فرق میان تسبیح و حمد

فارسی نسخه موبایل

تسبیح و حمد کار ماست. وقتی در نماز می گوییم: "سبحان ربی العظیم و بحمده" یعنی تسبیح پروردگار عظیم می کنم و حمد پروردگار عظیم؛ یا می گوییم: "سبحان ربی الاعلی و بحمده" یعنی تسبیح می کنم پروردگار برتر را و حمد می کنم او را. "تسبیح می کنم" یعنی چه؟ و "حمد می کنم" یعنی چه؟ ثنای خدا به دو شکل است: یکی تسبیح و دیگری تحمید.

تسبیح
تسبیح یعنی تنزیه، یعنی خدا را از آنچه که ذات او مبراست منزه کردن و برتر دانستن او از آنچه که شأن مخلوقین است، از آنچه که حاکی از نوعی نقص و ناتوانی و نارسایی است. اصلا کلمه "سبحان " معنایش این است که من او را تسبیح و تنزیه می کنم از اینکه به چشم دیده شود، با دست لمس شود، او را جسم بدانم و بگویم در جایی قرار گرفته است، او را محتاج و نیازمند بدانم به هر چیزی از جمله به عبادت خودم. خیر؛ او منزه است از نیاز و احتیاج، تنزیه می کنم او را از اینکه به او نسبت ظلم و ستم بدهم، برای او شریکی قائل باشم، او را مرکب و دارای اجزاء بدانم، بگویم از چه درست شده و از کجا آمده است. پس تسبیح یعنی یک سلسله چیزهایی را که من می فهمم که خدا از اینها برتر و بالاتر است، با کلمه "سبحان" از او نفی می کنم. ثنای الهی نظیر اقرار به توحید است که مجموع نفی و اثبات است. وقتی می گوییم "لا اله الا الله"  نفی می کنیم معبودیت غیر را و اثبات می کنیم ذات او را. ثنای الهی هم همیشه نفی است و اثبات. نفی اش همین است: منزه است از....

حمد
ولی "حمد " توصیف پروردگار است به اسماء و صفات خداوند؛ او را ستایش می کنم که همه نعمت ها از اوست، همه کمالات از اوست و به او بر می گردد، او به هر چیزی داناست: «بکل شیء علیم؛ خداوند بر هر چیزی دانا است.» «و هو علی کل شیء قدیر؛ و او بر هر چیزی توانا است.» او سمیع است، او بصیر است، او حی است، او قیوم است، او ملک است، او مؤمن است، مهیمن است، عزیز است، جبار است، متکبر است.
این صفات اثباتی است. پس ما با یک "سبحان ربی العظیم و بحمده"، یا یک "سبحان ربی الاعلی و بحمده" یک دنیا نقص را به نظر می آوریم و می گوییم خدای ما از اینها منزه است و یک سلسله کمالات را (به نظر می آوریم و می گوییم) خدای ما دارای چنین صفاتی است. در نماز وقتی سوره توحید را می خوانیم می گوییم: «قل هو الله احد، الله الصمد، لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد؛ بگو او خدای یگانه است. خداوند بی نیاز. نه زاییده و نه زاده شده است و برای او شریکی نیست.» هم صفات اثباتی در آن است و هم صفات سلبی. بعد می گوییم: «کذلک الله ربی؛ یعنی چنان است پروردگار من» آن صفات کمالی اثباتی را دارد و من او را به آن صفات ستایش و حمد می کنم. نقصی در او نیست، اینکه فرزند داشته باشد، فرزند چیزی باشد، مثل و مانند داشته باشد، در او نیست «کذلک الله ربی».

منـابـع

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن جلد 4- صفحه 164-165

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد