پاسخ به یک شبهه درباره آیه ولایت

فارسی 3918 نمایش |

آیه زیر به آیه ولایت معروف است: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون؛ ولی و سرپرست شما تنها خدا و رسول اوست و کسانی که ایمان آورده اند؛ همانها که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.» (مائده/ 55)

اشکال:
درباره این آیه؛ یعنی آیه ولایت اشکالی وارد شده است. اشکال وارد شده که: این آیه می گوید سرپرست شما کسانی هستند که نماز می خوانند و زکات می دهند، در حالی که رکوع می کنند. سپس بعضی آمده اند می گویند که این حادثه جز درباره امام علی (ع) و آن حالتی که اتفاق افتاد که در حال رکوع انگشترش را به فقیر داد نیست. اما این مطلب زیاد منطقی و معقول به نظر نمی رسد؛ زیرا اولا ما در شرح حال حضرت علی شنیده و خوانده ایم که ایشان در حال نماز اینقدر توجهش به خدا بود که افراد را نمی شناخت و گفته اند حتی در حال وضو گرفتن نیز افرادی را که از جلویش عبور می کردند نمی شناخت. حال چه طور می شود که چنین شخصی در حال نماز باشد و آنقدر حواسش به دیگران باشد که آن فقیر از در وارد می شود و گدایی می کند و کسی به او چیزی نمی دهد و حضرت انگشترش را بیرون می آورد و به او می دهد؟ به علاوه این کار خوبی نیست که به گدا پول بدهیم. به گدا پول دادن آنچنان اهمیت ندارد که انسان نمازش را اقلا به لحاظ روانی ناقص کند یا بدان لطمه برساند. در ضمن زکات به انگشتر تعلق نمی گیرد و مطابق فتوای فقهای تشیع جزء چیزهایی نیست که به آنها زکات تعلق می گیرد. گذشته از این، عده ای که خیلی در این مورد تعصب دارند برای اینکه این موضوع را بزرگتر جلوه دهند گفته اند که این انگشتر هم خیلی گرانقیمت بوده در حالی که حضرت امیر انگشتر گرانقیمت دستش نمی کرده است.

جواب اشکال:
1- اولا اینکه بعضی اشکال کنندگان می گویند که زکات به انگشتر تعلق نمی گیرد، باید بگوییم که اساسا و به طور کلی انفاق کار خیر را زکات می گویند. این زکات اصطلاحی که امروز به کار می رود، در عرف فقها علم است برای زکات واجب؛ و الا در قرآن کریم اینطور نیست که هر جا می گوید: «یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة»، مقصود همین زکات واجب است. زکات یعنی صاف کردن مال، پاک کردن مال و حتی پاک کردن روح و نفس. قرآن به طور کلی انفاق مالی را زکات مال یا زکات روح و یا زکات نفس می گوید. کما اینکه کلمه صدقه هم همین طور است. امروز صدقه مفهوم خاصی دارد. قرآن هر کار خیری را می گوید صدقه. اگر شما یک بیمارستان بسازید یا یک کتاب تألیف کنید که خیر آن به مردم می رسد، از نظر قرآن، صدقه است؛ صدقة جاریة. و لذا کسانی از تسنن هم که خواسته اند به مفهومی که از این آیه برداشت شده ایراد بگیرند، به این کلمه اش ایراد نگرفته اند که زکات به انگشتر تعلق نمی گیرد؛ چون آنها وارد به ادبیات عرب هستند و می دانند که زکات اختصاص به زکات واجب ندارد.
2- و اما مسئله اینکه چرا در حال رکوع اینچنین شد؟ این ایراد را افرادی از قدما مثل فخر رازی گرفته اند که علی همیشه در حال نماز آنچنان از خود بیخود بود که توجه به اطراف پیدا نمی کرد. حال چگونه شما می گویید که در حال نماز این طور شد؟ جواب این است که اولا اینکه علی در نماز از خود بیخود می شد، یک حقیقتی است؛ اما اینجور نیست که همه حالات اولیای الهی، همیشه مثل همدیگر بوده است. خود پیامبر اکرم (ص) هر دو حال برایش نقل شده. گاهی در حال نماز یک حالت جذبه ای پیدا می کرد که اصلا طاقت نمی آورد که اذان تمام شود. به بلال حبشی می گفت: «ارحنا یا بلال!» یعنی ما را راحت کن ای بلال؛ زود باش که شروع کنیم به نماز. گاهی هم در حال نماز بود، سر به سجده می گذاشت، امام حسن مجتبی (ع) یا امام حسین (ع) یا نوه دیگرش می آمد روی شانه اش سوار می شد و حضرت با آرامش صبر می کرد که این بچه نیفتد. سجده اش را طول می داد تا اینکه او بلند شود. یک دفعه پیغمبر اکرم ایستاده بود به نماز. جلوی محل نماز گویا کسی آب دهان انداخته بود. پیغمبر یک قدم به جلو برداشت و با پایش روی آن را پوشاند و بعد برگشت که فقها از این قضیه مسائلی را در باب نماز استخراج کرده اند.
سید بحرالعلوم می گوید:
و مشی خیر الخلق فی المحراب *** یفتح منه اکثر الابواب
یعنی اینکه پیغمبر در حال نماز دو قدم رفت جلو، آن کار را کرد و برگشت، خیلی مسائل را حل می کند که در باب نماز چه مقدار عمل خارج جایز است یا جایز نیست و خیلی چیزهای دیگر. بنابراین حالات مختلفی بوده است.
3- مطلب دیگری که عرفانی است این است که آنها که روی مذاقهای عرفانی سخن می گویند معتقدند که اگر انجذاب خیلی کامل شد، در آن، حالت برگشت است؛ یعنی شخص در عین اینکه مشغول به خدا هست، مشغول به ماوراء هم هست. مثل مسئله خلع بدن (خارج شدن از بدن) است. افرادی که تازه به این مرحله می رسند، یک لحظه ای، دو لحظه ای، یک ساعتی خلع بدن می کنند. بعضی افراد در همه احوال در حال خلع بدنند. به نظر آنها آن حالتی که در وقت نماز تیر را از بدن امام علی بیرون بکشند و متوجه نشود، ناقصتر از آن حالتی است که در حال نماز توجه به حال فقیر دارد. نه اینکه در اینجا از خدا غافل است و به فقیر توجه کرده؛ بلکه آنچنان توجه به خدایش کامل است که در آن حال تمام عالم را می بیند. پس بنابراین با این قرائن نمی شود اینها را رد کرد.

منـابـع

مرتضی مطهری- امامت و رهبری- صفحه 181-173

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد