شرکت اجتماع در محصول طبیعت و کار شخصی

فارسی 2300 نمایش |

در خصوص شرکت اجتماع در محصولی که ساخته طبیعت و کار شخصی است. دیگران را به طور مساوی در محصول کار او شرکت دادن خلاف اصل عدالت است، استثمار است، زیرا حقی که اجتماع برای افراد باید قائل باشد باید متناسب باشد با کاری که آزادانه یا بالاجبار در اجتماع انجام می دهد. اگر عملا کار فردی بر کار فرد دیگر افزایش داشت شرکت دادن غیر با او در محصول آن کار ظلم و بی عدالتی و استثمار است، و اگر فرضا بخواهیم افراد را مجبور کنیم که همه به قدر هم کار کنند تا به قدر هم از محصول کار بهره ببرند باز هم ظلم و اجحاف است، زیرا آزادی را از فردی که طبیعت، نیروی جسمی و روحی بیشتری به او داده و با فردی که هر چند نیروی بیشتری ندارد اما حاضر نیست وقت خود را به تنبلی بگذراند سلب کرده ایم. ظلم و بی عدالتی منحصر به استثمار یعنی این که فردی محصول کار دیگری را تصاحب کند نیست، منع فردی یا افرادی از این که حداکثر استفاده را از نیروهای خدادادی خود بکند و سلب این آزادی از او نیز ظلم و سلب حق طبیعی است. بالضروره افراد انسانها از لحاظ استعداد کار و از لحاظ چالاکی و پشت کارداری و نقطه مقابل آن یعنی تنبلی متفاوت آفریده شده اند، و البته طبیعت در ایجاد این تفاوت هدف دارد و فرضا از این نظر هدفی هم در کار نباشد مطلب از همین قرار است.

حبس ثروت و نیروی انسانی در مکاتب اقتصادی و مارکسیستی:
علی هذا مجبور کردن افراد به این که با این که کار بیشتری انجام داده اند محصول کار خود را به دیگران واگذارند ظلم و استثمار است. منع کردن آنها نیز از این که کار بیشتری انجام دهند و الزام به این که در حد ضعیف ترین کارگران کار کنند، آن نیز ظلم است هر چند استثمار نیست، به علاوه در هر دو صورت مانع ترقی و پیشرفت و تکامل اجتماع است زیرا دو چیز مانع رشد و ترقی اجتماع است و هر دو نوعی ظلم و اجحاف هم هست، یکی حبس و توقیف مواد اولیه به وسیله مالکیت افرادی معدود، که لازمه رژیم سرمایه داری است، و یکی حبس و توقیف منبع انسانی و نیروی انسانی و جلوگیری از مسابقه، که لازمه رژیم اشتراکی است. در صورت اول از آن نظر که مشوق و محرکی قوی و نیرومند از افراد سلب می گردد و در صورت دوم عملا مانع فعالیت و کوشش افراد با این که تفاوت میان افراد احیانا از زمین تا آسمان است شده ایم.

حدود مالکیت فردی در اسلام:
مال از نظر اسلام همان طوری که به فرد تعلق دارد به اجتماع نیز تعلق دارد. حق مالکیت نامحدود نیست، شامل اسراف و تبذیر نیست، لهذا اسلام اجازه نمی دهد که انسان برای بعد از مردن خود به هر چه دلش می خواهد وصیت کند. در آمریکا یک ثروتمند احیانا وصیت می کند که همه یا نیمی از ثروتش مال سگ عزیزش (سی سی مثلا) باشد. این کار، احمقانه است و اسلام چنین حقی برای مالک قائل نیست.

منـابـع

مرتضی مطهری- نظری به نظام اقتصادی اسلام- صفحه 57-55 و صفحه 156

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد