مخلصین از زبان سعدی و عبدالکریم جیلی

فارسی 3395 نمایش |

مخلصین در تمام عوالم، ظهورات و تجلیات حق متعال را ملاحظه نموده، و در مقام شهود اراده و اختیار خدا، غیر از «و ما تشاؤون إلا أن یشآء الله؛ و تا خدا نخواهد (شما) نخواهيد خواست» (انسان/ 30) را لمس و مس نکرده اند. وجود آنان آئینه خدانما شده و تمام مراتب خودنمائی را به خاک نسیان مدفون ساخته اند. و نه آنکه عیاذا بالله در مقابل خدا دکان باز کرده اند و دارای قدرت و علم و حیاتی جداگانه شده اند. این فرعونیت است. بلکه قدرت و علم و حیات خود را مندک و فانی در قدرت و علم و حیات خدا نموده و بهیچوجه من الوجوه برای خود حیات و علم و قدرتی نمی بینند. و خداوند جل و عز را یگانه مصدر حیات و علم و قدرت دیده و در مقابل ذات لایتناهی و أزلی و أبدی و سرمدی او، سفره خود را بکلی جمع نموده و از انتساب این صفات به خود با توبه و اعتذار و خجلت و شرمندگی مواجه و برای مدت غیر محدود از خودیت برون آمده و به حق پیوسته اند.
چه خوب شاعر حکیم و پارسی زبان ما سعدی شیرازی این معنی را بازگو کرده است:
ره عقل جز پیچ در پیچ نیست *** بر عارفان جز خدا هیچ نیست
توان گفت این نکته با حق شناس *** ولی خرده گیرند اهل قیاس
که پس آسمان و زمین چیستند *** بنی آدم و دیو و دد کیستند
همه هرچه هستند از آن کمترند *** که با هستیش نام هستی برند
عظیم است پیش تو دریا به موج *** بلند است خورشید تابان، به اوج
ولی اهل صورت کجا پی برند *** که ارباب معنی به ملکی درند
که گر آفتابست، یک ذره نیست *** و گر هفت دریاست، یک قطره نیست
چو سلطان عزت، علم درکشد *** جهان سر به جیب عدم درکشد
آنان عالم اعتبارات را جز سرابی نمی پندارند و غیر از اصالت حق در تمام عوالم وجود، اصلی را پابند نیستند. در توصیف آنان، عبدالکریم جیلی عارف عرب زبان چه خوب آورده است:
1- ألا إن الوجود بلا محال *** خیال فی خیال فی خیال
2- و لا یقظان إلا أهل حق *** مع الرحمن هم فی کل حال
3- و هم متفاوتون بلا خلاف *** فیقظتهم علی قدر الکمال
4- هم الناس المشار إلی علاهم *** لهم دون الوری کل التعالی
5- حظوا بالذات و الا وصاف طرا *** تعاظم شأنهم فی ذی الجلال
6- فطورا بالجلال علی التذاذ *** و طورا بالتلذذ بالجمال
7- سرت لذات وصف الله فیهم *** لهم فی الذات لذات عوالی
1ـ آگاه باشید که نظر استقلالی به عالم موجودات نمودن، بدون شک خیال در خیال در خیال است.
2ـ و در عالم جز اهل حق، کسی بیدار نیست. آنان هستند که با خداوند رحمن در هر حال معیت دارند.
3ـ و بدون إشکال، اهل حق نیز در درجات مختلفه ای هستند و مقدار بیداری آنها بر حسب و مقدار کمال آنهاست.
4ـ ایشانند آن مردمی که به علو مقامات آنها اشاره میشود. از برای آنان در نزد عالم آفرینش تمام درجات و مقامات عالیه هست.
5ـ آنها تدریجا و رفته رفته در عالم صفات الهیه گام برداشته و به ذات مقدس رسیده و شأن و منزلت ایشان درباره مسائل مربوط به خداوند ذی الجلال، بزرگ و ارزشمند شده است.
6ـ گاهی با صفات جلالیه خدا در لذت بسر میبرند و گاهی با صفات جمالیه در التذاذند.
7ـ لذتهای اوصاف حق متعال در وجودشان ساری شده و از برای ایشان در ذات مقدس لذتهای بلند پایه است.
درجات و مقامات اینگونه افراد، و ارزش و احترام آنان در نزد خداوند متعال تا حدی است که به برکت وجود آنان، خداوند عذاب را از روی زمین نسبت به مردم متمرد و گنهکار بر میدارد.

منـابـع

سید محمد حسینی تهرانی- معادشناسی- ج 4 صفحه 214-216

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد