احکام مربوط به شهادت بر زنا

فارسی 2097 نمایش |

برای اثبات زنا چهار شاهد لازم است، و شهادت دادن برای شاهد خطر دارد. اگر یک نفر دید که زنی زنا می کند و سه نفر دیگر آنجا نیستند که با او شهادت دهند، باید دهانش را ببندد، و یا دو نفر اگر دیدند، باید دهانهاشان را ببندند، سه نفر اگر دیدند، باید دهانهاشان را ببندند. اینکه می گویم باید دهانهاشان را ببندند چون اینطور نیست که اگر آمدند شهادت دادند به آنها بگویند شهادتی که دادید کافی نیست، چون کافی نیست بروید خانه تان! می گویند شهادت دادید و نتوانستید اثبات کنید، پس قاذف (تهمت زن) هستید، نفری هشتاد تازیانه باید بخورید. این است که قرآن کریم در سوره نور آیه 4 می گوید: «والذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة؛ آنها که زنان عفیف را متهم می کنند و چهار شاهد نمی آورند، ولو راستگو باشند اما چون با این گفتن زنی را متهم کرده اند آنها را هشتاد تازیانه بزنید». ولی آیا همین یک مجازات بدنی است؟ نه، یک مجازات اجتماعی هم هست: «و لا تقبلوا لهم شهاده ابدا؛ برای همیشه شهادت اینها مردود است». دیگر اینها شهادتشان در هیچ موردی نباید قبول شود. اینها باید یک مجازات اجتماعی شوند، یعنی از آن روز دیگر از اعتبار اجتماعی می افتند، چرا؟ چون یک زن عفیفه ای را به زنا متهم کرده اند و نتوانسته اند اثبات کنند. مجازات سوم: «اولئک هم الفاسقون؛ اینها فاسق هستند».
در اینجا میان مفسرین اختلاف است که آیا این «اولئک هم الفاسقون» یک مجازات علیحده است غیر از «لا تقبلوا لهم شهاده ابدا» یا همان است یعنی ایندو مجموعا یکی است؟ بعضی گفته اند ایندو مجموعا یکی است، به این صورت که «اولئک هم الفاسقون» به منزله علت است برای «و لا تقبلوا لهم شهاده ابدا» یعنی اینها با این تهمت زدن، فاسق شدند، چون فاسق شدند، شهادتشان قبول نیست و هر چیز دیگر که شرطش عدالت است از آنها قبول نیست، مثلا دیگر صیغه طلاق نزد آنها نمی شود جاری کرد، پشت سر آنها نمی توان نماز جماعت خواند، اگر مجتهد باشند از آنها نمی توان تقلید کرد، چون شرط همه اینها عدالت است، بنابراین مجموعش یک مجازات است. ولی بعضی گفته اند دو مجازات است: یک مجازات اینکه شهادتشان قبول نمی شود، و دیگر اینکه فاسق اند، و چون فاسق اند سایر آثار فسق بر آنها بار می شود، و اینها قابل تفکیک است. اگر این شاهدی که نتوانسته مدعایش را اثبات کند توبه کند فسقش از بین می رود، یعنی ما او را عادل می دانیم، پشت سرش نماز می خوانیم، اگر مجتهد باشد و از نظر علمی جائز التقلید باشد از او می توان تقلید کرد، باز اگر مجتهد باشد می تواند قاضی شود (چون قاضی هم باید عادل باشد) اما شهادتش دیگر قبول نمی شود، چون آن مجازات، مجازاتی جداست. این است که به عقیده بعضی علت اینکه شهادت چنین شخصی قبول نمی شود فسق او نیست، این یک مجازات جداگانه است. فاسق شمرده شدن از نظر اسلام یک مجازات است، مقبول الشهاده نبودن مجازات دیگری است.

منـابـع

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 4- صفحه 22-20

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد