مقصود از الیوم در آیه سوم سوره مائده

فارسی 4494 نمایش |

شیعه در اینجا یک بیانی دارد که مدعی است هم مضمون آیات آن را تأیید می کند و هم تاریخ. پس مطلب در دو قسمت باید بحث شود یکی اینکه مضمون آیات تأیید می کند و دیگر اینکه تاریخ تأیید می کند.

1- از جنبه تاریخی
اغلب کتاب هایی که در این مورد نوشته اند بیشتر روی این جهت تکیه کرده اند که از جنبه تاریخی و از جنبه حدیثی ثابت بکنند که آیه: «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون و الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا؛ امروز کافران از (شکست) آیین شما نومید شدند، بنابراین از آنها نترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و دین اسلام را برای شما پسندیدم.» (مائده/ 3) در غدیر خم نازل شده است. کتاب الغدیر همین مطلب را ثابت می کند. گذشته از کتب حدیث، در مورد مورخین هم همین طور است. قدیم ترین کتاب تاریخی اسلام از کتاب های تاریخ عمومی اسلامی و از معتبرترین کتاب های تاریخ اسلامی که شیعه و سنی آن را معتبر می شمارند کتاب تاریخ یعقوبی است. مرحوم دکتر آیتی هر دو جلد این کتاب را ترجمه کرده اند. کتاب بسیار متقنی است و در اوایل قرن سوم هجری نوشته شده است. ظاهرا بعد از زمان مأمون و حدود زمان متوکل نوشته شده. این کتاب که فقط کتاب تاریخی است و حدیثی نیست، از آن کتاب هایی است که داستان غدیر خم را نوشته است. کتاب های دیگری که آنها را هم اهل تسنن نوشته اند نیز حادثه غدیر خم را ذکر کرده اند.
نقل روایت اینست که پیغمبر اکرم (ص) در بازگشت از حجة الوداع هنگامی که به غدیر خم که نزدیک جحفه است رسیدند، قافله را متوقف و اعلام کردند که می خواهم درباره موضوعی با مردم صحبت کنم. (این آیه ها نیز در آنجا نازل شد) بعد دستور داد که منبری برایش درست کنند. از جحاز شتر و چیزهای دیگر مرکز مرتفعی ساختند. حضرت رفت بالای آن و مفصل صحبت کرد: «الست اولی بکم من انفسکم، قالوا بلی؛ آیا من از خود شما بر شما اولویت ندارم؟ گفتند: بلی.» آنگاه فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛ هر کس من مولای او هستم، این علی مولای اوست.» بعد از این بود که این آیه نازل شد: «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی».
اگر بخواهیم از جنبه تاریخی بحث کنیم، باید یک یک کتاب هایی از شیعه و سنی و مخصوصا از اهل تسنن را که این حادثه را نقل کرده اند بیاوریم و بررسی کنیم. اینها را در کتاب هایی مثل الغدیر یا ترجمه های آن نوشته اند. استدلال شیعیان یکی از جنبه تاریخی است که می گویند وقتی ما می بینیم در لفظ آیه: «الیوم اکملت لکم دینکم» این مطلب نیست که "امروز" کدام روز است، به تاریخ و شأن نزول ها مراجعه می کنیم. در نتیجه می بینیم روایات نه یکی، نه دوتا و نه ده تا بلکه به طور متواتر می گوید این آیه در روز غدیر خم نازل شد که پیغمبر (ص) علی (ع) را به جانشینی خودش نصب کرد.

2- از جنبه قرائن موجود در آیه
آیا قرائنی که در خود آیه هست نیز همین را که تاریخ تأیید می کند، تأیید می نماید یا نه؟ آیه اینست: «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم؛ امروز (یا بگوئیم آن روز) کافران از دین شما مأیوس شدند.» این را ما ضمیمه می کنیم به یک سلسله آیات دیگری در قرآن که مسلمین را تحذیر می کند، می ترساند و می گوید کافران دائما نقشه می کشند و دوست دارند که شما را از دینتان برگردانند و علیه دینتان اقدامات می کنند. هم راجع به اهل کتاب دارد و هم راجع به غیر اهل کتاب: «ود کثیر من اهل الکتاب لو یردونکم من بعدایمانکم کفارا حسدا من عند انفسهم؛ بسیاری از اهل کتاب با آنکه حق برایشان روشن شده بود، به انگیزه حسدی که در نهادشان است آرزو داشتند شما را بعد از ایمانتان به کفر بازگردانند.» (بقره/ 109). پس از یک طرف ما می بینیم که خداوند در آیاتی از قرآن کریم گوشزد می کند که کفار طمع بسته اند به از بین بردن دین شما و از طرف دیگر می بینیم در آن آیه می گوید ولی امروز دیگر مأیوس شدند، از امروز دیگر فعالیت کافران علیه دین شما به پایان رسید «فلا تخشوهم» دیگر از ناحیه آنها بیمی نداشته باشید «و اخشون» از من بترسید. بعد از این از اینکه دینتان از بین برود یا ضعیف شود و هرچه که بر سرتان بیاید، باید از من بترسید. "از من بترسید" یعنی چه؟ مگر خدا دشمن دین خودش است؟ نه، این آیه همان مطلبی را می گوید که در آیات زیادی از قرآن به صورت یکی اصل اساسی هست راجع به نعمت هایی که خداوند بر بنده اش تمام می کند. می فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم؛ بی تردید خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد تا آنها وضع خود را تغییر دهند.» (رعد/ 11) یا: «ذلک بان الله لم یک مغیرا نعمة انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم؛ این بدان سبب است که خداوند هیچ گاه نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمی دهد مگر این که آنچه در خود دارند تغییر دهند.» (انفال/ 53) مضمون اینست: خداوند هر نعمتی را که بر قومی ارزانی بدارند، آن نعمت را از آنها نمی گیرد مگر وقتی که آن مردم خودشان را از قابلیت بیندازند یعنی مگر اینکه آن مردم خودشان به دست خودشان بخواهند آن نعمت را زایل کنند. این مطلب اساسا یک اصل اساسی در قرآن مجید است.

منـابـع

مرتضی مطهری- امامت و رهبری- صفحه 129-133

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد