جایگاه زیارت و توسل در اسلام

فارسی نسخه موبایل 1818 نمایش |

در هر حرکت و مسیر، توجه به راه از آن جهت که راه است و توجه به علامتها و فلشها و نشانه های راه برای گم نشدن و دور نیفتادن از مقصد، از آن جهت که اینها علامتها و نشانه ها و فلشها هستند، به سوی مقصد بودن و به سوی مقصد رفتن است. انبیاء و اولیاء راههای خدا هستند: «انتم السبیل الاعظم و الصراط الاقوم؛ شما بزرگراه هدایت و استوارترین راه رسیدن به خدا هستید». آنان علامتها و نشانه های سیر الی الله هستند: «و اعلاما لعباده و منارا فی بلاده و ادلاء علی صراطه؛ و نشانه هایی برای هدایت بندگان در شهرها و راهنمایان رسیدن آنان به خدا». هادیان و راهنمایان به سوی حق می باشند: «الدعاة الی الله و الادلاء علی مرضاة الله؛ دعوت کنندگان به خدا و راهنمایان بندگان به سوی رضایت او». (زیارت جامعه کبیره)
پس مساله این نیست که توسل و زیارت و خواندن اولیاء و انتظار کاری مافوق الطبیعی از آنها شرک است، مساله چیز دیگر است.
اولا باید بدانیم انبیاء و اولیاء چنین صعودی در مراتب قرب الهی کرده اند که از ناحیه حق تا این حد مورد موهبت واقع شده باشند یا نه؟ از قرآن کریم استفاده می شود که خداوند به پاره ای از بندگان خود چنین مقامات و درجاتی عنایت کرده است. (رجوع شود به رساله ولاء ها و ولایتها از مؤلف)
مساله دیگر این است که آیا مردمی که توسلات پیدا می کنند و به زیارت می روند و حاجت می خواهند، از نظر توحیدی درک صحیحی دارند یا ندارند؟ آیا واقعا با نظر به سوی اویی به زیارت می روند یا با فراموشی او و مقصد قرار دادن شخص زیارت شده که بدون شک اکثر مردم با چنان توجه غریزی به زیارت می روند. ممکن است اقلیتی هم باشند که فاقد درک توحیدی -ولو در حد غریزی- باشند به آنها باید توحید آموخت نه آنکه زیارت را شرک دانست.

منـابـع

مرتضی مطهری- جهان بینی توحیدی- صفحه 104-103

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها