عدم درک احاطه قیامت بر دنیا به واسطه حجاب های دنیوی

فارسی نسخه موبایل

خداوند متعال در سوره اعراف آیه 187 دلیل عدم درک احاطه وجودی قیامت بر دنیا و برزخ را در این دنیا این گونه بیان می کند: «یسـلونک عن الساعة أیان مرساها قل إنما علمها عند ربی لا یجلیها لوقتها إلا هو ثقلت فی السماوات و الارض لا تأتیکم إلا بغتة یسـلونک کأنک حفی عنها قل إنما علمها عند الله ولکن أکثر الناس لا یعلمون؛ از تو سؤال می کنند که قیامت کی بر پا می شود! زمانش را برای ما مشخص کن! ای پیغمبر بگو: علم به قیام قیامت و دانستن ساعت و زمان آن، فقط در نزد پروردگار من است. کسی غیر از خدا حجاب از ساعت قیامت کنار نمی زند و پرده از روی خفای آن بر نمی دارد و موقع آن را روشن و واضح نمی کند. ساعت قیامت در آسمان ها و زمین سنگین است و تحمل آن مشکل! ناگهان به شما خواهد رسید. از تو سؤال می کنند که گویا تو از قیامت خبر داری ولی از آنها مخفی می کنی، و از اطلاع به آنها دریغ می کنی و منع می نمایی! بگو: این است و جز این نیست که غیر از پروردگار کسی نمی داند؛ ولیکن اکثر مردم نمی دانند.» (اعراف/ 187)
قیامت نزدیک است، الان هست، با تو هست، آتش تو را گرفته، عذاب های خدا احاطه نموده؛ ولیکن چون بدنت سرد شده است، و روحت کرخ شده و درد را حس نمی کند، نمی فهمد که چگونه در حال اشتعال است. شخصی که در حال غضب است، احساسات عصبیش بالا رفته، عقلش در آن حال ادراک ندارد؛ می زند کاسه را می شکند، کوزه را می شکند، آدم می کشد، هزار جنایت می کند و ادراک نمی کند. وقتی غضبش فرو نشست، آن وقت می فهمد که چه آتشی به جانش افتاده است.
وقتی کسی در حال شهوت است، هزار کار شنیع انجام می دهد و قبحش را نمی فهمد؛ و وقتی به حال عادی بازگشت، می فهمد در حال شهوت چه کرده است، با مادر خود و با دختر خود زنا نموده و خود را از حیوان نیز ساقط تر نموده است. مردم در دنیا گرفتار شهوتند. این شهوات، روح و نفس و عقل آنها را گیج کرده، نمی گذارد بفهمند چگونه دردناک و مبتلا هستند؟ مردم دنیا که در آرزوهای دراز به سر می برند و به حب جاه و حب مال مبتلا هستند، ادراک حقایق نمی کنند. در آتش می سوزند، اما سوزش را نمی فهمند. وقتی عالم اسباب و مسببات و سلسله علل و معلولات و تشکیلات این عالم به هم خورد و نور خدا طلوع کرد و انسان از مسیر شهوت بیرون آمد، آن وقت ادراک می کنند که آتش فراوان است، و عجیب آتشی است، و چقدر از بدن آنها سوخته و تفته گردیده است.
مستی شهوت و غضب انسان را از ادراک سوختن و آتش گرفتن و مشتعل شدن جلوگیری می نماید، چون "حبک الشیء یعمی و یصم؛ محبت هر چیز، انسان را از نظر به غیر آن کور و کر می کند." و چون عالم دگرگون گردد، و انسان از طبع و ماده بیرون آید و بار سفر به عالم تجرد را ببندد، می بیند که چه بلاهایی به سرش آمده است؛ و چگونه نفس لطیف خود را جریحه دار و قریحه دار نموده و در آتش افکنده است؟ «لا تأتیکم إلا بغته؛ ناگهان قیامت در می رسد و همه را می برد. به کجا؟» (اعراف/ 187) «و أن إلی ربک المنتهی؛ بازگشت همه به سوی خود خداست.» (نجم/ 42) منتهی و آخر هر سیری و مسیری خداست. مقصد و مقصود هر قاصدی خداست.

منـابـع

سید محمدحسین حسینی طهرانی- معادشناسی 5- صفحه 168-166

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد