خسارات متصوفه به اسلام

فارسی 2445 نمایش |

تعلیمات عرفا و متصوفه خودمان نکات برجسته زیاد دارد، ولی یکی از خسارتهای بزرگی که اسلام از راه تعلیمات عرفا و متصوفه دید، این بود که اینها تحت تأثیر تعلیمات مسیحیت از یک طرف‏، تعلیمات بودائی از سوی دیگر و تعلیمات مانوی از طرف دیگر در مسأله‏ مبارزه با نفس و باصطلاح خودشان نفس کشتن و در مساله خود را فراموش‏ کردن حساب از دستشان در رفت. اگر اندک توجهی به تعلیمات اسلام‏ می‏کردند می‏دیدند اسلام طرفدار منهدم کردن نوعی خودی و زنده کردن نوع دیگر از خودی است. اسلام می‏گوید خود را فراموش کن و خود را فراموش نکن. خود سافل حیوانی را توصیه می‏کند که فراموش بکنید ولی یک تولد دیگر، یک ولادت‏ دیگر در روح شما می‏خواهد. می‏خواهد یک خود دیگر، یک منش دیگر در وجود شما زنده شود. شاید دوازده سال پیش یا بیشتر بود که من متوجه این نکته‏ شدم و بعد هم که اقبالنامه آقای سید غلامرضا سعیدی را خواندم دیدم که اقبال‏ لاهوری متوجه این نکته شده است. مطلبی را تحت عنوان فلسفه خودی بیان‏ کرده و مقصودش این است که خودی خودت را بازیاب، خودی انسانی خودت‏ را بازیاب.
اصلا اسلام یکی از عقوبتهای الهی را این می‏داند که خدا انسان را بشکلی در می‏آورد که خودش را فراموش کند: «و لا تکونوا کالذین‏ نسوا الله فانسهم انفسهم؛ از کسانی مباشید که خداوند را فراموش می‏کنند و در نتیجه فراموش کردن خدا، خدا آنها را معاقب می‏کند» (حشر/ 19)،. عقابش این است که خودشان را فراموش می‏کنند. می‏گوید خود اما آن‏ خودی که قرآن می‏گوید یادت باشد، چیست؟ نمی‏گوید شهوتت یادت باشد نمی‏گوید جاه طلبیت یادت باشد نمیگوید پول پرستیت یادت باشد می‏گوید اینها را فراموش کن خودت یادت باشد. تو این نیستی، تو برتر از این‏ هستی، تو یک انسانیتی هستی، یک شخصیتی هستی، یک منشی هستی که وقتی‏ آن منش را در خودت بیابی خودت را یکپارچه نور می‏بینی، خودت را یکپارچه عظمت و قدرت می‏بینی خودت را یکپارچه شرافت می‏بینی آنرا فراموش نکن والا شما چه کسی را در دنیا پیدا می‏کنید که بیش از امام علی (ع) مردم را دعوت به تقوا کرده باشد؟ (اینها تأمل دارد، تفکر دارد باید درباره اینها فکر کرد) چه کسی بیش از علی مردم را دعوت به مبارزه با هوای نفس کرده است؟ چه‏ کسی بیش از علی مردم را دعوت به ترک دنیا کرده است؟ هیچکس. ولی‏ همین علی در تعلیمات خودش انسانها را دعوت می‏کند به عزت و منش.
خطاب به امام حسن می‏فرماید: «و لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا؛ پسرکم! بنده انسان دیگری مباش خدا ترا آزاد آفریده است، خودت را حفظ کن». علی که دعوت به تواضع می‏کند، علی که متواضع ترین مردم دنیاست، علی که‏ همیشه به مبارزه با هوای نفس توصیه می‏کند، چطور اینجا دعوت به منیت‏ می‏کند؟ نه، این منیت غیر از آن منیت است. این منیتی است که باید محفوظ بماند. این است که می‏گوید: «ولا تکن عبد غیرک؛ هرگز خودت را بنده‏ دیگری مکن». بنده دیگری بودن، برده دیگری بودن، اظهار خاکساری پیش‏ بنده‏ ای از بندگان خدا کردن با شرافت خدائی و عزت انسانی تو منافات‏ دارد.

منـابـع

مرتضی مطهری- آزادی معنوی- صفحه 211-209

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد