اتحاد اسلامی در سیره امام علی علیه السلام

فارسی 3215 نمایش |

طرفداری از تز " اتحاد اسلامی " ایجاب نمی کند که در گفتن حقایق مربوط به امامت کوتاهی شود. آنچه نباید صورت گیرد کارهائی است که احساسات و تعصبات و کینه های مخالف را بر می انگیزد اما بحث علمی سر و کارش با عقل و منطق است نه عواطف و احساسات.... خوشبختانه در عصر ما محققان بسیاری در شیعه پیدا شده اند که از همین روش پسندیده پیروی می کنند.
در رأس همه آنها علامه جلیل آیة الله سید شرف الدین عاملی، و علامه کبیر آیة الله شیخ محمدحسین کاشف الغطاء و علامه بزرگوار آیة الله شیخ عبدالحسین امینی مؤلف کتاب شریف الغدیر را باید نام برد. سیره متروک و فراموش شده شخص مولای متقیان علی علیه السلام، قولا و عملا، که از تاریخ زندگی آن حضرت پیداست بهترین درس آموزنده در این زمینه است.

علی علیه السلام از اظهار و مطالبه حق خود و شکایت از ربایندگان آن خودداری نکرد، با کمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامی را مانع آن قرار نداد. خطبه های فراوانی در نهج البلاغه شاهد این مدعی است. در عین حال این تظلمها موجب نشد که از صف جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود. در جمعه و جماعت شرکت می کرد، سهم خویش را از غنائم جنگی آن زمان دریافت می کرد، از ارشاد خلفا دریغ نمی نمود، طرف شور قرار می گرفت و ناصحانه نظر می داد.
در جنگ مسلمین با ایرانیان که خلیفه وقت مایل است خودش شخصا شرکت نماید علی پاسخ می دهد: خیر شرکت نکن، زیرا تا تو در مدینه هستی دشمن فکر می کند فرضا سپاه میدان جنگ را از بین ببرد از مرکز مدد می رسد ولی اگر شخصا به میدان نبرد بروی خواهند گفت: "هذا اصل العرب: ریشه و بن عرب اینست". نیروهای خود را متمرکز می کنند تا تو را از بین ببرند و اگر تو را از بین ببرند با روحیه قویتر به نبرد مسلمانان خواهند پرداخت (نهج البلاغه، خطبه 144).

علی در عمل نیز همین روش را دارد. از طرفی شخصا هیچ پستی را از هیچیک از خلفا نمی پذیرد، نه فرماندهی جنگ و نه حکومت یک استان و نه اماره الحاج و نه یک چیز دیگر از این قبیل را. زیرا قبول یکی از این پستها به معنی صرف نظر کردن او از حق مسلم خویش است و به عبارت دیگر کاری بیش از همکاری و همگامی و حفظ وحدت اسلامی است. اما در عین حال که خود پستی نمی پذیرفت مانع نزدیکان و خویشاوندان و یارانش در قبول آن پستها نمی گشت، زیرا قبول آنها صرفا همکاری و همگامی است و به هیچ وجه امضای خلافت تلقی نمی شود.
سیره علی در این زمینه خیلی دقیق است و نشانه متفانی بودن آن حضرت در راه هدفهای اسلامی است. در حالی که دیگران می بریدند او وصل می کرد، آنها پاره می کردند و او می دوخت. ابوسفیان فرصت را مغتنم شمرد خواست از نارضائی او استفاده کند و انتقام خویش را به صورت خیرخواهی و احترام به وصیت پیغمبر به وسیله وصی پیغمبر از پیغمبر بگیرد، اما قلب علی آگاهتر از این بود که گول ابوسفیانها را بخورد، دست رد بر سینه اش زد و او را از خود راند.
در هر زمانی ابوسفیانها و حیی بن اخطب ها در کارند. در عصر ما انگشت حیی بن اخطبها در بسیاری از جریانات نمایان است. بر مسلمین و بالاخص شیعیان و موالیان علی علیه السلام است که سیرت و سنت آن حضرت را در این زمینه نصب العین خویش قرار دهند و فریب ابوسفیانها و حیی بن اخطبها را نخورند.

منـابـع

مرتضی مطهری- امامت و رهبری- ص21-19

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد