نسبت ثروت قدرت و دانائی

فارسی 2084 نمایش |

مسأله هدف داری، فرعی از مسأله تکامل تاریخ است. اگر قائل به تکامل تاریخ نشویم قهرا دیگر مسأله هدف در آن مطرح نیست، و اگر قائل به تکامل تاریخ بشویم این را دو جور می‏شود توجیه کرد، یکی‏ اینکه تاریخ که متکامل است هدفدار هم هست، و دیگر اینکه تاریخ متکامل‏ است بدون اینکه هدف داشته باشد، چنانکه در تکامل زیست شناسی که همه‏ آن را قبول دارند این مسأله اکنون محل بحث است که آیا تکامل هدف دارد یا اینکه با آنکه هدف در کار نیست معذلک تکامل رخ می ‏دهد؟
بعضی از این نظریه ها مثل نظریه کسانی که برای تاریخ یک ضابطه و قاعده قائل نیستند و قائل به‏ نوعی هرج و مرج در تاریخ هستند، قهرا قائل به تکامل تاریخ که تاریخ متکامل‏ است نیستند. بنابر نظریه تصادف، اگر هیچ قانونی در کار نباشد باید گفت تاریخ در طبع خود متکامل نیست، تکامل سرنوشت تاریخ نیست، ولی نمی شود منکر شد که در گذشته ولو به صورت یک تصادف تکامل رخ نداده است. اما اگر قائل به تصادف شویم و یک سلسله قوانین ضمنی هم قائل شویم، مانعی ندارد که تکامل سرنوشت تاریخ باشد و طبیعی باشد آنچنان که تکامل زیستی داروینی چنین است.
همین طورند کسانی که نظریه ادواری را درباب تاریخ‏ تأیید می‏ کنند و بعضی می‏ گویند نظریه توین بی نیز همین است که تاریخ همیشه‏ دور می‏ زند، یعنی به طرفی یک حرکت تصاعدی می‏ کند، دو مرتبه برمی‏ گردد پایین و باز دور م ی‏زند. حرکت که بخواهد دوری باشد چنین نیست که‏ جهتی داشته باشد، یعنی لازمه حرکت دوری این است که اگر بالایی داشته‏ باشد پایین هم باید داشته باشد.
بسیاری از کسانی که قائل به تکامل هستند قائل به هدف نیستند. مثلا نظریه‏ مارکسیستی طرفدار تکامل است و اصلا در مفهوم "دیالکتیک" تکامل هست‏ بدون اینکه هدفداری در کار باشد. بنابراین ما باید در مباحث تاریخی مسأله را بر اساس‏ تکامل طرح کنیم نه بر اساس هدفداری، یعنی مسأله هدف که اینجا مطرح‏ می ‏شود جزئی از مسأله تکامل است.

منـابـع

مرتضی مطهری- فلسفه تاریخ- صفحه 215

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد