مقتدر عباسی

فارسی 6149 نمایش |

ابوالفضل جعفر با لقب "المقتدر بالله" هجدهمین خلیفه بنی عباس در سال 282 هـ ق به دنیا آمد. او با پادشاه احمد سامانی و پسرش اسماعیل معاصر بود و دانشمند بزرگ شیعه شیخ کلینی. پدرش معتضد از خلفای عباسی و برادرش مکتفی، خلیفه قبل از او بودند. مقتدر بعد از مرگ برادرش "مکتفی" در 13 سالگی به رأی درباریان و وصیت مکتفی به خلافت نشست که تا آن موقع، هیچکس به این سن به خلافت ننشسته بود. در آن زمان،‌ تسلط غلامان و خادمان ترک بر دستگاه خلافت شروع شده بود، لذا آشوب و نزاع در دستگاه حکومتی پیدا شد، و همان اوایل خلافتش "ابن معتز" شاعر معروف، مدعی خلافت شد و عده ای از امرا و بزرگان مثل "حسین بن حمدان" سال 296 ق دور او جمع شدند و به او لقب "امراضی بالله یا المرتضی" دادند و او را خلیفه خود کردند.
اگر چه این خلافت یک روز بود و غلامان ترک به رهبری مونس خادم، ابن معتز شاعر را دستگیر کردند و مونس،‌ خودش امیر و فرمانده بغداد شد و به دستور مقتدر، عبدالله بن معتز شاعر، به قتل رسید، مقتدر مجددا مسلط شد که بعد از مدتی، دشمنان دیگرش از هر طرفی به مخالفت با او برخاستند و بطور کلی چون مقتدر جوان و بی تجربه بود، در دوران خلافتش، دشمنان خلافت نیرو گرفتند و دوران او، بسیار تیره و اسفناک بود.
قرامطه در عراق قدرت پیدا کردند، "یوسف ابن ابی الساج" والی آذربایجان و "حمدانیان" در موصل، هیچکدام به دستور خلیفه و جایگاه خلافت، اهمیتی نمی دادند. دیلمان خروج کردند، خلیفه هارون بن غریب پسرخاله اش را به جنگ آنها فرستاد ولی او اسیر شد و آن سرزمین ها به دست دیلمان افتاد.
فاطمیان بر آفریقای شمالی چیره شدند و مصر را تهدید می کردند. وزرا و عمال دولتی خائن، به اموال دولت ظلم و خیانت و دزدی را به حد افراط رسانده بودند. مادرش که کنیزی بود، در مدت خلافت او دست اندر کار بود و در امور مملکت مداخله می کرد و اموال خزانه عظیم دولت را که هنگام مرگ مکتفی (15 میلیون دینار) بود به باد داد و خودش هم که بی خرد و مسرف بود، دست کمی از مادرش نداشت و چنانچه در تاریخ است در طی خلافتش 80 میلیون دینار تلف کرد و خلاصه در دستگاه خلافت آشوبی بود. گاهی وزیری عزل می شد و وزیر بعدی که دشمن او بود، به محض شروع وزارتش، انواع تحقیرها و شکنجه ها و توهین ها را به وزیر قبلی می کرد و عجیب بود که وزیر قبلی معزول و توهین دیده،‌ مجددا به وزارت می رسید. هم چنانکه "ابن فرات" 3 مرتبه به وزارت رسید و سرانجام او و پسرش محسن، بطرز فجیعی کشته شدند.

ویرانی کعبه
در آن زمان مقتدر سال 317 هـ ق، برای اولین بار در تاریخ اسلام، مراسم حج انجام نشد، زیرا قرمطیان بحرین و لحا، با سرکرده خود ابوسعید جنابی، در مکه قتل عام کردند، چاه زمزم پر از کشته شد، تمام نفائس و گنجینه های کعبه را غارت نموده و حجرالاسود را از جای خود کندند و با خود بردند،‌ شهر مکه بسیار ناامن و غارت زده شد،‌ ابوسعید جنابی از مکه به جنگ مقتدر در بغداد آمد، و شهر بغداد دچار ناامنی و شورش شده بود و موقعیت مقتدر بار دیگر به خطر افتاد. عده ای از سران، مقتدر را از خلافت خلع کرده و برادرش قاهر ابن معتضد را روی کار آوردند و به او لقب "القاهر بالله" دادند ولی بعد از چند روز پیادگان مصافیه که عده ای از سپاهیان بودند، بر «نازوک» که عامل اصلی خلع مقتدر بود، شوریدند و او را کشتند و مقتدر دوباره بر سرکار آمد.
سال 319 هـ ق یکی از سران بزرگ سپاه بنام "مونس" که در توطئه های درباری همیشه دست داشت، از مقتدر رنجیده و با یاران و اطرافیان خودش از بغداد بیرون رفت و موصل را از حمدانیان گرفت و چون خود را در حد کفایت و قوی دید، بطرف بغداد رفت. مقتدر شخصا با اطرافیان خود برای جنگ با مونس از بغداد بیرون آمد، در جنگی که در گرفت؛ سپاه مونس بر سپاه خلیفه پیروز شد و خلیفه بدست یکی از بربری ها کشته شد. او در همان مکان که «شماسیه» نام داشت مدفون شد. مدت خلافت او حدود 25 سال بود یعنی 24 سال و 11 ماه، او در 38 سالگی در سال 320 کشته شد.

منـابـع

حمدلله مستوفی- تاریخ گزیده- صفحه 338

غلامحسین مصاحب- دائرة‌ المعارف فارسی

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها