شروع آفرینش از نظر اسلام

فارسی 3157 نمایش |

از نظر دین مقدس اسلام، چنان که از مضامین آیات شریفه بر می آید، آفرینش موجودات طبیعی به «تدریج» بوده است. زمانی هم که مصروف این تحولات شده، شش دوره بوده است: دو دوره مخصوص کرات فضایی و آسمان ها و چهار دوره نیز برای زمین.
توضیح: در هفت سوره از سوره های قرآن مجید مدت آفرینش آسمان ها و زمین شش دوره ذکر شده است. این هفت سوره عبارتنداز: فرقان/ 59، یونس / 3، سجده / 4، اعراف/ 56، ق/ 38، حدید/ 4، هود/ 7.
در سوره فصلت آیات 9 تا 12 درباره این شش دوره، توضیح کامل داده شده است: «قل ائنکم لتکفرون بالذی خلق الارض فی یومین وتجعلون له اندادا ذلک رب العالمین* وجعل فیها رواسی من فوقها و بارک فیها و قدر فیها اقواتها فی اربعه ایام سواء للسائلین*ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتینا طائعین* فقضاهن سماوات فی یومین و اوحی فی کل سماء امرها و زینا السماء الد نیا بمصابیح و حفظا ذلک تقدیر العزیز العلیم؛ بگو: آیا شما به خداوندی که زمین را در دو روز (دوره) آفریده است، کفر می ورزید و برای او شرکایی جعل می کنید؟ درصورتی که او پروردگار جهانیان است. در روی زمین کوه ها را برافراشت و برکت عطا فرمود و قوت و مواد معاش مردم را در آن مقدر ساخت در چهار روز (دوره). این پاسخ درباره زمین برای سوال کنندگان مساوی است. به سوی آسمان ها که د رشکل دخانی (گازی) بود، مشرف شد. سپس دستورداد آسمان و زمین طبق مشیت او (چه به میل و چه به اکراه) به حرکت در آیند. این دستور را انجام دادند. سپس آسمان ها را در دو روز (دوره) منظم ساخته و به هر یک از آنها شان و نظام مشخص را وحی فرمود.»
در این مبحث، چند نکته را باید مورد بررسی قرار دهیم:
1- کلمه «یوم» در لغت عربی به دو معنی اطلاق می شود:
الف- معنای اصطلاحی که عبارت است از: طلوع خورشید تا غروب آن.
ب- به معنای «دوران» و «نوبت» و «روزگار» به صورت عمومی. به معنای دوم، استشهاد فراوانی می توان در نظر گرفت، از آن جمله این حدیت حضرت علی (ع): «الدهر یومان: یوم لک و یوم علیک؛ روزگار دو دوران دارد: دورانی که به نفع توست و دورانی که به ضرر توست.»
«یومان: یوم ندی و یوم طعان؛ دو روز وجود دارد: روز (روزگار) بخشش وروز (روزگار) پیکار.» در لغت فارسی، استعمال روز عمدتا به معنای «دوره» است، مثلا می گوییم: امروزه این مساله را به این شکل حل می کنند.
2- آیات قرآن، تمامی دوره های آفرینش آسمان ها و زمین را شش روز معرفی کرده است، در صورتی که با ملاحظه آیات سوره فصلت، باید هشت دوره بوده باشد، زیرا دو دوره برای آسمان ها، دو دوره برای زمین و چهار دوره برای تنظیم مواد زندگی که مجموعا هشت دوره می شود. پاسخ این اعتراض چنین است: چهار دوره ای که در آیات سوره فضلت ذکر شده، برای مجموع آفرینش و تنظیم مواد زمین می باشد، یعنی: آیه اول، برای آفرینش زمین دو دوره اختصاص داده و تصریح نموده، سپس از مجموع دوره های تنظیم مواد و دوران خلقت (در آیه دوم) چهار دوره را تعبیر فرموده است. این گونه محاسبه کردن، متعارف و معمول است. مثلا گفته می شود: در یک روز به شاهرود رسیدیم و در دو روز به خراسان. در این جمله، مقصود توزیع دو روز است به شاهرود و خراسان.
3- مقصود از «سماء» مطلق بلندی است. استشهادهای فراوانی در خصوص این مطلب می توان ذکرکرد: خصوصا که ماده اصلی این کلمه از «سمو» است و آن به معنای علو و بلندی است. در عجایب المخوقات از فاضل قزوینی نقل شده است: به هر چیزی که مافوق زمین است، سماء گفته می شود.
در کتاب طریق اللغه گفته شده است: «ما علاک فهو سماوک» «هر چیزی که بالاتر از تو قرار گرفته باشد، آن آسمان توست.»
ثعالبی در لباب الادب می گوید: هر چیزی که در بالاتر از تو قرار گرفته و بر تو سایه انداخت، «سماء» است طبق این توضیح، باید اطلاق «سماء» به ابر و فضا و کرات آسمانی را اطلاقی حقیقی محسوب داشت.
بر مبنای همین اطلاق حقیقی است که در موارد متعددی از آیات شریفه قرآن، معانی مزبور از سماء قصد شده است. مثلا «و انزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقا لکم؛ و از آسمان برای شما آبی فرستاد و به وسیله آن آب، میوه ها را به وجود آورد، برای روزی دادن به شما.» (بقره/ 22) «و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض لایات لقوم یعقلون؛ و گردانیدن بادها و ابر مسخر شده در میان آسمان ها و زمین، نشانه هایی است برای قومی (کسانی) که تعقل می کنند.» (بقره/ 164)
4- ترتیب آفرینش زمین و سایر کرات آسمان؛ امروزه تقریبا مورد اتفاق دانشمندان است و آن این که: قرار گرفتن کره زمین در فضا پس از جدا شدن از خورشید انجام گرفته است. این حقیقت در قرآن مجید چنین بیان شده است: «اانتم اشد خلقا ام السماء بناها* رفع سمکها فسواها* واغطش لیلها و اخرج ضحاها* و الارض بعد ذلک دحاها؛  آیا از حیث خلقت، شما با عظمت ترید یا آسمان ها که خدا آن را بنا نهاده است؟شالوده آسمان ها را بلند ساخت و تنظیم کرد، و تاریکی و روشنایی آن را مقرر داشت و زمین را پس از آن گستراند.» (نازعات/ 27-30)
در آیات سوره فصلت، آفرینش آسمان ها با کلمه ثم (سپس) تعبیر شده است. این امر بی شک تنها برای بیان ترتیب لفظی جملات بوده است. یعنی: در مقام تشریح و توضیح خلقت آسمان ها و زمین؛ آفرینش زمین را جلوتر ذکر کرده و ممکن است سایر کرات فضایی و آسمایی هنوز صورت تفصیلی خود را پیدا نکرده بود و خداوند مواد زمینی را منظم فرمود، سپس به ترتیب صورت تفصیلی آن پرداخته باشد. احتمال سوم این است که: طبقات آسمان ها پس از زمین آفریده شده است، اگرچه کرات فضایی همزمان یا پس از زمین ایجاد شده اند.
5-اما مدت شش دوران که زمین ها و آسمان ها و تنظیم مواد قابل بهره برداری در آن انجام گرفته، به حسب توزیع هر یک از سه موضوع، از دو حالت یا دو دوره عمده خبر می دهد، بدین قرار که: آسمان ها و کرات آسمانی در دو دوره و خود زمین در دو دوره و تنظیم مواد زمین نیز دو دوره انجام گرفته است. آن چه از مجموع آیات قرآنی و سایر آثار معتبر اسلامی بر می آید، این است که: دو دوره خلقت آسمان ها و زمین عبارت است از:
1- حالت میعان و گازی
2- حالت جمادی
سابقه کرات آسمانی به حالت گازی، در قرآن با کلمه «دخان» تعبیر شده، در دیگر آثار معتبر اسلامی نیز به فراوانی دیده می شود. به عنوان مثال، در چند خبر صحیح از امام علی بن ابیطالب (ع)، دوکلمه «بخار» و «هوا» در حالات اولیه ماده کرات و آسمان ها دیده می شود. در این کلمه «دخان» بر عموم اجسام خفیفه که پدیده صعودی دارند اطلاق می شود (خصوصا پدیده بخار) نمی توان تشکیک کرد.
مسعودی در تاریخ مروج الذهب در مقدمه جلد اول، در شمار چیزهایی که مورد اتفاق مفسران است، این مطلب را هم ذکر کرده است: دخانی که کرات و آسمان ها از آن ایجاد شده اند، از نتیجه تموج آب بوده است.
ابوالبقاء در کلیات می گوید: هر دخانی که از آب گرم و هم چنین از هر رطوبت بالا می رود، بخار محسوب می شود.
همچنین، اخبار و روایاتی که آب را اصل عمده ماده خلقت نظام طبیعت ذکر کرده و ضمنا از ماده متصاعد از آن هم به «دخان» و هم به «بخار» تعبیر نموده؛ فراوان است. بنابراین دو دورانی که زمان آفرینش آسمان ها و کرات موجود در آن ها معرفی شده، با ملاحظه مجموع نصوص اسلامی، ممکن است دو حالت «میعان و گازی» و «جمادی» بوده باشد. در سایر نصوص اسلامی، نظر دیگری مشابه به اصل گذشته دیده می شود. مبنی بر این که: مقصود از دو حالت یا دو دوران، حالت تراکم و انبوهی و حالت انفجار و صلابت دستگاه طبیعت می باشد.
عبارات قرآن در این معنی صریح است: «اولم یر الذین کفروا ان السماوت و الارض کانتا رتقا ففتقنا هما وجعلنا من الماء کل شیی حی افلا یومنون؛ آیا کسانی که کفر ورزیده اند، ندیده اند که آسمان ها و زمین، بسته (متراکم) بود؟پس ما آن دو را باز کردیم و هر موجود زنده ای را از آب زنده قرار دادیم. آیا باز ایمان نمی آورند؟» (انبیاء/ 30)
البته این دو نظر، تضادی با هم ندارند و هر یک از آن دو می توانند مفسر یک حقیقت باشند، زیرا مسلما تمامی موجودات در حال میعان و گازی مشابه هم بوده و انبوهی از ماده بوده اند، و هم چنین حالت انفجار و صلابت همراه همدیگر انجام گرفته اند. درباره زمین می توان گفت: زمین هم مانند سایر اجرام فضایی، دو دوران «گازی و میعان» و «جمادی» را سپردی کرده است. سپس برای به وجود آمدن مواد و به جریان افتادن طبیعی آن ها، دو دوره دیگر را می توان ملاحظه کرد.
6- بزرگ تربن شالوده ماده خلقت از نظر اسلام، با نظر به نهج البلاغه و دیگر متون و منابع معتبر، ماده دارای میعانی بوده که ا زآن تعبیر به «ماء» (آب) شده است.
این تعبیر در ادبیات عربی شایع است. مثلا در خود قرآن مجید، از نطفه انسانی با عنوان «ماء دافق» (آب جهنده) تعبیرشده است: «فلینظر الانسان مم خلق من ماء دافق؛ بنگرد انسان در آن چه از آن خلق شده است. او از آبی جهنده خلق شده است.» (طارق/ 6- 7)
نیز صریحا می فرماید: «و هو الذی خلق من الماء بشرا؛ و اوست کسی که انسانی را از آب آفرید.» (فرقان/ 54)
ولی این که: تمام ماده خلقت چه بوده است، در نصوص اسلامی مورد تصریح قرار نگرفته است. اما دلیل این که: آن ماده مایع، منشأ کرات و آسمان ها بوده است و هرگز منحصر به یک ماده نمی باشد، جملاتی است که طی آن ها امیر المومنین (ع) در نهج البلاغه خطبه 1 می فرماید: سپس خداوند سبحان جوها را از هم شکافت و جوانب و ارتفاعات فضا را باز نمود. آب انبوه و پر موج و خروشان را که بر پشت باد تندوز و پرقدرتی قرار داده بود، در لا به لای فضاهای بازشده به جریان انداخت.
از این کلام معلوم می شود: پیش از آن ماده مایع، فضایی در حال تراکم و یکپارچگی وجود داشته، ولی پس از آن گشوده شده است. از طرف دیگر، با قطع نظر از قرآن، اختلافات درباره حقیقت ماده آفرینش از نظر فلاسفه و دانشمندان، به اندازه ای است که موجب تعجب و حیرت زدگی می شود، ولی با ملاحظه تمام نظریات و نتایج بررسی های علمی امروز می توان گفت: ماده دستگاه آفرینش به طور مطلق روشن است.
آن چه که به واسطه حواس در معرض افکار گذشته شده، این است: جرم های فیزیکی، مرکب از عناصری است که شالوده عمده آن را «اتم» تشکیل می دهد، اما این که حقیقت این اتم ها (در حال جرمی و در حال انرژی) چیست، و پیش از این حالت فعلی، مواد خارجی و ماده مطلق چه حالتی داشته، از جمله سوالاتی هستند که هنوز جواب نهایی ندارند.
اولین سوالی که در بسیاری از کتاب های فلسفی یا کتاب های علمی مطرح می شود، این است که: «حقیقت هستی چیست؟» این سوال، با این که از قدیمی ترین دوران علم و فلسفه مطرح شده و هم چنان تکرار می شود، هنوز جواب قانع کننده ای پیدا نکرده است، چرا که شاید اصلا جستجوی یک ماده مطلق نامفهوم باشد.
7- در خصوص عدد آسمان های هفت گانه که در قرآن ذکرشده، می توان تأمل نمود. مسلما مقصود از هفت آسمان، سیارات هفت گانه به اصطلاح قدما خصوصا فلسفه مشاء نیست، و هم چنین مقصود از آن فلک های هفت گانه تصور شده نیز نمی باشد. از آیات قرآن مجید و سایر آثار اسلامی چنین بر می آید که: هفت آسمان، به صورت فیزیکی و عینی بوده و مطلق فضا نمی باشد، چنان که کرات و اجرام آسمانی نیز خود آسمان نیست، بلکه آسمان طبقاتی از اجسام هستند و تمام ستارگان و کهکشان ها در زیر آسمان اول قرار گرفته اند. قرآن از آسمان اول با عنوان «آسمان دنیا» تعبیر کرده است: «انا زینا السماء الدنیا بزینه الکواکب؛ به درستی که ما آسمان دنیا را با زینب ستارگان آراستیم.» (صافات/ 6)
همچنین، می توان گفت: وجود آسمان های هفت گانه به طور محسوس در دسترس علم قرار نگرفته، از طرف دیگر کوچک ترین دلیلی نیز بر نفی آن ها ارائه نشده است، زیرا نتیجه تمامی فعالیت های بشری در شناخت فضا و ستارگان و کهکشان ها، تا امروز از ملاحظه یک گوشه ناچیز از جهان طبیعت تجاوز نکرده است. دانشمندان حتی از اظهار نظر مطلق درباره محدود بودن سحابی ها در آن چه که ما مشاهده می کنیم؛ امتناع می ورزند.
در این باره می توان جملات آبه لومتر را به یادآورد که گفته است: شاید سحابی ها وجود داشته باشد که از بس سرعت فرارشان زیاد است، نور و تصویرشان هرگز نتوانسته به ماده واصل شود. این ها برای همیشه مجهول خواهند ماند و به جهان یا فضایی غیر از جهان و فضای ما تعلق خواهند داشت. بنابراین، انکار آسمان های هفت گانه صرفا از روی پندار و حدس شخصی بوده، هرگز جنبه علمی و تجربی نخواهد داشت.
8- گروهی از صاحب نظران، کرویت زمین را مورد اشاره بعضی از آیات قرآن دانسته اند، مانند آیه: «و الارض بعد ذلک دحاها؛ و زمین را پس از آن گستراند.» (نازعات/ 30) ولی عقیده اینان صحیح به نظر نمی رسد، زیرا غلتاندن (گسترده شدن) جسم در فضا، دلالتی به شکل آن نمی کند.

منـابـع

محمدتقی جعفری- آفرینش و انسان- صفحه 30-38

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد