عاقبت رویگردانی از یاد خدا

فارسی 2640 نمایش |

رویگردانى از یاد کرد خدا، ناشى از دور شدن از هدایت الهى و نداشتن ایمان به خدا و پیامبران است. انسان بى ایمان، خود را از لذت یاد خدا و آثار و خواص سعادت بار آن محروم کرده و با محروم شدن از این آثار، زندگى تنگ و تاریکى یافته است. انسان مادى که خدا و ارزش هاى معنوى را باور ندارد، هر چند که در بالاترین حد از امکانات مادى و رفاهى باشد، زندگى آرام و بى دغدغه اى ندارد و همواره در فکر افزودن بر مال و ثروت و رسیدن به رفاهى دیگر و تازه تر است و این حرص و افزون طلبى، زندگى را براى او تنگ و سخت مى کند، به خصوص این که او همواره نگران آینده خویش است و بیم از دست دادن امکانات او را آزار مى دهد. اساسا نه مال و ثروت و مقام و نه هیچ نوع امکانات مادى، روح انسان را اشباع نمى کند و به هر درجه از رفاه برسد به آن عادت مى کند و افزون از آن را مى خواهد و این بدان جهت است که روح انسان خدایى است و چیزى جز خدا او را آرام نمى سازد و این کامجویى هاى بدلى در اشباع و اقناع روح او کارساز نیستند. بنابراین هر کس از یاد کرد خدا روى گرداند، زندگى تنگ و سختى خواهد داشت و روى آرامش و سکینه را نخواهد دید. این حقیقتى است که در دنیاى مادى امروز شاهد آن هستیم. رویگردانى از یاد خدا علاوه بر عواقب وخیمى که در زندگى دنیا دارد، در آخرت نیز مایه بدبختى و عذاب است. می فرماید: «و من أعرض عن ذکری فإن له معیشة ضنکا و نحشره یوم القیامة أعمى؛ و کسى که از یاد من روى گردان شود، زندگى سخت و تنگى خواهد داشت و در قیامت او را نابینا محشور مى کنیم» (طه/ 124). «قال رب لم حشرتنی أعمى و قد کنت بصیرا؛ در آنجا عرض مى کند پروردگارا! چرا مرا نابینا محشور کردى در حالى که قبلا بینا بودم؟!» (طه/ 125). بلافاصله پاسخ مى شنود: «قال کذلک أتتک آیاتنا فنسیتها و کذلک الیوم تنسى؛ این به خاطر آنست که آیات ما به سراغ تو آمد همه را بدست فراموشى سپردى و از مشاهده آن چشم پوشیدى و تو امروز به دست فراموشى سپرده خواهى شد» (طه/ 126). و چشمت از دیدن نعمتهاى پروردگار و مقام قرب او نابینا مى گردد. سرانجام به صورت یک جمع بندى و نتیجه گیرى در آخرین آیه مورد بحث مى فرماید: «و کذلک نجزی من أسرف و لم یؤمن بآیات ربه و لعذاب الآخرة أشد و أبقى؛ این گونه کسانى را که راه اسراف را پیش گرفتند و ایمان به آیات پروردگارشان نیاوردند جزا مى دهیم و عذاب آخرت از این هم شدیدتر و پایدارتر است» (طه/ 127).

نابینایى درون و برون
براى کسانى که از یاد خدا روى مى گردانند دو مجازات در آیات فوق تعیین شده یکى معیشت ضنک در این جهان است که در نکته قبل به آن اشاره شد و دیگرى نابینایى در جهان دیگر. عالم آخرت تجسم وسیع و گسترده اى از عالم دنیا است، و همه حقایق این جهان در آنجا به صورت متناسبى مجسم مى گردد، آنها که چشم جانشان در این عالم از دیدن حقایق نابیناست در آنجا چشم جسمشان نیز نابینا خواهد بود، لذا هنگامى که مى گویند ما قبلا بینا بودیم چرا نابینا محشور شدیم؟ به آنها گفته مى شود این به خاطر آنست که آیات الهى را بدست فراموشى سپردید (و این حالت انعکاس آن حالت است). در اینجا این سؤال پیش مى آید که ظاهر بعضى از آیات قرآن آنست که همه مردم در قیامت بینا هستند و به آنها گفته مى شود: «اقرأ کتابک؛ نامه ات را بخوان» (اسراء/ 14)، یا اینکه: «و رأى المجرمون النار؛ گنهکاران آتش جهنم را با چشم خود مى بینند» (کهف/ 53)، این تعبیرات با نابینا بودن گروهى چگونه سازگار است؟ بعضى از مفسران بزرگ گفته اند وضع آن جهان با این جهان متفاوت است چه بسا افرادى نسبت به مشاهده بعضى از امور بینا هستند و از مشاهده بعضى دیگر نابینا!، و به نقل مرحوم طبرسى از بعضى از مفسران «انهم اعمى عن جهات الخیر لا یهتدى لشىء منها: آنها در برابر آنچه خیر و سعادت و نعمت است نابینا هستند و آنچه عذاب و شر و مایه حسرت و بدبختى است بینا مى باشند»، چرا که نظام آن جهان با نظام این جهان متفاوت است. این احتمال نیز وجود دارد که آنها در پاره اى از منازل و مواقف نابینا هستند و در پاره اى بینا مى شوند. ضمنا منظور از فراموش شدن مجرمان در جهان دیگر این نیست که خداوند آنها را فراموش مى کند بلکه روشن است که منظور معامله فراموشى با آنها کردن است، همانگونه که در تعبیرات روزمره خود داریم که اگر کسى به دیگرى بى اعتنایى کرد مى گوید: چرا ما را فراموش کردى؟
علامه طباطبائى (ره) مقصود از نابینا محشور نمودن معرضان از یاد خدا را اینچنین بیان مى کند: «چنین به نظر مى آید که کورى روز قیامت همان کورى حس باصره باشد، چون اعراض کننده از یاد خدا وقتى کور محشور مى شود مى پرسد: چرا مرا کور محشور کردید، با اینکه در دنیا چشم داشتم و بینا بودم؟ معلوم مى شود در آخرت آن چیزى را ندارد که در دنیا داشته، و آن حس باصره بود، نه بصیرت که بینایى قلب است». آن وقت بر این معنا اشکال میشود به ظاهر ادله اى که دلالت میکند بر اینکه مجرمین صحنه هاى هول انگیز قیامت و آیات عظیمه آن و قهر خداى را مى بینند، مانند آیه: «إذ المجرمون ناکسوا رؤسهم عند ربهم ربنا أبصرنا و سمعنا؛ روزى که مجرمین نزد پروردگار خود سر افکنده گشته مى گویند پروردگارا دیدیم و شنیدیم» (سجده/ 12). و آیه: «اقرأ کتابک؛ نامه ات را بخوان» (اسراء/ 14). به خاطر همین ناسازگارى، بعضى گفته اند مجرمین در روز قیامت اول بینا محشور مى شوند، بعدا کور مى گردند. و بعضى دیگر گفته اند: نخست بینا محشور مى شوند، بعد کور مى گردند، و در آخر باز بینا مى شوند. ولى همه این حرفها از باب مقایسه اوضاع و احوال قیامت است به نظائر دنیایى آن و این قیاس، قیاسى است مع الفارق و بیجا، براى اینکه آنچه از ظاهر مسلم قرآن و سنت استفاده مى شود این است که نظام حاکم در آخرت غیر نظام حاکم در دنیا و غیر آن نظامى است که معهود ذهن ما از طبیعت است، آنچه ما از بصیر و اعمى به ذهن داریم این است که بصیر عبارت از کسى است که همه دیدنى ها را ببیند، و کور آن کسى است که آنچه را که قابل رؤیت است نبیند. ولى هیچ دلیلى نداریم بر اینکه آنچه این کلمات در دنیا معنا مى دهد در آخرت هم به همان معنا است، ممکن است معناى آخرتى آنها تبعیض شود، یعنى مجرم که کور محشور مى شود، سعادت زندگى آخرتى و رستگارى به کرامت آخرت را نبیند، ولى نامه عمل خود را که حجت را بر او تمام مى کند و نیز اوضاع هول انگیز، و هر چه را که مایه شدت عذاب او است از آتش و غیر آتش را ببیند، هم چنان که قرآن آنان را از مشاهده پروردگار خود محجوب معرفى نموده و فرموده است: «إنهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون؛ آنها از معرفت پروردگارشان محجوب و محرومند» (مطففین/ 15).
در حقیقت در دنیا نیز نسبت به دلایل توحید که مسیر انسانى است و به اصول دین اسلامى نابینا بوده ولى این معنا را نمى فهمید زیرا بیگانه گمان مى کند و چنین مى پندارد که نیروى حسى بینائى فقط براى دیدن اشیاء طبیعى است بدون اینکه توجه داشته باشد که غرض از نیروى حسى و بینائى توجه به دلایل توحید و سایر نشانه هاى الهى است و بیگانه این سنخ نیروى بینائى را نداشته و بى بهره بوده است و در عالم قیامت نیز که سیرت انسان بظهور میرسد بیگانه بصورت و هیئت نابینا محشور خواهد شد. و در حالیکه در دنیا با دیدگان خود بدلایل بى شمار وحدانیت و وحدت تدبیر پروردگار توجه ننموده و نادیده گرفته و آنها را فراموش نموده و پشت سر نهاده و بفراموشى سپرده بود در عالم قیامت نیز براى همیشه فاقد نیروى بینائى خواهد بود. زیرا سیرت عدم توجه و عماى قلبى بیگانه در دنیا نسبت به دلایل توحید عبارت از نابینائى ظاهرى و باطنى در عالم قیامت است و منافات ندارد که در عالم قیامت بیگانه با اینکه به ظاهر اعمى و فاقد نیروى بینائى است و در حیرت و گم گشتگى بسر ببرد و راهى براى رهائى و نجات خود نمى یابد و وسیله اى براى فرار خود از خطر نمى بیند. در عین حال بر حسب آیه «إذ المجرمون ناکسوا رؤسهم عند ربهم ربنا أبصرنا و سمعنا» اهوال قیامت و عقوبت و شعله هاى آتشین و دوزخیان را با نیروى حسى خود مشاهده مى نماید. هم چنانکه کافر در دنیا دلائل بیشمار وحدانیت پروردگار و وحدت تدبیر او را مشاهده مى نمود ولى از نظر خودستائى و عناد بدان توجه ننموده و همه لحظات زندگى خود را بصرف نظر و اعراض از نشانه هاى وحدانیت پروردگار بسر برده و بخودستائى سرگرم بوده و عناد و نابینائى قلب او را فرا گرفته در عالم قیامت نیز که سیرت قلب او آشکار مى شود مورد توجه کبریائى قرار نخواهد گرفت. بعبارت دیگر همین طور که در دنیا بیگانه از نعمت آفرینش ناسپاسى نموده و خدا را فراموش کرده سیرت این عناد و فراموشى آنستکه در عالم قیامت نیز مورد غضب و مسطوره خشم پروردگار قرار خواهد گرفت و در آتش حسرت روانى و شعله هاى آتش دوزخ بطور خلود خواهد زیست.

منـابـع

سید محمدحسین طباطبائی- ترجمه المیزان- ج‏ 14 صفحه 314

محمد حسینی همدانی- انوار درخشان- ج‏ 10 صفحه 526

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- ج‏ 13 صفحه 326

یعقوب جعفری- تفسیر کوثر- ج‏ 6 صفحه 615

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد