موسیقی و زندگی ماشینی

فارسی 2191 نمایش |

این یک حقیقت است که زندگی ماشینی برای انسان هایی که متن کلی جامعه را تشکیل می دهند و حیات خود را به جهت عواملی گوناگون مانند ثروت، سلطه، قدرت، شهوات، شهرت، محبوبیت اجتماعی و امثال آنها دلخواه خود نمی بینند، (از سوی دیگر وضع معیشت آنان به نیازهای اصلی و فرعی ثانوی کفایت نمی کند) ملالت بار و فرسوده کننده می باشد و از طرف دیگر از دامان طبیعت و صفا و نشاط بخشی آن نیز به دور افتاده اند، بدیهی است که احتیاج به پدیده هایی خواهند داشت که ملالت و فرسودگی زندگی ماشینی را مرتفع بسازد.
گفته شده است که: موسیقی می تواند از عهده این کار بر آید. پاسخ این مسئله روشن است؛ زیرا زندگی ماشینی که نتیجه سود جویی ها و سلطه گری های عده ای از قدرتمندان خود کامه دنیا است، آن چنان «من» و «هویت خود» بشر را از او سلب نکرده است که با نواختن چند آهنگ موسیقی آن «من» یا «خود» را به آنان بر گرداند. در یک مثال فارسی «آب از سر گذشته است» و بنابر یک مثل عربی «اتسع الخرق علی الراقع» (شکاف یا پارگی از وصله خیالی وسیع تر شده است).
افزایش بیماری های روانی، عصیان بر اصول انسانی، شدت گرفتن سود پرستی و گسترش وحشت آور لذت مداری، فراگرفتن خود محوری و خود خواهی و خودنمایی و شیوع بیماری سلطه گری و همچنین تنوع بیماری های جسمانی و گسترش آنها و تبدیل زمین از عنوان یک آشیانه زیبا به موتور سوزان و زرادخانه اسلحه نابود کننده و امثال این تباهی ها، نه تنها به وسیله موسیقی معالجه نمی شود، بلکه اکثر قریب به اتفاق موسیقی های رایج امروز مانند دیگر عوامل، وسایلی برای تخدیر و پذیرش زندگی بر مبنای وضع موجود گشته و عده بسیار فراوانی از آگاهان و خردمندانی را که می توانند برای رفع بیماری ها و تباهی های مزبور بیندیشند، نیز به خواب غفلت فرو برده است.
می گویند آزمایش کرده اند که وقتی در کارگاه ها موسیقی زده می شود، راندمان (محصول) کار کارگران بیشتر می شود. این پدیده را چگونه می توان با تحریم موسیقی توجیه کرد؟
می گوییم چون مسلما افزایش راندمان کار، انرژی می خواهد، خود تموجات صوتی که نمی تواند در داخل بدن انرژی تولید کند، پس آن کارگر مجبور است انرژی بیشتری را در زمان کوتاه تری از دست بدهد تا پدیده فوق به وقوع بپیوندد. پس به این ترتیب ملاحظه می شود که ظاهرا موسیقی در اینجا نقش مثبتی داشته، ولی همان طور که گفته شده، این نقش مثبت ظاهری است و در واقع موسیقی در اینجا هیچ عمل مثبتی انجام نداده بلکه جنبه منفی هم داشته که باعث شده انرژی کارگران در زمان کوتاه تری صرف شود، به علاوه، کدامین اصل انسانی می گوید برای افزایش دادن به کار کارگر در راه رساندن منافع اضافی به دیگران، کارگران را در خیالات و تجسیمات
بی اساس و با صرف انرژی بیشتر غوطه ور بسازیم؟!

منـابـع

محمدتقی جعفری- موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی- صفحه111-113

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها