شورای سقیفه بنی ساعده

فارسی 10339 نمایش |

هنگامی که پیامبر اکرم (ص) رحلت فرمود، دو گروه اصلی در مدینه وجود داشتند: مهاجران و انصار. پس از رحلت پیامبر (ص)، انصار که از جریان فتح مکه به این طرف در اندیشه مشکلات پس از رحلت رسول خدا (ص) افتاده و به دلیل ترس از تسلط قریش و مهاجران نگران آینده خود بودند، بی توجه به بیعتی که در غدیر با امام علی (ع) بسته بودند، در محلی به نام سقیفه بنی ساعده اجتماع کردند. حباب بن منذر یکی از سران انصار در سخنان خود در سقیفه، انصار را برتر از قریش دانسته و گفت: "این شمشیر شما بود که اسلام را پیروز کرده است. مهاجران زیر سایه شما هستند و جرأت مخالفت با شما را ندارند". از سوی دیگر چند نفر از مهاجران که در دو هفته پایان حیات رسول خدا دست به اقدامات مشکوکی زده بودند، با شنیدن خبر اجتماع سقیفه، به سرعت به سوی آن رفته و به بحث و گفتگو با انصار پرداختند آنها عبارت بودند از: ابوبکر، عمر ابن خطاب و ابوعبیده جراح. قبل از آمدن این اشخاص، میان انصار بحث فراوانی شد. یکی از انصار گفت: شخصی را برگزینید که قریش ملاحظه هیبت او را بکند و انصار از او ایمن باشند. عده ای سعد بن عباده رئیس قبیله خزرج را پیشنهاد کردند.
اسید بن خضیر که از اشراف قبیله اوس بود به مخالفت پرداخت و گفت: خلافت باید در قریش بماند. دیگران بر ضد او سخن گفتند. بشیر بن سعد نیز از قریش دفاع کرد. «عویم ابن ساعده» گفت: خلافت جز از آن اهل بیت نخواهد بود، همان جایی قرارش دهید که خدا قرار داده است. این بحث ها نشان دهنده تضاد و رقابت داخلی انصار است. باید توجه داشت که انصار عمدتا از قبیله اوس و خزرج بودند که قبل از اسلام دشمنی سختی با یکدیگر داشتند و اکنون کینه ها در حال بیدار شدن بود. عمر و ابوبکر و ابوعبیده که از مهاجران بودند به سرعت نزد آنها رفتند. ابوبکر هنگامی که حرفهای انصار را شنید، چنین گفت: آنچه شما انصار درباره خود می گوید البته درست است و شما لشگر منسجم اسلام هستید، اما عرب خلافت را جز برای تیره قریش نمی شناسد. قریش برترین عرب از لحاظ نسب و اصالت خانوادگی اند.
ابوبکر به اختلافات دیرینه میان آنان دامن زد و ادامه داد که اگر خزرجیان بر خلافت تسلط یابند، اوسیان از آن نخواهند گذشت و اگر اوسیان قدرت را به دست گیرند خزرجیان از آن نخواهند گذشت، در آن صورت همیشه میان آنان کشت و کشتار خواهد بود. من پیشنهاد می کنم که با عمر یا ابوعبیده که تنها مهاجران آن جمع بودند بیعت کنید. انصار اعتراض کردند و در نهایت یکی از آنان گفت: امیری از ما و امیری از شما باشد. عمر پاسخ داد: دو شمشیر در یک غلاف جای نخواهد گرفت. پس از آن دست ابوبکر را گرفت و با وی بیعت کرد. اسید بن خضیر از اوس و بشیر بن سعد اولین افراد انصاری بودند که در سقیفه با ابوبکر بیعت کردند پس از آنان بسیاری از انصار نیز بیعت کردند. هر چند کسانی چون سعد بن عباده با خشم و ناراحتی اجتماع را ترک کردند. پس از خاتمه بیعت، آنان از محل خارج شدند و در کوچه ها به راه افتادند و به هر کس می رسیدند، می گفتند ابوبکر خلیفه شد، با او بیعت کن. دست او را گرفته و به دست ابوبکر مالیدند؛ چه آن شخص به این کار تمایلی می داشت یا نه!!
باید توجه داشت که در سقیفه پس از کنار گذاشتن امام علی (ع)، رقابت قبیله ای آغاز شد و طبعا در زمینه برتری قبیله ای، قریش از همه بالاتر بود هر چند نفوذش در مدینه محدود بود. مهمترین استدلال ابوبکر و عمر در سقیفه مسأله قرابت و خویشی با پیامبر (ص) و سن ابوبکر بود. در کنار آن برتری قریش و اینکه عرب زیر بار قبیله ای جز قریش نخواهد رفت. آنان تاکید داشتند که عرب نمی پذیرد که نبوت در یک قبیله و خلافت در قبیله دیگر باشد.

منـابـع

دانشنامه رشد

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها