ظهور دوستی و دشمنی حقیقی در قیامت

English فارسی 2813 نمایش |

قرآن کریم نحوه روابط را در هنگام نفخ صور اینچنین توضیح می دهد: «فإذا نفخ فی الصور فلا أنساب بینهم یومئذ و لا یتسآءلون؛ چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا گردد، در اینصورت بین مردم روابط نسبی نخواهد بود؛ و بین افرادی که خویشاوندی در دنیا دارند گفتگوئی نیست» (مومنون/101).
چون عالم عوض میشود، و روابط این عالم از شؤون این عالم است؛ آن عالم شؤون دیگری دارد، عالم حقیقت است و اعتبار نیست، عالم واقعیت است و روابط بر اساس ماده و طبع نیست. در آنجا افرادی که از نقطه نظر معنی و واقعیت و ارتباط نفوس روحانیه با هم ارتباط دارند با همدیگر مجتمع میشوند، گرچه از جهت ماده و طبع و نیز از جهت روابط اعتباریه با یکدیگر بیگانه باشند. در این عالم حق و باطل درهم آمیخته و روابط بر اساس جلب منافع مادیه و اعتباریه است؛ و در آن عالم، حق از باطل جدا و روابط بر میزان قرب و بعد نفوس از یکدگر است. در اینجا احترام از بزرگان برای دفع ضرر و نیات مختلفی است که در همینجا نتیجه اش عائد انسان میشود؛ در آنجا بزرگی نیست، انسان از پدرش و پسرش فرار میکند، و گرفتاریهای خود او برای او مجال و حال برخورد با دگران را نمی گذارد.
«فإذا جآءت الصآخة * یوم یفر المرء من أخیه * و أمه و أبیه * و صـاحبته و بنیه * لکل امری منهم یومئذ شأن یغنیه؛ چون صدای کوبنده بلند شود و روز بازپسین برسد، روزی است که انسان از برادرش فرار میکند، و از مادرش و پدرش و از زوجه اش و فرزندانش فرار میکند. و برای هر کس در آن روز شأن و کاری است که او را به خود مشغول ساخته و مجال برخورد با دیگران را نمیدهد» (عبس/33-34-35-36-37).
در آنجا هر کس به خدا آشناتر باشد و به رسول خدا آشناتر باشد نسبش شریف تر است. در روایات داریم که وقتی حضرت امام زمان (عج) ظهور کنند، مردم از باب قرابت خویشاوندی و رحمیت ارث نمیبرند، بلکه مانند صدر اسلام بر اساس قرابت معنوی و اخوت دینی ارث میبرند. با اینکه گفتیم ظهور امام زمان مرتبه نازله ای است از رجعت، و رجعت مرتبه نازله ای است از قیامت؛ بنابراین در قیامت بهیچوجه قرابت و خویشاوندی موجب نجات و دستگیری از انسان نخواهد بود. «الا خلآء یومئذ بعضهم لبعض عدو إلا المتقین؛ دوستان و موالی در آن روز، بعضی با بعضی دشمنند مگر پرهیزکاران» (زخرف/67). دوستی هائی که مردم در این دنیا بر غیر میزان خدا و قرب و محبت خدا با یکدیگر دارند چون بر اساس حق نیست، در آن عالم بروز و ظهور حقائق تبدیل به دشمنی میگردد و به صورت دشمنی ظهور دارد، مگر روابطی که بر میزان حق و تقرب حضرت باری تعالی در بین مردم باشد، که آن در آن عالم نیز بصورت مودت و دوستی است.
اگر حقیقت دوستی هائی که مردم دنیا با یکدگر دارند بررسی شود ملاحظه میشود که بر محور پیمان ها و تعهدات و امور اعتباریه دیگر و یا بر اساس قرابت و خویشاوندی و اتحاد خون بوجود می آید. و چون تمام این امور برای تسکین خاطر و جلب منفعت دنیوی است، بنابراین تا دم مرگ بیشتر باقی نمانده و تاب مقاومت نمی آورد. بچه تربیت میکند برای آنکه در هنگام پیری از او دستگیری کند، از آقا احترام میکند تا از او استفاده کند، پسرش را دوست دارد برای آنکه فرمانش را ببرد؛ اما اگر بزرگ شد و فرمان نبرد، و فرزند در حال پیری از او دستگیری نکرد، به کسی که سلام کرده امروز جواب سلامش را نداد، زن حاضر برای توقعات مرد نبود، مرد حاضر برای خواهش های زن نبود؛ در این صورت باز هم محبت باقی است، یا تبدیل به یک صحنه از آتش عداوت و جدائی میشود؟
تمام دوستی های مردم دنیا چون بررسی شود، و از ریشه ای که دارد جستجو به عمل آید، و از علل و سبب پیدایش و از علل و اسباب فقدانش نیز تفحص گردد معلوم میشود غیر از دوستی هائی که اولیاء خدا و متقیان دارند بقیه همگی بر اساس شهوت و غضب و مال پرستی و جان دوستی و لذائذ مادی جنسی و خوراکی و حب جاه و ریاست و سائر امور اعتباریه وهمیه است. چون قیامت بر پا شود و اصولا این اساس به هم بخورد و واژگون گردد «و إلیه تقلبون؛ و به سوی او بازگردانده می شوید» (عنکبوت/21) این دوستی ها تبدیل به عداوت میشود؛ دوستانی که از شدت محبت بر سر هم قسم میخوردند، در روز بازپسین اگر به هم نزدیک شوند مشت بر سر هم میکوبند، و با ندائی که از ته جان بر می خیزد میگوید: دور شو از من! پدر مشت میکوبد بر سر فرزند و فرزند بر سر پدر، زن بر سر شوهر و شوهر بر سر زن، شریک بر سر شریک، راننده بر سر سرنشین و سرنشین بر سر راننده، غلام بر سر مولی و مولی بر سر غلام.
اما متقیان و أخلاء ایمانی بدون هیچ توقع و ترقب و انتظاری از هم، همدیگر را دوست دارند. سعی در قضاء حوائج هم می کنند بدون انتظار پاداش، پهلوی هم در مجالس نماز و مساجد و مجالس ذکر می نشینند و یاد خدا می کنند بدون هیچگونه توقع و انتظاری؛ اجتماع می کنند نه اجتماع شیطانی؛ مسجد می سازند نه مسجد ضرار بلکه مسجد ایمان و تقوی.
«لمسجد أسس علی التقوی من أول یوم أحق أن تقوم فیه فیه رجال یحبون أن یتطهروا؛ آن مسجدی که از اولین روز بنیادش بر اساس تقوی و پاکی و عصمت و مصونیت از گناه پایه گذاری شده است سزاوارتر است اینکه در آن به عبادت قیام کنی! در آن مسجد مردانی هستند که دوست دارند پاک و پاکیزه گردیده و به مقام طهارت برسند» (توبه/108). در چنین مساجدی دوستان خدا با هم اجتماع می کنند؛ یکدگر را تماشا می کنند، داد و ستد معنوی و رد و مبادله حقائق و معارف می کنند، و چنان با یکدگر صمیم و محب هستند که هیچ چیز نمی تواند اساس محبت آنها را بر هم زند. و چون برای خداست جاودانی است، و زمان و مدت آن در اثر انقراض دنیا پایان نمی پذیرد. به خلاف دوستی های دنیوی که آخرین مدتش، اولین مرحله مرگ است. و در هنگام جان دادن، ملائکه قبض روح، «لقد تقطع بینکم و ضل عنکم ما کنتم تزعمون؛ و همانا روابط شما از هم گسیخته و آنچه را که (پشتیبان خود) می پنداشتید از دستتان رفته است» را در گوش آنان مینوازند.(انعام/94)

منـابـع

سید محمد حسینی تهرانی- معادشناسی جلد 4- صفحه 290 تا 294

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد