غربزدگی و تکذیب تعالیم دینی در مشروطیت

فارسی نسخه موبایل

وقتی که مشروطیت امضاء شد فکلی مآب ها و غرب زدگان به نام آزادی قلم و بیان داد سخن دادند و در روزنامه ها شروع کردند به هرزه گوئی؛ اولین منطق آنان مسخره کردن پیغمبر (ص) و امام و دین و ایمان و قرآن بود و هر روز یک فصل مشبعی در این زمینه می نوشتند؛ روزنامه ناهید که نمی دانم هم اکنون نویسنده اش زنده است یا مرده است؛ در روزنامه خود اشعاری علیه پیامبر اکرم (ص) گفت؛ از آن جمله این بیت است که:
جار زد آن جارچی مسخره *** الدنیا مزرعة الآخرة
روزنامه حبل المتین در کلکته منتشر می شد و در هر نوبت فصلی در رد دین و پیغمبر و ایمان و روضه خوانی و گریه و عزاداری بر سید مظلومان امام حسین (ع) می آورد؛ حجاب و عفت زنهای مسلمان را به باد تمسخر می گرفتند، این اشعار ایرج میرزا است؛ ببینید چگونه شیفته مناظر فرنگ شده و لخت و عریان بودن زن را سمبل ترقی و تکامل و آزادی می داند؛ علماء و فقهاء را مسخره کردند تا به جائی که مرحوم آخوند ملامحمد کاظم خراسانی که خود نیز از لواداران و امضاء کنندگان مشروطیت بود قصد کرد به ایران مسافرت کند و از نجف رهسپار این سرزمین گردد، و یک تلگراف بسیار قوی که شامل تهدید و ارعاب و حاوی دویست کلمه بود به ایران زد که عشاق مدینه عشق راه پاریس را در پیش گیرند و تبعید شوند و مراد از مدینه عشق «عشق آباد» است که محل فرق ضاله بوده است؛ و بواسطه همان تلگراف هم آزادی خواهان را برای اینکه سر و صدا بخوابد از ایران بیرون کردند، و همه را تبعید کردند. که داستانش مفصل است. و سپس چون خود آن مرحوم عازم ایران بود، گویند: در شبی که فردای آن، عازم رحیل بود با قهوه او را مسموم کردند و از دنیا رفت. چرا؟ بواسطه انحراف مغزها از محور اصلی خود. الذین کذبوا بـایاتنا و لقآء الآخرة حبطت أعمـالهم؛ و کسانی که آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، اعمالشان تباه است، (اعراف/147) و کردند آنچه کردند؛ و هفتاد سال به نام آزادی همه را از حقوق اولیه خود محروم، و با باطوم بر مغزها کوفتند تا از اصالت و حقیقت دست بردارند. با الفاظ حریت و آزادی همه را مشغول کردند؛ با الفاظی بی محتوا و توخالی، برای فریب دادن و گول زدن مردم؛ اعمال آنها حبط است و در روز رستاخیز نامه عمل ندارند. مثل یک دانه چوب کبریتی که شما به یک انبار از کاغذ و کتاب بزنید! کافی است که همه را بسوزاند اگر شما عالم باشید، و با سواد باشید، و خیلی زحمت کشیده باشید، و چندین کتاب نوشته باشید؛ یک دانه چوب کبریت کوچک در یک لحظه کافی است همه را طعمه حریق قرار دهد. اگر تمام کتابهای خطی خود را در یک بقچه ببندید و در شط آب بیندازید، کتابهائی که فرضا در دویست سال نوشته شده است، کافی است که در یک لحظه غرقاب شود؛ این است معنای حبط و کیفیت حبط، پس نباید تعجب کرد که چگونه عمل مختصری این چنین توانائی دارد که بتواند عمل دویست سال را نابود کند! یک کلمه کفر بر زبان جاری کردن انسان را جهنمی و کافر میکند، یک لغزش برفراز کوه بلند، و یک اهمال و بازیگری میتواند انسان را در قعر دره هولناک سقوط دهد و استخوان های او را در هم شکند، و برای همیشه مدفن و مقبره او را در ته دره قرار دهد.
الذین ضل سعیهم فی الحیو'ة الدنیا و هم یحسبون أنهم یحسنون صنعا؛ کسانی هستند که سعی شان در زندگی دنیا هدر رفته و با این حال می پندارند که کار نیک انجام می دهند. (کهف/104).
دست خالی ترین و زیان بارترین افراد کسانی هستند که تمام فعالیت ها و کوشش های آنها در زندگی پست دنیوی توأم با آمال و آرزوهای شخصی به پایان می رسد؛ و این مسکینان خود چنین معتقدند که پیوسته مشغول انجام کارهای خیر هستند؛ اینها دستشان خالی است؛ چون برای خدا کاری نکرده اند که به کار آید؛ برای رضای پروردگار و پیمودن راه لقاء و زیارت او و تقرب به آستان او از خود، و خودفروشی، و خودبینی، و خودنگری، و خودمحوری، تنازل نکرده اند؛ گر چه اعمالشان بسیار بزرگ و در توده عامه مردم پسندیده باشد؛ ولی چون این اعمال از نفوس مستکبرانه و شخصیت طلبانه آنان سرچشمه گرفته و زائیده شده است؛ در عالم حقائق و میزان واقعیت و أصالت به پشیزی نمی ارزد و اعتبار ندارد. کارهای اینان گم می شود و نابود می گردد، و بنابراین عملی ندارند تا در نامه عمل منعکس گردد.
بعضی از مردم میزانشان سنگین و بعضی سبک است؛ اما اینها میزان ندارند، فلا نقیم لهم یوم القیـامة وزنا؛ «چیزی ندارند تا در میزان بریزند و بسنجند». (کهف/105). چون در واقع به خدا و رسول خدا ایراد دارند؛ و همان غریزه شخصیت طلبی آنها را در تسلیم نسبت به امر حق بازداشته و دیده معنای آنان را از مشاهده حق کور کرده است؛ و لذا در لابلای سخنان آنها مطالبی که حکایت از انکار می کند، دیده می شود؛ می گویند: ما قرآن را قبول داریم اما این آیه: الرجال قوامون علی النسآء بما فضل الله بعضهم علی بعض؛ مردان سرپرست زنانند به سبب برتری هایی که خدا به برخی از آنان در برابر برخی دیگر داده است. (نساء/34) را نمی فهمیم. دروغ می گویند؛ معنای آن را خوب می فهمند؛ این آیه از سائر آیات قرآن جدا نیست و به زبان دیگر نیز فرود نیامده است. در همین چند روزه اخیر طی چهار پنج روز، در روزنامه اطلاعات فرمایشات امام علی (ع) را که به حضرت امام حسن (ع) در حاضرین به عنوان وصیت انشاء فرموده و نوشته بودند، ترجمه بسیار سلیس و خوبی نموده بود ولی دزدی کرده بود. مثلا فقرات آخر آن را که درباره حجاب نسوان است و چنین است که: ای حسن! تا مقداری که می توانی در حجاب آنان کوشا باش و شدت حجاب، شفقت و مهربانی بر آنان است و از آفت محفوظ می کند:
واکفف علیهن من أبصارهن بحجابک ایاهن، فإن شدة الحجاب أبقی علیهن و لیس خروجهن باشد من ادخالک من لایوثق به علیهن، و إن استطعت أن لا یعرفن غیرک فافعل؛ و از طریق حجاب مشاهد، زنان را بپوشان! زیرا حجاب و پوشش، آنها را سالمتر و پاکتر نگاه خواهد داشت، خارج شدن و بیرون رفتن آنها بدتر از این نیست که افراد غیرمطمئن را در بین آنان راه دهی، اگر بتوانی که غیر از تو دیگری را نشناسد این کار را بکن. (نهج البلاغه نامه 31)، را به کلی در ترجمه حذف کرده بود. مترجم نام خود را ذکر نکرده بود.
این یک سرقت صریح و روشن است؛ اگر کلام أمیرالمؤمنین را ترجمه می کنی! بگو: من ترجمه می کنم ولی این فقرات را قبول ندارم و مفاد این فقرات به عهده من نیست به عهده أمیرالمؤمنین است. اما این وصیت را از اول تا به آخر ترجمه می کنی و آن مقداری را که طبق ذوق و سلیقه تو نیست از آن برمی داری! یک دزدی است؛ و تصرف در کلام غیر؛ اینها واقعا غرب زدگی است که از پانصد فرسخ بوی تعفن آن به مشام می رسد، می گویند: آیه و للرجال علیهن درجة؛ و مردان را بر آنها مرتبتی هست. (بقره/228) را هم نمی فهمیم؛ شکی نیست که نمی فهمید! نه تنها این آیه را نمی فهمید بسیاری از آیات دیگر را نیز نمی فهمید! زیرا اگر می فهمیدید معتقد می شدید و عمل می کردید! شما قرآن را مس نکرده اید! و بوئی از آن را استشمام نکرده اید شما هر چه را که مقابل طبعتان باشد نمی فهمید! ذلک بأنهم کرهوا مآ أنزل الله فأحبط أعمـالهم، «به علت اینکه مکروه و ناپسند دارند آنچه را که خداوند نازل کرده است مخالفت می کنند و بنابراین خداوند أعمال آنها را حبط می کند.»(محمد/9) و نظیر این آیه، آیه واقع در سوره محمد است:
ذلک بأنهم اتبعوا مآ أسخط الله و کرهوا رضوانه فأحبط أعمـالهم، «علت اینکه ملائکه مرگ در وقت مردن معاندین و مخالفین رسول الله صورت ها و پشتهای آنان را می زنند این است که: آنها پیروی می کنند از آنچه خدا را به غضب در می آورد و از مقام رضوان خدا ناخوشایند هستند پس خداوند اعمال آنان را حبط می کند.»(محمد/28)

منـابـع

سید محمد حسینی تهرانی- معادشناسی 7- صفحه 78-76

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد