سقراط و نظریه استنتاج دین از اخلاق

فارسی نسخه موبایل 1562 نمایش |

سقراط در گفتگوى خود با اوثوفرون، از رابطه ى دین و عدالت سخن به میان مى آورد و در این گفتگو نظریه ى استنتاج دین از اخلاق را مى پذیرد و دین را جزء اخلاق مى شمارد. وى از او مى پرسد: آیا هر کار عادلانه نیز موافق دین است؟ یا باید گفت هر عمل موافق دین، مطابق عدالت است ولى هر عمل عادلانه موافق دین نیست، بلکه گاه چنان است و گاه نه؟ آن گاه براى توضیح بیش تر، به مثال مقایسه ى مفهوم ترس و شرم و کلیت شرم نسبت به ترس تمسک مى کند و مى گوید: نسبت دیندارى به عدالت از این سنخ است؛ عدالت، محیطى بزرگ تر از دیندارى دارد و دیندارى، جزئى از عدالت است؛ پس اوثوفرون را وادار مى کند تا عام بودن عدالت نسبت به دین را بپذیرد، به همین دلیل اوثوفرون به صراحت مى گوید: به عقیده ى من دیندارى، آن جزء عدالت است که طرز رفتار ما را با خدایان معین مى کند، در حالى که جزء دیگر آن به رفتار ما با آدمیان مربوط است. بنابراین وى بر این باور بود که عدالت، محیطى بزرگ تر از دیندارى دارد و دیندارى جزئى از عدالت است.

از این مکالمه -که البته تفصیل بیش ترى دارد- آشکار است که معیارهاى اخلاقى منطقا از خواسته هاى دینى و غیر آن مستقل اند؛ و دین، جزئى از اخلاق به شمار مى رود. بر اساس این تفکر، عقل و وجدان انسانى باید حاکم نهایى در باب درست و نادرست اخلاقى باشد؛ حتى معیارهاى دینى و احکام الهى باید به محک مستقل وجدان فرد، سنجیده شوند. البته بعدها این ادعاى عقل گرایان اولیه، که «هر خواسته یا فرمان دینى اى، براى این که قابل قبول باشد، باید با اعتقادات اخلاقى موجود منطبق باشد» با این رأى تعویض شد که «تعلیمات دینى در دیالوگى با اخلاق عقلانى، مى تواند وجدان انسانى را آگاه سازد و آن را تحت تعلیم خویش گیرد». با وجود این، نکته اى را که افلاطون قرن ها قبل بیان کرده بود و در مکتوبات کانت به اوج خود رسید، مبنى بر این که «عقل انسانى دادگاه نهایى قضاوت هاست» هنوز به طور وسیعى مورد پذیرش است.

این نظریه نسبت به اسلام که حوزه ى وسیعى از عقاید اندیشه و اخلاق و عمل را در بر دارد ناتمام است. این دیدگاه در صورتى صحیح است که دین و عدالت و اخلاق را به رفتار ما با خدایان و نیز رفتار ما با آدمیان تفسیر کنیم، آن گاه حوزه ى دین را به رفتار با خدایان اختصاص دهیم؛ ولى اگر براى دین حوزه ى وسیعى از عقاید، اندیشه، عمل و رفتار قایل باشیم، هم چنان که دین اسلام این چنین است، آن گاه اخلاق، جزئى از دین شمرده خواهد شد.

منـابـع

دكتر عبدالحسين خسروپناه- كلام جديد- صفحه 452

دكتر عبدالحسين خسروپناه- قلمرو دين- صفحه 250

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد