مکانیزم شناخت عرفانی

فارسی 2110 نمایش |

بعضی سؤال کرده ‏اند که مکانیزم شناختی را که اهل عرفان منبعش را قلب و ابزارش را تزکیه نفس می ‏دانند بیان نکردید، آیا واقعا این شناخت‏ مکانیزم دارد یا به منزله رفع مانع کردن از شناخت های دیگر است؟ چون سؤال درست و معقولی است و به مطلب ما هم می ‏خورد جواب عرض‏ می‏ شود: مسأله تزکیه نفس دو نقش دارد: یک نقش این است که انسان اگر تزکیه نفس کند عقلش روشن‏ بین ‏تر می‏ شود. مثلا اگر در یک سالن گرد و غبار باشد، بیشتر از چند متر جلوی پایمان را نمی‏ توانیم ببینیم، اگر بخواهیم‏ ببینیم به نور و هوا احتیاج داریم. یک اثر تزکیه نفس این است که فضا را برای عقل صافتر می ‏کند. ولی نقش تزکیه نفس تنها این نیست، خود قلب هم به انسان الهام می‏ کند.
و اما پرسیده‏ اند مکانیزمش چیست؟ سؤال خوبی است. فقط به عنوان‏ یادآوری نکته‏ ای را عرض می‏ کنیم: یکی از مسائل بسیار ظریف، و یک نوع روانشناسی بسیار عالی و لطیف، نوعی اخلاق به اصطلاح امروز دینامیک است که عرفا این نوع اخلاق را به نام‏ سیر و سلوک ذکر کرده‏ اند، و این همان مکانیزمی است که آقایان می‏ خواهند بدانند و فوق العاده با ارزش است. از مسائلی که فرنگی ها در معارف‏ شرقی فوق العاده به آن اهمیت می‏ دهند این مسئله است، آنجا که عرفا با یک نوع -به قول اقبال‏ لاهوری- تجربه درونی (که تعبیری بسیار عالی است) مکانیزم پیشرفت کار قلب و دل را به عنوان منازل و مراحل بیان کرده ‏اند. در اخلاق فلسفی -اخلاقی که همه فیلسوفان گفته‏ اند- همین قدر گفته شده‏ است که برای انسان ایثار، فضیلت، ولی خودخواهی و استیثار رذیلت است‏، شجاعت، اخلاق ولی جبن و تهور ضد اخلاق است، سخاوت خوب، ولی بخل و اسراف بد است، صبر و خویشتن داری خوب، ولی جزع و فزع و بی تابی کردن‏ بد است، و از این قبیل مسائل. انسان یک کتاب اخلاق از کتب علمای‏ اخلاق را که بخواند می‏ بیند مجموعه‏ ای از امور را توصیه و مجموعه دیگری را منع کرده ‏اند: آنها بد است و اینها خوب. آنگاه انسان خودش را مثل‏ اتاقی می‏ بیند که هیچ دکوری ندارد، در و دیوارش خالی محض است، ولی‏ مقدار زیادی دکور و زینت آلات گذاشته‏ اند و می‏ گویند اگر می ‏خواهی اینجا مزین شود، اینها را نصب کن.
فلاسفه چنین خیال کرده‏ اند که نفس و روح‏ انسان موجودی است که مجموعه این فضائل باید در آن وجود داشته باشد. ولی آنها (عرفا) گفته‏ اند مسأله اینطور نیست. تو مانند یک نهال در حال حرکت و تحول هستی، دارای مسیری که منزل بعد از منزل طی می‏ کنی. اگر می‏ خواهی مراحل انسانیت را طی کنی باید از منزل اول شروع کنی و ده‏ منزل را طی کنی (برای فواصل کمتر صد منزل می‏ گویند و برای فواصل نزدیکتر هزار منزل). مثلا اولین منزل تو "یقظه" (بیداری و آگاهی) است، منزل دوم تو "توبه" است، منزل سوم "انابه" است، منزل چهارم "تفکر" و منزل پنجم "محاسبه" است. همینطور منزل به منزل بیان می‏ کنند و انسان را تا آنجایی که خودشان‏ معتقدند می‏ برند. بنابراین در پاسخ به این سؤال که آیا شناخت‏ عرفانی مکانیزمی دارد یا نه، باید گفت: مکانیزم بسیار عالی دارد. اینها جزء نفایس و ذخایر معارف دنیای اسلام است، گو اینکه امروز یک‏ اخ اخ کردن و یک تف تف کردن در بین خود ما پیدا شده است، ولی‏ فرنگی ها اکنون قدر اینها را بهتر از ما می‏ دانند.
اگر منازل عرفان را در نظر بگیریم، شناخت چند مرحله‏ ای است: ده‏ مرحله‏ ای است و به یک حساب صد مرحله‏ ای و به حساب دیگر هزار مرحله ‏ای، ولی به یک حساب دیگر، تک مرحله‏ ای است، چون همه از یک منبع یعنی "دل" بر می‏ خیزد و منابع متعدد ندارد. اینها مکتب های تک مرحله‏ ای بود. مکتب های دیگری وجود دارند که چند مرحله ‏ای هستند، از جمله مکتب فیلسوفان‏ خود ما که سه مرحله‏ ای است. آنها برای شناخت سه مرحله قائل هستند: مرحله احساس، مرحله تخیل نه به آن معنای عرفی عوامانه بلکه به معنای‏ به حافظه سپردن و در حافظه قرار گرفتن و مرحله تعقل.

منـابـع

مرتضی مطهری- شناخت- صفحه 89-87

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد