نمونه ای از ویژگی های انسان هادی

فارسی 2901 نمایش |

نور

در مقام شناختی، از مراتب وجودی انسان هادی، که همان پیامبران یا اوصیاء آنان هستند. به تعبیر «نور» می رسیم. این تعبیر، از جمله در «حدیث معراج» آمده است: «یا محمد! انت عبدی، و انا ربک. فایای فاعبد، وعلی فتوکل فإنک نوری فی عبادی ورسولی إلی خلقی؛ ای محمد! تو بنده منی و من پروردگار توام، مرا بپرست، و بر من توکل کن. و تو خود نور منی در میان بندگانم، و فرستاده منی به سوی آفریدگانم.»
درجای دیگر، تعبیر «کلمه نور» را می بینیم:
«اللهم! إنی أ سألک أن تصلی علی محمد، نبی رحمتک، و کلمه نورک؛ ای خداوند! از تو مسئلت می کنم که بر محمد درود فرستی. او که پیامبر رحمت تواست و «کلمه نور» تو.»
همچنین به تعبیرهایی می رسیم از قبیل «نورالأنوار» (السلام علی نور الأنوار)؛ «کلمه تامه» (و کلمتک التامه فی أرضک)، و امثال آنها. کلمه نور، ظهوری است که مبدأ برای همه ظهورات دیگر است. هیچ کلمه ای ( وجودت اصلی) پیش از کلمه نور تحقق ندارد. نور انوار، یعنی باب فیض مطلق و مطلق فیض، و اعظم کلمات تحقق یافته. سلام بر نور نورها، یعنی: مبدأ مبدأهای نوری، و همین کلمه نور است که همه پدیده ها به واسطه او پدید می آیند و پدیدارند (به ظهر کل شیء). و این همان مقام انسان هادی است، چنانکه در ذیل آیه «فآمنوا بالله و رسوله، والنور الذی أنزلنا؛ به خدا ایمان بیاورید و به پیامبر خدا و به نوری که فرستاده ایم.» (تغابن/ 8) با تأکید یاد شده است که این نوری که نزول یافته است، ائمه آل محمدند: «النور- والله – الأئمه من آل محمد (ص)، إلی یوم القیامه»
و از اینگونه تعبیرهای گرانبار در احادیث و دعاها بسیار آمده است، که باید در آنها دقت کرد و از آنها معرفت آموخت و بر مراتب شناخت خویش افزود.

فعلیت مطلقه

دیدیم که «انسان هادی»، کلمه نور است و نور انوار است و «نورالله عز و جل» است و این همان کلمه تامه، و فعلیت مطلقه است که متحقق است به مشیت محضه (صرف المشیه)، و تام است در تحقق. واسطه ای بین او و خدای متعال نیست مگر نفس مشیت. و او خود در مورد دیگر موجودات، «وعاء مشیت» است و «دلیل اراده الله» یعنی تمشی اراده نسبت به کائنات دیگر در وعاء وجودی او تحقق می پذیرد. و روشن است که کلمه تامه، خود، موجب تمامیت دیگر کلمات و وجودات است (و تمت بک کلمات الله). پس فاصله میان او و مبدأ وجود (در مراحل خلق و افاضه)، نفس مشیت صرفه است. و تحقق دیگر کلمات و مظاهر و تمامیت آنها در ارتباط با اوست، به دلیل مجلا بودن او. او صنع اتم است؛ و خلق در مرتبه مصنوعیت، بسط وجودی اویند، یا بسط «کلمه تامه» (یعنی بسط حقیقت کامله او، که همان جنبه وعاء المشیتی اوست، که واجد همه مراتب ممکنه است. و شاید اشاره به همین مقام نیز باشد تعبیر «والخلق بعد صنائعنا»)
و این است معنی «لافرق بینک و بینهم إلا أنهم عبادک و خلقک»، با توجه به تمامیت آنان در «عبودیت وانقطاع الی الله تعالی.»

اسم گزین

همچنین انسان هادی (حجت)، اسم گزیده خداوند است و تجلی تام ظهور اسمی است، چنانکه در زیارات رسیده است:
«السلام علی اسم الله الرضی، ووجهه المضی ء وجنبه القوی، وصراطه السوی؛ درود براسم گزیده خدا، و تجلی فروغزای او، و جانب نیرومند، و راه راست او.»
اسم گزیده، صاحب سرخدایی نیز هست. و این واقع مکرر یاد شده و گوشزد گشته است: «و معدن حکم الله و سره»، «المأمونون علی سرک»، و «حفظه سر الله»
شیخ بهاء الدین عاملی نیز درباره حضرت ولی عصر و ناموس دهر (ع)، «صاحب سر الله» تعبیر کرده است. وی در قصیده مهدویه «وسیله الفوز الأمان» می گوید:
«امام الوری، طود النهی، منبع الهدی وصاحب سرالله فی هذه الدار(ی)؛ مهدی، امام آفریدگان، تکیه گاه کوهساران خردها، و چمشه سار جوشان هدایت است، و اوست صاحب سر خدا سر بقا و تکوین، در این گیتی.»
در زیارت حضرت ولی عصر (ع) نیز رسیده است: «السلام علیک یا حافظ أسرار رب العالمین». و معرفت این مرتبه و ایمان به آن، از مراتب مهم ایمان به «سر ایشان» است که در «زیارت جامعه» آمده است: «مومن بسرکم.»

انسان وجه الله

انسان هادی، وجه الله نیز هست، چنانکه در حدیث از حضرت امام جعفر صادق (ع) رسیده است که فرمود:
«نحن وجه الله الذی لا یهلک؛ ماییم وجه «تجلی» بی زوال الهی.»
نیز در احادیث و تعالیم أئمه طاهرین (ع) رسیده است:
«نحن وجه الله الذی یوتی منه. لن نزال فی عباده، مادامت لله فیهم رویه.... فإذا لم یکن لله فیهم حاجه رفعنا إلیه، و صنع ما أحب؛ ماییم وجه الله، از طریق ما باید به خدا راه جست. ما همیشه تا بدان هنگام که تقریر الهی بر بقای جهان هست، در میان بندگان خدا هستیم. و چون این تقدیر منقضی گشت خداوند ما را به نزد خود بالا می برد، و آنگاه هر چه اراده کند می کند.»
در این تعالیم، نکات مهم بسیاری هست، یکی اینکه راه قرب به خدا و واسطه وصول به مقام تقرب، انسان هادی است. دیگر اینکه انسان هادی هماره درمیان خلق هست، چنانکه کلمه تأییدی «لن» در این مقصود روشن است.
درباره وجه الله بودن انسان هادی، احادیث بسیار دیگری نیز رسیده است. از آن جمله حدیثی است از امام جعفر صادق (ع)، در تفسیر آیه «کل شی ء هالک ألا وجهه؛ همه چیز نابودند جز وجه خدا که باقی است.» (قصص/ 88) که فرمود: «نحن؛ آن وجه باقی ماییم.»
وجه، یعنی مظهر تام کل تجلیات الهی، چنانکه اسم یعنی: مجرای عام «کل فیوضات ربانی». به بیانی دیگر: وجه شیء، آن چیزی است که از آن شیء دیده می شود، و آن شیء به آن شناخته می گردد: و روشن است که مقصود از این مطلب، شناخت تشریعی نیست که به معنای هدایت ظاهری باشد، زیرا که این مرتبه، یکی از مقامات انسان وجه الله است (نه همه مقامات او)، بلکه مقصود شناخت تکوینی است. آنچه از غیب الغیوب ذات متعال افاضه و اظهار شده است یا اینانند یا از طریق اینان است. و «کل» آنچه «اکمل کملین» از اهل وصول و قرب، در مقام معرفت، از اولین و آخرین، بدان رسیده اند، از راه معرفت ظهوری یا مظهری همین وجوه و اسماء است. و هرچه غیراز این حقیقت ادعا شده است، مدعی هرکه گو باش، خیال محض است، و تسویل وصول و قرب، و صورت کاذب آن انه خود آن.

عرشیان زمین

در «زیارت جامعه» آمده است:
«خلقکم الله إنوارا، فجعلکم بعرشه محدقین، حتی من علینا بکم؛ خداوند، شما را نور آفرید و بر عرش خویش محیط قرار داد، تا که (پس از زمانها و زمانها) بر ما منت نهاد و شما را به میان ما فرستاد.»
از این جمله «زیارت جامعه» مقام انسان هادی، و موضوع آمدن او به این جهان بر روشنی فهمیده می شود. نیز فهمیده می شود که نورانیت عرش و ظهور تحققی آن در ارتباط با وجود این «انوار» است، و ظهور همه فیوضات تکوینی عرشی از طریق این انوار سریان می باید، که محیط به عرشند؛ «احداق» به معنای «احاطه» است.

صاحب شب قدر

یکی دیگر از ویژگیهای عظیم «انسان هادی» این است که او «صاحب شب قدر» است، و روح (بزرگ فرشتگان) و فرشتگان، در شب قدر، بر او نازل می گردند، و تنظیم همه امور را بر او عرضه می دارند، و او که ولی خداست، به اذن خدای متعال، آنان را به اجرای آن امور فرمان می دهد و بسیج می کند.
حقیقت یاد شده، حقیقتی است قرآنی؛ سوره فرخنده «قدر»، و آیات نخستین سوره فرخنده «دخان»، در بیان این حقیقت بزرگ و واقعیت سترگ است. هر سال «لیله القدر» هست. و انسان هادی که عدل و معادل قرآن کریم است، همیشه وجود دارد، چه ظاهر باشد یا در پرده غیب.
و چنانکه بعضی از بزرگان تصریح کرده اند، حقیقت نزول قرآن تا به این مرتبه که وجود کتبی و تلفظی یابد و در دسترس بشر قرار گیرد، و حقیقت نزول ملائکه و تعین شب قدر، همه در ارتباط است با ملکوت «انسان هادی».

منـابـع

محمدرضا حکیمی- کلام جاودانه- صفحه 60- 68

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد