بررسی تقوای منش های اجتماعی در فرمان امام علی علیه السلام به مالک اشتر

فارسی 2161 نمایش |

منش عبارتست از استعداد به فعلیت رسیده در امری از امور حیات که به صورت ملکه (عادت مستحکم) درآمده توجیه من انسانی را دارا می باشد، مانند منش مدیریت منش نظامی، منش هنری و غیر ذلک، هر جامعه ای به عدد نهادهائی که دارد، خواه آن نهادها دولتی باشد یا غیردولتی، متصدیانی را لازم دارد که آن نهادها را اداره می نمایند، و مقصود، از نهاد در این مورد، اعم است از اینکه مجموعه ای متشکل از اعضای معین با درجات و مقامهائی گوناگون بوده باشد، یا در آن جامعه به عنوان موضوعی اجتماعی مطرح گردد، مانند نویسندگی، ممکن است نویسندگی در یک جامعه به عنوان یک نهاد رسمی متشکل از اعضای معین و دارای اساسنامه و برنامه ای مشخص نباشد، ولی نویسندگی یک ضرورت اجتماعی است که برای منتقل ساختن معانی از فرد به اجتماع و از فرد به حکومت و اجتماع و از اجتماع به افراد و حکومت ها تحقق پیدا می کند، لذا نمی توان گفت: منش های موجود در یک جامعه منحصر در منش های اداره کنندگان نهادهای رسمی آن جامعه می باشد، مانند منش قضائی، منش بازرگانی و غیر ذلک.
اگر زمامداران و سیاستمداران یک جامعه از تقوای سیاسی که از یک جهت لازمه تقوای شخصی (صیانت تکاملی ذات) است برخوردار باشند، قطعا جامعه را به طوری تنظیم می نمایند که قابل پرورش منش های باتقوا برای همه نهادها بوده باشد.
ما در همین فرمان مبارک دستورات شدید امیرالمؤمنین (ع) را به مالک درباره داشتن تقوای سیاسی و آماده کردن جامعه برای پروراندن منش های با تقوی، با کمال صراحت می بینیم، یعنی به اضافه اینکه امیرالمؤمنین (ع) خود مالک را مکررا برای داشتن تقوای سیاسی دستور می دهد، مالک را به ایجاد تقوا در منش های متنوع جامعه موظف می سازد، و آن حضرت در یک جمله صریح به طور کلی دستور به تفکیک منش های با تقوای از منش های بی تقوی صادر نموده می فرماید: «ولا یکونن المحسن و المسی عندک بمنزله سواء، فان فی ذلک تزهیدا لا هل الاحسان فی الااحسان وتدریبا لا اهل الاسائه فی الاسائه؛ مالکا، از گردانندگان امور کسانی را که تقوای مدیریت دارند با کسانی که بی تقوی هستند مساوی قرار مده، زیرا این تساوی باعث می شود که گردانندگان با تقوی در نیکوکاری خود ضعیف شوند و از نیکوکاری اعراض نمایند، و گردانندگان نابکار در نابکاری و بدکاری تقویت و به آن متمایل گردند.» (نهج البلاغه/ ص430)
سپس درباره هر یک از منش مدیریت نهادها توصیه می فرماید، از آن جمله:
1- «ثم لیکن اثرهم عندک افولهم بمرالحق لک و اقلهم مساعده فیما یکون منک مما کره الله لا ولیائه واقعا ذلک من هواک حیث وقع، و الصق باهل و الورع و الصدق، ثم رضهم علی الا یطروک ولا یبجحوک بباطل لم تفعله، فان کثره تحدث الزهو وتذنی من الغره؛ سپس نزدیکترین و مقدم ترین وزراء و دیگر متصدیان نهادهای اجتماعی در نزد تو کسانی باشند که حقیقت تلخ را گویاتر از دیگران برای تو باشند، و کسانی باشند که در آن موارد که در معرض انجام دادن کاری برآیی که خداوند متعال صدور آن را از اولیایش کراهت دارد کمتر تو را یاری کنند (از یاری کردن امتناع بورزند) هر اندازه هم که میل به آن داشته باشی. بچسب به اهل ورع (از درجات عالی تقوی) و صدق، سپس آنان را عادت بده که تو را مداحی نکنند و تو را به جهت انجام ندادن کار باطل خوشحال نسازند، زیرا مداحی زیاد موجب خودپسندی می شود و به غرور نزدیک می نماید.»
2- «فول من جنودک انصحهم فی نفسک لله و لر سوله ولامامک و اتقاهم جیبا و افضلهم حلما ممن یبطی عن الغضب ویستریح الی العذر، ویراف بالضعفاء وینبو علی الا فو یاء، و ممن لا یثیره العنف، ولایقعد به الضعف؛ مالکا، از لشکریانت کسی را به مدیریت انتخاب کن که از نظر تو خیرخواه ترین و خیراندیش ترین و خیرگوترین لشکریانت خدا و رسول خدا و امام (پیشوای) تو باشد، و کسی را انتخاب کن که پاکدامن ترین و برتری آنان از نظر حلم و شکیبائی باشد که در موقع غضیب برای انتقام، کند حرکت کند و به عذری که خطاکاران می آورند بیارامد و به ناتوان رئوف و مهربان و از نیرومندان دور باشد، مدیریت را از کسی انتخاب کن که خشونت او را به هیجان وادار نسازد و ناتوانی زمینگیرش نکند.»
و در سراسر این فرمان مبارک دستور داده شده است که گردانندگان نهادها، به معنای عام حتما باید از فضیلت و تقوای منش نهادی خود برخوردار باشند. که این خصلت بقا و دوام حکومت را تضمین خواهد کرد.

منـابـع

محمدتقی جعفری- حکمت اصول سیاسی اسلام- صفحه 144- 145

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها