تفسیر اسلام از خدمت به خلق

فارسی نسخه موبایل

عده ای می گویند همه دستورهای خدا و اصل ایمان و عبادت برای این است که مردم در نهایت امر، خیرخواه خلق خدا باشند و به خلق خدا خدمت کنند؟ می گویند ما باید "ایمان" داشته باشیم برای اینکه در پرتو ایمان، به خلق خدا خدمت کنیم. باید خدا را عبادت کنیم چون در پرتو عبادت است که بهتر به خلق خدا خدمت می کنیم. از نظر اینها همه دستورهای اسلام و سایر ادیان و همه دستورات بزرگان بشریت، مقدمه این است که به خلق خدا خدمت شود. نمی گویند خود خلق خدا بالاخره چه می خواهد بشود. آخر اگر می گویند باید به خلق خدا خدمت شود، خود خلق خدا چه برنامه ای دارد؟ هیچ برنامه ای ندارد؟!
نه، این طور نیست. ایمان مقدمه خدمت به خلق نیست، عبادت مقدمه خدمت به خلق نیست، برعکس است: خدمت به خلق، مقدمه ایمان است، خدمت به خلق، مقدمه عبادت است، خدمت به خلق، مقدمه عاقل شدن است، خدمت به خلق مقدمه سایر ارزشهای انسانی است، یعنی ما باید به خلق خدمت کنیم تا آنها را در مسیر ایمان بیندازیم، تا آنها را در مسیر خداپرستی بیندازیم، تا آنها را در مسیر سایر ارزشها بیندازیم. خدمت به خلق، مقدمه و زمینه برای ایمان است نه اینکه ایمان مقدمه خدمت به خلق باشد، و نه اینکه هیچکدام مقدمه آن باشند. اسلام چنین مکتبی دارد و چنین حرفی می زند و واقعا هم وقتی ما حساب کنیم، می بینیم غیر از این معنی ندارد. والا اگر این طور باشد (یعنی خدمت به خلق مقدمه ایمان نباشد) ما باید همه انسانها را منهای انسانیت آنها در نظر بگیریم. بعد همان طور که قبلا هم گفتیم باید به لومومبا به همان چشم نگاه کنیم که به چومبه نگاه می کنیم و به موسی چومبه هم به همان چشم نگاه کنیم که به لومومبا نگاه می کنیم، چون هر دو انسانند، هر دو شکم دارند، هر دو ممکن است گرسنه شوند و هر دو ممکن است برهنه باشند.
دیگر از جنبه به اصطلاح "زیست شناسی" این دو انسان با یکدیگر فرق نمی کنند. من بعضی از مجلات نسبتا خیلی سنگین و آبرومند را که می خوانم، می بینم عده ای وقتی می خواهند مقام "عرفان اسلامی" را خیلی بالا ببرند و از آن تعریف کنند می گویند: این عرفای ما کوچک نیستند، حرفهای خیلی خیلی بزرگ زده اند! می پرسیم چه گفته اند؟! می گویند: عرفان در نهایت امر، سر از خدمت به خلق درمی آورد!
نه، این طور نیست. عرفان هیچوقت در نهایت امر، سر از خدمت به خلق در نمی آورد، در وسط راه و بلکه در مقدمه راه سر از خدمت به خلق درمی آورد. خدمت به خلق در عرفان هست و باید هم باشد ولی خدمت به خلق، نهایت عرفان نیست، خدمت به خلق مقدمه ای از مقدمات عرفان است و اگر به تعبیرات شرعی خودمان بخواهیم تعبیر کنیم، می گوئیم: به خدا نزدیک شدن مقدمه خدمت به خلق خدا نیست، به خلق خدا خدمت کردن مقدمه قرب الهی و رسیدن به مقام قرب خداست.

منـابـع

مرتضی مطهری- انسان کامل- صفحه 267-268

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد