر کرده است.
8- ابن طلحه شافعی در «مطالب السؤول» ص 31 حدیث ابی ذر را آورده است.
9- سبط ابن الجوزی در «التذکرة» ص 9 از تفسیر ثعلبی از سدی و عتبة و غالب بن عبدالله روایت کرده است.
10- الکنجی الشافعی در «الکفایة» ص 106 به اسنادش از انس و در ص 122 از ابن عباس از طریق و سند حافظ العراقین و خوارزمی و ابن عساکر از ابی نعیم و قاضی ابی المعالی.
12- خوارزمی در «مناقب» ص 188 به دو طریق و دو سند.
13- حمویی در «فرائد» در باب چهاردهم از طریق و سند واحدی نقل کرده است و در باب سی و نهم از انس، و از ابن عباس به سند و طریق دیگری، در باب چهلم از ابن عباس و عمار یاسر.
14- قاضی عضد ایجی در «المواقف» جلد سوم ص 276.
15- محب الدین طبری در «الریاض» جلد دوم ص 227 از عبدالله بن سلام از طریق واحدی و ابی الفرج و فضایلی، و هم چنین در کتاب «الذخایر» ص 102 از طریق واقدی و ابن جوزی.
16- ابن کثیر شامی در تفسیرش جلد دوم ص 71 در یک سند از أمیرالمؤمنین نقل کرده و در سند دیگر از ابن ابی حاتم از سلمة بن کهیل، و از ابن جریر الطبری به اسنادش از مجاهد و سدی، و از حافظ عبدالرزاق به اسنادش از ابن عباس، و به طریق و سند حافظ ابن مردویه به اسنادش از سفیان ثوری از ابن عباس و از طریق کلبی از ابن عباس روایت کرده و آنگاه گوید: اینها سلسله سندی است که هیچگونه اشکال و خدشه ای بر آنها وارد نمی شود، و از حافظ ابن مردویه چنین بود که با لفظ أمیرالمؤمنین سند را ذکر کرده بود و عمار و ابی رافع را نیز آورده بود.
17- و نیز ابن کثیر در کتاب «البدایة و النهایة» جلد هفتم ص 357 از طبرانی به اسنادش از أمیرالمؤمنین، و از طریق ابن عساکر از سلمة بن کهیل.
18- حافظ سیوطی در کتاب «جمع الجوامع» چنانکه در کتاب الکنزش آورده است ص 391 جلد ششم از طریق خطیب در کتاب «المتفق» از ابن عباس و در ص 405 همان کتاب از طریق ابی الشیخ و ابن مردویه از أمیرالمؤمنین (ع).
19- ابن حجر در «الصواعق» ص 25.
20- شبلنجی در «نورالابصار» ص 77 حدیث ابی ذر را که از قول ثعالبی نقل شده آورده است.
21- آلوسی در «روح المعانی» جلد دوم ص 329.
این بود نمونه ای از گفتار مفسران بزرگ اسلامی البته افراد دیگری نیز این روایت و این شان نزول را ذکر کرده اند. حسان بن ثابت آن شاعر معروف دستگاه رسول خدا این جریان را به شعر در آورده و قصیده ای بسیار بلیغ در این مورد سروده است و ما در آینده آن را خواهیم نگاشت.
 

منـابـع

عبدالحسین امینی نجفی- الغدیر- جلد 3 صفحه 82

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد