ریشه فتنه های امت اسلام بعد از مرگ

فارسی 3419 نمایش |

راجع به اینکه منشأ و ریشه آن همه فتنه ها چه بود و چطور شد که جامعه اسلامی بعد از آن اتحاد و اجتماع و تا حد زیادی خلوص نیت، گرفتار تشتت و تفرق و اغراض شد و مخصوصا با توجه به اینکه این فتنه انگیزی ها از طرف خود اعراب و مسلمین اولین شروع شد و آتشش دامن زده شد و سایر ملل که به اسلام گرویده بودند خود را از این فتنه ها دور نگه می داشتند و بلکه آنها مدافع قوانین اسلام بودند، راجع به این مطلب خود امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه بیاناتی دارد که علت و موجب اصلی بروز این فتنه ها را نشان می دهد.
در خطبه 151 می فرماید: «ثم انکم معشر العرب اغراض بلایا قد اقتربت فاتقوا سکرات النعمة و احذروا بوائق النقمة»؛ «می فرماید: شما ای مردم عرب هدف بلیاتی قرار گرفته اید که نزدیک است کاملا شما را فرا گیرد، از اثرات سکر و مستی نعمت ها و ثروت ها و از مصیبتهای انتقامها بپرهیزید».
«و تثبتوا فی قتام العشوه و اعوجاج الفتنه عند طلوع جنینها و ظهور کمینها و انتصاب قطبها و مدار رحاها»؛ «آنجا که گرد و غبار شبهات بر می خیزد منحرف نشوید، هنوز اول کار است، تازه نطفه این جنین بسته شده و تازه این آسیای خونین نصب شده و تدریجا بالا خواهد گرفت».
مطابق این بیان امیرالمؤمنین، نطفه این فتنه ها را در طغیان و سکر نعمت ها در میان یک عده و کینه و عقده و انتقام در میان یک عده دیگر باید جستجو کرد. در ضمن خطابه 156 که علی (ع) مشغول سخن گفتن بود شخصی حرکت کرد و گفت: «یا امیرالمؤمنین! اخبرنا عن الفتنة و هل سألت رسول الله صلی الله علیه و آله عنها»؛ «عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! فتنه را توصیف کن و آیا از رسول خدا چیزی در این زمینه پرسیده و شنیده ای؟ فرمود: وقتی که این آیه نازل شد»، «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون»؛ «من دانستم که در این امت فتنه واقع خواهد شد و تا رسول خدا در میان امت هست واقع نخواهد شد».
از رسول اکرم (ص) پرسیدم: «ما هذه الفتنة التی اخبرک الله تعالی بها یا علی ان امتی سیفتنون من بعدی»؛ «عرض کردم: این فتنه که خدا خبر داده چیست؟ فرمود: بعد از من مردم دچار فتنه خواهند شد. من گفتم: آیا شما در احد وقتی که گروهی از مسلمین شهید شدند و من توفیق شهادت پیدا نکردم و از این جهت محزون شدم به من نگفتید: «ابشر فان الشهادة من ورائک؟» مژده باد تو را به شهادت که در انتظار توست؟ فرمود: همین طور است، بعد به من فرمود: حالا بگو صبر تو چگونه خواهد بود؟ گفتم: «یا رسول الله لیس هذا من مواطن الصبر ولکن من مواطن البشری و الشکر» آنجا جای صبر نیست، جای خوشحالی و شکر گزاری است».
آن وقت رسول اکرم این طور توضیح داد و فرمود: یا علی! بعد از من امت من مال دنیا به چنگ می آورند و همان مال آنها را گرفتار فتنه ها خواهد کرد و با این حال بر خدا منت می گذارند که دین دارند، تمنای رحمت او را دارند و از عذاب او ایمن اند، احکام و مقررات الهی را با تأویل و شبهه پامال می کنند، حرامهای خدا را حلال می کنند، شراب را به نام "نبیذ" و مال حرام و رشوه را به نام "هدیه" و ربا را به نام "بیع" می خورند. من گفتم: یا رسول الله! تکلیف من در این وقت چیست؟ آیا با این مردم معامله کفر و ارتداد کنم یا معامله فتنه؟ فرمود: معامله فتنه.

مسلمین بعد از رسول اکرم (ص) موفق شدند فتوحات زیادی بکنند و کشور اسلامی توسعه یافت، اموال و ثروت های بی حسابی به دستشان افتاد و متأسفانه تقسیم این اموال به طور عادلانه ای صورت نگرفت و تخم فتنه ها در همین جا کاشته شد و بعد هم اشخاص نامناسبی از اموی ها زمام کارها را در دست گرفتند و به تعبیر امیرالمؤمنین أثره پیش آمد، مظالم زیادی واقع شد، عده ای را نعمت باد آورده و رنج نبرده مست کرد و از هوش برد و عده ای دیگر که محروم و مظلوم بودند عکس العمل انتقام نشان دادند و کشمکش شروع شد که (اینها) در همان دو جمله امیرالمؤمنین خلاصه می شود: «اتقوا سکرات النعمة و احذروا بوائق النقمة»، دو عامل نعمت و نقمت کار خودش را کرد. (خطبه 151). در مروج الذهب مسعودی می نویسد: "زبیر خانه ها در بصره و کوفه و مصر و اسکندریه بنا کرد، وقتی که مرد هزار اسب و هزار غلام و هزار کنیز باقی گذاشت، مجموعا پنجاه هزار دینار تقویم می شد".
نظیر اینها را در مورد طلحه و زید بن ثابت و یعلی بن امیه و عبدالرحمن بن عوف و بعضی دیگر نوشته اند، که علی (ع) در یکی از خطب می فرماید: «و قد اصبحتم فی زمن لا یزداد الخیر فیه الا ادبارا، و لا الشر فیه الا اقبالا، و لا الشیطان فی هلاک الناس الا طمعا، فهذا اوان قویت عدته و عمت مکیدته و امکنت فریسته، اضرب بطرفک حیث شئت من الناس، فهل تبصر الا فقیرا یکابد فقرا، او غنیا بدل نعمة الله کفرا، او بخیلا اتخذ البخل بحق الله وفرا، او متمردا کأن باذنه عن سمع المواعظ وقرا، این خیارکم و صلحائکم و احرارکم و سمحائکم، و این المتورعون فی مکاسبهم و المتنزهون فی مذاهبهم». (خطبه 129)
این زمان زمانی است که خیر پشت کرده و شر رو آورده و راه طمع شیطان باز شده، قدرت شیطان زیاد شده و فریبش عمومیت پیدا کرده و شکارش آسان شده، به هر طرف می خواهی نظر بینداز و ببین، آیا جز ناهمواری ها و ناهماهنگی ها خواهی دید؟ از یک طرف فقرایی می بینی که در چنگال مهیب فقر و تنگدستی دست و پا می زنند و از طرف دیگر ثروتمند کافر نعمت و ناسپاس و بخیلی می بینی که منع حقوق الهی را وسیله جمع مال قرار داده، و یا گوشهای سنگین می بینی که سخن حق در آنها اثری ندارد، کجا رفتند خوبان و صالحین شما، کجایند آزادگان و با گذشت ها و فداکارها؟

منـابـع

مرتضی مطهری- حکمتها و اندرزها- صفحه 133-130

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها