مقربین و مشرکین در قیامت

فارسی 3403 نمایش |

مقربین و مخلصین سؤال ندارند:
روایاتی است که دلالت دارند بر اینکه مؤمنین خالص که آنها را مقربین گویند، بدون حساب و سؤال داخل بهشت میشوند، و مشرکینی که در شقاوت و جحود و انکار، در نهایت بعد قرار دارند، بدون حساب و سؤال داخل جهنم میروند. همانطور که سابقا ذکر شد کسانی هستند که رشته امور آنها از دستشان خارج شده و به دست پروردگار سپرده شده است. آنان ولی و صاحب اختیاری جز خدا ندارند، چون از اراده و اختیار نفسانی بیرون آمده اند. و بنابراین چون اعمال آنها استناد به خودشان ندارد، سؤال و حساب نیز برای آنان نیست. آنان مقربین و مخلصین (به فتح لام) هستند که در مقام فنای فی الله اقامت گزیده اند.
خداوند می فرماید: «فإنهم لمحضرون * إلا عباد الله المخلصین؛ پس حقا ایشان حاضر شدگانند در قیامت و عرصات حساب و سؤال، مگر بندگان مخلصین ما» (صافات/ 127-128) و از طرف دیگر، کسانی هستند که در کفر و شرک و انکار و استکبار منغمر شده اند و آن لطیفه الهیه را در دلشان به کلی خمود و خراب و فاسد و تباه کرده اند؛ آنان ولیی ندارند جز طاغوت، و خداوند ولی آنها نیست «و أن الکـ'فرین لا مولی لهم» (محمد/ 11). اعمال چنین مردمی، حبط می شود و در روز قیامت میزانی برای آنها نصب نمی گردد و کتابی ندارند و حسابی ندارند.
شیخ طوسی در «امالی» از شیخ مفید روایت می کند که: «قال: سألت أبا جعفر محمد بن علی علیه السلام عن قول الله عز وجل «فأولـ'ءک یبدل الله سیئاتهم حسنـ'ت و کان الله غفورا رحیما» (فرقان/ 70) پس خداوند گناهان ایشان را تبدیل به حسنات می کند و خداوند غفور و رحیم است. «می گوید: از حضرت باقر (ع) درباره تفسیر این آیه که خداوند سیئات «بندگان رحمن» را تبدیل به حسنات میکند، پرسش کردم. حضرت گفتند: مؤمن گهنگار را در روز قیامت به موقف حساب می آورند و خداوند فقط به تنهایی متکفل رسیدگی و حساب او می گردد و بر حساب او هیچ یک از مردم اطلاع حاصل نمی کنند. و خداوند گناهان او را به او نشان میدهد، و چون او اعتراف و اقرار به گناهان میکند خداوند عز وجل به فرشتگانش می گوید: تمام این گناهان را به نیکویی ها مبدل سازید، و آن نیکویی ها را برای مردم ظاهر کنید». باری وقتی که درباره مؤمن مذنب مطلب از این قرار است، درباره مقربین و مخلصین که تمام وجود خود را به خدا داده اند و یکسره کردارشان، و افکارشان، و وجودشان، فی الله و لله شده است چگونه خواهد بود؟

مشرکین بدون حساب وارد دوزخ میشوند:
در «امالی» صدوق، ضمن روایت طویلی از حضرت سجاد (ع) روایت می کند: «حضرت علی بن الحسین (ع) گفتند: گفتار خداوند در قرآن کریم، پس از این، درباره اهل معاصی و گناهان بر می گردد. پس خداوند فرموده است: و حقا هر آینه اگر یک دمی و به قدر یک نفسی از عذاب پروردگار تو به ایشان مس کند، هر آینه می گویند: ای وای بر ما، ما حقا از ستمکاران بوده ایم. بنابراین، ایها الناس! اگر شما بگوئید: خداوند از این آیه مرادش اهل شرک بوده است؛ چگونه این، گفتار استواری است در حالی که خداوند می فرماید: ما در روز قیامت میزان های قسط و عدل را نصب می کنیم؛ و اگر آن چیز به اندازه وزن و سنگینی یک ذره باشد ما آن را می آوریم؛ و حسابگر با کفایتی هستیم؟ ای بندگان خدا! بدانید که برای اهل شرک میزانی نصب نمی گردد و نامه عملی باز نمی شود؛ و فقط نامه اعمال برای اهل و ملت اسلام باز میشود.»
و نیز در «عیون» با اسناد سه گانه خود از حضرت رضا از پدرانش (ع) روایت کرده است که «قال: قال رسول الله صلی الله علیه وءاله: إن الله عز وجل یحاسب کل خلق إلا من أشرک بالله، فإنه لا یحاسب و یؤمر به إلی النار؛ رسول الله (ص) گفته اند: خداوند عز وجل، تمام مخلوقات را در روز قیامت محاسبه می کند مگر کسی را که شرک به خداوند عز وجل آورده باشد، بنابراین او مورد محاسبه واقع نمی شود و به او امر میشود که به سوی آتش برود» (عیون اخبار الرضا، ص 232)

در معنای حساب از پیغمبران
باری، بحثی را که در اینجا راجع به مقربان و مخلصان آوردیم، و در سابق نیز بیان شد که اینان سؤال و حساب و میزان و نامه عمل ندارند؛ منافاتی ندارد با آنچه در این مجلس ذکر کردیم که: حساب و سؤال برای جمیع بندگان است، حتی انبیاء کرام و پیغمبر عظیم الشأن و ائمه هدی (ع) زیرا مخلصین و مقربین که در حال فنا هستند، از حضور در قیامت و سؤال و جواب خارجند. و اما آنان که بعد از فنای فی الله به مقام بقای بالله فائز آمده، و چون انبیاء و امامان، زمام امور تربیت و رشد خلق را تکوینا و تشریعا به دست دارند، دارای مقام جامعیت هستند؛ و حظ هر عالمی را به نحو اکمل می برند، و شأن هر عالمی را به طور کامل حفظ می کنند، و از آثار و خواص هر نشئه ای متأثر می گردند؛ و بنابراین حساب و سؤال از آنان نیز خواهد شد. ولی بین حساب آنان و بین حساب سایر افراد، فرق بسیار است. حساب کسانی که به مقام فنای فی الله نرسیده اند، از باب مؤاخذه و توبیخ و تقریع تبکیت و حداقل: ملامت و به واسطه شائبه دوئیت که در آنان است مورد بازخواست قرار گرفتن در برابر تکلیف است؛ ولی حساب اولیاء و انبیاء و مقربان و مخلصان که به مقام بقاء بعد از فناء رسیده اند، از باب رد و بدل و گفتگوی حبیب با محبوب و کشف اسرار درون حرم بین محرم و صاحب حرم است.
و این حقیقت به خوبی از دقت در اخبار وارده در سؤال از رسول الله و ائمه هدی و انبیاء عظام روشن میشود. و روایات وارده به مضامین مختلف از قبیل: «لی مع الله وقت لا یسعنی فیه ملک مقرب و لا نبی مرسل؛ برای من در پیشگاه خداوند فرصتی است که در ظرفیت وجودی هیچ فرشته ی مقرب و پیامبر برانگیخته نیست» (مفاتیح الاعجاز، ص 87) این حقیقت را مکشوف می سازد و در لسان عرفای بالله و اهل یقین در سفر چهارم که سفر فی الخلق بالحق است صورت می گیرد، و در غزلیات، به تعبیر مسامرات لیلیه و نحوه آن بیان میشود.
1ـ خداوند محبوب با من از درون من به کشف سرائر و پنهانی های من به مخاطبه و گفتگو پرداخت و گفت: آیا میدانی که من کیستم؟! گفتم: آری؛ تو آخرین آرزو و مقصود من هستی!
2ـ پس من فانی شدم در بقای حضرت او جل وعز؛ بقایی که پیوسته بود، و همیشگی و مستمر و سرمدی بود.
3ـ پس حال من چنین شد که صبح کردم در حالی که من بین دو امر ایستاده و واقف بودم: علوم و دانش های من مرا به عالم محو می برد، و قوای واهمه من مرا مستقر و ثابت می کرد که هیچ چیز جز خدا نیست و همه اشیاء سایه اویند.
4ـ و چشم بصیرت من، چیزی غیر از ذات او را مشاهده نمی کرد و حقا که چیزی جز حضرت او تبارک و تعالی، در اندیشه من و در کانون فکر من خطور نمی کرد.
5 ـ آری، ابتدای نشو و نمای من در عالم محبت، قبل از خلقت عالم آدم بوده است و سر من و خمیر من در تطور اکوان، قبل از پیدایش من در عالم طبع و اکوان بوده است.

منـابـع

سید محمد حسین حسینی طهرانی- معاد شناسی جل 8- صفحه 333-340

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد