دیدگاه مارکسیست ها در خصوص ماهیت بعثت انبیاء

فارسی 2386 نمایش |

به نظر این اندیشه ماهیت جنبش پیامبران در قرآن کریم و جهت‏ گیری اجتماعی آنها زیر بنایی‏ است نه رو بنایی. از قرآن استنباط می ‏شود که هدف بعثت و رسالت‏ پیامبران، اقامه عدل و قسط و برقراری برابری و مساوات اجتماعی و در هم‏ فرو ریختن دیوارها و فاصله‏ های طبقاتی است. پیامبران همواره از زیر بنا که هدف بعثتشان بوده است به رو بنا رسیده ‏اند نه از رو بنا به زیر بنا. رو بناها یعنی عقیده‏ ها، ایمان ها، اصلاح اخلاق ها و رفتارها هدف دوم‏ پیامبران بوده که آنها را پس از اصلاح زیر بنا جستجو می‏ کرده ‏اند. مثالی برای تأیید این نظریه این است که پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «من لا معاش له لا معاد له؛ آنکه معاش و زندگی مادی ندارد، معاد که محصول زندگی معنوی است ندارد.» این جمله تقدم معاش بر معاد و تقدم زندگی مادی بر زندگی معنوی و وابستگی زندگی معنوی را به عنوان رو بنا به زندگی مادی به عنوان زیر بنا می‏ رساند. همچنین پیغمبر (ص) فرمود: «اللهم بارک لنا فی الخبز، لولا الخبز ما تصدقنا و لا صلینا؛ خدایا به ما در امر نان برکت ده، که اگر نان نبود نه زکات بود و نه‏ نماز.»
این جمله نیز وابستگی و رو بنایی معنویت را نسبت به مادیت می‏ رساند. اینکه اکنون اکثریت مردم می‏ پندارند که پیامبران تنها فعالیت رو بنایی‏ داشته ‏اند و درصدد مؤمن ساختن مردم و اصلاح عقیده و اخلاق و رفتار آنها بوده‏ و کاری به زیر بنا نداشته‏ اند و یا کارهای زیر بنایی برای آنها در درجه‏ دوم اهمیت قرار داشته است و یا می ‏خواسته ‏اند که مردم مؤمن و معتقد شوند و فکر می‏ کرده ‏اند وقتی که مردم مؤمن و معتقد شدند خود به خود همه‏ کارها رو به راه می ‏شود، عدالت و مساوات برقرار می ‏گردد و استثمارگران به‏ پای خود می ‏آیند و با دست خود حقوق محرومان و مستضعفان را به آنها می‏ دهند و خلاصه اینکه پیامبران با سلاح عقیده و ایمان همه هدف های خود را پیش‏ برده ‏اند و پیروان آنها نیز باید از همین راه بروند، نیرنگ و فریبی است‏ که طبقه استثمارگر و روحانیت وابسته به آن برای بی ‏اثر کردن تعلیمات پیامبران ساخته و پرداخته و به جامعه تحمیل کرده اند تا حدی که مورد قبول اکثریت قریب به اتفاق مردم واقع شده است.
و به قول «مارکس» آنان که کالای مادی صادر می کنند قادرند کالای فکری هم برای جامعه صادر کنند. آنان که فرمانروای مادی جامعه اند فرمانروای معنوی و صاحب سلطه بر اندیشه جامعه نیز می باشند.
متد و روش کار پیامبران بر عکس این بوده که اکنون اکثریت تصور می کنند. پیامبران اول جامعه را از شرک اجتماعی، تبعیض اجتماعی، استضعاف گری و استصعاف شدگی که ریشه شرک اعتقادی و اخلاقی و رفتاری هست نجات بخشیده و بعد به توحید اعتقادی و تقوای اخلاقی و عملی رسیده اند.

منـابـع

مرتضی مطهری- جامعه و تاریخ- صفحه 176-178

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد