تحمل دشمنی و استهزای جاهلان

فارسی 1927 نمایش |

صبر و بردباری بر خلاف آنچه که دشمنان شرایع الهی و به ویژه اسلام برای آن معنی باطلی تراشیده اند یکی از ابزارهای مهمی است که باید مبلغان الهی و ناصحان بشری به آن مجهز باشند. تفسیر صبر به تو سری خوردن و سکوت در مقابل ظالم و ستمگر، معنی باطلی است که برای آن تراشیده شده تا این شیوه اخلاقی را در انظار، بد و ناشایسته جلوه دهد.
در حالی که حقیقت صبر همان استقامت و تحمل رنج برای دست یافتن به اهداف و آرمان های متعالی است و انسان بدون یک چنین شیوه، به آرمان های بلند دست نمی یابد و لذا در آیات جهاد روی عنصر صبر تکیه می شود و یک فرد مجاهد بدون استمداد از آن نمی تواند بر دشمن پیروز گردد، سرباز سست اراده و کم استقامت در همان لجظات نخست فرار را برقرار بر می گزیند و سنگر را به دشمن تحویل می دهد.
یکی دیگر از اصول مشترک بین انبیاء این است که همه آنها دشمن دارند و دشمنان آنها تلاش می کنند تا اهداف آنان عملی نشود. خدای سبحان به رسول اکرم‌ (ص) می فرماید: «و ما ارسلنا من قبلک من رسول ولا نبی الا اذا تمنی ألقی الشیطان فی أمنیته فینسخ الله ما یلقی الشیطان ثم یحکم الله ایاته والله علیم حکیم؛ پیش از تو هیچ رسول و نبی را اعزام نکردیم مگر این که گرفتار دشمن بود. تلاش و کوشش شیطان این بود که در آرمان ها و اهداف و خواسته های او خلل وارد کند و نگذارد خواسته‌ او عملی شود، هیچ پیغمبری مبعوث نشد که بدون رنج، خواسته‌ خود را لباس عمل بپوشاند و اهدافش بدون زحمت محقق شود. (حج/ 52)

وارث انبیا، وارث رنج ها و سختی ها
همان گونه که همواره در برابر پیامبران دشمنانی کارشکن بوده‌اند، در برابر وارثان پیامبران نیز دشمنانی ظهور خواهند کرد. نباید انتظار داشت کسی که وارث پیغمبر است غنیمت هایی چون بهشت، معرفت و تبشیر را ارث ببرد، اما از غرامت هایی چون مبارزه، تلاش، رنج و استهزای جاهلان مصون باشد. امکان ندارد کسی بخواهد بدون رنج، هدایت مردم را بر عهده بگیرد و موفق بشود. وارثان انبیا، باید بدانند که آنان در هر زمان و زمینی، گرفتار دشمن بودند و همه‌ تلاش شیطان این بود که اهداف آنان محقق نشود و مبارزه آنان برای این بود که اهدافشان را محقق کنند.
همواره پیامبران با دشمنی مستکبران و متکاثران، رو به رو بوده‌اند و یکی از انواع دشمنی استهزای مردم جاهل بود و هیچ پیامبری نیامد، مگر این که عده‌ای او را استهزا کردند. خدای سبحان می فرماید: «یا حسرة علی العباد ما یأتیهم من رسول الا کانوا به یستهزؤن؛ افسوس بر این مردم که هر پیامبری برای هدایت آنها آمد او را مسخره کردند.» (یس/ 30)
برای این که روشن شود چگونه پیامبران برای ایفای رسالت الهی خویش از اهرم صبر بهره می گرفتند، آیاتی را یاد آورمی شویم:
1- «و لقد کذبت رسل من قبلک فصبروا على‏ ما کذبوا و أوذوا حتى أتئهم نصرنا؛ بى ‏تردید، پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند، ولى بر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند صبر کردند تا نصرت ما به ایشان رسید.» (انعام/ 34)
2- «فاصبر کما صبر أولوا العزم من الرسل و لا تستعجل لهم؛ پس صبر کن همان‏گونه که پیامبران اولو العزم صبر کردند و شتاب (در عقوبت‏) آنان مکن.» (احقاف/ 35)
در اهمیت این ابزار کافی است که در قرآن مجید پیامبر اکرم (ص) شخصا نوزده بار به صبر توصیه شده است. بنابراین نباید از اهمیت آن غافل بود. (اعراف/ 128)

استهزای عالمان مادی در برابر پیامبران
عده ای به اتکای قدرت مادی در برابر‌ وحی ایستادند و آن را استهزا کردند و‌ گروهی نیز به اتکای علوم تجربی و‌ مادی به انکار ‌آن مبادرت کردند و‌ قرآن هم در ‌مورد دانشمندان مادی که در برابر انبیا ایستادند، سخن می‌گوید و از کار آنها پرده بر می‌دارد و‌ هم متکاثران زراندوزی را که با تکیه بر ‌تکاثر‌ خویش به انبیا اهانت کردند، رسوا می‌سازد. درباره‌ دانشمندان علوم تجربی و مادی می گوید: «فلما جاءتهم رسلهم بالبینات فرحوا بما عندهم من العلم وحاق بهم ما کانوا به یستهزؤون» (غافر/ 83) آنان به علم مادی خود متکی بودند، همان گونه که سرمایه داران به تکاثر مادی خویش متکی بودند. خداوند می فرماید، این استهزای عالمان همانند استهزای مال‌ اندوزان و ‌مستکبران، به خود آنان برگشت و ‌محیط بر ‌خود آنها شد. چنین نیست که اگر کسی قدرت ظاهری داشت، بتواند در برابر قدرت خدا مقاومت کند. چون خود شخص مقتدر و هر قدرتی که دارد، جزو جنود الهی است: «ولا یحیق المکر السییء الا بأهله؛ نقشه‌ مشئوم هر سیاسی، بر خود آن سیاستمدار زشت خو احاطه دارد.» (فاطر/ 43)
بنابراین نـه علومی که دانشمندان مـادی به اتکای آن وحی را استهزا کردند، کاری از پیش برد و نه قدرت های مـادی دیگر و خـداوند دربـاره هر دو گروه فرمود: "استهزای آنان بر خودشان احاطه دارد".

سر استهزای انبیا از جانب اهل حس
سر این که همواره عده ای، پیامبران الهی را مسخره می کنند، این است که استهزا کنندگان گرفتار حسند و از غیب و‌ معقول خبر ندارند. انسانی که منطقش احساس است، هرچه را چشمش دید و گوشش شنید، باور‌ می کند و هرچه از حس او غایب بود، نمی‌پذیرد. او اهل اندیشه نیست تا بفهمد که برای ادراک امور نامحسوس، تفکر عقلی لازم است و چنین شخصی پیامبران را که از امور غیر محسوس یعنی از معقولات سخن می‌گویند، استهزا می کند.

پیروزی حتمی پیامبران
همان گونه که دشمنی و کارشکنی سیره‌ ناپسند مشترک مخالفان همه‌ پیامبران است، پیروزی پیامبران بر دشمن هم جزو سنت ها و احکام مشترک انبیاست و هیچ پیامبری نیست که شکست خورده باشد. البته سخن از شخص پیامبر نیست، زیرا همه انسان ها از نظر بدن مادی، مرگ دارند و انبیا اگر شهید هم نشوند، طبق جریان عادی باید بمیرند. اما هیچ پیامبری نیامد که مکتب و شخصیت حقوقی او شکست بخورد.
در سوره‌ غافر می فرماید: «انا لننصر رسلنا والذین امنوا فی الحیوة الدنیا ویوم یقوم الاشهاد» (غافر/ 51) ما انبیا و مؤمنان را در دنیا و قیامت یاری می کنیم. بسیاری از صاحبان مکتب آمدند و بساط مکتبشان بعد از مدتی برچیده شد؛ اما هر پیغمبری که مکتبی آورد، دین او بقا یافت و امروزه بیشترین ملت ها، شاگردان انبیایند. اعم از مسلمان‌، مسیحی‌، یهودی و زرتشتی‌که وجود خدا، وحی، قیامت و رسالت را قبول دارند. تنها برخی از گروه ها هستند که سخن انبیا را نمی‌پذیرند و گرفتار مرام های الحادیند، که اگر سرنیزه‌ها را از روی سر آنها بردارند و پیام وحی به آنان برسد، آنان نیز حق را خواهند پذیرفت. بنابراین، هیچ پیامبری نیامد که شکست بخورد و مکتبش برچیده شود و این امر از جانب خداوندی که خود و رسولانش پیروزمند و غالبند، تثبیت شده است: «کتب الله لاغلبن انا و رسلی» (مجادله/ 21)
همان گونه که خداوند واحد، قهار، غالب و فوق عباد است، انبیا هم در پرتو قهر و غلبه الهی هماره غالبند و پیروزیشان در سایه‌ ظفرمندی خداست و همان گونه که شکست خداوند محال است، هزیمت و شکست رسالت نیز مستحیل خواهد بود.
نظام کیهانی که تابع علم و ربوبیت خداوند است، با غلبه‌ حق بر باطل و پیروزی صدق بر کذب و ظفرمندی زیبا بر زشت و چیرگی معنا بر ماده تنظیم شده است.

شکست دشمنان پیامبران
هم وعید دنیایی دامنگیر دشمنان انبیاست و هم وعید اخروی. درباره‌ وعید اخروی آمده است که وقتی عده‌ای را به جهنم می‌برند، سرپرستان جهنم به آنان می‌گویند: مگر انبیا و منذران الهی نیامدند و‌ شما را از حق آگاه نکردند: «ألم یا‌تکم رسل» (انعام/ 130) «ألم یا‌تکم نذیر» (ملک/ 8) آنان می گویند: چرا، انبیا آمدند و حق را بیان و ما را انذار کردند، لیکن شقاوت ما بر ما مسلط شد و هوسرانی نگذاشت ما دعوت انبیا را بپذیریم و به آن عمل کنیم: «غلبت علینا شقوتنا» (مؤمنون/ 106)
اما در مورد وعید دنیوی، وقتی معجزه‌ای ظهور کرد و طاغیان در برابر آنان ایستادند، به حیاتشان خاتمه داده می شود و این اصلی کلی است. خدای سبحان درباره‌ قوم ثمود می فرماید: «فدمدم علیهم ربهم بذنبهم فسویها * ولا یخاف عقبها» (شمس/ 14-15) یا درباره‌ قوم عاد می فرماید: «سخرها علیهم سبع لیال وثمانیة ایام حسوما فتری القوم فیها صرعی» (حاقه/ 7) یا درباره‌ قوم نوح می فرماید: «أغرقوا فأدخلوا نارا» (نوح/ 25)
یا درباره‌ فرعون و سپاهیانش می فرماید: «فغشیهم من الیم ما غشیهم» (طه/ 78) اصل کلی و سنت قطعی در نبوت عامه این است که اهل استکبار، بر اثر ایستادگی در برابر معجزات پیامبران، استحقاق وعید دارند؛ هم وعید دنیا و هم وعید آخرت و سرانجام محکوم خواهند شد: «کل کذب الرسل فحق وعید» (ق/ 14) نتیجه تحقق وعید خداوند، نیز پیروزی انبیاست و از نشانه‌ های پیروزی پیامبران این است که هم اکنون انبیا چند میلیارد بشر روی زمین را اداره می‌کنند و سران استکبار با همه‌ قدرت خود نتوانسته‌اند، بخش قابل ملاحظه‌ ای از بشر را به سوی فکر الحادی دعوت کنند.
این سنت قطعی حق است، هم در دنیا و هم در آخرت، که سپاه حق، پیروزند: «انهم لهم المنصورون * وإن جندنا لهم الغالبون» (صافات/ 172-173)، «انا لننصر رسلنا والذین امنوا فی الحیوة الدنیا ویوم یقوم الاشهاد * یوم لا ینفع الظالمین معذرتهم ولهم اللعنة ولهم سوء الدار» (غافر/ 51-52)

منـابـع

جعفر سبحانی- منشورجاوید جلد10- صفحه 347

عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی جلد6- صفحه 89

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد