معنا و کیفیت حشر در بحث معاد

فارسی 1762 نمایش |

عالم حشر یعنی عالم جمع. نفوسی که از این عالم بسوی خداوند میروند، به همان نقطه ای میروند که از همانجا ابتداء آفرینش آنها بوده و نزولشان بدین عالم از آن نقطه بوده است. تمام موجودات این عالم معاد دارند و حرکت بسوی خداوند متعال. نفس انسان، نفس حیوان، نفس نبات و حتی جمادات نیز معاد دارند؛ و نفوس ملائکه و انبیاء، و خلاصه تمام موجودات مجرده عالم علوی معاد دارند؛ و معاد آنها عبارت است از اندکاک و فناء در همان اسمی از اسماء ذات حق که از آن بوجود آمده اند. این پشه که معاد دارد، یعنی همان قوس نزولی را که در خلقت پیموده است باید پس از آن صعود نموده و در آن اسم و صفتی که موجب بدء و پیدایش او شده است مضمحل و فانی و مندک گردد.
«کما بدأکم تعودون؛ همچنانکه شما را آفرید و از مبدءی بوجود آورد، همینطور شما باید برگردید و به همان مبدأ عود کنید» (اعراف/ 29).
«کما بدأنا´ أول خلق نعیده؛ همانطور که ما اول خلقت را ابتدا کردیم، آن خلقت را به همانجا عود میدهیم و برمیگردانیم» (انبیاء/ 104).
خداوند اول چیزی را که خلق فرمود، مانند عقل چنانکه در روایت است: «أول ما خلق الله العقل؛ نخستین چیزی که خداوند آفرید عقل است»، یا مانند نور چنانکه آن نیز در روایت آمده است، یا آب چنانکه آمده است: «أول ما خلق الله المآء؛ اولین چیزی که خداوند آفرید آب است» که منظور همان وجود منبسط و رحمت واسعه خداست؛ به هرحال آنها معادشان به ذات مقدس است. و از آن اسم و از اول ما خلق، موجودات مجرده چون ارواح فرشتگان و عقول و نفوس قدسیه و نفوس ناطقه را آفرید، و از آن اسماء و صفات، نیز به همین ترتیب أسماء جزئیه و موجودات متکثره را به ترتیب نزول از رأس مخروط به قاعده آن مرتبا و مترتبا آفرید. و در این سلسله مراتب، هر موجودی معادش عبارت است از عود و بازگشت به همان جائی که از آنجا آفریده شده بود، و فناء و اندکاک در آن اسم حضرت حی قیوم.
و در دعای سمات -که از عالی ترین ادعیه و حاوی نکات و دقائق عجیب عرفانی است - بدین مطالب کاملا تصریح شده است، و همچنین در روایاتی که کیفیت پیدایش عالم را از اسماء خداوند بیان میکند. انسان نیز بازگشت میکند به همان جائی که از آنجا آفریده شده است و سرشت او و طینت او از آنجا بوده است، خواه از علیین و خواه از سجین. این حرکت انسان را از عالم کثرت بسوی مقام وحدت و از اعتبار بسوی حقیقت، حشر گویند؛ یعنی عالم جمع، عالمی که انسان در آن جمع می شود و در خود فرو میرود و پیچیده میگردد و فانی و مندک و مضمحل می شود.

منـابـع

سید محمد حسینی تهرانی- معادشناسی 6- صفحه 202-204

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد