لزوم هجرت و زندگی در مملکت اسلامی

فارسی 2110 نمایش |

دین اسلام دین جامع و کامل و کافلی است که در آن، امور اجتماعی و سیاسی به نحو احسن لحاظ شده و اجرای حدود و احکام و اقامه جمعه و قضای بین مسلمانان و سایر احکام کلیه آن، که باید به توسط حاکم شرع مطاع صورت گیرد، از اسس اصیل و از دعایم لا ینفک آن است، لذا برای امکان عمل نمودن به تکالیف شرعیه از امر به معروف و نهی از منکر و سایر دستورات و آداب اجتماعیه، حتما باید مهاجرت نمود به نقطه ای که آن را در لسان شرع «دار الاسلام » گویند و یا به نقطه دیگری در روی زمین و تشکیل حکومت اسلام داد در آن نقطه به دست حاکم شرع مطاع.
نکتة دوم: حرمت سکونت و توطن در بلاد کفر، خواه شخص مسلمان متوطن جزء تبعه آنجا محسوب گردد یا نگردد؛ بنا به فرض "علی کلا التقدیرین " امکان اتیان تکالیف الهیه و اقامه حدود و دایره امر به معروف و نهی از منکر در آنجا نیست و شخص مسلمان اگر تبعه آنجا شود، در تحت ولایت آنها قرار می گیرد و اگر مقیم شود، تحت حمایت و سرپرستی آنان.
«و لن یجعل الله للکـ'فرین علی المؤمنین سبیلا.»؛ «و هیچگاه خداوند مختصر راه سلطه و تفوق برای کافران نسبت به مؤمنان قرار نخواهد داد.» (نساء/ 141) و اگر گفته شود که: سکونت و توطن با وجود ولی شرع مطاع در آن اماکن امکان پذیر است. در جواب باید گفت که: حاکم شرع وقتی حکومت و ولایتش از طرف شارع امضا شده است که خود نیز در بلاد کفر سکونت نگزیده باشد و بر فرض توطن قبلی باید به دارالاسلام مهاجرت نموده باشد و بنابراین همیشه مقر ولایت حاکم و والی شرع باید در دارالاسلام بوده باشد.
آیه 72 از سوره انفال به روشنی این مطلب را بازگو کرده است: «إن الذین ءامنوا و هاجروا و جـاهدوا بأمو'لهم و أنفسهم فی سبیل الله والذین ءاووا و نصروا أولـ'ئک بعضهم أولیآء بعض والذین ءامنوا و لم یهاجروا ما لکم من ولـایتهم من شیء حتی ' یهاجروا و إن استنصروکم فی الدین فعلیکم النصر إلا علی ' قوم بینکم و بینهم میثـاق والله بما تعملون بصیر.»؛ «حقا آن کسانی که ایمان آورده اند و هجرت نموده اند و با مال های خود و جان های خود در راه خدا جهاد کرده اند و آن کسانی که مؤمنین و مهاجرین و مجاهدین را مأوی و جا داده و یاری کرده اند، بعضی از آنها ولی و سرپرست و صاحب اختیار بر بعض دگر خواهند بود و اما آن کسانی که ایمان آورده اند ولیکن هجرت ننموده اند، آنان هیچ گونه ولایتی بر شما نخواهند داشت تا زمانی که هجرت کنند. اما اگر از شما یاری خواستند در امور دینی خود در جنگ با کافران، بر شما واجب و لازم است که آنان را یاری دهید، مگر آنکه بین شما و آن کافران پیمان متارکه جنگ بسته شده باشد که در این صورت بر عهده شما چیزی نیست .»

منـابـع

سید محمد حسینی تهرانی- معادشناسی- صفحه 75-78

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد